خانواده آسمانی – جلسه 396

متن کامل جلسه

روابط اعضای خانواده آسمانی

در بحث روابط اعضای خانواده آسمانی با همدیگر، چند اصل را با هم خواندیم که بد نیست یک مروری روی این چند اصل بکنیم و به عنوان موضوع روز به این مسئله نگاه کنیم. یک مسئله، مسئله خیرخواهی بود. یک مسئله، مسئله محبت و مودت بود. یک مسئله، مسئله حفظ الغیب بود که تازه خواندیم. به این معنا که انسان باید نسبت به برادر دینی خودش، برادر مؤمن خودش، در غیاب او خیرخواه باشد و غیب او را حفظ کند. مراقبت از نبود او بکند و ببیند حالا که برادر مؤمنش نیست، چه توقعی در غیبتش از ما دارد و اینکه در محضرش کاری را دوست ندارد، انجام ندهیم.

وفاداری و همدلی با امام زمان (عج)

من گاهی وقت‌ها فکر می‌کنم که آیا ما همین مقدار را در مورد امام زمانمان حفظ کردیم یا نه؟ یعنی آیا ما واقعاً به قاعده وفاداری که حضرت از ما خواسته و همدلی، خیلی عجیب است که هر چقدر من این حدیث را می‌شنوم یا می‌گویم، برای خودم جدید است و تازگی دارد و هیچ وقت تکراری نشده. هر بار به آن فکر می‌کنم، انگار الان شنیدم که امام زمان می‌گوید که شما با دو صفت من را در بین خودتان خواهید داشت. خیلی قشنگ است آن لحظه‌ای که امام زمان در بین ما ظهور پیدا کند. خیلی قشنگ است صحنه‌ای که شما یک دفعه می‌بینید جبرئیل علیه السلام صدا می‌دهد و مژده می‌دهد که امامتان می‌خواهد ظهور کند. خیلی صحنه باشکوهی است و چقدر قشنگ است که آدم می‌داند چند روز دیگر حضرت را زیارت می‌کند. حضرت چند روز دیگر می‌آید در بین ما و می‌آید که بماند و باشد و می‌آید که سرپرستی کند ایتامش را، فرزندانش را. می‌آید که راهنمایی کند. می‌آید که هر کدام از آنها را به اندازه پیامبر بزرگ بکند. می‌آید که راه غیب و ملکوت را به روی ما باز کند. می‌آید که تک تک ما را از اولیای خدا قرار بدهد و تربیت کند به گونه‌ای که هر کدام از ما از اولیای خدا باشیم. این صحنه قشنگی است.

دلتنگی و محبت نسبت به حضرت

وقتی انسان واقعاً دلتنگی و محبت نسبت به حضرت داشته باشد، هزار بار این صحنه دیدار و ملاقات و صحنه صیحه آسمانی و ظهور و لحظه باشکوهی که حضرت از کعبه خودش را به همه ما نشان می‌دهد و ما می‌بینیم که حضرت تکیه داده به کعبه و خودش را معرفی می‌کند و تاریخ به سر می‌آید. تاریخ می‌رسد به نقطه قشنگش، آغاز زیبای دوران سلطنت اهل بیت علیهم السلام شروع می‌شود. اگر یک ذره محبت باشد، انسان در دلش دائماً این صحنه را مرور می‌کند. وصف العیش نصف العیش. آن صحنه باشکوه می‌آید که ما آن لحظه چگونه هستیم؟ کنار حضرت هستیم؟ نیستیم؟ دوریم؟ نزدیکیم؟ ما را خبر می‌کنند؟ نمی‌کنند؟ اگر آنجا هستیم داستان چیست؟ اگر نیستیم چطوری ملحق می‌شویم؟ اما وقتی این روایت را همیشه می‌خوانم که اگر شما این دو صفت را داشته باشید، من با عجله می‌آیم: یکی وفاداری و یکی همدلی. اگر واقعاً جدی باشیم، ما باید طبق همین قاعده‌ای که در روابط خانواده آسمانی خواندیم، حداقل امام زمان را به عنوان یک مؤمن، برادر مؤمنمان، چون امام رضا فرمود امام پدر و مادر و برادر است، دوستش داشته باشیم. این حرف خیلی شاید عجیب باشد ولی در غیبش دوستش داشته باشیم. اینکه من فکر کنم که آقا امام زمان در غیبتش از من چه توقعی دارد و من چه کاری می‌توانم برای خوشحالی حضرت کنم؟ چون من را می‌بیند.

خدمتگزاری به امام زمان (عج)

این صحنه زیبایی است که زندگی یک نفر معنای دیگری پیدا می‌کند. اینکه انسان خدمتگزار همسر و فرزند و پدر مادر زمینی‌اش باشد، اجر دارد، ثواب دارد. ولی اینکه یک نفر به حسن سلیقه برسد که من خدمتگزار امام زمان شوم، خادم حضرت شوم، فرزند خادم حضرت باشم، وفادار حضرت باشم در غیبش که عین شهود است و من را می‌بیند، ببینم چه کار می‌توانم بکنم برای حضرت. حضرت از من چه توقعی دارد و من چه خودشیرینی‌ها و دوندگی‌هایی می‌توانم برای حضرت بکنم؟ چطوری می‌توانم در دل حضرت جا کنم؟ این امکانات را حضرت به ما داده که ما این خودشیرینی‌ها را بکنیم. در دل دوست رهی باید کرد. بالاخره باید برویم. آن فضا را برای همه ما آماده کردند که ما عشق‌ورزی کنیم. فضای زندگی دوران غیبت، فرصت عشق‌بازی با معصومین علیهم السلام و با خود الله است. فرصت زندگی دنیا، فرصت عشق‌بازی با الله، با معصومین علیهم السلام، با مادرمان فاطمه زهراست. کسانی که بعداً ما بسیار حسرت می‌خوریم از اینکه چرا ما می‌توانستیم با اینها دوست باشیم و دوست نشدیم.

رفیقان خوب در قرآن

قرآن کریم دائماً آن کسانی را که ما سر نماز می‌خواهیم به راهشان هدایت شویم را معرفی می‌کند: صراط الذین انعمت علیهم، انعم الله علیهم را النبیین صدیقین شهدا و صالحین. و یک جمله خیلی دل‌انگیز دارد که دل آدم ضعف می‌رود برایش این است که و حسن اولئک رفیقا. اینها رفیق‌های خوبی هستند. خدا چون خودش رفیق است و رفیق‌باز هم است، معدن رفق و مدارا و دوستی است. کسانی که تنها هستند و احساس می‌کنند که باید قوی باشند و عزیز باشند، ذکر یا رفیق کمکشان می‌کند. همانطور ذکر یا معزّ، ذکر یا عز من لا عز له کمکشان می‌کند. خدا خودش رفیق است و رفیق‌باز. بعد خدا جدای از خودش می‌گوید حسن اولئک رفیقا، اینها رفیق‌های خوبی هستند. چی می‌خواهد خدا به ما بگوید در قرآن؟ می‌خواهد بگوید که قیمت هر آدم به رفیق‌هایش است که کی‌ها تو را دوست دارد و تو کی‌ها را دوست داری. چه کسانی من را دوست دارند؟ من چه کسانی را دوست دارم؟ در دل کی‌ها هستم؟ کی‌ها در دل من هستند؟ این خیلی مهم است.

