خانواده آسمانی – جلسه 344

متن کامل جلسه

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. ما یک تتمه‌ای از بخش هجدهم ماند از مباحثمان از فرمایشات امام رضا(ع) که این را باید توضیح بدهیم. من چون آخر بحث هست، متن نامه ایشان تمام خواهد شد، لازم می‌دانم که یک بار کل متن فرمایش ایشان را که در این ده‌ها جلسه مشغول شرحش بودیم، عرض کنم.

سلام امام رضا (ع) به شیعیان و توصیه‌های ایشان

ایشان اولاً به شیعیانشان سلام رساندند (یا عَبدَ العَظیم أبلِغ عَنّی أولِیائی السَّلام). دوستانم را از طرف من به همه آنها سلام برسان (وَ قُل لَهُم) به آنها این نکته را بگو، چون مطلب خیلی مهم است با این تعابیر حضرت از آن استفاده کرده (أن لا یَجعَلُوا لِلشَّیطانِ عَلی أنفُسِهِم سَبیلا) اجازه ندهند شیطان بر آنها راه پیدا بکند، راهی را برای نفوذ شیطان در وجودشان قرار ندهند. (وَ مُرهُم بِالصِّدق فِی الحَدیث) امر کن آنها را که با هم به راستی و راستگویی رفتار کنند، صدق کلام داشته باشند (وَ أداءِ الأمانَۀ) که اینها امانت را در حق همدیگر رعایت کنند (وَ مُرهُم بِالسُّکُوت) با سکوت باشند، یعنی حرف‌های زائد و اضافه به همدیگر نزنند، پرکلامی و پرحرفی نداشته باشند. (وَ تَرکِ الجِدالِ فیما لا یَعنیهِم) اینکه جدال در خودشان راه ندهند، نگذارند کارشان به مراء و جدال بکشد، بخصوص در موضوعاتی که هیچ فایده‌ای برایشان ندارد (وَ إقبالِ بَعضِهِم عَلی بَعضٍ) اینکه به ملاقات همدیگر بروند، به زیارت همدیگر بروند (وَ المُزاوَرَۀ) زیارت کردن متقابل (فَإنَّ فی ذلِکَ قُربَۀٌ إلَیَّ).

نتایج عمل به توصیه‌ها و پرهیز از تفرقه

در این توصیه‌هایی که حضرت کرد، می‌گوید همه اینها باعث می‌شود که به من نزدیک بشوند، یعنی به من شبیه می‌شوند و متخلق می‌شوند، سنخیت با من امام رضا پیدا می‌کنند، درجه پیدا می‌کنند، روحشان به روح من نزدیک می‌شود (وَ لا یَشتَغِلُ أنفُسَهُم بِتَمضیقِ بَعضِهِم بَعضا) خودشان را مشغول به دریدن همدیگر نکنند. اینکه بعضی‌ها همدیگر را بدرند، نق زدن و غر زدن و حرف‌های تند و رکیک زدن و غیبت کردن و تهمت زدن و پچ‌پچ کردن و فضولی کردن، به هر حال این کارها باعث دریده شدن افراد می‌شود. فرمود خودشان را مشغول به این کارها نکنند، دلشان و ذهنشان مشغول دریدن کسی نباشد.

