خانواده آسمانی – جلسه 438

متن کامل جلسه

آفات دوستی: افسردگی و ملالت

بحث ما درباره آفات دوستی بود و به موضوع افسردگی رسیدیم. افراد افسرده، اطرافیان خود را از خود دور می‌کنند، زیرا فاقد انرژی مثبت، نورانیت و عطری هستند که باید داشته باشند. وقتی کسی به این افراد نزدیک می‌شود، زود از آن‌ها جدا می‌شود. شخص افسرده نه می‌تواند برادری داشته باشد و نه دوستی.

ملالت و دلزدگی

افسردگی، ملالت یا دلزدگی باعث می‌شود که افراد از انسان دور شوند. گاهی اوقات اظهار ملالت نیز به جدایی افراد منجر می‌شود. ممکن است فردی ملول باشد اما این حالت را ابراز نکند و مهربان و اهل دوستی باشد، اما چون افسرده و پژمرده است، حس بدی در اطرافیان ایجاد کرده و آن‌ها را دلزده و فراری می‌دهد. در حالت دیگر، فرد بی‌میلی و ملول بودن خود را ابراز می‌کند و طرف مقابل را طرد می‌کند. در هر دو صورت، احکام مربوط به ملالت جاری است: «لا اخوتٍ لِملولٍ» و «لا خولَتَ لِمَلولِ»؛ یعنی نه برادری می‌ماند و نه دوستی.

حسادت و فقدان راحتی

امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند: «لا راحتَ لِحَسودٍ و لا مَوَدَتَ لِمَلولٍ». شخص حسود هرگز نمی‌تواند راحتی داشته باشد. اولین آسیبی که حسود می‌بیند، از دست دادن آرامش است. حسود می‌خواهد به دیگری آسیب بزند، اما در همان لحظه که حسادت را می‌پذیرد، خودش را نابود می‌کند و به قیمت نابودی جسم و روح و عذاب دنیا و آخرت خود، نسبت به دیگری حسادت می‌ورزد. حسادت یکی از احمقانه‌ترین و بی‌نتیجه‌ترین کارهای عالم است. حسود به آنچه می‌خواهد نمی‌رسد، اما به آنچه نمی‌خواهد (عذاب، بدبختی، حسرت و محرومیت) می‌رسد، هم در دنیا و هم در آخرت. بنابراین، آدم حسود اساساً راحتی ندارد و روحش دائماً درگیر و در فشار است، بدون اینکه نتیجه‌ای بگیرد.

افسردگی و عدم پایداری دوستی

«و لا مودتَ لِملولٍ» به این معناست که هیچ افسرده‌دلی دوستی ندارد. افراد افسرده، ملول، مچاله و منقبض از ارتباط و دوستی محروم هستند. در روایت دیگری از امام علی (ع) آمده است: «قَلَ ما تَنجَهُ حیلهُ العَجول اَو تَدُمو مودتُ ملول». کمتر اتفاق می‌افتد که نقشه‌های شخص شتاب‌زده به نتیجه برسد، زیرا افراد عجول اشتباهات زیادی مرتکب می‌شوند و بسیاری از جوانب را نمی‌بینند. همچنین، مودت و دوستی با یک آدم افسرده دوام پیدا نمی‌کند. امام صادق (ع) توضیح می‌دهند که شخص افسرده توان ادامه دوستی را ندارد، زیرا مچاله است، انگیزه و هدف ندارد. این فرد در هر نوع ارتباطی (زناشویی، دوستی، شراکت، مشارکت اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی) نمی‌تواند آن را ادامه دهد و پیوند را قطع می‌کند.

پرهیز از مشورت با احمق و یاری از دروغگو

امام صادق (ع) می‌فرمایند: «لا تشاورُ احمق»؛ با آدم احمق مشورت نکنید، زیرا ملاک، معیار، دیدگاه و آگاهی ندارد و کار شما را خراب می‌کند. همچنین، «و لا تَستئن بِکَذابٍ»؛ از هیچ دروغگویی یاری نخواهید، زیرا آدم دروغگو ثبات ندارد و سراب‌سازی‌های زیادی می‌کند. دروغگوی کذاب (کسی که زیاد دروغ می‌گوید) گاهی آنقدر دروغ‌هایش پیچیده و زیاد می‌شود که خودش هم آن‌ها را باور می‌کند و می‌تواند یک امر دروغین را به باور تبدیل کند، هم در دیگران و هم در خودش. تکیه بر دروغگو مانند ساختن ساختمان روی آب است و شما را به نابودی می‌کشاند.

