خانواده آسمانی – جلسه 350

متن کامل جلسه

تأثیر محبت در سرنوشت انسان

بحث ما درباره تأثیر محبت در سرنوشت انسان بود که قواعد و فرمول‌هایی را خدمت عزیزان عرض کردیم. یک فرمایش خیلی مهم از علی (علیه السلام) را قرار بود خدمتتان بگوییم که موکول به این جلسه شد. خیلی دقت بفرمایید این فرمول و قاعده خیلی مهم است: «لو ثمت الدهر کله بقمت اللیل کله و قتلته بین رکن و المقام باسک الله هواک بالغ ما بلغ ان فی جنه ففی جنه ان فی النار ففی النار» خیلی تکان‌دهنده است، خیلی دقت کنید. نقش دلدادگی‌های انسان، نقش هوس‌های انسان و دغدغه‌های انسان را دارد. حضرت بیان می‌کند که عاقبت انسان چه خواهد شد.

محشور شدن با آرزوها

می‌فرماید که اگر تمام دوران، تمام دهر یعنی همه روزگار تو روزه بگیری و همه شب‌ها به عبادت بایستی و عبادت کنی و شهید شوی، قتلتَ بین رکن والمقام کشته شوی بین رکن و مقام در کعبه، بعثک الله مع هواک. خیلی این عجیب و تکان‌دهنده است. خدا تو را با آرزویت و با میلت مبعوث می‌کند. یعنی با آن دغدغه نهایی جانت، با آن هوس نهایی روحت تو را مبعوث می‌کند. بالغاً ما بلغ هر چه که می‌خواهد باشد هوس تو، هوای تو هر چی می‌خواهد باشد، خدا تو را با آرزو و هوست محشور می‌کند. پس ما حتماً باید روی چینش‌های فکری ما فکر کنیم. ته دلت چیست؟ آرزو و هوست چیست؟ که را می‌خواهی؟ با چه کسانی دوست داری زندگی کنی؟ چه طور شخصیت‌هایی را در زندگی‌ات می‌پذیری؟ تعلق به کدام یک از گروه‌های اجتماعی داری؟ دوست داری کجا باشی؟ خدا با آن محشورت می‌کند. دقت کنید: ان فی جنه ففی الجنه اگر آرزوهایت بهشتی باشد در بهشت هستی، اگر جهنمی باشد در جهنم هستی. اگر تمام عمر روزه بگیری و نماز بخوانی و کشته شوی در راه خدا، دلت چیز دیگری باشد، خدا با دلت محشورت می‌کند، با هوس‌هایت، با کمالات. این که من هر دفعه دست‌هایم را می‌آورم جلو می‌گویم کمالات جمادی، نباتی، حیوانی و عقلی و فوق عقلی برای این است که من به یک ریاضیات دقیق در چینش‌های فکری‌ام برسم. یک کسی چهل سال کار مذهبی می‌کند تا بشود نماینده مجلس و رئیس جمهور تا به یک مقام و ریاستی برسد، آرزویش همان بوده. نه اینکه هر کس شد نماینده مجلس یا رئیس جمهور اینها بد هستند و هوس‌باز بودند، نه منظورم این نیست. باطن شخص را دارم می‌گویم که می‌خواهی آخر به کجا برسی؟ عشقت چیست؟ معشوقت چه ها هستند؟ دلدادگی‌های نفست چیست؟ چقدر قشنگ می‌گوید امیرالمومنین قاطع، بالغا ما بلغ هر چی که می‌خواهد باشد فی الجنه ففی الجنه … جهنمی باشد جهنمی است. ما چقدر مذهبی داریم آرزوهای غیر مذهبی دارند. ما چقدر آدم مذهبی دارند و قبله‌شان دشمن است. سبک زندگی دشمن، جاهای غیر مذهبی میلشان به آنجاها می‌کشد. خدا می‌گوید من تو را با میلت محشور می‌کنم نه با صورت عملت. وایستادی در رویم می‌گویی ایاک نعبد و ایاک نستعین، کسی وایسته اینها را بگوید میلش هم درست می‌شود اگر راست بگوید. اگر کسی روزه صادقانه بگیرد میلش هم درست می‌شود الصوم لی و … روزه مال من است من هم جزای آن هستم. یکی با روزه خلوت می‌کند با خدا، با روزه متنفر می‌شود از خدا. یکی با نماز فراری از خداست و یکی با نماز انس می‌گیرد با خدا. یک کسی عبادت خدا را تحمیل می‌داند و یکی عبادت خدا را لطف و محبت و نوازش خدا می‌داند. یک کسی از اینکه دارد نماز می‌خواند و فرصت نماز خواندن و روزه گرفتن و خلوت کردن دارد شاد می‌شود، خیلی خوشحال است، شرافت می‌داند برای خودش این را، و یکی خسته است به زور دارد می‌کشد اینها را. دلت چی می‌خواهد؟ چه هوس‌هایی دارد؟ در خلوت‌های دلت عقربه دلت کجا می‌رود؟ در چینش‌های آرزوهایت به کجا می‌روی؟