نفرین امام رضا (ع) بر تفرقه‌افکنان

بعد حضرت می‌فرماید (فَإنّی آلَیۀُ عَلی نَفسی إنَّهُ مَن فَعَلَ ذلِک وَ أسخَطَ وَلیًّ مِن أولِیائی دَعَوۀُ اللهَ لِیُعَذِّبَهُ فِی الدُّنیا أشَدَّ العَذاب وَ کانَ فِی الآخِرَۀِ مِنَ الخاسِرین) امام رضا می‌فرماید من با خودم عهد کردم که هر کس این کارهای زشت را انجام بدهد، یعنی دیگران را بدرد. خشن باشد نسبت به کس دیگر یا آن چیزهایی که هست گفتم باید رعایت کنند و رعایت نکنند و دوستی از دوستان من را ناراحت بکند از روی خودخواهی و شهوات خودش، از خدا بخواهم که او را در دنیا به شدیدترین وجه عذابش بکند. این نفرین امام رضاست که خیلی مهم است که پدر مهربان ما چرا این نفرین را حضرت می‌کند. بحث سر این هست که چرا حضرت یک همچین نفرینی می‌کند (وَ کانَ فِی الآخِرَۀِ مِنَ الخاسِرین) در آخرت هم این خیر نبیند. یعنی این نفرین خیلی نفرین کوبنده‌ای هست که یک نفر که خُلق اینگونه دارد، خُلق دریدن و اذیت کردن دیگران و نق زدن به دیگران را دارد، یک همچین عذابی دارد.

مغفرت و عفو الهی

(وَ عَرَّفَهُم أنَّ الله قَد غَفَرَ لِمُحسِنِهِم وَ تَجاوَزَ عَن مُسیئِهِم) و به همه این را بفهمان و همه را آگاه کن که خداوند می‌پوشاند نسبت به نیکوکاران. (قَد غَفَرَ) افراد نیکوکار مشمول مغفرت الهی قرار می‌گیرند (وَ تَجاوَزَ عَن مُسیئِهِم) و مشمول عفو الهی قرار می‌گیرند افرادی که گناهکار هستند. در مورد افراد نیکوکار فرمود (غفر) یعنی کسی که آدم نیکوکار باشد، اهل خیر باشد، اهل نیکی باشد، حضرت می‌فرماید خداوند مشمول مغفرت می‌کند. یعنی اگر این آدم خوب گناهی هم کرد، خدا اصلاً ندید می‌گیرد و به رویش هم نمی‌آورد. یک موقع انسان دچار لغزشی می‌شود، مؤمن ممکن است دچار فحشایی یا ظلم به نفس بشود، اختیاری نبوده، بالأخره یک جایی ضعف شده و یک جایی لغزیده و این اتفاق‌های بد برایش افتاده. آدمی نیست که این کاره باشد، آدمی نیست که اهل معصیت باشد. حالا انسان معصوم نیست، از او معاصی سر می‌زند. حضرت می‌فرماید وقتی که این شخصاً آدم خَیِر و اهل احسانی هست، محسن هست، وقتی شخصاً یک شخصیت خوب و مثبت دارد، آن لغزش‌هایش را خداوند تبارک و تعالی اصلاً به حساب نمی‌آورد. در روایت داریم اصلاً به یادش هم نمی‌آورد وقتی آن طرف می‌رود. ولی در مورد بدکاران فرمود (تَجاوَزَ) خداوند بدکار را کسانی که مسیء و بدکار هستند، تجاوز یعنی نه اینکه مغفرت می‌کند، آنها را عفو می‌کند. در مغفرت نزدیکی و قرب وجود دارد، در مغفرت اصلاً مثل یک پدر و مادر مهربان است که اصلاً به روی بچه‌شان نمی‌آورند که یک همچین اتفاقی افتاده، در همان صمیمیت و عشق با آنها هستند. ولی عفو اینگونه نیست، در عفو فقط جریمه نمی‌کند، فقط عذاب نمی‌کند، اما قربی حاصل نمی‌شود. در تجاوز این نکته هست، مسیء نه اینکه مسیء هست، تجاوز می‌کند، مسیء که توبه می‌کند.