عدم اعتماد به دوستی با افراد افسرده

«و لا تَصِب بِمودتٍ ملولٍ»؛ هرگز به پیوند و دوستی آدم‌های افسرده و ملول اعتماد نکنید. این افراد ثبات و آرامش ندارند و در حال غرق شدن هستند و شما را نیز با خود غرق می‌کنند. امام صادق (ع) می‌فرمایند: «فَاِنَ الملول اَوسَقَ ما کُنتَ بِهی خَزَلَک وَ اوسَلَ ما کُنتَ لَهُ قَطَعَک». آدم افسرده درست در زمانی که بیشترین اتکا را به او دارید، شما را رها می‌کند و هنگامی که بیشترین پیوند را با او دارید، آن را قطع می‌کند. این افراد به دلیل نداشتن توان روحی و درگیری‌های درونی، تصمیمات خطرناکی می‌گیرند و بنای شما را نابود می‌کنند. حتی در مواردی که از روی ترحم با فردی که تعادل روحی ندارد ازدواج می‌شود، ممکن است در لحظات آخر یا حتی پس از ازدواج، رابطه به طور ناگهانی قطع شود.

کینه توزی و نابودی مودت

یکی دیگر از آفات دوستی، کینه است. امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند: «لا مودتَ لِحَقوت»؛ آدمی که اهل کینه است، نمی‌تواند مودت داشته باشد. مودت یعنی دوستی یا پیوندی که در آن فداکاری، ارتباط، تکیه دادن، کار کردن و تلاش کردن وجود دارد. فرد کینه‌ای ممکن است رابطه صوری را حفظ کند، اما در بزنگاه شما را رها می‌کند. کینه مانند سمی است که بسیاری از ارتباطات را از بین می‌برد. کینه اگر ذره‌ای در دل کسی باشد، محال است به بهشت راه پیدا کند و باعث عذاب در دنیا و آخرت می‌شود. کینه باعث می‌شود که انسان عزیزترین کسانش را از دست بدهد و بسیاری از نعمت‌ها و موقعیت‌ها را از او سلب می‌کند. کینه درهای آسمان را به روی انسان می‌بندد و مانند بیماری لاعلاجی است که تا شخص را نابود نکند، رهایش نمی‌کند، مگر اینکه با تکیه بر اسماء الهی، کینه را از دل خود بیرون کند.

عدم برادری با کینه‌توز

«لَیسَ لِحَقودٍ اُخُوَ»؛ آدم کینه‌توز نمی‌تواند برادری کند. اگر کسی خلق کینه داشته باشد، یعنی صفت ثابت روحی‌اش کینه‌توزی باشد، حتی اگر شما با او برادری کنید، او رها نمی‌کند و هر چقدر محبت کنید، فایده‌ای ندارد. پیامبر (ص) می‌فرمایند: «سوء الخلقِ ظن لا یُغفر»؛ بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمی‌شود. بداخلاقی شامل عصبانیت، حسادت، سوءظن و کینه‌توزی است. اگر خلق کسی ثابت شده باشد، به محض توبه و استغفار، دوباره آن خلق بیماری را تولید می‌کند. تغییر خلق ثابت شده در نفس، بدون کمک کارشناس و جراحی روحی، ممکن نیست.

حسادت دوست نشانه بیماری مودت

«الحسودُ لا خُلَتَ لَه»؛ حسود نمی‌تواند دوستی داشته باشد و کسی هم نمی‌تواند با او دوست شود. این صفت باعث شده است که بسیاری از ازدواج‌ها شکست بخورند. ملاک‌های ازدواج ما اغلب بر اساس خصوصیات شخصی (زیبایی، اندام، پول، تحصیلات، موقعیت اجتماعی) است که بین یک ماه تا پانزده ماه ارزش خود را از دست می‌دهند. اما تداوم رابطه بر اساس خصوصیات شخصیتی است که اصل است.

«حَسَدُ صَدیقِ مِن سُقم المَوَدت»؛ حسادت دوست، ناشی از نادرستی و بیماری دوستی اوست. در ارتباط با دیگران، قاعده «هُوَ انت» (او خود تو هستی) باید رعایت شود. اگر به کسی حسادت می‌کنیم، در واقع به خودمان حسادت می‌کنیم. این مریضی یک دوستی است. اگر دوستی آلوده به حسادت شود، یعنی خودزنی می‌کنیم. اگر نگاه ما به طرف مقابل غلط باشد و او را غریبه ببینیم، آنگاه می‌توانیم به راحتی به هم دروغ بگوییم، کینه و حسادت داشته باشیم. اما اگر نگاه انسانی باشد و طرف مقابل را نفخه الهی و حامل روح اهل بیت (ع) ببینیم، حسادت معنایی ندارد. اگر من از موفقیت دیگری خوشحال شوم، خداوند خیر بیشتری به من می‌رساند. حسادت، انسان را دچار شرک و بدبینی می‌کند و رفاقت را آلوده و مریض می‌سازد. حسادت دوستان به خاطر مریضی نوع ارتباطشان است و نوع نگاه و پیوند غلط است.

