فهرست مطالب
Toggleمعیت با اهل بیت و جایگاه محبت در سلوک انسانی
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس خانم فاطمه زهرا (سلام الله علیها) صلوات بلند ختم بفرمائید. بحثمان درباره معیت با اهل بیت (علیهم السلام) بود و محبت اهل بیت و اینکه جایگاه محبت در نظام و سلوک انسان چیست. روایتی را نقل کردیم از جابربن عبدالله انصاری که خطاب به عطیه اوفی – شاگرد خودش – گفت که از جز پیغمبر شنیدم که پیامبر فرمود: هر کس کسی را دوست داشته باشی با آنها محشور می شود، و هر کس عمل قومی را دوست داشته باشد شریک در آن عمل هست. بعد سفارش کردند که محبت آل پیامبر را دوست داشته باش و دشمن آل پیامبر را دشمن داشته باش.
مدارا با محبان اهل بیت
در بخش بعد که جلسه امروز ما از اینجاست فرمود: «وَارفَق بِمُحِبِّ مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ» رفق یعنی مدارا کردن، دیگر شنیدید رفاقت، مدارا کردن و همراهی کردن، مهربانی با کسی که محبت اهل بیت هست، مهربان باشید، رفق داشته باشید. اگر کسی در دلش محبت اهل بیت هست بخاطر اشتباهاتش یا گناهانش یا حتی خطاهایی که در حق شما کرده به او سخت نگیرید. عذرش را بپذیرید به عشق اهل بیت، به عشق خانواده آسمانیتان، به اینکه بالاخره این شخص خواهر برادر حقیقی توست. و چه بسا از خواهر برادر زمینی به تو نزدیکتر باشد. اعضای خانواده زمینی ما از نظر بخش حیوانی با ما انتصاب دارند ولی خود اعضای این خانواده و دیگران از نظر خانواده آسمانی و بخش انسانی ما با ما پیوند دارند، به این خیلی توجه داشته باشیم، حتی به اعضای خانوادهمان هم صرفاً به نگاه بخش حیوانی نگاه نکنیم، با تعلقات بخش زمینی بهشان نگاه نکنیم. بلکه حتی اعضای خانواده خودمان و سایرین را هم به عشق خانواده آسمانیمان دوست داشته باشیم. این عشق باعث می شود که زندگی ها پایدارتر باشد، طلاق ها کم بشود یا از بین برود، دعواها، اختلافات خانوادگی به حداقل برسد، کینه ها و کدورت ها از بین برود، جنگ ها، درگیری ها و اختلافات به حداقل برسد. فسادهای جامعه به حداقل برسد وقتی ما همدیگر را به چشم خانواده آسمانی نگاه می کنیم و وقتی ما با همدیگر به چشم اعضای خانواده آسمانی رفتار می کنیم، فسادها واقعا از جامعه می رود. اختلاف ها و بدبختی ها و غم ها و نکبت ها و فقرها از جامعه می رود. وقتی ما درست به همدیگر نگاه بکنیم.
عدم تحقیر گناهکاران و مدارا با آنها
بعد حضرت یک نکته خیلی مهمی دارد راجع اینکه ما گاهی وقتها یه کسی در حق ما یا در حق خودش یک ظلمی می کند یه گناهی می کند یک فحشایی یک منکراتی یک لغزشی دچار یک آلودگی می شود. می فرماید که: یک طوری با گناهکارها، با کسایی که خطا کردند رفتار نکنید که انگار که اینها ساقطند، انگار که اینها دیگر هیچ راه برگشتی ندارند. خیلی بد است آدم این جوری رفتار کند. به قول خود پیغمبر می فرماید شماها گاهی وقتها خار را در چشم دیگران می بینید، اما درخت رو تو چشم خودتون نمی بینید، یعنی عیب های دیگران خیلی براتون بزرگ می شود. ولی این همه خودتون عیب دارید اصلا نمی بینید، با خودتون مدارا می کنید مهربانی می کنید سر خودتون را کلاه می گذارید، به قول یه روایتی سر خودتون را روغن مالی می کنید، شیره مالی می کنید، ولی نوبت به دیگران می شود. عیب های دیگران جلوی چشم شما خیلی بزرگ می شود. لغزش های دیگران، ضعف های دیگران جلوی چشم شما خیلی بزرگ می شود. هیچ وقت ما نباید آدم ها را بخاطر گناهانشون یا حتی خطاهایی که در حق ما کردن تحقیرشون بکنیم، یا به خاطر اشتباهاتشون، گناهاشون و لغزش هاشون سرزنششون بکنیم و تو سرش بزنیم، ببینید چقدر پیامبر رحمت… آدم چقدر باید شکر کند یه همچین پیغمبری دارد، چقدر باید شاد باشد که یه همچین پیغمبری دارد بالاتر از این ثروتی خدا به ما داده؟؟؟؟ «فَإِنَّهُ إن تَزِلَّ لَهُ قَدَمٌ بِکَثرَهِ ذُنوبِهِ ثَبَتَت لَهُ اُخرى بِمَحَبَّتِهِم» هم میگه اینو در مورد دیگران رعایت کنید هم در مورد خودتان به خودتون هم رحم کنید، به خودتون هم رحم کنید. می فرماید که محب آل پیامبر و باهاشون مدارا کنید، سخت نگیرید بخاطر اشتباهاتشون هی تا یه چیزی می شود. قیچی دستتون نگیرید، هی با این قهر کنید هی با آن قهر کنید با این دعوا با آن دعوا …چرا؟ اگر به خاطر کثرت گناهاش یک قدمش بلغزه یک پایش از روی صراط بلغزه بخاطر کثرت گناهانش ولی یک پای دیگرش محکم می ماند روی صراط «ثَبَتَت لَهُ اُخرى بِمَحَبَّتِهِم» با محبتی که به اهل بیت دارد یک پایش محکم در صراط می ماند. اگر یه پاشم با گناه یا کثرت گناه، (جانب پیغمبر کثرت گناه را می گوید) می گوید اگر شما یک نفر را دیدید که دچار کثرت گناه و آلودگی هست هی تو سرش نزنید هی تحقیرش نکنید، آبروش را نبرید، غیبتش را نکنید، مدارا کنید باهاشون، با گناهکارها هم مدارا بکنید، رفق داشته باشید. نه به این معنا که امر به معروف و نهی از منکر نکنیم ها نه… خشونت به خرج ندیم باهاشون، چرا یک موقع هست که حق الناس مرتکب شده، طبق قانون باید بره خداش را ببیند، آن بحث دیگری است ولی من قبلا هم گفتم حتی موقعی که جزاش هم می بیند ما نباید باهاش تحقیر آمیز و بی ادبانه صحبت بکنیم، بی شخصیتش بکنیم از نگاه خودمون نه حالا پاش لغزیده گناهی کرده، حالا باید حدش بخورد، جزاش هم بخوره، سر جای خودش ولی ما تحقیر نکنیم، کوچک نشماریم، مدارا بکنیم هر کس هست هر کس می خواهد باشد از اعضای خانواده خودمان یا غریبه ها مدارا بکنیم باهاشون، مهربانی بکنیم چرا؟ می فرماید اگر کثرت گناهش، آلودگی هاش یه پاش بلغزه، یک پای دیگرش محبت محکم میشه «ثبتت له اخری» اون پای دیگرش محکم مانده رو محبت، درست الان گناهکاره، درست الان معصیت کاره ولی هنوز محبت اهل بیت دارد.
اهمیت محبت اهل بیت و همدلی شیعیان
نگاه کنید چند میلیون جمعیتی که روی زمین هست چندتاشون محبت اهل بیت رو دارن، به همه داده شده؟ همه به این دل رسیدند! همه قلبشون لایق تابش نور محبت اهل بیت شده یا نه؟ نه. همه اینجوری نیستند پس این تعداد اندکی که روی زمین هستند از بین این چند میلیارد، بابا قدر همدیگر را بدانید، هوای همدیگرو داشته باشید هی سر همدیگر داد نزنیم، هی با هم اختلاف نکنیم، هی آبروی همدیگر را نبریم، به قول امام رضا هی همدیگر را ندرید، هی پشت سر همدیگر حرف نزنید، هی اختلاف انگیزی نکنید، دوست داشته باشید همدیگر را به هم کمک کنید، مگر ما چند نفر در این چند میلیارد جمعیت داریم که اینجوری باشند. این حداقلی هم که هستند باید خیلی هوای همدیگر را داشته باشند به هم کمک کنند و همین حداقل اگر هوای همدیگرو داشته باشند. والله بالله می توانند موانع ظهور امام زمان رو بر طرف کنند اساسا علت اساسی اینکه امام زمان تا الان ظهور نکرده این هستش که محبین و شیعیان به همدلی نرسیدند، همان طور که خود امام زمان فرمود، یعنی به همدیگه توجه ندارن اگر با هم همدلی داشته باشن محبت و مودت داشته باشن، موانع ظهور امام زمان رو کاملا می توانند برطرف کنند. چون همه ما یک بابا داریم، یک بابا داریم آن هم امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف). خب اگر ما حواسمون باشد که همه ما بچه های این بابا هستیم و بر اساس پدرمان همدیگر را دوست