فهرست مطالب
Toggleمهلت الهی به ظالمین: رحمت یا مکر؟
بحث ما درباره روابط اعضای خانواده آسمانی به موضوع ظلم اختصاص دارد. گاهی انسان دچار گناهان و ظلمهایی میشود و منتظر عواقب آن است. گاهی نیز مظلوم واقع میشود و از خدا انتقام ظالم را میخواهد، اما این انتقام اتفاق نمیافتد و او منتظر میماند و میگوید: “خدایا، تو چرا شاهد و ناظر این ظلمها هستی و هیچ کاری نمیکنی؟” گاهی اوقات انسان ممکن است به عدالت خدا هم شک کند.
دلایل مهلت دادن خداوند
جواب این است که مهلت دادن خداوند دو دلیل عمده دارد:
گاهی خداوند مهلت میدهد تا شخص از روی رحمتی که دارد به خودش بیاید و دست از ظلم و گناه بردارد و بتواند در دنیا جبران کند. چه برای ظالم، چه برای مظلوم. بارها این اتفاق افتاده که ما در اثر گناهانی که کردیم منتظر این بودیم که آسیبی ببینیم و اتفاقی برایمان بیفتد، ولی نیامده. بعدها تحولی اتفاق افتاده و بعد فهمیدیم که خدا چه لطف عظیمی در حق ما کرده که به ما این فرصت را داد که ما بتوانیم جبران و اصلاح کنیم. هم در مورد خودمان و هم در مورد دیگران. زمانه ما و گذشته پر است از نمونههای این مهلت دادنها. کسانی داشتیم که تا ظهر و عصر عاشورا با امام حسین جنگیدند، طوری که حضرت یاری نداشته و تنها بوده. وقتی که برای اتمام حجت “هل من ناصر ینصرنی” گفته، تازه اینها توبه کردند. کسانی داشتیم در ۵۰ سالگی، حر را داشتیم، توبه کردند و اصلاح شدند. بنابراین این لطف خداست نسبت به بندگانش که گاهی وقتها این فرصت را میدهد که شخص بتواند گذشته خودش را جبران کند.
مکر الهی و عذاب ناگهانی
گاهی وقتها هست که اینگونه نیست، بلکه مکر الهی در کار است. شخص دچار مکر الهی میشود، گمان میکند که انتقامی در کار نیست و خبری نیست، ولی خب ناگهان گرفتار انتقام خدا و عذاب الهی میشود.
ظلمهای حرفهای و نیاز به معاد
گاهی وقتها دلیل دیگر این است که در مورد افرادی که ظالم حرفهای هستند، ظالمهایی که اعتقادی به خدا ندارند. گاهی وقتها آدم ظلم میکند ولی دللرزهای دارد، اعتقادی دارد، دلترسی دارد نسبت به انتقام الهی. ولی یک موقعی است که شخص ظالم است و دشمن خداست، ظالم است و منکر خداوند است، و با بیاعتقادی به خدا و انتقام الهی و آخرت ظلم میکند و ظلمهای فاحشی را انجام میدهد. اینگونه ظلمها ظلمهایی هستند که در دنیا نمیشود جزایشان را داد، یعنی دنیا برای انتقام واقعاً کافی نیست. عمر دنیا در مقایسه با نظام آخرتی و ابدی انسان که جاودانه است، هیچ است، یعنی یک زمان بسیار بسیار کوتاهی است. خود شما در هر سنی که هستید الان بهتان بگویند این مقدار عمری که دارید چه جوری گذشت، میگویید مثل یک خواب است، مثل یک ابر آمد و رفت. آنانی که پا به سن گذاشتهاند و ۵۰ را رد کردهاند خیلی راحتتر این را میفهمند که انگار یک خواب بود و آمد و رفت. آنقدر عمر دنیا کوچک و محدود است که در قرآن کریم میگوید وقتی اینها وارد برزخ میشوند ازشان سوال میکنند “کم لبثتم” که شما چقدر در دنیا بودید، میگویند “لبثت یوماً او…” یک روز یا نصف روز بیشتر در دنیا نبودیم. چون نظام آخرتی یک روزش معادل ۵۰ هزار سال ماست. بنابراین عمر دنیا برای کسی که چند نفر را کشته، این را چه جوری میشود جبران کرد؟ آدم کشته، چند تا جان را گرفته، این را میشود یک بار اعدام کرد ولی در مورد جانهای دیگری که گرفته دنیا جوابگو نیست. یا چقدر افراد را یتیم کرده، زنهایی را بیهمسر کرده، خواهر و برادران را از هم جدا کرده. یک ظالم اینجوری که دستور میدهد با بمب دهها و صدها نفر کشته میشوند، عذاب دنیایی نمیتواند اینها را مجازات کند. اینها فضای عادلانه و قوی نیاز دارند که جزای آن گناهشان را بدهند.