رفاقت با علی اکبر و ابالفضل (ع)

امروز عزیزمان جناب اسکندری وقتی در مورد علی اکبر و ابالفضل علیهم السلام چیزهایی را می‌خواندند، یادم افتاد به این قرابت این دو تا، رفاقت این دو تا، صفای این دو تا، وفای این دو تا. خدا رحمت کند آقا قوچانی را در کتابشان می‌فرماید که من وقتی رفتم در بهشت، همه بهشتی‌ها در عشق و حال بودند، صفایشان را می‌کردند. ولی دیدم ابالفضل و علی اکبر، این دو تا رفیق‌های قدیمی بودند. عمو و برادرزاده‌هایی بودند که عاشق هم بودند. دوتایی‌شان دو تا ستون لشکر امام حسین بودند. عمر سعد می‌گفت من در لشکر حسین از دو نفر می‌ترسیدم که مشکل‌ساز شوند: یکی علی اکبر و یکی ابالفضل. خوب این دو تا خیلی قشنگ و بزرگ و زیبا، انسان‌های کامل و برجسته. بعد داشتم فکر می‌کردم که چقدر خوب است که آدم علی اکبر را دارد و با او رفیق است. ابالفضل را دارد و با او رفیق است. می‌گوید در بهشت دیدم که این دو نفر با بقیه بهشتی‌ها فرق دارند. دیدم که اینها لباس رزم تنشان است. گفتم چرا اینها لباس رزم تنشان است؟ گفتند اینها منتظرند که امام زمان ظهور کند و برگردند. خوب رفیق‌های ما در برگشت کی‌ها هستند؟ علی اکبر و ابالفضل است. چرا ما الان اینقدر بی‌سلیقه هستیم و شروع نمی‌کنیم با دوستان و خانواده‌مان ارتباط برقرار کنیم؟ رفاقتمان را شروع کنیم. مگر آنها غایبند؟ جواب سلام نمی‌دهند؟ حضور ندارند؟ گناهان باعث این بی‌سلیقگی می‌شود.

آرزوها و هوس‌های انسانی

اگر شما هوس بهشت را نمی‌کنی، یک مشکلاتی انسان دارد که هوس بهشت را نمی‌کند. اگر انسان هوس بالاتر از بهشت را نمی‌کند، برای این است که مشکل دارد. در بحث آرزوها توضیح دادیم که قیمت هر انسان به آرزوهایش است. یاد ما کن یاد دیگر کس نکن / یاد گل کن یا خار و خس نکن. یاد و هوس کی؟ هوس رفاقت و دوستی با کی؟ هوس پیوند با کی؟ این سوال‌ها را بنویسیم برای خودمان و ببینیم ما چه هوس‌هایی داریم. اینها مشخص می‌کند که ما با خودمان تا به حال چه کار کردیم؟ چه نوعی رفتاری با خود کردیم؟ این شعر قشنگ که عشق است ابالفضل، واقعاً یک کسی بیاید شکارچی ابالفضل شود. یک کسی بیاید شکارچی علی اکبر باشد، آن هم دنیا نه آخرت. میان همه عشق‌های دنیا، عشق است ابالفضل. اینکه انسان اگر قرار است عشق‌بازی در دنیا داشته باشد، بزند به غیب، به آسمان و بزند به فرشته‌ها و ابالفضل و علی اکبر و بزند به اهل بیت و خانواده آسمانی‌اش. اینها حسن اولئک رفیقا هستند.

راه مستقیم و رفاقت با اولیای خدا

پس وقتی هی سر نماز می‌گوییم اهدنا الصراط المستقیم، بزن به رفاقت. به عشق رفاقت این آیه را سر نماز بخوان: خدایا من را هدایت کن به راه مستقیم، راه کسانی که هدایتشان کردی، نعمت به آنها دادی. انبیا، صدیقین، شهدا، صالحین. در شرح زیارت حضرت معصومه توضیح دادیم قشنگی و بزرگی عظمت حضرت معصومه به این است که حضرت معصومه تو را با همه رفیق می‌کند. اول با خدا، بعد با حضرت آدم، بعد با نوح و ابراهیم و عیسی و موسی و بعد با چهارده معصوم رفیقت می‌کند. بعد تازه با خودش صفا می‌کنی. خانم من و شما را به هم معرفی کند در بهشت. ما چقدر فرصت‌های دلدادگی و عاشقی را از دست دادیم. چقدر بی‌سلیقگی کردیم؟ بی‌تعارف می‌گویم مال گناه و معصیت است. معصیت نمی‌گذارد که هوس‌های بزرگ در سر انسان بیاید و عاشق آدم‌های بزرگ شود. معصیت نمی‌گذارد از غیبی که رو سر ما می‌ریزد استفاده کنیم.

موانع ارتباط با اهل بیت (ع)

یک کسی می‌گوید من چرا ده سال، بیست سال، سی سال یک بار خواب امام حسین را ندیدم؟ یک بار خواب اهل بیت و خواب خدا را ندیدم؟ آنها هر شب با ما هستند. هر شب هم می‌آیند که با ما ارتباط بگیرند. روح ما پس می‌زند. فکر نکنید که آنها نمی‌آیند. چرا من این همه دعا کردم؟ در مفاتیح نوشته بود که هر کس این دعا را بخواند از انبیا و ائمه یا دوستان خواب می‌بیند. من این دستور را اجرا کردم و خواب ندیدم. خیلی‌ها دستور اجرا نمی‌کنند و خواب می‌بینند. مشکل دستور نیست. مشکل این است که ذهن تو از صبح تا شب مشغول معشوق‌های چهارگانه غیر از بالاست. تو دائماً عقده مسائل پایینی را داری. درگیر نداشتن‌های پایینی هستی. به لذت‌های بالا فکر نمی‌کنی. به داشتن‌های اصلی‌ات فکر نمی‌کنی. وقتی یک ذهن دائماً داشتن و نداشتن‌های پایین است، این وقتی فرشته‌ها می‌آیند، اهل بیت می‌آیند، شهدا می‌آیند، صدیقین می‌آیند، انبیا می‌آیند، روزها که سر ما شلوغ است، شب‌ها می‌آیند که با ما ارتباط برقرار کنند. البته یک ذره سر ما خلوت می‌شود. بعد می‌آیند بالا سر ما، می‌بینند که ما در خواب هم درگیر دنیا هستیم. اینها می‌آیند با ما مصافحه کنند و نشست و برخاست کنند. گاهی وقت‌ها می‌بینی یک فرشته، گاهی وقت‌ها یک شهید، یک امام بیست سال منتظر است تا تو وقت پیدا کنی دو دقیقه ببینی‌اش. ولی تو وقتی امام حسین نگذاشتی، تو وقتی برای آسمان نداری، بعد می‌گویی چرا ما خواب نمی‌بینیم؟ چرا فلانی ارتباط برقرار کرده ما نمی‌بینیم؟ برای اینکه او وقت و تمرکز دارد. دلش را پاک کرده. اگر در ارتباطات زیادی هم باشد، دلش را از این معشوق‌ها پاک کرده. دل فارغی دارد. مثل پیامک است که اگر تلفن شما پر باشد، پیامک دوستانت را نمی‌گیرد. می‌گوید حافظه پر است. خالی‌اش کن تا یک پیامک بیاید. ما خالی نکردیم. هر چه پیام از خدا و اهل بیت و فرشتگان و غیب می‌آید، چون خالی نیستیم، پر از آشغال و هوس‌های زمینی و مادی و جمادی و نباتی و حیوانی، علمی و مطالعاتی هستیم. اینقدر ذهن ما مشغول است، داستان اینها را داریم که آنها نمی‌توانند بیایند. پر است، پیامک قبول نمی‌کند. لذا یک فرشته ۲۰ سال معطل است که بیاید با تو حرف بزند و تو وقت نداری.