داشته باشیم به هم کمک کنیم، در لغزش ها، در اشتباهات، در شکست ها، در مشکلات به داد هم برسیم، هی بر سر همدیگر نزنیم، هی لغزش های همدیگر را بزرگ نکنیم، هی آبروی همدیگر را نبریم، دست به دست هم بدیم کمک بکنیم موانع ظهور امام زمان به سرعت بر طرف می شود. ائمه این را از ما خواستند که ما با هم دعوا نکنیم که ما با هم اختلاف نداشته باشیم که ما بر اساس محبت خانواده آسمانیمون به هم نگاه کنیم با هم رفتار کنیم و همدیگر را دوست داشته باشیم، این را از ما خواستند. دستور آنهاست، و وظیفه ی ماست که درست انجام بدیم خب حضرت فرمود پس با هم مدارا کنید هی بهم سخت نگیرید هی بهم گیر ندید هی همدیگرو ندرید هی مچ همدیگرو نگیرید هی زیر پای همدیگرو خالی نکنید. نسبت به هم هی قهر و عصبانیت، بد جنسی، بدخواهی نداشته باشید. خیلی زشت آدم در محضر امام زمان، در محضر آقا امام رضا (علیه السلام) در مورد شیعیانش و فرزندانش بد نیت، بدجنس، خشن باشد، خب حالا یک گناهی کرده یک معصیتی کرده مبتلا شده من ندیدم کسی، کسی رو بخاطر گناهی سرزنش بکنه و خودش قبلا به بدتر از اون نشه من ندیدم. محال جزو سنت الهی است، اجازه نمی دهد یه کسی، یه کسی رو سرزنش کند، تحقیر بکند، مذمت بکند به خاطره اشتباهاتش، بخاطر ضعف ها، مگر اینکه حتما خودش به بدتر از آن دچار می شود. ما حق نداریم بدی های همدیگر را ببینیم فقط باید نگاهمان به خوبی های همدیگر باشد این آموزه ای است که اهل بیت به ما یاد داده اند. با ضعف های همدیگر زندگی نکنیم یا ضعف شوهر زندگی نکنیم با ضعف زنت زندگی نکن، می خواهی با بچه ات زندگی کنی، همش به ایراد های بچت نگاه نکن، این قشنگی هاشم ببین صد بار هم این قشنگی هاشم بگو، حالا یک بار هم ضعفشو بگی به جایی بر نمی خورد. مگر می شود بچه ی ما، همسر ما، دوست ما ضعفی داشته باشد و محاسن نداشته باشد. بله ممکن یکی یا دو تا ضعف داشته باشه ولی محاسنی که شما نگاه کنی اساساً در مقابل ضعف هاش قابل مقایسه نیست. چرا ما خوبی های همدیگر را نمی بینیم. آیا بزرگتر از محبت اهل بیت خوبی کسی وجود دارد؟ اگر کسی که محب اهل بیت شد همه ی خوبی ها رو داره… و یکی محبت اهل بیت را نداشت همه ی خوبی هایی را که ما تصور می کنیم خوبه، داشته باشه جهنمیه… همین که محبت اهل بیت را نداره باخته… تمام… ساقطه. پس یه کسی که محبت اهل بیت را دارد بهترین خوبی ها رو داره، پس ما به این خوبی دوستش داشته باشیم همش دنبال ضعف و لغزش ها و گناها و عیب هاش نباشیم. ما اگر همون کاری که پیغمبر فرمود: بهش گفتن شما چطوری این همسرت را تحمل می کنی «یکی از همسرهای پیامبر». پیامبر از دست بعضی از همسر هاش خیلی آزار دید یعنی به جایی رسید که تصمیم گرفت طلاقم بده و طلاقم داد؛ یعنی یکیشون اینجوری بودن اینقدر اذیت کردند، پیغمبر طلاق داد. ولی می گفت شما نمی توانید با من زندگی کنید، او هم نمی خواست تموم شد رفت بعضی هاشون که خیلی اذیت می کردند… به پیغمبر میگفتند شما چطوری تحمل می کنید؟ می گفتند من به خوبی هاشونم نگاه می کنم. خب چه خوبی پیغمبر می دیده؟ خود پیغمبر را اذیت می کرده، حضرت زهرا را اذیت می کرده، امیرالمومنین رو اذیت می کرده، حسنین را اذیت می کرده، باز پیغمبر می گفته حالا یه خوبی هایی دارد. یاد بگیریم از پیغمبر. می بینی با خاله اش درگیره، با دختر خاله اش در گیره، با خواهرش در گیره با داداشش در گیره، با باجناقش در گیره، نمی دونم با جاریش در گیره با داییش در گیره، با همسایشون در گیره، همه بد هستند! همه مشکل دارند؟ همه گناه دارند؟ همه آلوده اند؟ بابا این داره سینه می زند. این عشق اهل بیت تو سینه اش هست، این زائر امام رضاست… این زائر امام حسینه… این خیلی شرافت. نگاه کنید در این هفت میلیارد جمعیت چند نفر به این شرافت رسیده اند، مگر چیز کمی است! این را قدر بدونید تو سینه های همدیگر اینو بزرگ بزارین تو سینه های همدیگه به همدیگه محبت خواهر برادری آسمانی داشته باشید، همدیگر را دشمن، رقیب همدیگه ندونیم، وقتی دشمن ندیدیم، رقیب ندیدیم، دیگه من نمی توانم برم سر اینو کلاه بزارم، گرون بفروشم بهش، جنس بد بفروشم، جنس قاچاق بفروشم، نمی توانم جنس قلابی بفروشم، داروی قلابی بدم بهش که بره عمل کنه بنده خدا، حالا الان دچار نقص عضو شده، بخاطر دارویی که فروختی بهش، حالا باید بره قطع عضو بکند. تو بخاطر چقدر پول رفتی و حاضر شدی خواهر برادر خودتو اینطوری بفروشی، فرزند خودت را بفروشی. داروی خراب فروختی، این باید الان بره چشمشو در بیارن و در آوردن چطوری آدم حاضر می شود این کار را بکند؟ ما چرا باید نسبت به همدیگر اینقدر خشونت داشته باشیم، اینقدر بدجنس باشیم؟ در خودمون ببینیم که یکی را اذیت بکنیم؟ در خودمون ببینیم که یه کسی را تحقیر کنیم یا آزار بدهیم، یا گیر بدیم به یک نفر. پس وقتی محبت اهل بیت رو داره ثابت می ماند، حالا ممکن کثرت گناهی هم داشته باشه یه چند تایی آلودگی داشته باشد دچار یه فحشا، یا منکراتی هم باشد ولی آخرش برمی گردد. آخرش آشتی می کند. آخرش خوب می شود. ببینید «فَإِنَّ مُحِبَّهُم» پیامبر داره می فرماید: «فَإِنَّ مُحِبَّهُم یَعودُ إلَى الجَنَّهِ ومُبغِضَهُم یَعودُ إلَى النّارِ» محبت آنها، محب اهل بیت هر جا باشد بالاخره برمی گردد به بهشت و دشمن اهل بیت بالاخره برمی گردد به جهنم. بازگشتش به جهنم. خب این هم یک نکته.
روایت امام باقر (ع) و مژده محشور شدن با اهل بیت
این روایت از امام باقر (علیه السلام) به محضر مقدسشون صلوات.. «أنَّ قَوما أتَوهُ مِن خُراسانَ» یک قومی آمدن خدمت امام باقر (علیه السلام) از خراسان آمدند. «فَنَظَرَ إلى رَجُلٍ مِنهُم» امام باقر (علیه السلام) نگاهش افتاد به یه آقایی در بین آقایون «قَد تَشَقَّقَتا رِجلاهُ» پایش شقه شقه شده بود. پیاده مسیر و رفته بود خودشو رسونده بود به امام باقر (علیه السلام). آنهایی که میرن پیاده کربلا قدر خودشان را بدانند، خسته می شون، اذیت می شوند، پاهاشون اذیت می شود، کمرشون اذیت می شود، تشنگی می کشند، سختی می کشند، گرسنگی می کشند در راه… هر چی… هر آزاری که می بینند… «فَقالَ لَه:ُ ما هذا؟» امام باقر (علیه السلام) فرمود این چیه می بینیم؟ چیه این؟ به پاهاش اشاره کرد. «فَقالَ: بُعدُ المَسافَهِ یَابنَ رَسولِ اللّه ِ» بعد مسافت، راه طولانی بود پاهام اینجوری شد. «ووَاللّه ِ ما جاءَ بی مِن حَیثُ جِئتُ إلاّ مَحَبَّتُکُم أهلَ البَیتِ» بخدا قسم من را تا اینجا نیاورده از آنجایی که آمدم، جز محبت شما، عشق شما من و تا اینجا کشونده تا اینجا بیام شما رو ببینیم «إلاّ مَحَبَّتُکُم أهلَ البَیتِ» محبت شما اهل بیت باعث شده من تا اینجا بیام «قالَ لَهُ أبو جَعفَرٍ علیه السلام» امام باقر (علیه السلام) چی گفت بهش؟ (این انگار برای امروز ما آمده که اربعین رو داریم پیاده روی ها رو داریم مسیرهای خسته کننده ای) بعضی از عزیزها را من می بینم که می بینند شلوغ نمی روند حرم. خوب می گویند شلوغه، نریم حرم شلوغه یا هوا گرمه یا هوا سرده، واقعا اگر بچه ات بود، نامزدت بود، زن و بچه ات بود، همین حرف ها را می زدی؟ خانواده زمینیت بود همین حرف ها را می زدی؟ خدا رحمت کند حضرت امام را ایشان موقعی که مرجع تقلید بود. آن موقع که در نجف بودند مثل بقیه مردم می رفتند زیارت خیلی هم از این آقایون اعتراض می کردند چرا مثلا کلاس نمی گذاری یه موقع خلوتی بری. می رفت وسط جمعیت بعد مثل بقیه عزاداری هم می کرد، سینه می زد، می زدند عباش می افتاد، عمامش می افتاد. امام اینجوری بود در شلوغی ها. آقا مصطفی خدا رحمتش کند می گوید من به امام گفتم آقا شما امشب مریضید، حرم هم شلوغ است صلاح نیست برید، فرمود: مصطفی هر چی به هر کی می دهند، در شلوغی می دهند. در همان ازدحام، در همانجایی که داری له میشی… همان وسط اصلا لازم نیست برسی به حرم همان خیابان که دارند فشارت می دهند بگو: یا امام رضا وصل.. اصلاً دعایت را هم همان جا بکن. توسلتم همان جا بکن. امام رضا در وسط جمعیت، در آن لاماها هست امام رضا با شما فشار تحمل می کند، با شما پاهایش را له می کنند، با شما می زنند به سینش، با شماها اذیت می شود …امام زمان هم همینطور. شما پیاده می روید اربعین، پاهاتون اذیت می شود، والله امام زمان هم همین طور هست. فکر نکنید طی العرض از اینجا پا می شود می رود کربلا، نه پیاده می رود، آفتاب می خورد، سرما می خورد، زمین می خورد، تشنگی می کشد، گرسنگی می کشد. الان یادم افتاد این را یک شبی که من سرطان گرفته بودم خواب حضرت عسکری (علیه السلام) را دیدم. من والله یک ثانیه، نه ناراحت بودم نه غمگین بودم، نه اضطراب داشتم… هیچی ولی خیلی سخت بود شرایط شیمی درمانی شرایط راحتی نبود. در آن اوج سختی حضرت به من فرمود: سخته. هان! بعد فرمود: که به فکر آنهایی که شیمیایی شدن باش. آنها چقدر سختی می کشند. واقعا عزیزانی که شیمیایی شدن 15 سال، 20 سال، 30 سال الان بعضی هاشون را می بینم واقعا خیلی اذیت می شوند. بعد فرمود تو از کجا می دانی که امام زمانت هم با بقیه رزمنده ها تو جبهه ها مجروح نشده، سختی نکشیده. او هم همین بلاها سرش آمده. امام نمی تواند با بچه رزمنده های خودش نباشد. یک جا خدا رحمت کند آیت الله بهاءالدینی فرمودند که من وقتی در خونه ام روضه بود. خسته شده بودم گفتم برم در آن اتاق بغلی بنشینم. رفتم در آن اتاق بغلی دیدم همه معصومین آنجا هستند. آیت الله بهاءالدینی هیچ کسی در این حوزه در این کشور بهش شک ندارد.. مجسمه تقوا و اخلاص. گفت: اهل بیت به ما گفتند ما هممون در جبهه هستیم و هر کدام به اندازه ی صد هزار نفر می جنگیم. می شود امام بچه هایش را بکند؟ امیرالمومنین می گوید وقتی جنگ به ما فشار می آورد به پیغمبر پناه می بریم، چون پیغمبر نزدیک ترین فرد به دشمن بود همیشه. هیچکس به دشمن نزدیکتر نبود. می گفت یه موقع هایی که به ما فشار می آمد سختمون می شه که دشمن هجوم می آورد به پیغمبر پناه می بردیم، پیغمبر جلو از ما دفاع می کرد، در جنگ، در رزم و پیغمبر چقدر مجروح می شد؟ امیرالمومنین در یک جنگ 70 مرتبه 70 تا زخم تو بدن حضرت بود. ائمه اینجوری هستند. همه جا هستند. با شیعیانشون با غم ها (حالا بعدا می رسیم در توضیحات جامعه انشاءالله) تو مریضی های ما. فرمود: شما هر وقت مریض می شوید این فشار به من میاد. آن درد را هم ما می کشیم. ببین چقدر باید درد بکشند. اینها؟ گناهانمون که اذیتشون می کند، ما چقدر باید شرمنده گناهانمون باشیم وقتی آدم یکدفعه یادش می آید که چیکار کرده با گناهاش با روح امام زمان، همین یادش میاد که من با جنایت هام، با گناهام، با مفاسدم چه به روز امام زمانم آوردم؟ امام زمان از دست ماها چقدر گریه کرده، یه موقع هایی آدم واقعا قرارش نمی گیره یعنی اگر می شد جون آدم دربیاد از خجالت درمیامد، اگر خدا تقدیر نکرده بود آدم جا داشت بمیرد. من چقدر امام زمان را اذیت کردم، امام زمان چقدر از دست من تنها گریه کرده. تا بحال هم ننگ ها و گناهای ما آزارش می دهد. چون دوستمون دارد سختی هامون آزارش می دهد. چه مژده خوبی. پس این داستان یک تصویری از زندگی امروز ماست که عشق اهل بیت را داریم. بخاطرشون می دوئیم. بخاطرشون پول خرج می کنیم، بخاطرشون خسته می شویم، بخاطرشون بیداری می کشیم، بخاطرشون تنهایی می کشیم و یک تصویری از زندگی ماست، خیلی خوش حال کننده است. خوش به حال کسی که اینجوری خسته اهل بیت باشد. چقدر افتخاره یک نفر در بیست سال عمرش سی سال از عمرش یادش بیاد ساعت ها، هفته ها، ماه ها و سال هایی برای اهل بیت دوئیده و خسته شده و جنگیده، رزمیده، آسیب دیده به عشق اهل بیت. چقدر قشنگ این زندگی، چقدر این زندگی قیمت دارد که آدم خسته اهل بیت، زخم خورده برای خدا باشد. قرآن چقدر قشنگ گفته «وَ أُوذُوا فِی سَبِیلِی» تو راه من اذیت می شوند. خدا می گوید. چقدر زیباست این. مژده را بهتون بدهم: «أبشِر» اصلا پیغمبر خودش میگه «أبشِر» مژده بدم بهت بخاطر ما آمدی این مسیره. یکی از عزیزان تعریف می کرد که پیارسال در مسیر کربلا یک آدم پول داری زیارت رفته بود، به عشق امام حسین زیارت رفته بود. تو راه یک رفیقی پیدا می کند یک جوانی همین جوری هی احوال همدیگر را می پرسیدند، آن هم که نمی دانسته که این بنده خدا وضع مالیش خوبه و کی هست شرح حالش را می گوید، می گوید من مستاجرم، در فشارم، اینجوریم، اونجوریم … همین جوری با هم صحبت می کردند، این پول داره می گوید بیا با هم یک معامله بکنیم، من یک خونه بهت می دهم تو ثواب این زیارت را این زخم ها تو بده من، ثوابش مال من، برگشتیم تهران یک خونه بهت می دم دیگر از مستاجری راحت می شی. اگر به ما می گفتند ما چی می گفتیم؟ یه کسی بیاد به ما بگوید ثواب این زیارتت را به ما بده من مشکل مستاجری تو را حل می کنم تا آخر عمرت صاحب خانه باش این یه فکری کرده بود عشق این جوری وقتی عاشق باشد این جوری است.. گفته بود نه تا آخر عمرم مستاجر بمانم نمی دهم این را، عشق یعنی این، باید ثابت بشود، حضرت فرمود: ثابت کنید عشق هایتان را. حالا آنهایی که برای پول سر همدیگر داد می زنند، دعوا می کنند، سر مادیات، خواهر و برادر، سر ارث می افتن به جون هم ….الله اکبر …. گفت هر کاری کردم قبول نکرد بعد شب خواب حضرت را می بیند. بهش می گوید که خوب کاری کردی نفروختی ما خیلی گرونتر از این می خریم این را، می خریم خیلی گران. نگاه کنید قیمت را.. «أبشِر ، فَأَنتَ وَاللّه ِ مَعَنا تُحشَرُ» تو بخدا، -گفتم هر وقت گفت به خدا یعنی چه؟ دفعه قبل گفتیم دو هفته قبل، یعنی چه؟؟ قسم اومد یعنی چه؟؟؟ یعنی فرمول یعنی قاعده است- تو والله قسم با ما محشور می شوی. بعضی از عزیزان می گویند اربعین شلوغ نرویم. بعضی ها هم می گویند من که یک بار رفتم توبه که این بار نمی رم بعد می بینی که دو هفته مانده به اربعین افتاد به جونش. هر سال دارم من می بینم کسایی دارند می روند که توبه کار بودن، توّاب بودن در واقع از توبشونم توبه می کنند. می گویند نمی رویم ولی دم اربعین که میاد دوباره عشق میاد سراغشون، می گوید ولش کن پاشو بریم بابا. مگر می توانم من نروم، من می توانم نروم؟ البته این را که می گویم مطلق نیست، حقوقت را باید رعایت کنید، همسران باید از خانم ها اجازه بگیرند و خانم ها از آقایونشون و آقایانی که می خواهند بروند باید خیلی ملاحظات را بکنند یا باید بعضی از پدر و مادرهاشون اجازه داشته باشند، پدر و مادر هم سخت نگیرند. به یک عزیزی می گفتم پسر تو می خواهی با خودت ببری؟ موقع امتحانات است، حالا من که پسرم با خودم آمده بود ولی به او گفتم تو می خواهی پسرت را ببری؟ گفت: آره حالا 20 بشود 17 حالا دوباره امتحان بدهد،… این وقتی با من بیاد کربلا بیمه است. و واقعا هم راست می گفت. یه نفر می گوید نرود یا موقع 20 نشود 19 و یک نفر هم می گوید میره بیمه اش می شود و آنجا امام حسین دستی به سر و گوشش می کشد و واقعا هم بیمه می شود «فَأَنتَ وَاللّه ِ مَعَنا تُحشَرُ» تو به خدا با ما محشور می شوی. و این تویی که دارد می گوید امام باقر (علیه السلام) به کی می گوید؟ به همه شما که دارد می گوید چه مژده ای از این بزرگتر، قربون همچین بابا هایی بروم، جان ما فدای پدرهامون « بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی وَ مَالِی وَ أُسْرَتِی» چه قدر کیف دارد آدم بنشیند کیف دارد، بشیند جلوی معصوم اینجوری باهاش حرف بزند. «بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی وَ مَالِی وَ أُسْرَتِی» جانم به فدای شما، همه چیزم به فدای شما، پدران عزیزم «فقال مَعَکُم یَابنَ رَسولِ اللّهِ» با شما ما محشور می شویم یا بن رسول الله «قالَ: نَعَم» بله «ما أحَبَّنا عَبدٌ إلاّ حَشَرَهُ اللّه مَعَنا» هیچ بنده ای ما را دوست نمی دارد مگر اینکه با ما محشور بشود.
دین، عشق و بندگی
«وهَلِ الدّینُ إلاَّ الحُبُّ» آیا دین جز محبت جز عشق، چیز دیگری هست؟ دین یعنی عشق مسلمانی که دلش به عشق الله اهل بیت و جهاد نمی تپد مسلمان شناسنامه ای است باید یک بار تجدید نظر کند، دینش را دوباره انتخاب کند ولی این بار با عشق. مسلمانی که وقتی بهش می گویند دین. می گوید یعنی فشار یعنی محدودیت، این حتما دینش شناسنامه ای است باید برود تجدیدنظر کند در دین خودش باید یک مرتبه دینش را بشناسد، بفهمد دین هیچ محدودیتی ندارد، دین ما را آزاد می کند. دین محدودیت بخش های حیوانی، دین بخش های انسانی را اصلا محدود نمی کند، بخش حیوانیه ماست می گوید من محدود شدم، نق و غر می زند. حضرت می گوید: « قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی…» (سوره آل عمران/آیه 31) بگو اگر الله را دوست دارید دنبال من بیاید. تا چه اتفاقی بیفتد؟ خدا شما را دوست داشته باشد. نمی گوید شما به محبوبتان می رسید. باز تاکید می کنم برای چندمین بار در این آیه نمی گوید شما به محبوبتنون می رسید. اگر خدا را دوست دارید دنبال من بیاید تا به خدا برسید. نه خیلی بالاتر از این حرف هاست. می گوید شما اگر خدا را دوست دارید دنبال من بیاید همین تبعییت باعث می شود که محبوب خدا بشوم. شما محبوب خدا می شوید. الله اکبر که والله نمی فهمیم خدا به یه کسی بگوید دوستش دارم یعنی چی؟ یه چند لحظه فکر کنیم به این. خدا، الله، رب العالمین، به یه کسی بگوید من دوستت دارم، ما چون عادی شده برامون، متوجه داستان نیستیم اصلاً، هی به گوشمان می خورد رد می شویم، برید در خلوت، در سکوت، یه چند ساعت به این مسئله فکر کنید: فکر، فکر.. فکر کن که خدا بگوید دوست دارم چی می شود. آن بزرگ گفت چی؟ اگر یک بار بگویید بنده من / تا آسمان می رود خنده من. اگر خدا به یه کسی بگوید بنده من امام صادق می گوید خدا وقتی هم می خواهد حرفاش را بزند، یه جوری می زند که اصلاً آن خستگی آدم را در می کند. یه عالمه عشق به آدم می دهد، بعد دعوت می کند به یه کاری، هر وقت می خواهد دستور بدهد حرفای عاشقانه اش را می زند «یا ایُّها الّذین آمَنُوا» حضرت می گوید این خطابه امام صادق فرمود تمام سختی عمل با این خطاب از بین می رود. ای مومن، … خدا اگر به یه کسی بگوید تو مومنی درجه داده، درجهی حقیقی داده. اگر خدا به یه کسی بگوید تو