اهمیت چینش معشوق‌ها

به قدری این مسأله مهم است که قرآن با «قُل» شروع می‌کند به همه بگو، چینش‌های معشوق‌های یادتان نرود آن هشت تا معشوق باباها و پسرها و مامان و دخترها و خواهر و برادرها و همسران و عشیره و اموال و شغل و تجارت پیش شما عزیزتر باشند، محبوب‌تر و لذیذتر باشند از الله، اهل بیت و جهاد. این چینش محبوب است. کسی که چینش محبوب نکرده باشد در دلش، با نماز و روزه خیلی آرام نمی‌تواند شود، نه که نشود، خیلی نمی‌شود. اگر کسی می‌خواهد به شادی و آرامش و قدرت برسد باید در دلش همیشه چینش‌های معشوق‌ها را محکم داشته باشد. این کار واجب و ضروری است که هر کدام باید انجام دهند قبل از اینکه بخواهیم درس دانشگاه بخوانیم و حوزه برویم و دکتر و مهندس شویم، قبل از اینکه ازدواج کنیم و بچه‌دار شویم، قبل از اینکه جایی شاغل شویم این را باید انجام دهیم چون در همین صورت تو تعادل داری و سعادتت تضمین است. ما به سعادت می‌گوییم فعلاً وقتت را ندارم بگذار ازدواج کنم خانه بخرم از مستأجری درآیم بگذار بچه‌هایم را بزرگ کنم، بگذار درسم را بخوانم، ارشدم را بگیرم دکترایم را بگیرم بگذار چنین و چنان کنم وقت نداریم. واجب‌ترین و ضروری‌ترین کار برای ما چینش‌های معشوق‌های ماست. چینش آرزوهای ماست. ایجاد یک نظام قدرتمند ارزش‌گذاری برای اشیا در ذهن و روح ماست که هر چیزی را که همان قیمتی را دارد نگاهش کنیم. جمادی‌ها را جمادی، نباتی‌ها را نباتی، گیاهی‌ها را گیاهی، حیوانی‌ها را حیوانی و عقلی‌ها را عقلی و فوق عقلانی‌ها را فوق عقلانی نگاه کنیم. اول به این برس، بعد هوس‌هایت کنترل می‌شود. دارم روش عملی را می‌گویم. هوس و افکارت کنترل می‌شود. دلدادگی‌ها و معشوق‌هایت کنترل می‌شود. اول قیمت دستتان بیاید آن وقت می‌فهمید که وقتی به چیزی دل می‌دهید چقدر این می‌ارزد و دیگر بیشتر از این هزینه نمی‌کنی از دلت. یک دفعه نمی‌آیی برای یک چیزی که ۵ تومان می‌ارزد یک میلیون تومان هزینه کنی و یک چیزی که یک میلیارد می‌ارزد ۵ تومان هم برایش ارزش قائل نباشی. تعادل، تمرکز و آرامش و یک چینش فکری منظم. و اگر ما این کار را نکنیم و بعد هی بخواهیم مذهب دریافت کنیم و عبادت کنیم، چون چینش‌های معشوق و چینش‌های آرزوها درست صورت نگرفته، نظام ارزش‌گذاری در اشیا، امور، انتخاب‌ها و ارتباطات و رفتارها، درست صورت نگرفته، دینداری هم نمی‌تواند به ما کمک زیادی کند چون تو یک دفعه وایمیستی جلوی خدا ایاک نعبد و ایاک نستعین در سجده سر از پای خدا بر می‌داری می‌گویی اشهد ان لا اله الا الله شهادت می‌دهم که معشوقی جز تو ندارم ولی همه اش دروغ است. همه اش داری دروغ می‌گویی. وحده لا شریک له تنهایی تو، در دل من، هیچ شریکی نداری، ولی خوب این هزارتا شرک در دل ما است و شریک در دل ما است برای عشق، لذا این را خیلی دقت کنیم. ما در برنامه‌هایی که به همه عزیزان دادیم و می‌دهیم چه از طریق اینترنت یا دستی همه اینها را برای شما لحاظ کردیم. کسی نیاید بگوید که من با شوهرم مشکل دارم برای من این طوری نوشتند، یا با زنم مشکل دارم. آن برنامه برای این است که شما به کانون شادی و آرامش و قدرت برسی، ریشه مشکلات و نگرانی‌ها حل شود نه فقط آن مشکل خاص. یک مسکن ما به شما بدهیم که آن مشکل خاص را فعلاً حل کنید فایده‌ای ندارد. شما باید به جایی برسید که ریشه مشکلات سوزانده شود و به شادی برسید. در هر حال بتوانید شاد باشید و ما رأیت الا جمیلا حضرت زینب (سلام الله علیها)، ما هم می‌توانیم در زندگی‌مان اینطوری باشیم و ببینیم، در اوج مشکلات و سختی‌ها هستیم ولی آرام هستیم. ولی شاد هستیم. هیچ چیز هیچ حادثه‌ای نمی‌تواند تزلزل در ما ایجاد کند، شادی ما را بگیرد، آرامش ما را بگیرد، قدرت روحی ما را بگیرد از ما. وقتی ما به ریشه بپردازیم، قیمت‌ها را خوب بچینیم، آرزوها را خوب چینش کنیم، خلجان‌های قلبی ما هم کم می‌شود، پرش‌های قلبی ما هم کم می‌شود. خوب برویم به سراغ امام باقر (علیه السلام).