غیب و حضور اهل بیت (ع)

ما فکر می‌کنیم که خداوند یک پرده گذاشته روی دنیا و درش را بسته و آن زیر هر اتفاقی می‌خواهد بیفتد، بیفتد. نه بابا، غیب همین الان با ماست. اهل بیت با ماست. فرشته‌ها با ماست. همین الان ارتباطات برقرار است. چه ماجراهایی همین امشب که شب جمعه است بین زمین و آسمان برقرار است. چه رفت و آمد و چه مهمانی‌ها و چه جشن‌ها و داستان‌هایی برقرار است و ما اصلاً هیچ چیزش را متوجه نمی‌شویم چون سرمان شلوغ است. ما فکر می‌کنیم اگر مشکی پوشیدیم، سینه می‌زنیم و گریه می‌کنیم، می‌گوییم عزا، عزا داستانش یک پوشش است. عزا یک بهانه عشق‌بازی است. آن طرفی‌ها که نگاه می‌کنند اینطوری نگاه نمی‌کنند. یک نفر که حجاب عادت را پاره کرده، وقتی می‌بینند یک جا چند نفر دارند عزاداری می‌کنند برای امام حسین، بهشتش را می‌بیند. حضور غیب را می‌بیند. حضور فرشته‌ها را می‌بیند. رحمت که می‌آید، مغفرت و آمرزشی که می‌ریزد روی مردم در این مجلس. طرف وقتی بفهمد این حجاب عادتش برود کنار، بنشیند در مجلس امام حسین، می‌فهمد که در چه می و مطربی نشسته و در چی جشنی است. این گریه چه شادی‌هایی که نمی‌آورد. این اشک و سینه زدن چقدر شادی می‌آورد و چقدر غم‌ها را برطرف می‌کند. ولی ما متأسفانه در بزم هم که می‌آییم، یعنی حتی اینجا هم که سعی می‌کنند تمرکز ایجاد کنند، حالا اینجا که یک حسینیه است، ما که در مسجد هم می‌رویم ضعیفیم. چون تمرکز نداریم. می‌رویم در حرم امام رضا باز ضعیف هستیم. در آنجا چه خبر است؟ در حرم امامزاده‌ها چه خبر است؟ ولی ما چون آنجا هم شلوغیم، یعنی آنجا هم دست ما ضریح را گرفتیم، باز تمام ذهن ما مشغول خواهش‌های پایینی است. با امام رضا از این دریچه ارتباط داریم. لذا با خود حضرت هم دل ما باز نمی‌شود. ارتباط هم برقرار نمی‌شود چون حضرت می‌گوید بچه من که بیرون است، همه اش مشغول معشوق‌های زمینی است. اینجا هم که می‌آید، همه اش اینها را از من می‌خواهد. با خود من هم که کاری ندارد.

فرصت‌های دوران غیبت

ما باید از این فرصت‌ها استفاده کنیم. الان فکر کنیم چقدر فرصت قشنگی است دوران غیبت. الان فردا بگویند امام زمان ظهور کرد، بله امام زمان ظهور کند ما بزرگ می‌شویم، ما از خدامون است. ولی آنی که همه ما را می‌کشد حسرتش و غصه‌اش، این است که ای بابا من چه فرصت‌هایی را برای رفاقت با این آقا از دست دادم؟ برای دوستی با این آقا و خدمت به این آقا؟ برای پیوند با این آقا از دست دادم؟ فرصت‌های الان خیلی مهم است. بعد از ظهور دیگر گیرتان نمی‌آید. همانطور که کسانی که می‌روند در بهشت و حسرت می‌خورند، می‌گوید خدایا ما را از بهشت خارج کن برگردیم دنیا، حالا فهمیدیم چی خبر است، بهشت ما دنیا بود ما نمی‌فهمیدیم. آنهایی که می‌روند در بهشت حسرت ۵ دقیقه وقت شماها را می‌خورند. جهنمی‌ها نه، بهشتی‌ها را می‌گویم. اگر ما ۵ دقیقه برگردیم دنیا، خیلی کار با ۵ دقیقه می‌کنیم. مشکل ما این است که وقتی می‌رسیم به ته خط، همه اش به خدا می‌گوییم خدایا وقت بده، یک ماه، سه ماه، یک هفته، یک روز دیگر. وقتی هم الان که وقت داریم تا ته وقت جا داریم، استفاده نمی‌کنیم. همه اش جوانی را داریم ضایع می‌کنیم. عمر را ضایع می‌کنیم. موقعی هم که می‌گوید تمام شد، سوت پایان، برو آن طرف، می‌گوییم وقت بده. الان پایان است. امشب پایان است. ما در این ۷-۸ تا جوان زیر سی و یا ۳۵ سال داشتیم که سکته کردند، مردند. همه هم سکته قلبی. جوان بودند، ۳۵ به بالا نداشتیم. ما قدر وقت را نمی‌دانیم. فرصت عاشقی را استفاده نمی‌کنیم. این مجالس اهل بیت فرصت عاشقی است. عزاداری‌ها فرصت عاشقی است. محرم و صفر و دنیا فرصت عاشقی است.

حرمت غیبت امام زمان (عج)

من فکر می‌کنم وقتی که می‌گویند حضرت می‌فرماید در غیبت برادر مؤمنت حرمت غیبت برادر مؤمنت را داشته باش، من حرمت غیبت بابام امام زمان را دارم؟ حرمت غیبتش که الان نیست و از من چه توقعی دارد که من چطوری رفتار کنم؟ واقعاً راستی اگر امام زمان به دل ما نگاه کند که می‌کند، دل ما را چطوری می‌بیند؟ یعنی ما الان در دل ما شور و هیجانی است؟ غصه‌ای برای غصه‌های حضرت است؟ فکری، نقشه‌ای برای برطرف کردن ظهور وجود دارد؟ وقت‌گذاری و عملیاتی وجود دارد؟ اگر به دل ما نگاه کند ببیند که ما در دلمان هیچ دغدغه‌ای نداریم، چقدر بد می‌شود. گریه‌ای، دلتنگی، شوری، هیجانی، وفایی، چی است؟ جلسه گذشته گفتم کل سرمایه ما دو تا چیز است. اگر نداشته باشیم ساقطیم و انسان نیستیم. یکی وفاداری برای حضرت و یکی همدلی و آشتی دادن برای حضرت بود. خوب ما چقدر نقش داریم؟ چقدر وفاداریم؟ چقدر صفا و همدلی داریم؟ ما الان حفظ الغیب داریم نسبت به امام زمان علیه السلام یا نداریم؟ بالاخره یک روزی روبرو می‌شویم. می‌گوییم آقا شما که نبودی من مردم، شما که نبودی من حالم بد بود، شما که نبودی من دلشوره داشتم، صبح تا شب دویدم. معلم ساده معمولی هستیم. یک مکه رفتیم و برگشتیم. حالا در مکه اتفاقی افتاد. لااقل این جمله را من از چند صد نفر شنیدم که گفتند دل ما نگران شما بود که ما غصه خوردیم و نگران شدیم. آن اتفاق افتاد، همه اش دعا کردیم. ما الان با امام زمان اینطوری هستیم یا نیستیم؟ آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست، هر کجا هست خدایا به سلامت دارش.