بنده منی، تو مومنی، من دوستت دارم، چیزی از این بالاتر قابل تصور هست بگوید برای یک بنده! پس چرا وقتی که می خواهیم یک وظیفه ای در مورد پدر و مادرمون، همسرمان، خواهر و برادرمون، در مورد خدا انجام بدهیم اینقدر سختمون هست. این قدر تنبلی می کنیم، اینقدر میگیم من از پسش بر نمی آئیم من نمی تونم. یک حجاب می خواهد رعایت کند، چقدر خودش را اذیت می کند. چقدر فرشته ها را اذیت می کند یه نماز می خواهد بخواند، یه حج می خواهد برود، یه خمس می خواهد برود، ببین چقدر سختی به خودش میده خمس یعنی چی؟ یعنی خدا میگه که من بهت اجازه دادم که به عشق من خرج کنی، اگر خدا خمس را نگذاشته بود ما چه جوری پای معشوقمون خرج می کردیم. خمس، صدقه، انفاق فرصتی است. هدیه خریدن برای معشوق. ببین فردا روز مادر است بچه کوچک ها را دیدید تحمل نمی توانند بکنند که برای مادرشون هیچی نخرند، ولو شده بروند از خود مادر بگیرند، از خود پدر پول بگیرند، می گوید پول بده که دوست دارم برای تو پول خرج کنم، پول بده به من برات خرج کنم. باور می فرمائید کسی بره پیش مادرش بگوید مادر به من پول قرض بده، بهت می دم بعداً. نمی گوید هم برای چی، می گوید بهم قرض بده، چرا! چون دوست دارد برای مادرش هزینه کند. اصلا نیاز هست که این اتفاق بیفتد. اگر یه کسی این نیاز را احساس نمی کند دل مرده است، خشن، بی رحم، خدا فرصت داده می گوید «وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ» (سوره بقره/آیه 3) خودمان بهتون دادیم، رزق و روزیتون کردیم همه چیز را. خودمون بهتون دادیم، خودم بهت دادم، تو خودت از منی، جانت را، توانت را، قوتت را خودم دادم، حیات و قدرت و خودم دادم، ثروت را خودم دادم، نعمت را خودم دادم، رزق را خودم دادم، همه اش را خودم دادم، از آن بیا یه چیزی به من هدیه کن، به من قرض بده. اصلا خدا می گوید اگر نمی خواهی خرج کنی، قرض بده «مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا» (سوره بقره/آیه 254) الله اکبر. دیدید چه جوری ما را با عشق تربیت می کنند. «فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ» (سوره آل عمران/آیه 31) یک روایت خیلی خیلی شیرینی به چشمم خورد. یعنی در نظر داشتم بخوانم ولی وقت تنگ است، یه کسی عاشق پیغمبر است یک حرفهای عاشقانه ای با پیغمبر می زند. از شدت دلتنگی اش یک نگرانی هایی دارد که می ترسد در این عشق بازی اش فاصله ای بین او و پیغمبر بیفتد. بعد از شدت ناراحتی به خود پیغمبر می گوید این عشقش را، دغدغه هاش را می گوید. داستان خیلی قشنگی است. برای جلسه بعد بگذاریم ان شاالله.
دعا برای بیماران و فرج امام زمان (عج)
خواهر محترممان سرکار خانم حبیب پور از خواهران اسلامشهری که سالها هم زحمت کشیدند در مؤسسه اسلام شهر و بچه ای را به دنیا آوردند که مریض است، بچه خیلی سخت مریض است. پیغام فرستادند که از شما خواهش کنیم برای فرزندشان با نفس های پاکتان از صمیم قلب دعا کنید برای ایشان و همه مریضان و مریضان اهل اسلام، برای سلامتی و فرج آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و رفع مشکلات کشورمان، سلامتی رهبرمان، نابودی دشمنان مان، نابودی کفر جهانی، نابودی موانع ظهور حضرت، و آنهایی که این موانع را ایجاد کردند، برای شادی همه اموات، اموات مومنین و مومنات، مسلمین و مسلمات، بدوارثان و بی وارثان، و رفع اضطرار از زندگی همه مسلمین جهان، و رفع اضطرار از زندگی های خودمان با همدیگر پنج مرتبه دعای «امن یجیب» را می خوانیم. بخصوص مریضان و این مریض منظور را مدنظر داشته باشید. دعای مضطر پنج مرتبه خوانده شد.