عدالت الهی و ضرورت معاد
یکی از دلایل وجود معاد همین است که آن کسی که اعتقاد به خداوند دارد میداند که خداوند بینیاز است، صمد است، سبحان است، ظلم نمیکند. اگر کسی الآن ظلم کرد در مملکت خدا، خداوند حتماً جبران آن ظلم را میکند، هم برای ظالم هم مظلوم. پس باید معادی و بازگشت و آخرتی باشد که هرکس به سزای عمل برسد، چه خوب و چه بد. اینجوری نیست که خوب و بد در نظر خداوند یکسان باشند، “افمن کان مؤمناً او فاسقاً لا یستوون” آیا آنی که مؤمن هست، با آنی که فاسق است و مؤمن نیست، یکی هستند؟ هرگز. لذا معادی باید باشد، آخرتی باید باشد که هرکس به سزای عمل خودش برسد، به پاداشش برسد یا به جزای کارهای زشتش برسد و خداوند عادلتر از آن هست که بگذارد هرکس هرکاری دلش خواست بکند و بعد هم هیچی. خداوند عادل دهها و صدها آیه اختصاص داده که قیامت روز حساب است، روز کتاب است، روز صراط است، روز سوال است، روز بررسی است، اینها همه هست. بنابراین یک موقعی نگوییم خدا چرا به فلان ظالم، این سلاطین و پادشاهان فرصت داده، چون دنیا اساساً دار اختیار است. خداوند اراده کرده که هرکس در دنیا اختیار داشته باشد، و ثانیاً دنیا محدودتر از آن است که جزای بسیاری از کارهای انسان باشد. وقتی یک نفر به خاطر نماز پاداشش بهشت است، کسی که مطیع خدا هست و عبادت خدا را میکند، دنیا چه جوری میتواند جزای اینها را بدهد؟ دنیا خیلی کوچکتر از آن است که جزای افراد خوب را بدهد، و کوچکتر از آن است که بخواهد جزای افراد بد را بدهد. بنابراین دیر نمیشود. چون استمرار داریم، از دنیا تا بینهایت، بنابراین فوت نمیشود، دیر نمیشود این جزا دادن. این ما هستیم که عجله میکنیم. یا عجولیم یا فکر میکنیم که همه کارها باید همین جا جزایشان داده شود. ولی اینجوری نیست، کسی که صدهزار نفر، یک میلیون نفر آدم را کشته، چه جوری میتواند این جا جزا ببیند؟ امکانش نیست. پس این مهلت خداوند دلیل دارد، گاهی وقتها برای این است که شخص توبه کند و برگردد و جبران کند، گاهی وقتها برای این است که شخص آنقدر آدم بدی است که از حد گذرانده. خداوند میفرماید قاعده استدراج دارد، اجازه میدهیم آهسته آهسته ظلم کند تا جهنمش را طولانیتر و عمیقتر کنیم. دنیا هم نمیتواند جزای بسیاری از کارهای بد انسان را بدهد. یک نظام جاودانه و ابدی نیاز است.