خودخواهی و قربانی کردن دیگران

گاهی اوقات فردی چنان رفتار می‌کند که بوی غریبگی، تنفر و بی‌مودتی از او احساس می‌شود. مانند حسادت زن به شوهر یا شوهر به زن، یا حسادت به پیشرفت عروس، داماد، خواهرشوهر و … این رفتارها نشان‌دهنده بی‌مودتی و غریبگی است. در مقابل، دوست واقعی کسی است که حتی اگر خودش برخوردار نباشد، به شما کمک می‌کند تا موفق شوید، تجربه‌اش را در اختیار شما می‌گذارد و از آبرو و وقتش برای شما مایه می‌گذارد.

اگر ملاک‌های ارتباط و نوع نگاه به افراد غلط باشد، باید منتظر تمام آفات دوستی از جمله حسادت باشید. مهمتر از خود پیوند، شناخت آفات آن است. باید بررسی کرد که آیا این ارتباط در درازمدت قابل اتکا است و آیا طرف مقابل شما را مثل خودش می‌بیند و برای همه چیز شما ارزش قائل است؟ یا اینکه شما را برای خودش می‌خواهد و ابزاری برای رسیدن به خواسته‌های خود می‌داند؟ این خودخواهی است که فرد، دیگران را قربانی خواسته‌های خود می‌کند و این یک ارتباط مریض‌گونه است. وقتی در مودت بیماری و مریضی آمد، باید منتظر تمام آفات باشید. مهندسی یک پیوند بسیار مهمتر از خود پیوند است، زیرا آسیب‌ها ممکن است بعد از مدتی خود را نشان دهند. این هم از بحث حسادت، و الا خودتان به بحثهای دیگر مراجعه کنید.   

خلاصه

جملات ناب

  • افراد افسرده، اطرافیان خود را از خود دور می‌کنند، زیرا فاقد انرژی مثبت، نورانیت و عطری هستند که باید داشته باشند.

  • شخص افسرده نه می‌تواند برادری داشته باشد و نه دوستی.

  • حسادت یکی از احمقانه‌ترین و بی‌نتیجه‌ترین کارهای عالم است؛ حسود به آنچه می‌خواهد نمی‌رسد، اما به آنچه نمی‌خواهد (عذاب، بدبختی، حسرت و محرومیت) می‌رسد.

  • آدم حسود اساساً راحتی ندارد و روحش دائماً درگیر و در فشار است، بدون اینکه نتیجه‌ای بگیرد.

  • مودت و دوستی با یک آدم افسرده دوام پیدا نمی‌کند، زیرا او توان ادامه دوستی را ندارد و پیوند را قطع می‌کند.

  • با آدم احمق مشورت نکنید، زیرا ملاک، معیار، دیدگاه و آگاهی ندارد و کار شما را خراب می‌کند.

  • از هیچ دروغگویی یاری نخواهید، زیرا آدم دروغگو ثبات ندارد و تکیه بر او مانند ساختن ساختمان روی آب است.

  • هرگز به پیوند و دوستی آدم‌های افسرده و ملول اعتماد نکنید، این افراد ثبات و آرامش ندارند و شما را نیز با خود غرق می‌کنند.

  • آدم افسرده درست در زمانی که بیشترین اتکا را به او دارید، شما را رها می‌کند و هنگامی که بیشترین پیوند را با او دارید، آن را قطع می‌کند.

  • آدمی که اهل کینه است، نمی‌تواند مودت داشته باشد؛ کینه مانند سمی است که بسیاری از ارتباطات را از بین می‌برد.

  • کینه اگر ذره‌ای در دل کسی باشد، محال است به بهشت راه پیدا کند و باعث عذاب در دنیا و آخرت می‌شود.

  • بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمی‌شود و شامل عصبانیت، حسادت، سوءظن و کینه‌توزی است.

  • حسود نمی‌تواند دوستی داشته باشد و کسی هم نمی‌تواند با او دوست شود.

  • حسادت دوست، ناشی از نادرستی و بیماری دوستی اوست؛ اگر به کسی حسادت می‌کنیم، در واقع به خودمان حسادت می‌کنیم.

  • اگر نگاه ما به طرف مقابل غلط باشد و او را غریبه ببینیم، آنگاه می‌توانیم به راحتی به هم دروغ بگوییم، کینه و حسادت داشته باشیم.

  • دوست واقعی کسی است که حتی اگر خودش برخوردار نباشد، به شما کمک می‌کند تا موفق شوید، تجربه‌اش را در اختیار شما می‌گذارد و از آبرو و وقتش برای شما مایه می‌گذارد.

  • مهمتر از خود پیوند، شناخت آفات آن است؛ باید بررسی کرد که آیا این ارتباط در درازمدت قابل اتکا است و آیا طرف مقابل شما را مثل خودش می‌بیند؟

  • خودخواهی است که فرد، دیگران را قربانی خواسته‌های خود می‌کند و این یک ارتباط مریض‌گونه است.

  • مهندسی یک پیوند بسیار مهمتر از خود پیوند است، زیرا آسیب‌ها ممکن است بعد از مدتی خود را نشان دهند.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه
راویان گفتاوردهای این جلسه