صدقه و نذرهای معنوی برای امام زمان (عج)

چند تا دعای توسل، چند تا دعای فرج، چقدر صدقه برای سلامتی حضرت، چقدر رفتارهایی، کمترین صدقه برای سلامتی حضرت این است که من دست کنم جیبم یک پول خوب نه پول ضعیف صدقه بدهم برای حضرت. این قشنگ است. خیلی لذت‌بخش است که یک کسی زنت بیرون می‌رود، بچه‌ات، شوهرت می‌رود مسافرت، چقدر نذر می‌کنی که به سلامت برگردد. نذرهای عبادی، نذرهای اقتصادی برای امام زمانت چطوری است داستان؟ یک خانمی در یکی از این کشورهای اروپایی برای من ایمیل زده بود. از همین طریق برنامه‌ها آشنا شده بود. می‌گفت من هر روز جمعه به بچه‌هایم لباس نو می‌پوشانم و بچه‌هایم هم با عشق این کار را می‌کنند. بعد از ظهرهای جمعه، غروب‌های جمعه می‌رویم کنار یک رودخانه و هم انتظار داریم و هم می‌نشینیم برای حضرت دعا می‌کنیم. به این می‌گوید عشق. این کار قشنگ و رمانتیکی است. یعنی تو نبودی من هر روز رفتم حرم حضرت عبدالعظیم دعا کردم برای آمدنت، برای سلامتی‌ات، برای آزاد شدنت. ما اصلاً داریم این حس‌ها را نسبت به امام زمان؟ یا نداریم این است در ماها یا نه؟ این صدقه کمش است که من دست کنم جیبم و برای سلامتی‌اش بدهم. ما صدقه‌های معنوی می‌توانیم بپردازیم. صدقه‌های اخلاقی بپردازیم. کلی خودسازی می‌توانیم داشته باشیم برای حضرت و به عشق حضرت. اصلاً خودسازی به عشق حضرت باشد. کارهای قشنگ، تولیدات قشنگ به عشق حضرت و سلامتی حضرت.

موانع ارتباط با غیب و اهل بیت (ع)

و واقعاً ما داریم فرصت‌ها را ضایع می‌کنیم. چرا؟ چون ماها عقده‌ای پایین دارد خفه‌مان می‌کند. یعنی درگیری‌های اقتصادی و مالی و … بدنی و درگیری‌هایی که مربوط به مسائل زندگی کاری شغلی خانه ابزار خانه و وسایل خانه است، دارد خفه‌مان می‌کند. نمی‌گویم اینها را نداشته باشیم. می‌گویم دلت آزاد باشد. طبیعی است که انسان یک شأن گیاهی دارد، جمادی دارد، یک شأن حیوانی دارد. این شأن عقلانی دارد. به شأن فوق عقلانی‌ات برس. آنها را داشته باش. داری. اصل دغدغه زندگی‌ات، اصل نفس کشیدنت، اصل شادی‌ات، اصل بالا پایین شدنت برای پدر آسمانی‌ات باشد. و باز و باز من عرض می‌کنم مشکل اساسی ما که در این جهاد ضعف داریم این است که ما واقعاً خودمان را نشناختیم و به عنوان فرزند اهل بیت هنوز خودمان را به رسمیت نمی‌شناسیم. دوم: آنها را هم به رسمیت نشناختیم به عنوان خانواده آسمانی‌مان. کس و کار اصلی‌مان. در حالی که حضرت می‌گوید ما رحم اصلی شما هستیم. ما به رسمیت نشناختیم. این رابطه هنوز برای ما جدی نیست. هنوز رسمی نیست. هنوز ما گنگ هستیم و گیجی می‌زنیم. حضرت بابای ما است یعنی چی؟ فاطمه زهرا مادر ماست یعنی چی؟ اهل بیت خانواده ما هستند، ریشه ما هستند یعنی چی؟ یعنی چی من چند وقت دیگر این زمینی‌ها را ول می‌کنم و بر می‌گردم به اصل خودم؟ ما هنوز دلمان درگیر هوس‌های پایینی، درگیری‌های پایینی و فقدان‌های پایینی است. بعد نگوییم چرا فلانی که اصلاً نه کلاسی آمده نه جلسه‌ای آمده، یک حمالی بوده در میدان شوش، یا یک پیرزن بی‌سوادی بوده در یک دهات، چرا او به غیب می‌رود و می‌آید و این همه می‌بیند و ارتباط دارد؟ چون دلش آزاد است. چون عشق را باور کرده. و ما دلمان آزاد نیست. و لو هزار تا از این کلاس‌ها را برویم.

اهمیت برنامه‌ریزی برای ارتباط با اهل بیت (ع)

این خیلی مهم است عزیزان. یک موقع می‌گویند برنامه‌ریزی، خوب ما هم برنامه‌ریزی می‌کنیم. برنامه‌هایی که من می‌ریزم برای شما، والله بالله تالله با همین هدف طراحی شده. ولی خیلی‌ها انگار این هدف را دوست ندارند. این جدول را پارسال برنامه گرفتم، چقدرش را عمل کردی؟ ۵ ماه نصفش … بابا این برنامه باید تمام می‌شد. چون برنامه طراحی می‌شود که تو اصل خودت، ریشه خودت، خانواده خودت را پیدا کنی و به قیمت خودت زندگی کنی. ضمن اینکه زندگی پایینی‌ات هم قشنگ شود. مشکلات نداشته باشی. ولی متأسفانه این هوس‌های بخش‌های پایینی ما را کنده از آنجا. در حد یک تأسفی و سر تکان دادنی و گریه‌ای ولی کاری نمی‌کنیم.