کسانی که مشمول مغفرت نمی‌شوند

چه کسانی را خدا اصلاً نمی‌بخشد؟ (إلاّ مَن أشرَکَ بِه) مگر کسانی که به خدا شرک بورزند (أو آذی وَلِیَاً مِن أولِیائی) یک آدمی که مردم‌آزار باشد، یک کسی که دیگران را، دوستان من را اذیت کند، او مشمول مغفرت خدا نمی‌شود. (أو أضمَرَ لَهُ سُوءا) یا اینکه نسبت به دیگران بددلی و بدنیتی و بدجنسی داشته باشد، نیت بدی در دلش باشد نسبت به کسی، قصد بدی نسبت به کسی داشته باشد، قصد محروم کردن کسی، قصد ظلم کردن به کسی در وجودش باشد، این شخص آمرزیده نمی‌شود. (فَإنَّ اللهَ لا یَغفِرُ لَهُ) خداوند این شخص را نمی‌بخشد، مغفرتش را شامل حالش نمی‌کند (حَتّی یَرجِعَ) مگر اینکه توبه کند. اگر توبه کرد و اصلاح کرد (فَإن رَجَعَ) اگر توبه کرد و الا اگر توبه نکرد، یعنی به بدکرداری خودش ادامه داد، به بدجنسی‌های خودش نسبت به اطرافیان، نسبت به مردم ادامه داد، آن سوء نیتش را از بین نبرد. آن قصدهای بدش را از بین نبرد نسبت به دیگران، می‌فرماید که (وَ إلاّ نُزِعَ رُوحُ الإیمانِ عَن قَلبِه) روح ایمان از قلبش کَنده می‌شود (وَ خَرَجَ عَن وِلایَتی) از ولایت من خارج می‌شود (وَ لَم یَکُن لَهُ نَصیبَاً فی وِلایَتِنا) این شخص دیگر از دوستی ما هم هیچ بهره‌ای نمی‌تواند ببرد. وقتی توبه نمی‌کند و اصرار دارد که همسرش و فرزندان و پدر و مادرش و اطرافیانش را بدرد، اذیت بکند، بدجنسی داشته باشد نسبت به دیگران، این آدم اینگونه هست یا خانواده همسرش را یا هر کس دیگری را (وَ لَم یَکُن لَهُ نَصیبَاً فی وِلایَتِنا). بحثمان تا اینجا رسیده بود و گفتیم که چرا حضرت با این همه مهربانی این نفرین‌ها را می‌کند.

تأثیر محیط بر وراثت و اهمیت روابط اجتماعی

ارتباطات و محیط همیشه سازنده‌تر از تربیت یک انسان هست. شما یک شخصی را می‌بینید از پدر و مادر ژن ضعیف دریافت می‌کند، محیط ژنی این بچه نعوذبالله زنازاده است. این الان در یک محیط خیلی آلوده و کثیف نطفه‌اش بسته شده، مادرش هم در تمام دورانی که باردار بوده معصیت و گناه کرده، پدرش هم لقمه حرام به او داده. مثلاً این بچه از شیر حرام تغذیه شده، این بدترین اقتضا دارد، بدترین وضعیت را دارد. حالا این بچه یک دفعه می‌رود از این پدر و مادر کَنده می‌شود، می‌رود زیر نظر یک معلم، استاد، محیط، مربی خوب، می‌بینید که تمام آن فطریات قشنگی که خداوند از دمِش روح محمد و آل محمد(ص) در این شخص دمیده، یواش یواش فعال می‌شود و خوب می‌شود. آن جنبه اهل بیتی این بچه که همه انسان‌ها بدون استثناء دارند، آن جنبه فعال می‌شود و می‌آید غلبه می‌کند بر همه چیزهای بدی که از پدر و مادر گرفته. به هر حال محیط همیشه قوی‌تر از وراثت هست، کار خودش را می‌کند. گاهی وقت‌ها افراد از بهترین وراثت‌ها برخوردارند، پدرش امام است، ما داشتیم پدرش پیغمبر خداست، مادرش از اولیاء خداست، ولی وقتی که می‌افتد در محیط بد، آن چیزی که از پدر و مادر گرفته از بین می‌رود، بد می‌شود. گاهی وقت‌ها نه، طرف در یک محیط بدی نطفه‌اش بسته می‌شود وراثت بسیار ضعیف هست. اما در یک محیط خوب و دوستان خوب و فضای خوب و دوستان الهی، مربی خوب و استاد خوب، آن قوایی که از اهل بیت دارد پرورش پیدا می‌کند و رشد می‌کند. این خیلی مهم است چون جنبه‌های محیطی همیشه قدرتمندتر هست. حضرت به بخش اجتماعی روابط ما خیلی اهمیت داده که با هم چگونه باشید.