آینه خودشناسی از امام باقر (ع)

باز یک قاعده و یک آینه فوق‌العاده زیبا و قدرتمند می‌دهد که شما در این آینه خودت را ببینی و بفهمی که چقدر قیمت و ارزش دارید. خیلی مهم است. هیچ مکتبی به اندازه اسلام به ما آینه نمی‌دهد برای نگاه کردن خودمان. شما هر مکتبی بروید حرف‌های کلی می‌زنند، سردرگمی دارد، آخر به هیچ جا نمی‌رسید. این اسلام است که همه چیزش ریاضی است، همه چیزش دقیق است. قرآن می‌فرماید: قد جعل الله لکل شیءٍ قدرا. خدا برای هر چیزی قدر قرار داده. یعنی تو هر وقت بخواهی قاعده و فرمولی را دربیاوری قاعده‌اش در اسلام است، ریاضی و دقیق. و فقط اسلام است که اینقدر معیار دارد، اینقدر مبنا دارد، آنقدر قاعده و فرمول دارد که شما همیشه تکلیف خودت را می‌دانی، هیچ وقت بلاتکلیف نیستی. اذا اردت ان تعلم …. خیراً می‌خواهی بدانی آدم خوبی هستی یا نه؟ یک قاعده است دیگر. من آدم خوبی هستم یا نه؟ فلانی آدم خوبی است یا نیست؟ گاهی وقت‌ها آدم آدم خوبی است ولی از او کارهای بدی هم سر می‌زند. بعد شیطان می‌آید آن کارهای بد را اینقدر جلوه می‌دهد به این شخص که این شخص فکر می‌کند دیگر آدم خوبی نیست. و همین حس غلط که من دیگر آدم خوبی نیستم باعث می‌شود برود به سمت بد شدن. در حالی که خوب است حالا چهارتا کار بد هم از او سر می‌زند. گاهی وقت‌ها ما با کسانی زندگی می‌کنیم که آدم‌های خوبی هستند ولی ضعف‌هایی دارند و اشتباهاتی می‌کنند، یک خامی‌هایی می‌کنند ولی واقعاً خوب اند، پس پل‌ها را پشت سرشان خراب نکنیم، پشت سر خودمان هم خراب نکنیم. همانطور که خیلی وقت‌ها خودمان خیلی اشتباه می‌کنیم، گناه می‌کنیم، معصیت می‌کنیم، ولی ته دلمان می‌گوییم خدایا تو که می‌دانی من خیلی دوستت دارم، من از روی عناد و لج بازی با تو گناه نکردم، از روی جنگ با تو این کار را نکردم، آن جهالت بوده، غلبه شهوت بوده ولی من دعوا و درگیری و با تو و اهل بیت ندارم، دوستتان دارم. گاهی وقت‌ها آدم بدی است، کارهای خوبی هم می‌کند ولی واقعاً آدم خبیثی است. از کجا بدانم؟ این را. چطوری تشخیص دهم؟