نمونه‌ای از دلبستگی به دنیا و غفلت از غیب

یکی از دوستان ما در اروپا زندگی می‌کرد. رفته بود با خانمش در آنجا در یکی از این شهرها. من یک سری به او زدم دیدم خیلی شل شده، در ارتباطش با غیب و آسمان و با دین هم خودش هم خانمش. گفتم اگر قرار است اینجا زندگی کنید، زندگی کنید ولی محکم باشید. ارتباطتان را برقرار کنید. همین جا در همین شهر خیلی آدم‌های محکمی هستند. ما در همین کشور کسانی داریم که از اولیای خدا هستند در همین کشورهای اروپایی. ارتباطشان با غیب فوق العاده است. کسی گیر داشته باشد می‌تواند برود پیش این و گیرش را برطرف کند. بعد شماها چرا اینقدر شل شدید؟ اینطوری ادامه بدهید نمی‌توانید زندگی کنید. شما می‌خواهید بچه‌دار شوید، بچه‌هایتان را می‌خواهید چه کار کنید؟ چطوری می‌توانید در فضای اینجا بچه‌هایتان را تربیت کنید؟ مگر می‌شود بچه اینجا تربیت شود؟ شما که این همه حرف و معارف خوردید شل هستید، بچه‌هایتان می‌خواهند چه کار کنند؟ شما دارید در حق بچه‌هایتان جنایت و ظلم می‌کنید. امروز یک برنامه پر کرده بود از سوئد آمده بود از یک خانمی که من در مکه دیدمشان با شوهرش که چند سالی بود ازدواج کردند. زن و شوهر امروز برای من نوشته بود که مشکل من این است که من باید اینجا زندگی کنم و جو اینجا و فضای اینجا نمی‌گذارد من پروازهایم را انجام بدهم. بال و پرم بسته شده. مشکل اساسی من، این بنده خدا خیلی تلاش می‌کرد که بماند آنجا. بالاخره سیتی‌زن آنجا شود، کارت سبز بگیرد و اقامت بگیرد و تبعه آنجا شناخته شود. یک روز دیدم زنگ زد گریه می‌کرد. گفتم چی شده؟ گفت دیشب امیرالمومنین را خواب دیدم که گفت پسرم با همین لفظ، پسرم اینجا جای شما نیست. زندگی‌ات را ترک کن بیا. خوب حالا گریه می‌کرد اینطوری است دیگر. گفتم خوب حالا دیدی دیگر چه کار می‌کنی؟ می‌خواهی غیرت کنی و حرف بابایت را گوش کنی و بیایی اینجا؟ گفت حالا با خانمم فکر کردیم ببینیم کجا برویم بهتر است؟ گفتم بیا اینجا در بهشت، اینجا که ثروتمندترین جای کره زمین، فطری‌ترین جا برای پرواز از نظر بخش بالایی، از بالا که بیایی ثروتمندترین جا کشور ماست. هیچ جا روی کره زمین نه کربلا نه مکه نه مدینه نه عراقش سوریه اش هیچ جا اینجا نیست. ایرانی که پیامبر می‌فرماید بالاترین مردم از نظر یقین اینجا تربیت می‌شوند. بیشترین سهم در اسلام ایران است. ایرانی‌ها عالی‌ترین مردم از نظر ایمان هستند. ایرانی‌ها هستند که زمینه ظهور امام زمان را ایجاد می‌کنند. پرفضاترین جا برای رشد انسانی همین جاست. گفت حالا با خانممان صحبت کردیم فکر کنیم بیاییم ان شاءالله دبی. بابا دردت چیست که در این کشور بیایی زندگی کنی؟ چرا طبعت نمی‌پذیرد که بیایی در پرثروتمندترین جای دنیا از نظر فطری زندگی کنی؟ چی دارد تو را در این فضای پر اکسیژن احساس خفگی به تو دست می‌دهد؟ چی‌ات است؟ با خودت چی کار کردی که در این فضای فطری نمی‌توانی زندگی کنی؟ در این فضای عاشقانه که تو فرصت عشق و ابدیت ساختن داری چی‌ات شده؟ با خودت چه کار کردی؟ آخرش گفتم ببین باشد لااقل بکن از آن فضا در این فضای دینی بیا در دبی. حداقل. اگر نمی‌خواهی بیایی. بعد هم نتوانست بیاید و همانجا ماندند و بچه‌هایشان هم همانجا متولد شدند و بعدش هم خیلی فجایع دیگر. این دلبستگی‌های ماست که نمی‌گذارد با غیب ارتباط برقرار کنیم.

عزاداری‌ها فرصتی برای توجه به امام زمان (عج)

عزاداری‌ها قشنگ است. آدم گریه‌ای می‌کند، صفایی می‌کند، قربی پیدا می‌کند. عزاداری این گریه کردن‌ها نیاز اهل بیت که نیست، نیاز ماست برای عاشقی. این مشکی پوشیدنی یک قیمتی دارد. گل مالیدنش یک قیمتی دارد. سینه‌زنی‌اش یک قیمتی دارد. راهپیمایی‌اش یک قیمتی دارد. دسته راه انداختنش یک قیمتی دارد. همه چیزهایی که هست یک قیمتی دارد. ولی همه اینها یادتان نرود اینها ذهن ما را از توجه به مصیبت اعظم اگر باز بدارد بد است. اینها مصیبت عظیم است. خود امام زمان برای اینها گریه می‌کند. ولی حواستان باشد عزاداری‌ها یک فرصت است برای توجه به امام زمان. امام زمان فرمود من برای کسی دعا می‌کنم که اگر برای جدم امام حسین گریه می‌کند، به یاد من باشد. برای من دعا بکند. عزاداری‌ها، مشکی پوشیدن‌ها، هیئت‌ها و دسته‌جات، محرم و صفر فرصت عاشقی و ارتباط با امام زمان است. اگر قرار باشد از وسط این هیاهوها امام زمان گم شود، ما باختیم. کما اینکه اتفاقاً اینطوری می‌شود. اینقدر ما سر و صدا راه می‌اندازیم در محرم و صفر که اصلی کاری گم می‌شود. یعنی همه این سر و صداها برای این بود که ما به مهدی برسیم و به حسین زمانمان توجه کنیم. قرن‌هاست که امام زمان گم شده و فراموش شده در عزاداری‌های ما. زیارت عاشورا هم می‌خوانیم ولی چون توجه نداریم، طلب ثار حسین با مهدی است. طلب ثار خودت، انتقام خودت هم با امام منصور است. اگر تو بخواهی انتقام خودت را بگیری یا انتقام امام حسین را، هر دو مصیبتی که به آن دچار هستی، هم مصیبت خودمان و هم مصیبت امام زمان، برو دنبال امام منصور، دنبال امام زمان. ان یرزقنی روزی‌ات باشد. انتقام باید روزی‌ات باشد. ما به طلب ثار و انتقام به عنوان روزی نگاه نمی‌کنیم. با اینکه به ایشان داده شده ولی پس می‌زنند. روزی انتقام، روزی تلاش برای برطرف کردن مشکلات و موانع ظهور حسین زمان. پدر آسمانی‌مان، آقا امام زمان علیه السلام. ما این را پس می‌زنیم. خیلی در زندگی‌هایمان جا ندارد. وقتی برایش نداریم. می‌گوییم می‌شنویم، زوری می‌زنیم. من گهگاهی می‌بینم بعضی‌ها یک زوری می‌زنند، یک تکانی به خودشان می‌دهند ولی این در روح و در برنامه زندگی وجود ندارد. در برنامه‌ریزی زندگی نیست.