اهمیت حق‌الناس و پرهیز از خودخواهی

شیعیان و محبین باید با هم چگونه باشند. این خیلی اهمیت دارد که یک کسی نباید فکر کند که اگر در نظام درونی یا رابطه شخصی‌اش با حق تعالی خیلی هم عالی است، پس هر کاری دلش بخواهد با بقیه می‌تواند انجام بدهد. در روایت داریم (یُغفَرُ لِلشَّهید کُلَّ ذَنبٍ إلاّ الدَّین) شهید همه گناهانش آمرزیده می‌شود وقتی که اولین قطره خونش می‌ریزد. ولی حق‌الناس اینطوری نیست، چه حق‌الناس مادی و چه حق‌الناس معنوی. ممکن است بداخلاقی کرده باشد، ممکن است پدر و مادرش یا همسرش یا بچه‌اش را آزار داده باشد، این دیگر آمرزیده نمی‌شود، این باید به برزخ برود. گرفتاری‌های حق‌الناسی خاص خودش را دارد مگر اینکه واقعاً ذوی‌الحقوق ببخشند، پدر و مادر و همسر حلال کنند. ولی با اینکه به مقام شهادت هم رسیده باشد، از بهترین دوستان خدا هم باشد، باز گرفتار است. هیچ فرقی نمی‌کند، مسأله حق‌الناس اینقدر اهمیت دارد. بنابراین چون این مسأله خیلی مهم است، حضرت این را به ما تذکر داده که در روابط اجتماعیتان لوس نشوید. مثلاً اگر تو حافظ قرآن یا قاری قرآن هستی، بسیجی هستی، جبهه رفتی، خانواده‌ات خیلی خانواده خوبی هستند، خدمات زیادی به مردم کردی یا اهل انفاق هستی، هیئت همیشه خانه شما هست یا نماز شب می‌خوانی، یک موقع لوس نشوی. این دلیل بشود که بخواهی با هر کس هر طوری دلت می‌خواهد رفتار بکنی. قواعد خاص خودش را در حق‌الناس و ارتباطات باید حفظ بکنی. بنابراین اینکه حضرت می‌فرماید این هست که باید صدق داشته باشید با اینکه آدم خوبی هستید، باید اجازه ندهید شیطان به راحتی به شما نفوذ بکند، ادای امانت باید داشته باشید، اهل سکوت باشید، جدال را ترک بکنید.