معیار خیر و شر در دل انسان

سلام خدا بر اهل بیت، سلام خدا بر باقر العلوم که اینقدر زیبا به ما قاعده می‌دهد که اذا اردت … اگر می‌خواهی بدانی که در تو خیری است یا نه، آدم خوبی هستی یا نه، فانظر الی قلبک، باز ملاک رفت روی دل، و روی نیت‌های دل یک آدم، اصلاً با رفتارها و با گریه‌ها با نماز خواندن‌ها، لا تغرنکم بکاءکم فان تقوی فی القلب. گریه آدم‌ها شما را گول نزند، تقوای آدم‌ها در دلشان است. اشکشان دم مشکشان است. همینطوری آدم‌هایی هستند که خیلی گریه می‌کنند، تظاهرات اسلامی و مذهبی خوب دارند ولی اصلاً قلبشان هیچ نوع خیری در آن نیست. دل دل دل، قیمت خدا همه آن شش گروه انسان‌ها را یعنی انسان‌های سنگ‌گونه و کمتر از سنگ، حیوان و کمتر از حیوان، شیطان و مومن همه این گروه‌ها را بر اساس دلشان تقسیم می‌کند. فانظر الی قلبک. دل ملاک است. نیت‌های یک آدم، آرزوهایش و هوس‌های یک آدم، دغدغه‌های یک آدم و آرمان‌های یک انسان قیمت یک انسان را مشخص می‌کند. فان کان یحب اهل طاعه الله و یبغض اهل معصیه و فیک خیر و الله یحبک، به به، به به، عجب حکمتی دارد این. اگر می‌بینی که اهل طاعت خدا را دوست داری قلباً، متدینین و مذهبی‌ها و مومنین را دوست داری، از روحانی و طلبه و مومن، از آدم‌های مذهبی خوشت می‌آید، از هر چی که بوی خدا و رنگ خدا می‌دهد خوشت می‌آید و یبغض اهل معصیته و اهل معصیت خدا را دوست نداری. اهل معصیت است ها، یک وقت است یک کسی گناهی کرده، آن نه، روی نادانی بوده، حرفه‌ای نیست، گناهکار حرفه‌ای نیست، این کاره نیست حالا یک موقع رو جهالت افتاده در این مسیر، نه اهل معصیت است، اهل عصیان است، اهل طغیان است، و یبغض اهل معصیته و فیک خیر در تو خیر است، تو آدم خوبی هستی، خدا هم دوستت دارد. اینش خیلی جالب است. تو آدم خوبی است خدا هم دوستت دارد. پس زود قضاوت نکنیم در مورد مردم، در مورد خودمان و در مورد دیگران، والله یحبک، ببین میلت می‌کشد به خدا و به مظاهر و علائم و نشانه‌های الهی و نشانه‌های خدا. آنجا که انسان میلش نمی‌کشد خطر دارد. آنجا که می‌خواهد اسم‌گذاری کند برای بچه‌اش، اصلاً هیچ رغبتی به اسم‌های الهی و آسمانی ندارد، ترجیح می‌دهد اسم جماد و گیاه و حیوان را روی بچه‌اش بگذارد اما اسم انسان‌ها را دوست ندارد بگذارد، اسم اولیا را دوست ندارد بگذارد، اسم بهشتی‌ها را دوست ندارد روی مغازه‌اش، روی هر چیزی، انتخاب‌های سفری، انتخاب‌های دوستی، انتخاب‌های ساعت‌های فراغت، انتخاب‌های کتاب، چه نوع کتاب‌هایی دوست داری، چه نوع مجالسی دوست داری، همه اش انسان نشان می‌دهد به چه چیزی علاقه داری. اهل دین را خوشت می‌آید از اهل دین، آدم خوبی هستی، و از اهل گناه بدت می‌آید، ففی خیرا و الله و یحبک و خدا هم دوستت دارد. وان کان یبغض اهل طاعته الله اگر اهل طاعت خدا را دوست نداری، مذهبی می‌بینی خوشت نمی‌آید. چه نوع خواستگارهایی را دوست داری؟ خواستگاری کی‌ها دوست داری بروی؟ چه نوع دامادی دوست داری داشته باشی؟ چه نوع عروسی دوست داری داشته باشی؟ با کی‌ها دوست داری رفت و آمد کنی؟ مهمانی خانه کی‌ها دوست داری بروی؟ کی‌ها دوست داری خانه‌ات بیایند مهمانی؟ مسافرت با چه کسانی دوست داری بروی؟ چه کسانی را دوست داری با آنها حشر و نشر داشته باشی؟ چه نوع کارمندهایی را می‌پذیری؟ الان من آدم‌هایی داریم که ریش و تسبیح و اینها و کارمندهایش را نگاه می‌کنی می‌بینی که اصلاً این جور در نمی‌آید. این یک مشت خانم آرایش کرده اجق وجق از این خانم سرتا پا معصیت می‌ریزد. خوب این چه منشی است که شما انتخاب کردید؟ محیط‌های مذهبی بعد هم زدند آنجا که لطفاً شعائر اسلامی را رعایت کنید، ورود خانم‌ها بدون پوشش اسلامی ممنوع است. همه اش دروغ. مثل این شرکت‌های هواپیمایی، این شرکت‌ها چقدر دم از دین می‌زنند بعد می‌روی در هواپیما می‌نشینی که چهارتا مهماندار بزک کرده را گذاشتند آنجا، بعد تازه یکی از آن مهماندار بزک کرده پشت بلندگو می‌گوید از این جهت که حجاب اسلامی را رعایت می‌کنید از شما تشکر می‌کنیم. خودش آرایش دارد، تو اگر واقعاً مذهبی هستی ببین کی‌ها را می‌آوری و با آنها کار می‌کنی، چه کسانی را دوست داری که با هاشان کار کنی، این خیلی مهم است. رشته‌ای که انتخاب می‌کنی برای چی انتخابش کردی، این نشان می‌دهد که تو چه کاره هستی. و ان کان یبغض طاعه الله اگر بدت می‌آید از این آدم‌ها، و یحب اهل معصیته و معصیت‌کارها را دوست داری، بی‌دین‌ها و فاسق‌ها و فاجرها با آنها راحت‌تر هستی و دوستشان داری، در تو هیچ خیری نیست، هیچ خوبی نداری تو. اگر اینطوری دوست داری والله یبغضک خدا هم از تو بدش می‌آید. خدا نکند که قلب انسان با خدا نتپد، اسم خدا می‌آید دلش اشمئزاز پیدا کند، اسم آخرت می‌آید دلش اشمئزاز پیدا کند، اسم دین و معنویت می‌آید جذب نداشته باشد، حالت تهوع داشته باشد، از مظاهر الهی بدش بیاید. خیلی خطرناک است انسان اگر از شعائر و علامت‌ها و نشانه‌ها بدش بیاید. همه را گفت حضرت ولی یک تیر خلاص یک دفعه می‌زند امام باقر، خیلی عجیب است اینها را فرمود بعد فرمود قاعده را دارد می‌گوید، آخر فرمود والمرء مع من احب، انسان با کسی محشور می‌شود همراه است که دوستش دارد، تو اینطرف دم از دین می‌زنی ولی با معصیت‌کارها بیشتر راحت‌تر هستی، در ازدواجت در شغلت، در انتخاب رشته‌ات، در همکاری و مسافرت با اینها راحت هستی بعد می‌گویی من خدا را دوست دارم. در اسم‌گذاری‌هایت همه اش فاصله داری هیچ کدام رنگ و بوی دین ندارد. در دکوراسیون منزلت، در تابلوهای منزلت، در عکس‌هایی که روی موبایلت گذاشتی، در همه چیز معلوم است که تو آنطرفی هستی به زور خودت را بستی به دین، خدا می‌گوید خودت را هم به زور ببندی به من و اولیا و نماز و عبادت آخر من تو را با آنی که دلت می‌خواهد محشور می‌کنم، با آنی که خوشت می‌آید باهاش باشی، با آن گروه‌ها و دسته‌هایی که خوشت می‌آید محشور می‌کنم. با چه ولعی می‌نشیند از نماز آمده از نماز جماعت آمده از هیئت آمده می‌نشیند راحت پای ماهواره و با چه ولعی شو و فیلم‌های مزخرف نگاه می‌کند با چه حرصی و چه کیفی نگاه می‌کند دلت اینجاست، یک وقت جلسه‌ای بود در مورد موسیقی حرام صحبت می‌کردیم که موسیقی حرام مثلاً این طوری نباشد تأثیر دارد اگر کسی گوش کند مشکلات روحی و جسمی پیدا می‌کند در دنیا و آخرت هم گرفتار است و آنجا سرب داغ در گوش انسان می‌ریزند، یکی از عذاب‌های که چیزهای حرام انسان گوش می‌کند این است که سرب را داغ می‌کنند در گوشش می‌ریزند. آخر سر یک آقایی آمد گفت که آقا ما اصلاً خانه‌مان هیچ موسیقی نداریم، من از خواننده‌ها و موسیقی‌ها بدم می‌آید من فقط یک حمیرا دوست دارم، همین فقط همین حمیرا را گوش می‌کنم و کار دیگر نمی‌کنم.