روایات درباره مهلت به ظالمین
سوره آل عمران آیه ۱۷۸: “و لایحسبن الذین کفروا انما نملی لهم خیر لانفسهم انما نملی لهم لیزداد عصماً و لهم عذاب مهین.” میفرماید آنانی که کفر میورزند گمان نکنند الآن که بهشان فرصتی میدهیم یا عمر طولانی میدهیم به نفعشان است، این فرصت پیدا کردن به نفعشان نیست، ما به اینها فرصت میدهیم که گناهانشان را زیاد کنند. میفرماید که اینها عذاب خوارکننده دارند. چون عذابها گونههای مختلفی دارند، گاهی وقتها عذابها فقط دردناک هستند، گاهی وقتها دردناک هستند بله خوارکننده هم هستند، یعنی حقارت و تحقیر هم درشان وجود دارد. کسی که عذاب میکشد تحقیر هم میشود. یک موقعی کسی ظلم میکند میبرند اعدامش میکنند، نه یک موقع طناب میاندازند گردنش در خیابان میچرخانندش و بعد اعدام میکنند، هم عذاب وجود دارد هم تحقیر. بعد هم به سزای عملش میرسد. برای کفار هم عذاب دردناک است، هم عذاب مهین، مهین یعنی خوارکننده. یعنی درش ذلت وجود دارد.
فرمایش امیرالمؤمنین (ع) درباره مهلت به ظالم
اولین فرمایش از وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام است، میفرمایند: “ولئن امحل الظالم فلم یفوت اخذه و هو له بالمرصاد علی مجاز طریقه و موضع الشجا من مصاق ضیقه.” میفرماید اگر خداوند فرصتی میدهد به ظالم، اینجور نیست که فراموش شده، یا خدا ولش کرده که هر کار دلش خواست بکند. اینجوری است که خدا کمین کرده برای او، بر سر راهش، آن زمانی که جان به گلوی او میرسد، موقع انتقام الهی هم میرسد. موقعی که جان به حلق او رسیده و گلوگاه او، آنطور که حضرت فرمود “علی مجاز طریقه” آنجایی که آب در دهان فروبرده و استخوان گیر میشود، آنجا خدا انتقام خود را میگیرد و دیر نمیشود فرصتی که داده. یا میفرماید: “ظلامه المظلومین یمحله الله سبحانه و لا یهملها.” میفرماید که دادرسی ستمدیدگان را خدا مهلت میدهد ولی اهمال نمیکند، این را خدا فراموش نمیکند، نادیده نمیگیرد، حتماً اتفاق خواهد افتاد. یعنی شخص به این موضع میافتد. شوهری ظلم میکند در حق همسرش، زنی ظلم میکند در حق همسرش، والدینی ظلم میکنند در حق بچههایشان. بچهها ظلم میکنند در حق پدر و مادر، مدیر ظلم میکند در حق زیرمجموعهاش، و بالعکس، یا پادشاهان و حکام و سلاطین در حق زیرمجموعه خودشان ظلم میکنند. خداوند میگوید اینها از دست نمیروند، اگر یک ذره فرصت دادم به این معنا نیست که نادیده گرفتیم. به موقع خودش. به طوری که خدا خودش مصلحت میداند که کی این اتفاق بیفتد.
اصرار بر ظلم و زوال نعمت
بعد میفرماید: “لیس شیءٌ ادعا الی تغییر نعمه الله و تجعیل نقمه علی ظلماً فان الله یسمع دعوه السمتهدی … بالمرصاد.” در زوال آمدن نعمت خدا و شتاب بخشیدن به خشم و انتقام خدا هیچ چیز مؤثرتر از این نیست که یک شخص در ظلم خودش اصرار داشته باشد. دارد ظلم و جنایت در حق دیگران میکند، اصرار هم دارد بگوید این چیزی مهمتر از این و بیشتر از اینکه انسان اصرار دارد روی ظلم خودش، در این که خدا نعمتها را از شخص بگیرد و بر او خشم و انتقام بگیرد مؤثر نیست. اینقدر مهم است که وقتی انسان ادامه میدهد خداوند نقمت میآورد و نعمت را از او میگیرد. میفرماید که خداوند دعای ستمدیدگان را میشنود و در کمین ستمگران است. دعاها را میشنود ولی زمان دارد برای هر چیزی، خداوند برای هر چیزی قدری قرار داده، هر چیزی اجلی دارد، باید اجلش برسد، وقتی رسید خداوند آن انتقام را انجام خواهد داد.