پرهیز از جدال و قطع رحم

فرمود هر کس که جدال بکند ولو حق با او باشد در خانواده، مراء بکند ولو حق با او باشد، فرمود من دیگر قیامت شفاعتش نمی‌کنم. یک آدمی که اهل بگومگو هست ولو حق هم با او باشد، فرمود من دیگر این را شفاعت نمی‌کنم. چون این کار خیلی برای نفس ضرر دارد و کسی که حق با اوست ولی سکوت می‌کند و خودش را کنار می‌کشد و نمی‌گذارد به جر و بحث بکشد، بخصوص وقتی که انسان با ذوی‌الحقوق در ارتباط هست مثل پدر و مادر از پدر و مادر به بالا و مدام می‌ایستد بگومگو می‌کند، این آدم آدم خطرناکی است. این آدمی هست که به خودش خیلی ضربه می‌زند و کسی که ملاقات دیگران نمی‌رود، وظیفه‌اش هست به ملاقات و دیدار برود، صله ارحام داشته باشد. اهل این کارها نیست، انس‌گیرنده نیست و انس‌پذیر هم نیست و این آدمی است که وقتی در زندگی‌اش نگاه می‌کنی می‌بینی قیچی دستش هست، مدام ارتباط خودش یا ارتباط همسرش با اطرافیان را می‌بُرد و قطع می‌کند. این معلوم هست که شیطان به شدت این را تحت نفوذ قرار داده و هر جا می‌بینی ده تا قهری دارد، با این نمی‌روم، با آن نمی‌روم. قهر و ارتباط نداشتن فقط باید به دستور خدا باشد. اگر ما با کسی قهر هستیم باید حتماً خدا امضا کند که این قطع ارتباط درست است. ولی اگر خودم دوست دارم یا خودم دلم می‌خواهد، نه این شیطان است. مگر اینکه خدا به تو بگوید نرو، اگر خدا گفته نرو که نمی‌روی، ولی اگر خدا نگفته نمی‌توانی قطع بزنی. من از این آدم خوشم نمی‌آید یک قیچی بزنم. نمی‌خواهم خانه‌شان بروی، نمی‌خواهم خانه‌شان بروم، برای دیگران نباید ما دستور درست کنیم. من با عمویتان بد هستم به بچه‌ها بگویم خانه عمویتان نروید، خانه خاله و دایی نروید، نمی‌توانیم ما کسی را اینطوری وادار کنیم به اینکه مزاوره ها و ملاقات‌ها قطع بشود. برای هیچ کس تعیین تکلیف نکنیم، خودمان هم تا وقتی الله اجازه نداده حق نداریم با هیچ کس قطع ارتباط کنیم. از طرف ما این خلاف هست حتی اگر مثلاً مجبوری منزل یکی از دوستان و فامیل به خاطر معصیتی که دارند نروید. مثلاً من آنجا می‌روم حجاب را رعایت نمی‌کنند. آدم باید تذکراتش را بدهد، بگوید ما هم شما را دوست داریم، دوست داریم با شما ارتباط داشته باشیم ولی این مسائل باید رعایت بشود یا بخواهند ماهواره بگذارند، صحنه‌های بد باشد، آدم ببیند بچه آدم در معرض آلودگی قرار می‌گیرد. این یک توهین خیلی بزرگ هست به مهمان که انسان بخواهد در خانه‌اش یک همچین چیزی باشد و به مهمان بگوید با این شرط می‌توانی خانه من بیایی، من این را به خاطر شما نمی‌بندم. این مثل این هست که یک کسی مهمان دعوت کند و بگوید خانه من می‌آیید ناهار باید از این آشغال‌هایی که سر سفره می‌گذارم چوب و سنگ و مدفوع و آتش و آشغال بخورید، اگر نمی‌خورید پس به من توهین شده، نه ما جهنم نمی‌توانیم بخوریم. پذیرایی با عذاب الهی و پذیرایی با آتش از کسی جایز نیست و آن وقتی من خانه شما می‌آیم آن برای من جهنم است، دیدنش برای من عذاب‌آور است، برای فرزند من و برای خودم جهنم‌ساز است. شما باید به مهمانت احترام بگذاری. چطور اگر غذای خیلی عالی درست کنی ولی می‌دانی مهمان از این غذا بدش می‌آید این توهین به او نیست؟ غذای عالی درست کن ولی می‌دانی این از این غذا بدش می‌آید این توهین به مهمان است. تو که می‌دانستی از این غذا حالش به هم می‌خورد یا نسبت به این غذا بدنش حساسیت دارد، اگر بخورد مریض می‌شود برای چه این غذا را برایش درست کردی، این توهین است. حالا یک فامیلی هست از این چیزها در خانواده‌شان دارد، بله انسان نمی‌تواند برود، عروسی‌های حرام است انسان نباید شرکت بکند ولی این غیر از قطع ارتباط است. بگوید من فردا پاتختی می‌آیم، هدیه‌شان را هم می‌بردم می‌دهم، تبریک هم می‌گویم ولی آنجا معذور هستم نمی‌توانم ولی قطع نیست. قطع رحم ما حق نداریم بکنیم. آنجا که شما خواستید حرام است بنده نمی‌توانم بیایم ولی اینکه با هم دعوایی بکنیم، جنگی بکنیم، قهری بکنیم، قطع ارتباطی باشد، قطع رحم جایز نیست. ما حق نداریم قطع رحم بکنیم. به قدری این مسأله مهم است که مصالح اجتماع مسلمان‌ها هست.