تنظیم دنیا بر اساس آخرت

برویم سراغ امام جواد (علیه السلام)، چه کار کردند هیچ جا شما از این حرف‌ها پیدا نخواهید کرد جز در محضر معصومین اما هذه الدنیا می‌گوید این دنیا، فانا فیها مغترفون، ما در این دنیا استفاده می‌کنیم بهره می‌گیریم از نعمت‌های الهی، و لاکن من کان هواه هوا صاحبه، و دان بدینه، فهو معه حیث کان، و لاکن می‌گوید در دنیا داریم استفاده می‌کنیم بهره می‌بریم اما هر کس آرزویش آرزوی دوستانش باشد من کان هواه هوا صاحبه و دان بدینه به دین دوستش باشد به دین دوستش گرایش پیدا کند، فهو معه حیث کان هر جا باشد با این دوستش است. ببین رفیق‌هایت کی‌ها هستند؟ دوستانت کی‌ها هستند؟ آنهایی که دوستشان داری کی‌ها هستند؟ آرزوی آنها با آرزوی تو … می‌گوید یک آدم فاجر و فاسق در فامیل دارد این اصلاً خلاف آنهاست از نظر ظاهر، ولی آرزوهایشان یکی است، سبک زندگی‌شان یکی است، نمی‌شود اصلاً آرزوها خیلی مهم است، هوس‌ها خیلی مهم است. دقیقاً همان آرزوها و هوس‌ها را دارد در زندگی همان دغدغه‌ها را دارد که این دارد، برای همان چیزهایی گریه می‌کند که این گریه می‌کند، برای همان چیزهایی شاد می‌شود که این شاد می‌شود. در خرج کردن درست همانطوری که فاسق‌ها خرج می‌کند این هم خرج می‌کند، همان طور که اهل دنیا هزینه می‌کنند این هم هزینه می‌کند. آقا ائمه چی می‌بینند این طوری حرف می‌زنند؟ از پیغمبر خواندیم امیرالمومنین، امام صادق، امام باقر، امام جواد از این چندتایی که انتخاب کردیم برایتان همه شان فرمودند انسان با دلش است، دلت کجاست، همانجایی هستی. دلت کجاست، آرزوهایت کجاست، هوس‌هایت کجاست. دوباره حضرت یک تتمه کلام دارد مثل آن کلام قبلی که فرمود المرء من احب اینجا می‌فرماید امام جواد بحث آخرت را مطرح می‌کند چیزی که ما از آن متأسفانه خیلی فاصله می‌گیریم. معصوم الله و آخرت را ملاک قرار می‌دهند و با آخرت دنیا را تنظیم می‌کنند چون نگاهی که به انسان است این است که انسان یکبار پیش خدا بوده با خدا زندگی می‌کرده حالا آمده زمین، یک مدتی در این زمین یک بدن زنانه و مردانه یا یک بدن خنثی گرفته حالا بسته به اقتضای نیازهای زمینی‌اش مجبور است، کار کند، ازدواج کند، شغلی داشته باشد، اجتماعی داشته باشد، تلاشی کند ولی این حقیقت من نیست این کمالات بخش‌های زمینی من است و بعد هم بر می‌گردد پیش خدا انا لله و انا الیه راجعون ما می‌رویم به آخرت و ابدیت، ما ز بالاییم و بالا می‌رویم، حرف امام این است که دنیایت را براساس آخرت تنظیم کن همه انتخاب‌ها و ارتباطات و رفتارها و چینش‌های فکری‌ات را زن داری، شوهر داری، تربیت، شغل، کار اجتماعی، کار اقتصادی و کار سیاسی و هنری‌ات را با آخرت تنظیم کن. ببین حضرت چی می‌گوید هر کس آرزویش آرزوی دوستانش باشد با دین دوستانش دینداری کند با دین دوستانش محشور می‌شود هر جا که می‌خواهد باشد جمله آخر که می‌گوید والاخره هی دار القرار ببین چقدر قشنگ حرف می‌زند آخرت آنجایی است که شما می‌مانید دیگر، خانه جاودانگی و ماندگاری آخرت است. پس حواست را جمع کن با کی دوست می‌شوی چی آرزوها و هوس‌هایی داری. طرف می‌گوید من خدا و اهل بیت را دوست دارم یک رشته‌ای انتخاب کرده که این رشته این را فاسد می‌کند ولش کن این رشته را خوب، ظرفیت ای رشته را نداری، ممکن است کس دیگری بتواند برود، تو نمی‌توانی می‌گوید خوب من خیلی دوست دارم و علاقه دارم. خوب پا بگذار روی علاقه‌ات، آخرت یعنی همین، یعنی نگذار این دوست داشتن‌ها به این چیز و این کس علاقه دارم به این شغل و رشته علاقه دارم خدا خیلی صریح می‌گوید اگر آن ۸ تا معشوق تر و محبوب‌ترند از سه تا، پس تو فاسق هستی طبیعی نیستی چرا چون تو بی‌نهایت را رها کردی به دنیا چسبیدی به محدود چسبیدی. هیچ عاقلی بی‌نهایت را رها می‌کند به محدودها بچسبد؟ برای همین لفظ فاسق را به کار می‌برد یعنی تو دیگر تعادل نداری، تعادلت را از دست دادی، اصلاً متوجه نیستی، دنیا محدود است دنیا گذراست دنیا پر از غم و غصه است موقت است، ابدیت را بچسب، آخرت را بچسب، ولاخره هی دارالقرار هر عشق و دلدادگی و انتخاب و رفتار و ارتباطی که با آخرت من سازگاری ندارد باید بگذارمش کنار، خدا و خرما نمی‌شود. هم دنیا و هم همه تعلقات دنیایی که همه فاسق‌ها می‌کنند بعد هم می‌گوییم آخرت هم داشته باشیم خدا را هم داشته باشیم جور در نمی‌آید نمی‌شود که شما همه میل‌های بقیه را داشته باشید و به درجات آخرت هم برسی هیچ چیزت شبیه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نیست. شبیه امیرالمومنین نیست بعد می‌خواهی با آنها هم محشور شوی داری شوخی می‌کنی اگر اینطوری می‌گویی. و متأسفانه ماها داریم می‌رویم به این سمت. جامعه ما دارد به این سمت که دین می‌شود حاشیه، یک امر شخصی و فردی و اصل دنیاست. دین یک چیز فردی است و عیسی به دین خود و موسی به دین خود و دین را برای خودت یک گوشه داشته باش، اصل همین این اصل است دنیا این است این باید در زندگی‌ات باشد دنیا یعنی ماهواره و واتس‌اپ و وایبر و فحشا و دزدی و لقمه حرام و روابط آزاد و یعنی موسیقی حرام و یعنی این… این دنیاست به این بچسب. حالا اگر خواستی دین داشته باشی خودت و خدا یک گوشه‌ای …. اینها ربطی ندارد یک دخترخانمی آمده می‌گوید یک خواستگار دارم دین و عقیده درست و حسابی ندارد و این برایم مهم نیست که برایم این مهم است که معتاد است یا معتاد نیست، ببینید چقدر جاهل است دینش برایم مهم نیست.