جبران الهی برای مظلومین
مظلومین چی میشود اینجا؟ در روایت داریم مظلومین به خاطر ظلمی که بهشان شده خداوند آنقدر برای اینها جبران میکند که امام صادق علیه السلام میفرماید کسی که در حقش ظلم شده میگوید ای کاش در دنیا همیشه به من ظلم میشد، ای کاش مرا با قیچی تکه تکه میکردند، چون حیات جاودانه است ابدی است و به قدری خوب و زیبا خداوند ظلمهایی که به افراد شده جبران میکند که شخص از اینکه بهش ظلم شده ناراضی نیست، میگوید حالا ظلم شده خداوند در مقیاس جاودانه برای من جبران میکند، برای شخصی که الآن مظلوم است خوشحالکننده است.
فرمایش نبی اکرم (ص) درباره مهلت به ظالم
فرمایش بعدی از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است، میفرمایند: “ان الله یمهل الظالم حتی یقول قد احملنی ثم یأخذه اخذه رابیه.” خداوند به ستمکاران به گونهای مهلت میدهد که او فکر میکند خدا او را واگذاشته، سپس خدا او را با یک کیفر سخت او را میگیرد. موقعی که اصلاً گمانش را نمیکند. شما شاه را دیدید، صدام را دیدید، قذافی را دیدیم، دستگاه شاه را دیدیم، هزاران هزار از این ظالمها دیدیم که خدا از همه شان انتقام گرفت که خیلیهایشان به بدترین و ذلیلانهترین مرگ مردند. شاه در غربت، هیچ کشوری حاضر نبود قبولش کند، تمام کشورهایی که این به خاطرشان به ملت ایران ظلم کرده بود، آمریکا و اروپاییها، حتی کشورهای دوستشان، کشورهای دم دستی، هیچ کدام حاضر نبودند او را بپذیرند، به ذلت و خواری با درد از دنیا رفت. این که جزایش نیست، این فقط اخذ دردناک است، اخذ کیفر سختی است که میگیرنش و قرآن میگوید فرشتهها این را با پس گردنی از دنیا خارجشان میکند. فرشتههای دنیایی وقتی موقع رفتنشان میرسد “یأخذون ادبارهم” وقتی نوبت مردن اینها میرسد، با پس گردنی میزنند که جان اینها با پس گردنی درمیآید و “وجوههم” فرشتگان برزخ و ملکوت با سیلی از اینها استقبال میکنند، این تازه شروع داستان است ذره ذره به سزای اعمالشان میرسند.
داستان خلیفه جور و پای اسب
یکی از خلفای جور با پسرش قرار میگذارند، هرکدام که زودتر مردند بیاید به خواب دیگری، خبر دهند که آنجا چه خبر است. بابا که خودش از خلفای جور بوده، از دنیا میرود. پسره منتظر است که پدرم میآید، ماه بعد، سال بعد، نیامد، ده سال طول میکشد. بعد ده سال یک شب پسر، پدر را خواب میبیند میگوید بابا تو وعده کردی بیایی به ما خبر بدهی، چه شد؟ گفت اینجا اوضاع خیلی خراب است، من اصلاً ظلمهای زیادی که به آدمها کردم، هنوز پروندهاش را باز نکردهاند، من فقط در طول این ده سال در مورد یکی از ظلمهایم آن هم به یک اسب در حال عذاب کشیدن هستم، آن هم به این خاطر بود که آدم نالایقی را به شهرداری منصوب کردم، این شهردار هم آدم دزدی بود، یک پلی ساخت، پلی ضعیف روی رودخانهای ساخت، اسبی از آن جا رد میشد، پایش گیر میکند توی پل میشکند. من تا الآن گیر پای آن اسب هستم. دارم جزای آن را میدهم.