رعایت دستورات امام رضا (ع) و تأثیر آن بر ظهور امام زمان (عج)

یعنی مسلمان‌ها علت بزرگ بزرگترین خیانتی که به مردم شد، یعنی حذف متخصص معصوم همین بود که مردم همین چند تا دستور را رعایت نکردند. اگر مردم همین چند تا دستور را رعایت می‌کردند، هیچ وقت مسیر هدایت مردم از معصوم به غیر معصوم نمی‌افتاد. هیچ وقت اگر مردم این را رعایت می‌کردند، ما سیزده تا معصوممان به شهادت نمی‌رفتند. اگر مردم همین فرمول‌ها را رعایت می‌کردند، هیچ وقت آن فجایعی که از صدر اسلام تا الان اتفاق افتاده، اتفاق نمی‌افتاد. اگر مردم اینها را رعایت کنند، هیچ وقت یک لحظه غیبت امام زمان ادامه پیدا نمی‌کند. همین چند دستوری که حضرت تا اینجا داده، اگر مردم همین را رعایت کنند، اگر از فردا مردم بگویند ما می‌خواهیم این چند چیزی که حضرت گفت رعایت کنیم و رعایت کنند، جمعه بعدش امام زمان می‌آید. یعنی اگر ما این را بفهمیم، این فرمولی که امام رضا در سبک زندگی دارد برای ما تعیین می‌کند، بفهمیم که این چه رمزی هست. شما فکر کنید وقتی که مردم این را رعایت کنند، دیگر در مردم دعوا و درگیری و طلاق و دزدی و اختلاس و گرانفروشی و قاچاق و کم‌فروشی و اذیت کردن و نق و غر و فحش و بداخلاقی وجود ندارد. می‌شود یک جامعه‌ای که تمدن اسلامی یعنی همین، یعنی جامعه نمونه‌ای هست که هر کس در دنیا ببیند عاشق این جامعه می‌شود و چقدر هم بد است ما رهبرمان، اماممان، پدر آسمانیمان از ما فرزندانش و شیعیانش اینها را خواسته و ما رعایت نکنیم یا همت به رعایت کردنش نداشته باشیم. هر کس باید تلاشش را بکند تا آنجایی که ممکن است اینها را رعایت بکند. اینقدر رعایت نکردن اینها مفسده دارد که حضرت برای آن دسته‌هایی که عامل این مفاسد در جامعه هستند نفرین می‌کند، می‌گوید نه دنیا خیر ببینی نه آخرت خیر ببینی. یک کسی که در اجتماع و خانه و محیط کارش اینطوری است، در ارتباطاتش با آدم‌ها اینطوری است، بدجنسی و بداخلاقی دارد، حضرت می‌گوید خیر نبینی نه دنیا و نه آخرت.