خلایق هر چه لایق

مگر می‌شود همچین چیزی، دین همسر دین خواستگار مهم نباشد مهم نیست بی‌خود می‌کنی برای بچه‌ات همچنین کسی را انتخاب کنی، بچه‌ات راضی است که تو همچین کسی را انتخاب کنی. یک هوس است تو وقتی می‌خواهی انتخاب کنی باید ببینی بچه‌هایت اجازه می‌دهند یا نه، از آسمان صدا می‌کنند جوابت را هم می‌دهند، همین سوال کنی، بچه‌ها شما حاضرید من یک همچین کسی را پدر شما یا مادر شما قرار بدهم، ببین برایم مهم نیست دینش، معتاد نباشد پول بیاورد خانه سالم باشد نماز خواند نخواند مشروب خورد یا نخورد … دین می‌رود در حاشیه، در تصمیم‌گیری‌ها نیست، در انتخاب‌ها نیست، در ارتباطات و مسائل سیاسی اجتماعی و هنری و فرهنگی نیست. می‌رود کنار، و همه ملاک‌های دنیایی می‌آید جلو، حضرت همه این حرف‌ها را که زد چی گفت همه اش یک ضرب‌المثل ما را می‌گوید خلایق هر چی لایق. میلت را آن طرفی است لیاقتت این است. لیاقتت این است که میلت آن طرفی است اگر میلت آن طرفی است ببین با خودت چه کار کردی که یک همچین جهنمی‌ها را تو دوست داری، تو با خودت چه کار کردی که میلت به جهنم و به گناه و به فساد و فحشا می‌کشد با خودت چه کار کردی، که این را دوست داری، با خودت چه کار کردی که فضاهای این طوری و نه فضاهای معنوی و فضاهای طبیعت‌گراها را دوست داری، چه کار کردی که دلت می‌رود برای فضاهای آنچنانی، و مجالس آنچنانی با خودت چه کار کردی، خلایق هر چه لایق، ببین با خودت چه کار کردی که این را دوست داری این خیلی خطرناک است.