حقوق حیوانات و گیاهان در اسلام
حیوان در نگاه خداوند شعور دارد. همه حیوانات در نگاه الهی شخصیت دارند. مرکب که سوار میشوی، حضرت میفرماید شما حق ندارید مرکب را توی صورتش بزنید، شخصیت و احترام دارد، میخواهی حرکت کنی شلاق میزنی به گونهای بزن که دردش نیاید، به صورتش هم نزن، بیشتر از دو نفر هم حق ندارید سوارش شوید، حق ندارید وقتی رویش سوار شدید توقف کنید و حرف بزنید بیا پایین حرفت را بزن، این ظلم است در حق حیوان. نفر سومی که سوار مرکب میشود جهنمی است. به گیاه هم انسان حق ندارد ظلم کند. گیاهان هم شخصیت دارند. حیوانات همه اینجوری هستند، آدمهایی که حیوانات را در استخدام هوسهای خودشان درمیآورند، ظلم است. من الآن شکمم سیر است غذا هم احتیاج ندارم، یک تفنگ بگیرم دستم بروم حیوان بکشم، برای شکم خودم پرندهها را بزنم، در این فیلمها ببینید، من چندتایشان را دیدم، چندتا شیر حمله کردند به یک گاو. این گاو را زدند زمین، تا زدند زمین فهمیدند باردار است، همه شیرها رفتند کنار تا فهمیدند باردار است. تا این گاو برود به گله خودش. یا یک پلنگ با چشم خودم دیدم که یک میمونی را بهش حمله کرد، بعد از اینکه کشتش میخواست بخوردش، دید بچه دارد، بچه اش از شکمش افتاد، این پلنگ چقدر درد کشید، این بچه را نوازش کرد برد پیش بچههای خودش، به مادر هم دست نزد. و نخورد. آن شیری که همه دیدید، وقتی میفهمد که آن حیوانی که کشته باردار بوده، ماده شیری هم شکار میکند، شیر از غصه مرد، که من کسی را کشتم که بچه کشته. آن موقع آدمها به خاطر هوسهای شکمی میروند حیوان میکشند که من شکمم میخواهم روی هوا و هوس شکم حیوانات را میکشم و از خانوادههایشان جدا میکنند. در اسلام حقوق حیوانات داریم خیلی هم قوانینش سنگین است. پیامبر میفرماید “دخلت النار امرأه” یک زن به خاطر یک گربه میرود جهنم، که گربهای برود در خانه غذا بخواهد، خانمی بهش غذا ندهد، خب گربه است شخصیت دارد، حالا یا ماده است باردار است یا باید شیر بدهد به بچههایش، یا اصلاً نر است، حیوان هم یک شخصیت حقیقی است که آمده سراغ ما آدمها. به یک درخت آب بدهید میفرماید ثواب آب دادم به مؤمن است، مؤمنی که حرمتش از کعبه بالاتر است، از فرشتگان مقرب نزد خدا بالاتر است، چقدر یک درخت حرمت دارد پیش خدا، تجلی خداست، مگر میشود آدم یک حیوان یا گیاه را راحت نابود کند، به طبیعت ظلم کند. پس اینجور نیست اگر کسی ظلم کند هر کاری که کرد کرد، من از آن موقع تا حالا گرفتار پای اسب هستم.
خیانت در انتصاب مسئولین
شما نگاه کنید اینها که الآن در کشور ما پارتی بازی دارند، مسئول انتخاب میکنند، در روایت داریم اگر کسی کسی را جایی منصوب کرد به عنوان مسئول، بداند که از او لایقتر هم هست، “لقد خان الله و رسوله و…” به خدا و رسولش و مسلمانان خیانت کرده. برای چه منصوبش میکنی وقتی میدانی لیاقت ندارد. و در روایت داریم اگر کسی خودش را برای کاری داوطلب کند، در این شورای شهر چندصدهزار نفر ثبت نام کردهاند، بعضی واقعاً دچار خودشیفتگی هستند، خانه خودش را نمیتواند اداره کند، زن و بچه خودش را نمیتواند اداره کند، بعد میگویند میخواهیم برویم برای مسئولیتهای بالاتر، این شهوت مقام دارد، شهرت دارد، عقده حقارت دارد، توهمات دیگر برش داشته. طمع دارد که بروم یک جایی نماینده مجلس شوم، به شوخی آدم بگوید میخواهم رئیس جمهور شوم، روی چه حسابی؟ تو چه لیاقتی داری؟ چه توانایی داری؟ هیچ کس به ریاستی نمیرسد که خداوند ریاستش را امضا نمیکند مگر اینکه آن جایگاهی که نشسته جهنم است. ما در همین شهرری یادمان است، در اثر پارتی بازی، طرح ساخت پل را دادند به یک مهندس نالایق، پل را ساختند روز اول که ماشین میخواست ازش رد کند، پل شکست ۶ نفر آن زیر له شدند. این ۶ نفر بالاخره شوهر کسی بود، پدر کسی بود، نانآور کسی بود، که میخواهد جواب دهد؟ آنی که این پل را ساخته و آنی که پارتی بازی کرده و این آقا را گذاشته در مقام، مهندس و شهردار که میآید خانه انبوه میسازد و مصالح بد به کار میبرد، فردا با دو سه ریشتر میریزد روز قیامت مسئول است.