اهمیت جایگاه فرد در خانواده آسمانی و نفرین امام

اینقدر مهم است مثل یک پدر و مادری هست که گاهی وقت‌ها پنج تا هفت تا بچه هستند، بعد یکی از آنها فتنه‌انگیز است و می‌آید روابط پدر و مادر و روابط خواهر و برادر را آتش می‌زند و خراب می‌کند. پدر و مادر می‌بینند که این اگر به این وضعیت ادامه بدهد، بقیه بچه‌ها به خطر می‌افتند، طردش می‌کنند و درست هم هست. ما نباید برای خانواده آسمانیمان عنصر به درد نخور و بی‌مصرف باشیم و از این بدتر یک موقع هست انسان عنصر بی‌مصرف و به درد نخور در خانواده است، کمکی نمی‌تواند بکند یا اصلاً کمکی به خانواده و پدر و مادرش نمی‌کند. اما یک موقع هست یک کسی در خانواده دائماً شر درست می‌کند، یعنی شرور است، بدجنسی و بداخلاقی و خطر دارد، نه تنها کمک نیست بلکه آزاردهنده است. خدا می‌داند هر باری که در خانواده‌های ما این اتفاق می‌افتد، هر باری که همسر ما از دست ما دلش می‌شکند، هر باری که فرزند ما از ما دلش می‌شکند، هر باری که عزیزانی از دست ما آزار می‌بینند، چقدر فشار به امام زمان(ع) می‌آید، چقدر فاطمه زهرا اذیت می‌شود چون (أنفُسُکُم فِی النُّفُوس) است. شما اگر الان دو تا برادر داشته باشید با هم دعوا کنند به شما فشار نمی‌آید؟ شما اگر فرزندتان فساد کنند اتفاقاً بیشتر فشارش به شما می‌آید. شما وقتی بچه‌تان مریض می‌شود چطور گریه می‌کند، اذیت می‌شود، او درد می‌کشد و شما زجر می‌کشید. چون (أنفُسُکُم فِی النُّفُوس) خدا می‌داند برای هر طلاقی، دعوا و درگیری، و فحش و فحشکاری، برای هر اختلافی که بین بچه‌های امام زمان می‌افتد، چقدر امام زمان گریه می‌کند، چقدر امام زمان غصه می‌خورد، مضاف بر اینکه همه این بدبختی‌ها باعث می‌شود که افراد از اماممان غافل بشوند و ظهور عقب بیافتد. لذا حضرت بسیار مهندسی شده و دقیق و معصومانه این را تنظیم کرده، فکر نکنید حضرت گفته عبدالعظیم یک سلامی به آنها برسان و بگو این کارها را نکنند همینطوری چند تا موعظه خواسته بکند، نه دقیقاً این نامه حضرت و این فرمایشات حضرت کاملاً ریاضی و مهندسی تبیین شده که اینها را اگر رعایت بکنید جامعه شما یک جامعه بهشتی خواهد شد. (لا یَسْمَعُونَ فِیها لَغْواً وَ لا تَأْثِیماً إِلاَّ قِیلاً سَلاماً سَلاماً) بهشت می‌شود جامعه، یک بهشت می‌شود. همه بدبختی‌هایی که ما داریم در زندگی می‌کشیم، تلخی‌ها و اضطراب‌ها و غصه‌ها و بدبختی‌هایی که در زندگی سراغ ما می‌آید به خاطر همین سراغ ما می‌آید که ما اینها را رعایت نمی‌کنیم و متأسفانه این مشکل اینطوری نیست که فقط همین مشکل باشد. بلکه این سرایت می‌کند به آدم‌ها دیگر و به جاهای دیگر جامعه آسیب می‌زند و بزرگترین گناهش این هست که امام زمان نمی‌تواند بیاید. ما خودمان موانع درست می‌کنیم و اجازه آمدن امام زمان را نمی‌دهیم. لذا وقتی به اینجا می‌رسد آن نفرین‌ها حق کسی است که دارد این همه جنایت می‌کند. چون بحث ما خانواده آسمانی است، همه ما عضو یک خانواده هستیم، از یک ریشه هستیم. وقتی در این خانواده که همه ما با هم از یک پدر و مادر هستیم، خواهر و برادر حقیقی هستیم و خواهر و برادری ما از خواهر و برادری زمینی بسیار اساسی‌تر و معتبرتر و ارزشمندتر هست. در یک همچین خانواده‌ای که الان ما داریم و این همه دشمن در عالم داریم، حالا ما چند نفر معدودی هم که می‌توانیم موانع ظهور امام زمان را برطرف کنیم به جان هم بیافتیم، مدام از همدیگر ایراد بگیریم، نق و غر بزنیم، انتقاد بکنیم، این وسط من من بکنیم، ببین چقدر امام زمان دلش می‌شکند، چقدر به دل حضرت خون می‌شود. لذا کسی که وسط یک خانواده آسمانی یک عنصر نامطلوب است، مثل این هست که بین دندان‌های شما یک دندان کِرمو باشد، بین اعضای بدن شما یک عضو فاسد بشود، چکارش می‌کنید؟ می‌گذارید بقیه اعضا هم فاسد بشوند؟ نه می‌بُری، می‌گویی این نباید در بدن بماند. دست یا پا است باید قطع بشود، چشم است باید تخلیه بشود، باید بدن خالی بشود. این عفونت برازنده این پیکر نیست، یعنی آدم می‌شود یک آدم به درد نخور. خیلی بد است آدم از چشم امام رضا بیافتد طوری که امام رضا دیگر نفرینش بکند. فقط نگوییم ما مشهد برویم دعا کنیم. نه وقتی مشهد می‌روی بدان که پیش چه کسی داری می‌روی، آن آقا تو را چطوری دوست دارد. وقتی زیارت امام رضا می‌روی بدان که امام رضا از تو چه چیزی می‌خواهد. وقتی می‌گوید (فَإنَّ فی ذلِکَ قُربَۀٌ إلَیَّ) من اینطوری دوستتان دارم، به من شبیه می‌شوید. وقتی مشهد می‌روید می‌بینید که امام رضا شما را چطوری تحویل می‌گیرد، چطوری از شما استقبال می‌کند. وقتی به حرم می‌روید چطوری ناز و نوازشت می‌کند، چطوری بغلت می‌کند و پدرانه و مادرانه و برادرانه تو را در آغوش می‌گیرد و می‌بوسد و چقدر هم بد است آدم امامش نفرینش بکند، پدرش نفرینش بکند، خیلی بد است.