اخلاص و دغدغه برای امام زمان (عج)

دقت کنید چی می‌گویم. این حرفها خدا نکند برای شما تکراری باشد. باید معلوم باشد وقتی دارند از آسمان نگاهت می‌کنند، این تپش قلبت معلوم باشد که برای کی می‌تپد. این هیجان و این بالا و پایین شدن باید معلوم باشد که برای کی داری می‌دوی. باید از بالا که نگاه می‌کنند اهل بیت و فرشته‌ها ما را بگویند که این دارد می‌دود. این دغدغه و اخلاص دارد. این غصه دارد، اشک دارد. این دست به جیب است. از هنر و فکر و ذهنش، از قلمش، از اعتبار و آبرویش دارد صرف می‌کند. غصه امام زمان را دارد. این ندبه‌خوان واقعی است. این گریه‌کن واقعی است. این عزادار امام زمان است و واقعی هم عزادار است. این را تأیید کنند خیلی خوب است. هستیم یا نیستیم؟ اگر تأیید کنند همچین چیزی را، درجه شما می‌دانید کجاست؟ امیرالمومنین فرمود من تضمین می‌کنم با خود من و هم‌درجه من محشور شود. اگر تأیید کنند این حس را در ما. اگر انتظار را در روح ما تأیید کنند، بگویند این منتظر است. این منتظر بود. این انتظار داشت. این تلاش می‌کرد. این دل داشت. این شور داشت. این هیجان داشت. این دوندگی داشت. اگر این را تأیید کنند، تمام است. تو بردی. به عالی‌ترین درجه که یک انسان می‌تواند برسد، تو رسیدی. ولی اگر تأیید نکنند، ممکن است هیچ کاری هم نشود. ممکن است قهر هم نکنند با ما، خیلی کریمند. ممکن است جهنم هم نبرند ما را، ولی شرمندگی‌اش برای همه ما از صد تا جهنم بدتر است. اصلاً تو الان فکر کن نشستی در وسط بهشت در نعمت‌ها، یک لحظه به گذشته دنیایی‌ات فکر کن. حالا با رحمتشان ما را ببرند بهشت. شرمشان را چه کار کنیم؟ خجالتش را چه کار کنیم؟ بالاخره مهمانی‌ها است آنجا. مهمانی‌های بهشتی است. می‌روید شهدا را می‌بینید. صدیقین و صالحین را می‌بینید. می‌روید علی اکبر و علی اصغر و رقیه و سکینه را می‌بینی. می‌روی با خانم فاطمه معصومه در بهشت آشنا می‌شوی. بعد خودت را چطوری ارزیابی می‌کنی؟ من در دنیا چه کاره بودم؟ من سبک زندگی‌ام چطوری بوده؟ چطوری زندگی کردم؟ شرمش نمی‌کشد آدم را؟ بهشت را جهنم نمی‌کند برای آدم؟

توجه به حسین زمان (عج)

کمک کنیم برای خودمان اول، سعی کنیم در این شلوغی‌های عزاداری‌ها مهدی گم نشود. امام زمان گم نشود. تنهایی او، غربت او، آوارگی او، طرد شدگی او، همین تعابیر او که علی علیه السلام دارد، اضطرار او همین که امام باقر علیه السلام دارد. یک نفر است این حالت‌ها را دارد اسمش امام زمان است. بابای ماست. این یادت نرود. آن حسینی که شما داری برایش می‌دوی، او الان جایش خوب است. دشمن‌هایش هم در بدترین وضعیت است. حواست باشد. این گریه‌ها و سر و صدا متوجه این حسین است. حسین امروزی. توضیح دادیم در عزادار حقیقی که گریه بر حسین و توجه به مصیبت عظیم برای برطرف کردن مصیبت اعظم است. اول از اینکه خودت سعی کن گم نشوی این وسط. عقربه دلت و ذهنت ضمن اینکه حواست به حسین و رقیه و علی اکبر و علی اصغر است، گریه کن برایش و این گریه برای این است که تو با اینها دوست شوی، صفا کنی. انس بگیری. اینها ریخته شوند در جانت. جانت پر از علی اکبر و علی اصغر و رباب و سکینه و عباس و زهیر و بریر و حبیب پر شود وجودت. پر شود از خدا، پر شود از خدا. ولی حواست جمع باشد. حواست ذهنت باید به امام زمانت باشد. گم نشود این وسط.

نذرهای محرم و صفر

در نذرها نگاه کنید امام زمان گم است. طرف میلیاردها دیشب گفت صد و میلیارد تومان هزینه غذاهاست در محرم. که اکثرش هم به فقرا و نیازمندان نمی‌رسد و اسراف است. فقط چاق می‌کند آدم‌ها را و اضافه وزن می‌آورد. به کسانی که نیاز ندارند می‌رسد. نه به کسانی که نیاز دارند. ما یک محرمان اگر نذرهایمان برسد به فقرا دیگر فقیری باقی نمی‌ماند. این چیزی است که امام حسین دوست دارد. امام زمان دوست دارد. حضرت زهرا دوست دارد. ولی ما نذرهای ما هم برای شکم‌های خودمان است. برای کسانی است که سیرند. در این شلوغی‌ها نذر کردن‌ها چی‌اش ماند برای امام زمان؟ اگر صد میلیارد برای شکم‌ها هزینه شد، آیا همین مقدار برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت داده شده؟ پرداخته شده؟ نذر شده؟ نصفش داده شد؟ یک پنجمش؟ نه یک دهمش؟ هرگز. این نشان می‌دهد عزاداری‌های ما چقدر از مرحله عزاداری حقیقی دور است. ما چقدر از مرحله عزادار حقیقی دور هستیم.

وقف امام زمان (عج)

اول از اینکه یادت نرود در شلوغی‌های زندگی این بخش‌های طبیعی و جمادی و گیاهی و عقلی‌ات امام زمانت را گم نکنی. پیوندت را با او گم نکنی. خدمت به او را گم نکنی. رفت و آمد و بده بستان را با او گم نکنی. هی بگویی وقت ندارم، سرم شلوغ است. دکتر هستم، مهندس هستم، رئیس هستم، وزیر هستم، وکیل هستم، رئیس جمهور هستیم. هیچ کدامش اعتبار و ارزش ندارد. وقتی قرار است من را از امام زمان جدا کند. لعنت بر هر چیزی از این زندگی دنیا وقتی نمی‌گذارد که من وقف امام زمان شوم و در چادر حضرت بروم درس بگیریم. زهیر می‌رود حسینش را که پیدا کرد، دوید آمد به زنش گفت همه ثروتم مال تو، طلاق و آزاد هستی، برو من رفتم. امام زمان کسی است که وقتی پیدایش کردی، وقتی شناختی‌اش، وقتی فهمیدی نسبتت با حسین زمانت چیست، هیچ کدام از این شهوت‌های پایینی دیگر نمی‌توانند جلوی تو را بگیرند از این که بروی در چادرش. اگر تا الان ما در چادر حضرت نیستیم، زهیر نیستیم. ما باید از زهیر درس بگیریم. هی بیاییم روضه بخوانیم، درس بگیر از او. ما درس نمی‌گیریم از شهدای کربلا. ما از آن وهب نصرانی درس نمی‌گیریم. ما از زن وهب درس نمی‌گیریم. از مادر وهب درس نمی‌گیریم. از هیچ کدام از شهدای کربلا درس نمی‌گیریم. نگذارید هیاهوهای زندگی، دلبستگی‌های زندگی، مشغله‌های زندگی. بگو آقا من کی وقتی برای این طور حرفها دارم؟ من درگیر شوهرم و زنم و بچه‌ام و نامزدم هستم. خانه‌مان است، ماشین و بنایی‌مان هستیم. اینها بد نیست. اینها خوب است. اشکال ندارد. ولی مواظب باش غافلت نکند این یک. دو به بقیه هم کمک کنیم که بقیه هم خودشان را گم نکنند.