راهکار کنترل هوس‌ها

خوب یک سوال: آقا من دوست ندارم دلم همچین چیزهایی را بخواهد ولی می‌خواهد، چه کار کنم؟ اصلاً چی شده که می‌خواهد، من برایتان بگویم که چی می‌شود که می‌خواهد، یک چیزهایی که جهنمی است و آدم دوست دارد این مال این است که انسان بخش‌های پایینی‌اش را بیشتر از بخش‌های بالایی خود تغذیه می‌کند آنها زورشان بیشتر است غلبه‌شان بیشتر است زورشان در درون ما بیشتر است تو نمی‌خواهی بروی سمت گناه و جهنم و آلودگی ولی آنها تو را می‌کشند، بعد هم می‌نشینی هی در سر خودت می‌زنی، خدایا غلط کردم توبه کردم عذاب وجدان می‌کشد تو را ولی بعد هفته بعد و دو روز دیگر تکرار می‌شود. راهش این نیست. راهش این است که غذای اینها را ببندی باید قطع ارتباط کنی با مرکز فساد و آدم‌های فاسد، نمی‌شود مسیر و ارتباطت را با یک منشأ فساد و گناه حفظ کنی و بعد بگویی آلوده نشوم، مثل بدن است بدن که آلوده است پزشک‌ها می‌گویند این غذای مسموم را نخور بعد هم شستشو بده و خالی کن این را بعد تازه آهسته آهسته غذای خوب بخور ما باید راه معصیت را ببندیم، در خانه‌ات ماهواره گذاشتی و جلوی خودت را در اینترنت نمی‌توانی بگیری ارتباطات غلط داری عکس‌های غلط دارد می‌آید برایت، موسیقی‌های مضر می‌آید برایت جلوی این شهوت این ارتباطات را نمی‌توانی بگیری و خوب داری غذا می‌خوری دیگر، اول جلوی غذایت را بگیر، غذایت را ببند، جلوی غذای غلط را بگیر غذای غلط را بریز دور حالا غذاهای خوب بخور، بعد می‌بینی که بعد از یک مدت دلت نمی‌خواهد گناه کنی، آدم باید اصولی با خودش برخورد کند، با زور زدن و گریه کردن و هی توبه می‌کنم و هی نمی‌شوی هی التماس می‌کنیم برای خدا نمی‌شود هی می‌روم حرم می‌گویم چرا به من کمک نمی‌کنید ای امام رضا به من کمک کن که من گناه نکنم چرا امام رضا کمک نمی‌کند چرا رفتم کعبه باز همان آدم قبلی هستم، چون خدا می‌گوید ما کمکت هم بکنیم خودت دلت نمی‌خواهد کمک بگیری راه این است که آن غذا را دیگر نخور. این غذا را نخور. یک موقع رفته بودم دکتر یک آقایی آمده بود گفت کتفم درد می‌کند مفاصلم درد می‌کند دکتر گفت بیا جلو کیفش را از شانه‌اش برداشت گفت حالا راحت شدی، گفت آری گفت تو این را نباید بیندازی از یک طرف می‌گویی کتفم درد می‌کند از یک طرف این را انداختی این کیف هم سنگین است. بچه‌های کوچک همین طوری اند که اینقدر به آنها آویزان می‌کنند قوز در می‌آورند یک وری می‌شوند شانه درد می‌گیرند بابا این بارت را کم کن این فشار نباید به شانه‌ات بیاید. همه اش یک کیف سنگین نگیر. مگر این که ورزش کنی که چیزی نباشد اگر ورزش می‌کنی قدرت بدنی دارد خوب بگیر هیچ طوری‌ات هم نمی‌شود خدا رحمت کند یکی از اولیای خدا را، این کارها مثل این است که یک نفر یک درفش بردارد هی بزند به خودش و بگوید آخ، دوباره یک ذره حالش بهتر شود دوباره بزند بگوید آخ، ما اینگونه هستیم ما خودمان می‌رویم سم را انتخاب می‌کنیم و با لذت می‌خوریم آن را بعد می‌گوییم حالم چرا بد است خوب بابا تو داری سم می‌خوری. داری غذای آلوده می‌خوری و می‌گویی چرا حالم خوب نمی‌شود. یک آقایی بوده هی می‌گفت من مشکل دارم من هزینه درمان ندارم، بعد مشکل داخلی هم داشت معده و روده و … یک مدتی با ما یکجا باید می‌آمد بعد من دیدم این همه چیز مضر دارد می‌خورد یعنی این نمکدان را می‌گیرد همینطوری هی می‌ریزد، در غذایی که اصلاً نمی‌داند شور است یا نه، بابا دیگر این خیارشور جلویت است چرا نمک می‌خوری، غذاهای همه جور می‌خورد خوب بابا برو یک چیز طیب و پاک و سالم بخور، هر چیزی را هر وقت گرسنه‌اش می‌شد می‌رفت یک چیز آشغال می‌خورد و بعد می‌گفت من مشکل دارم، بابا همه این آشغالها را می‌خوری، مواد رنگی همه اش سرطان‌زاست، یعنی شما هر چی ماده رنگی استفاده کنی، بابا تو علاقه داری برو فرنی بخور، بیا از این مسقاطی زعفرانی بخور من برایت درست می‌کنم مگر ژله دوست نداری بخوری، همین ژله‌هایی که در بازار است توت فرنگی و موز و … همه رنگ هستند رنگ‌ها می‌روند در کبد ذخیره می‌شوند و بعد از ۱۵ سال و ۲۰ سال هیچ چیز اینها را نمی‌تواند خارج کند از کبد می‌شود سرطان، مگر اینکه مواد ضدش را بدانی که بتواند آن را خارج کند. می‌ماند یکسره آشغال می‌خورد در روح هم همینطور است تو اول باید ارتباطات را قطع کنی بعد یک غذای سالم بخوری، ولی الان زود است بعضی از عزیزان می‌آیند از من برنامه می‌گیرند شش ماه است، می‌گویم عزیزم این برنامه را شش ماهه نوشتم برای شما، می‌گوید من الان دو هفته است گوش کردم سه هفته است حالم خوب نشده، بابا دوران درمان شش ماهه است، من خودم که سرطان داشتم این مثال را می‌زنم شیمی درمانی که می‌کردم رفقام با من بودند شیمی درمانی که شروع کردم توموری که عمل کردیم و درآوردیم از گردنمان، بعد شروع کردیم به شیمی درمانی این شیمی درمانی شش ماه طول کشید من در طول این شش ماه هر روز حالم بدتر می‌شد. یعنی ضعیف‌تر سخت‌تر کی حال من بهتر شد، یکی دو هفته آخر شیمی درمانی، چون شیمی درمانی تأثیر خودش را گذاشته بود حالا من تازه آخر درمان داشتم خوب می‌شدم، ولی ما الان هنوز درمان را شروع نکردیم تو غذاهایت را نخوردی، غذاهایت را بخور غذاهای آلوده‌ات را هم کم کن ببین چه اتفاقات خوبی برایت می‌افتد برو شش ماه کم بوده شش ماه جدید بگیریم برایت و غذای بیشتر، مبدأ میلمان را عوض کنیم این فرمول یادتان نرود ما باید مبدأ میلم را عوض کنم میلم به گناه و به دنیا نکشد اگر قرار باشد میلم به گناه و دنیا نکشد باید میلم به آسمان زیاد شود به الله زیاد شود به خود واقعی‌ام بیشتر شود و راهکار دارد تغذیه می‌خواهد و الا من میلم به آخرت زیاد نشود به آسمان به بهشت و به الله و به خانواده آسمانی‌ام زیاد نشود بعد هم بخواهم میلم را از دنیا بکنم، چه اتفاقی می‌افتد خودکشی، خوب آن طرف که میل ندارم دلخوشی‌های اینجا هم از من گرفته می‌شود دل بدون آرزو می‌رسد به بن‌بست، از هیچ چیز دیگر خوشش نمی‌آید آن طرف را که نمی‌خواهد این طرف هم خیر ندیده تو سری خورده، سرخورده شده، حالا هی می‌کشد به ناراحتی‌های روحی و روانی و خل شدن و دیوانه شدن و قرص اعصاب یا خودکشی، برای همین برای اینکه این اتفاق نیفتد روز به روز عشق‌های جدید معشوق‌های پاک پیدا کنید معشوق‌هایی که قیمت عشق‌ورزی و مهرورزی داشته باشند لیاقت دل و لیاقت عشقت را داشته باشند این اتفاق بیفتد بعد کم کم مبدأ میلت با جهنم و با دنیا کم می‌شود بعد می‌بینی که بعد از یک مدت خوب خوب شدی عجله نکنی فقط باید غذایت را مستمراً کم کنی.