صبر الهی و اجابت دعا
خداوند همه را حساب میکند هیچ چیز از دستش در نمیرود میگوید عجله نکنید هیچ چیز از دست نمیرود. شما نگاه کنید امام باقر میفرماید که قوم فرعون و بنی اسرائیل این همه ظلم کردند. موسی و برادرش هارون علیهم السلام دعا کردند ببین خداوند چی گفت به آنها، “قال الله تعالی لموسی و هارون قد اجیبت دعوتکما” اجابت شد دعوتتان باشد ما جلوی فرعون را میگیریم. بعد امام باقر میفرماید بین اینکه خدا گفت باشد ما انتقامش را میگیریم دعای شما اجابت شد تا زمانی که فرعون را غرق کرد چهل سال طول کشید. “امرالله لفرعون ما بین کلمه اربعین سنه” خداوند بین دوتا کلمه چهل سال به فرعون فرصت داد که جبران کند ولی فرعون این کار را نکرد. چهل سال بعد تا اجابت بعد عن عرفه الاجابه اربعین سنه چهل سال طول کشید تا خداوند گفته بود که اجابت میکنم دعای شما را تا اجابت را به اینها نشان داد. نگوییم خدایا فلانی را نابود کن، خدا همان موقع میگوید باشد ولی بگذار زمانش بگذرد دعای شما اجابت شده ولی زمان میخواهد شما هم حتماً به چشم خودتان انتقام الهی را در مورد هر کس که در حق شما ظلم کرده خواهید دید. دیر نمیشود.
گفتگوی جبرئیل با خداوند درباره فرعون
بعد امام باقر میفرماید: “قال جبرئیل نازلت ربی فیفرعون منازله شدیده” من در مورد فرعون با خدا سخت جبرئیل میگوید من سخت با خدا بحث کردم. جبرئیل علیه السلام میگوید به خدا گفتم خدایا این دارد میگوید “انا ربکم الاعلی” من خدای برتر شما هستم. نگاه کنید “فقلت یا رب، تدعوه و قد قال انا ربکم الاعلی” به او فرصت میدهی این میگوید من خدای بزرگ شما هستم. خدا چطوری جواب میدهد؟ خدا حوصلهاش زیاد است. قدیمیها میگفتند که صبر کوچک خدا، حالا بعضی از روایات گرفته شده صبر کوچک خدا چهل سال است. صبر کوچکش که خیلی عجله کند خدا عجول باشد این طوری است چون یک ابدیت است یک جاودانگی است عمر انسان، عمر هر انسانی قبلاً گفتیم به اندازه عمر خداست. عمرمان ته ندارد که انتها نداریم ما، مرگی برای ما وجود ندارد. این بدن است که جابجا میشود قبلاً در رحم مادر بودیم حالا آمدیم به این دنیا بعد هم از رحم دنیا میرویم در رحم برزخ و آنجا هم همینطور بعد قیامت بعد… بدنها عوض میشود عمرهای ما بینهایت است ما عوض نمیشویم لذا خدا عجلهای ندارد چون نظام، نظام ابدی است یک نظام کاملاً عادلانه است. حالا خداوند چطوری جواب میدهد “انما یقول هذا عبداً مثلک” میگوید که یک کسی مثل تو دارد این حرف را میزند به جبرئیل، تو عجله داری. پیامبر میگوید خداوند به جبرئیل گفت همین داستان را نقل میکند “انما یقول هذا مثلک من یخاف الفوت” کسی که میترسد فوت شود انتقام فوت شود از دست برود میگوید زودتر این را بزن نابودش کن که دیر نشود. میگوید دیر نمیشود ما هیچ چیز دیرنشدنی در دستگاه خدا نداریم. هیچ سوخت و سوزی نداریم که میگوید دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز نمیشود هیچ چیز نابود نمیشود، نمیسوزد و از بین نمیرود. همه چیز ثبت شده است شما به یک مورچه هم ظلم کنی ثبت شده است. سرجایش خودش است از دست نمیرود که کسی بگوید خدا هم یادش رفته نه خدا یادش نمیرود خدا کند یاد ما نرود که زودتر باید جبران کنیم حق الناسی است در مورد بندگان خداوند پس این مهلتی که خداوند میدهد به ظالمین دلایل مختلفی دارد.