شناخت حسین زمان (عج)

ما باید فریاد بزنیم در این عزاداری‌ها دائماً فریاد بزنیم. فریاد بزنیم که آقا خدا رحمت کند شهید مطهری، شمر ۱۴۰۰ سال پیش مرد. شمر زمان خودت را بشناس. حسین ۱۴۰۰ سال پیش در بهشت است. حسین خودت را پیدا کن. کو حسین خودمان کو؟ شما نگاه کنید هزاران مجلس برای اهل بیت دارد برقرار می‌شود برای امام حسین اما افسوس و دریغ از این که یک بار اسم امام زمان بیاید. از مداحش بگیر تا سخنرانش تا برگزار کننده‌هایش تا شرکت کننده‌هایش. اصلاً کسی به این چیزها توجه نمی‌کند. سبک و شعر و بالا و پایین شدن و گریه و موسیقی و آهنگش و … شام و ناهارش و … حلیمش و … شله زردش، شربت و … تمام. آقا اگر یک بار عزاداری حقیقی انجام شود، یک بار، یک سال، تمام است. شما که امشب اینجا نشستید، همان ۱۵۰ نفر یار امام حسین در شب عاشورا هستید. می‌خواهید چه کار کنید الان؟ شما فکر کنید در چادر امام زمان نشستید که نشستید و امام زمان حرفهای شما را می‌شنود و دل‌های شما را می‌بیند. الان از این خیمه که درآمدید برای امام زمانتان چه کار می‌خواهید بکنید؟ می‌روید دنبال کار و زندگی خودتان؟ وقت دارید یا ندارید؟ این نکته خیلی مهم است.

تصمیم و فداکاری برای امام زمان (عج)

تصمیم، تصمیم. شما فکر نکنید که خدا لعنت کند آنها نتوانستند تصمیم بگیرند. چند هزار نفر نتوانستند تصمیم بگیرند. همین ۱۵۰ نفر ماندند و گفتند می‌مانیم و جوانی‌مان را فدایت می‌کنیم. خوب موضوع فدا شدن است. موضوع وقف شدن و تصمیم است. تصمیم، تصمیم. که من الان از این خیمه دربیایم بخواهم بروم در خانه و زندگی‌ام، چه برنامه‌ای برای امام زمان باید داشته باشم؟ یکی بگوید که آقای شجاعی الان شما این چه حرفی است که می‌زنید؟ الان شما بیشتر از دو ساعت مزاحم ما شدید. عزاداری کردیم. وقت ما را بیخود گرفتید. برویم خانه نق و غر بقیه را گوش کنیم. به شاممان برسیم. باشد عزیزم قبول. رفتی خانه حداقل دعا، دعای فرج، گریه، دعای مضطرانه برای ظهور حضرت. این کار سختی نیست. سخت است یا نیست؟ چند نفر عرضه دارند دعای مضطرانه برای حضرت بخوانند؟ چند نفر دلشان می‌شکند برای حضرت؟ چند نفر دلشان می‌ریزد برای حضرت که الان حضرت در غیبت چه حالی دارد و الان که به اوضاع من و شما و لبنان و اسرائیل و فلسطین و افغانستان و یمن نگاه می‌کند و تک تک اینها را جلویش تکه تکه می‌کنند. بچه‌های امام هستند دیگر. فکر کردید فقط عاشورا بود علی اصغر می‌کشتند؟ نه بابا همین الان در یمن هم ببین عاشوراست یا نه؟ جنایت‌هایی دارد اتفاق می‌افتد که خیلی بدتر از جنایت‌های کربلاست. امام زمان دارد اینها را می‌بیند. دلمان برای حضرت چطوری است؟ دو ماه می‌خواهی برای امام حسین آن موقع گریه کنی، می‌توانی دو دقیقه، نیم ساعت برای امام حسین الانت گریه کنی یا نه؟ برای همه چیزش، برای غربت و تنهایی و آوارگی و مظلومیتش، برای این همه غصه‌ای که دارد گریه‌ات می‌گیرد که بنشینی گریه کنی؟ امام صادق چقدر قشنگ می‌گوید که من شب و روز برایت گریه دارم. کی است که بیاید کمک من کند در گریه برای تو؟

خواندن دعای ندبه با توجه

خواهش می‌کنم یک بار فارسی دعای ندبه را بخوانید. عربی را نه. مگر کسی که خیلی عربی بلد باشد که بفهمد چی می‌گوید دعای ندبه. در غیر این صورت یک بار فارسی بخوانید. فردا جمعه است دیگر. برای رضای خدا، نگویید دعای ندبه را کردند شش صبح که همه خوابند. این بی‌سلیقگی است. همه خوابند کی می‌خواهد بخواند؟ کی گفته؟ ۸-۹ بخوانیم دعای ندبه را. کی گفته صبح زود خوانده؟ بلند شو صبحانه‌ات را بخور. غسل روز جمعه‌ات را برو. یک ده دقیقه، ۵ دقیقه در خلوتی یک ربع فارسی دعای ندبه را بخوان ببین چیست؟ بعد ببین ما چقدر با این حال فاصله داریم. بد است اینطوری زندگی کردن. بی‌سلیقگی است اینطوری زندگی کردن. عزیزم دقت کن، تو وقتی که وقت فوق عقل را نداری، نمی‌توانی از غیب کمک بگیری. پس تنها می‌شوی تو و در زندان کمالات عقلانی و حیوانی و گیاهی‌ات یا جمادی‌ات و اینها می‌کشند تو را. اینها این کودک عزیز روان را له می‌کنند. اینها آن منی که از خدا دمیده شده را تنها گیر می‌آورند و دائماً به او شمشیر می‌زنند. بعد تو می‌گویی چرا من آدم شادی نیستم و دائماً بدبختی در زندگی من است؟ چرا همه اش دارم شکست می‌خورم؟ چرا همه اش غصه و مریضی است؟ خدا این را درست نکرده. خودت خود را در زندان چهارگانه گیر انداختی. در حالی که این بالا آزادی و شادی و آرامش است. حاضر نیستی بیایی در این شادی و آرامش، و وقت بگذاری برایش. همه اش هم می‌گویی امام حسین به دادم برس. امام زمان به دادم برس. می‌گوید خوب بیا بیرون دیگر. چرا وسط نشستی؟ رفتی آنجا چه کار؟ یمن که بودم، یک سرزمینی دارم مشترک است بین عربستان و یمن، به آن می‌گویند حضرموت، وادی مرگ. خیلی سرزمین‌های عجیبی است و رمز و رازهای زیادی دارد. مثل این فرشی که الان زیر پای من است. وقتی نزدیک این زمین که می‌شوی، همین چند قدم که می‌روی جلو، یک دفعه تب می‌کنی. درجه‌ات یک دفعه می‌رود بالا. هر چه می‌روی بدتر می‌شود. بعد این طرف‌تر که می‌آیی می‌بینی که بدنت سرد شد. جای عجیبی است. یکی از جاهای عجیب دنیا همین حضرموت است. می‌روی داخل آتش می‌گیری، بیرون می‌آیی خنک می‌شوی. جهنم‌های ما را ترسیم کردند. حضرموت‌ها را برای ما ترسیم کردند که اینها شما را می‌کشند و آتش می‌گیرید. نروید آنجا. هی برنامه‌ریزی می‌کنیم که بیشتر بسوزیم. هی در این آتش بیشتر بمانیم. بابا بیا این طرف. اینجا آرامش و صفاست. اینجا حضور فرشته‌ها و اهل بیت است. اینجا حضور خداست. ما رغبت نمی‌کنیم بیاییم این طرف. هی می‌رویم آن طرف. خودمان خودمان را می‌سوزانیم.