والحمدلله رب العالمین.

خلاصه

جملات ناب

  • خداوند انسان را با آرزوها و دغدغه‌های نهایی جانش محشور می‌کند، نه فقط با اعمال ظاهری‌اش.

  • عاقبت انسان، چه بهشت و چه جهنم، بستگی به جنس آرزوها و میل‌های قلبی او دارد.

  • چینش فکری و نظام ارزش‌گذاری درونی ما، تعیین‌کننده مسیر سعادت یا شقاوت ماست.

  • اگر آرزوهای ما بهشتی باشد، در بهشت خواهیم بود و اگر جهنمی باشد، در جهنم.

  • مهم‌ترین و ضروری‌ترین کار برای هر انسان، چینش صحیح معشوق‌ها و آرزوهایش در دل است.

  • باید برای هر چیز، ارزش واقعی آن را قائل شویم و از دلدادگی بیش از حد به امور فانی بپرهیزیم.

  • دینداری واقعی زمانی محقق می‌شود که نظام ارزش‌گذاری درونی ما بر اساس حق و حقیقت شکل گرفته باشد.

  • تقوای واقعی در قلب انسان است و گریه‌ها و تظاهرات مذهبی ظاهری، معیار نیستند.

  • اگر قلباً اهل طاعت خدا را دوست داشته باشیم و از اهل معصیت بیزار باشیم، در ما خیر است و خدا ما را دوست دارد.

  • انسان با کسی محشور می‌شود که او را دوست دارد، پس باید مراقب باشیم که میل قلبی‌مان به چه سمتی است.

  • دنیا گذرگاه است و آخرت سرای جاودانگی؛ بنابراین باید دنیا را بر اساس آخرت تنظیم کنیم.

  • هیچ عاقلی بی‌نهایت را رها نمی‌کند تا به محدودها بچسبد.

  • برای کنترل هوس‌ها و میل‌های منفی، باید ابتدا ارتباط با منشأ فساد را قطع کرده و سپس به تغذیه روحی سالم بپردازیم.

  • برای اینکه میل به گناه و دنیا کم شود، باید میل به آسمان، به الله و به خود واقعی‌مان افزایش یابد.

  • باید عشق‌های جدید و معشوق‌های پاکی پیدا کنیم که لیاقت دل و عشق‌ورزی ما را داشته باشند.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه
راویان گفتاوردهای این جلسه