یاد خدا و لعنت بر ظالمین
یک روایت دیگر بخوانیم در رابطه با افرادی که ظالم هستند این روایت را نقل کرده ابن عباس از یکی از معصومین که ننوشته از کی، “اوحی الله عزوجل علی داوود قل الظالمین لا یذکروننی فانه حقاً علی ان اذکر من ذکرنی و ان ذکری ایاهم من العنهم.” داوود به ظالمین بگو من را یاد نکنند چون فرق نمیکند هر کس من را یاد کند من هم یادش میکنم، خوب یا بد. هر کس آدم خوبی باشد آدم بدی باشد به یاد من باشد من هم یادش هستم. ولی اگر یک ظالمی یاد من کند یاد من این است که لعنتش میکنم. خدا میگوید من لعنتش میکنم که تو به بندگان من ظلم میکنی. یاد خدا اینطوری است. لذا در روایت داریم که به ظالمین بگو یاد من نکنند چون یاد من کنند من با لعنت یادشان میکنم. این در مورد ظالمین است.
شرایط ورود به خانههای خدا
یا روایت داریم از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، میفرماید: “اوح الله عزوجل الی یا اخ المرسلین و یا اخ المنذرین انذر قومک ان لا یدخلوا بیتاً من بیوت الا بقلوب سلیمه و السن صادقه و اید نقیه و فروج طاهره و لا یدخلوا بیتاً من بیوتی و لاحد من عبادی عند احد منهم ظلامته فانی الاعنه مادام قائماً بین یدی یصلی حتی یردتک الظلامه الی الله.” چقدر زیباست. پیامبر میگوید که خداوند به من وحی کرد که ای برادر پیامبران این برادر هشداردهندهها یعنی همان برادر پیامبرانی که هشدار میدهند به مردم هشدار بده که در خانههای من قدم نگذارند قدمهای من یعنی عبادتگاهها و مساجد مگر اینکه دلهایشان را پاک کرده باشند و زبانهایشان را پاک کرده باشند راستگو باشند و دستهایشان پاک باشد عورتهایشان پاک باشد آلوده به گناه و معصیت نباشد، و همچنین هیچ یک از بندگان من که به گردنش مظلمهای و حقی نسبت به دیگری دارد قدم در هیچ یک از خانههای من نمیگذارد مگر اینکه میگوید این اگر قدم بگذارد در خانههای من و در مساجد بیاید در حالی که به دیگران ظلم میکند و حقی گردنش دارد و بدهکاری دارد دارد خانوادهاش را ضایع میکند شوهرش را ضایع میکند زنش را ضایع میکند به بچههایش ظلم میکند به مردم دارد ظلم میکند وقتی میآید در این عبادتگاهها تا زمانی که در پیشگاه من نماز میخواند و نیایش میکند من پیوسته نفرینش میکنم. خدا میگوید. مگر اینکه برود حق را به صاحبش برگرداند. اینکه میگوید شما که میخواهید نماز بخوانید یک نخ لباست و دکمه لباست هم غصبی باشد قبول نیست همین است خدا میگوید جلوی من خجالت نمیکشی و حیا نمیکنی وایستادی جلوی من و ظلم میکنی به بقیه. برو حق مردم را بده و بیا. در روایت داریم خداوند حق مردم را مهمتر از حق خودش میداند. حق الناس مهمتر از حق خداست. میگوید شما حق مردم را بپردازید از مردم دزدی میکنید و له میکنید مردم را و هزار و یک جور رشوه که میگیرید و میدهید نزول میدهید نزول میگیرید بعد هم پا میشوید و نماز میخوانید با بیحیایی پیش من بروید حق مردم را بدهید بعد بیایید اینجا.
بحث بعدی بحث پشیمانی از ظلم و بحث علامات و نشانههای شخص ظالم است که دیگر چون فرصت نیست میگذاریم برای جلسه بعد. والحمدلله رب العالمین.