توصیه پایانی

یک توصیه کنم. آن توصیه این است که هر وقت دلتان شکست در این مراسم‌ها شرکت کردید، قیمتتان را ببرید بالا. کمتر از فرج آقا، سلامتی آقا و پیوند خودتان با آقا نخواهید. یعنی تا دلت شکست، دستت را بردی بالا، یادت باشد که تو این را لازم داری. بخش‌های دیگر را ول کنید. بخش‌های دیگر خدا حواسش است. خواستی برای بخش‌های دیگر هم دعا کنی، دعا کن. ولی اول حواست به خودت باشد. از امشب برو تا ماه صفر. خیلی ایام الله بزرگی داریم که با آن خیلی می‌شود کار کرد. حواستان به این دو ماه باشد. این دو ماه آدم را احیا می‌کند. کاملاً زنده می‌کند. دعاهایتان را تنظیم کنید. خواسته‌هایتان را تنظیم کنید. والحمدلله رب العالمین.

خلاصه

جملات ناب

  1. وفاداری و همدلی با امام زمان (عج) دو صفتی هستند که ما را در بین خودمان با حضرت همراه می‌کنند.

  2. صحنه ظهور امام زمان (عج) و آغاز دوران سلطنت اهل بیت (ع)، نقطه اوج و زیبایی تاریخ است.

  3. اگر انسان واقعاً دلتنگی و محبت نسبت به حضرت داشته باشد، دائماً صحنه دیدار و ملاقات با ایشان را در دل مرور می‌کند.

  4. خدمتگزاری به امام زمان (عج) و خادم حضرت شدن، معنای دیگری به زندگی انسان می‌بخشد.

  5. دوران غیبت، فرصت عشق‌بازی با معصومین (ع) و با خود خداوند است.

  6. قیمت هر انسان به رفیق‌هایش است؛ اینکه چه کسانی او را دوست دارند و او چه کسانی را دوست دارد.

  7. رفاقت با اولیای خدا مانند علی اکبر و ابالفضل (ع) می‌تواند ما را در مسیر زندگی و حتی در بهشت همراهی کند.

  8. گناهان باعث بی‌سلیقگی انسان در برقراری ارتباط با غیب و اولیای الهی می‌شوند.

  9. آرزوها و هوس‌های انسان، نشان‌دهنده ارزش و جهت‌گیری زندگی او هستند.

  10. راه مستقیم، راه رفاقت با انبیا، صدیقین، شهدا و صالحین است.

  11. معصیت نمی‌گذارد هوس‌های بزرگ در سر انسان بیاید و عاشق آدم‌های بزرگ شود.

  12. اهل بیت (ع) و فرشتگان هر شب می‌آیند تا با ما ارتباط بگیرند، اما ذهن ما مشغول معشوق‌های زمینی است.

  13. غیب همین الان با ماست؛ اهل بیت (ع) و فرشته‌ها حضور دارند و ارتباطات برقرار است، اما ما سرمان شلوغ است.

  14. عزاداری‌ها یک بهانه عشق‌بازی و فرصتی برای توجه به امام زمان (عج) هستند.

  15. حسرت واقعی این است که چه فرصت‌هایی را برای رفاقت، دوستی و خدمت به امام زمان (عج) از دست داده‌ایم.

  16. حرمت غیبت امام زمان (عج) به این معناست که در غیاب ایشان، توقعات حضرت را در نظر بگیریم و برای خوشحالی‌شان تلاش کنیم.

  17. سرمایه اصلی ما در این دوران، وفاداری و همدلی با امام زمان (عج) است.

  18. صدقه‌های معنوی و اخلاقی، و خودسازی به عشق امام زمان (عج)، راه‌هایی برای ابراز محبت به ایشان هستند.

  19. دلبستگی‌های مادی و درگیری‌های پایین، ما را از ارتباط با غیب و اهل بیت (ع) باز می‌دارند.

  20. ما هنوز خودمان را به عنوان فرزند اهل بیت (ع) و آن‌ها را به عنوان خانواده آسمانی‌مان به رسمیت نشناخته‌ایم.

  21. برنامه‌ریزی زندگی باید با هدف یافتن ریشه و خانواده آسمانی و زندگی به قیمت واقعی خودمان باشد.

  22. شمر ۱۴۰۰ سال پیش مرد؛ شمر زمان خودت را بشناس و حسین زمان خودت را پیدا کن.

  23. عزاداری‌های ما نباید باعث گم شدن امام زمان (عج) در میان هیاهوها و مراسم شوند.

  24. نذرهای محرم و صفر باید با هدف برطرف کردن موانع ظهور و کمک به نیازمندان باشد، نه صرفاً برای شکم‌ها.

  25. هیچ چیز در این دنیا اعتبار و ارزش ندارد اگر قرار باشد ما را از امام زمان (عج) جدا کند.

  26. وقتی امام زمان (عج) را شناختی، هیچ شهوت پایینی نمی‌تواند مانع رفتن تو به چادر ایشان شود.

  27. در عزاداری‌ها، عقربه دل و ذهنمان باید به امام زمان (عج) باشد و او را در این میان گم نکنیم.

  28. تصمیم و فداکاری برای امام زمان (عج)، عالی‌ترین درجه‌ای است که یک انسان می‌تواند به آن برسد.

  29. خواندن دعای ندبه با توجه و درک معنای آن، می‌تواند ما را به حال و هوای انتظار نزدیک کند.

  30. وقتی وقت فوق عقل را نداری، نمی‌توانی از غیب کمک بگیری و در زندان کمالات عقلانی و حیوانی خودت گرفتار می‌شوی.

  31. هر وقت دلتان شکست، کمتر از فرج آقا، سلامتی آقا و پیوند خودتان با آقا نخواهید.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
راویان گفتاوردهای این جلسه