هدف اصلی زندگی: جلب رضایت امام

آن چیزی که ما باید مدنظر داشته باشیم این هست که من نمی‌خواهم مورد نفرین امامم باشم، من نمی‌خواهم از نفرین‌شدگان باشم. این یکی را اصل قرار بدهیم. اگر هر کس به سهم خودش بگوید من نمی‌خواهم نفرین شده باشم، آن هم نفرین کسی که نفرینش می‌گیرد. به جای اینکه اهداف قلابی و خیالی در زندگی‌مان طراحی کنیم، طرف می‌خواهد برود به دکترا برسد و مهندس بشود و وزیر و وکیل بشود، می‌خواهد کار سیاسی، هنری، اجتماعی بکند، یک دفعه می‌بینی این وسط هزار تا از این جنایت‌ها مرتکب می‌شود تا خودش را به آن هدف برساند. می‌خواهد با یک نفر ازدواج بکند، می‌خواهد یک زندگی مادی را نگه دارد، می‌بینید چقدر فساد مرتکب می‌شود، می‌ارزید؟ ما بزرگترین هدفی که باید برای خودمان طراحی کنیم این هست که امام ما را دعا بکند، امام من را دوست داشته باشد، امام زمان من را دوست داشته باشد. باید به این توجه کنیم. ولی حالا ما بگوییم ما می‌خواهیم برای امام زمان کار کنیم، خدمت کنیم، هیئت‌گردانی کنیم، کار عبادی کنیم، فلان کار خیر را کنیم، کار فرهنگی و تربیتی بکنیم ولی وقتی که در کار می‌رویم می‌بینیم که مدام در ما خشونت است، دریدن همدیگر است، در همان خدمتی که می‌خواهیم انجام بدهیم. می‌بینی می‌خواهی یک ازدواج بکنی ولی تبدیل شده به یک گرگ، این ازدواج را نمی‌کردی که الان مجبور هستی اینطوری زن و بچه‌ها و شوهرت و خانواده همسرت را بدری. کاشکی تو اصلاً همچین ازدواجی نمی‌کردی، کاشکی تنها مانده بودی و این همه جنایت را به خاطر اینکه می‌خواهم ازدواج بکنم نمی‌کردی. برای همین شما نگاه کنید یک ماجرای ازدواجی که بین یک دختر و پسر شروع می‌شود هزار تا اختلاف و بگومگو و درگیری پیدا می‌شود که اینها می‌خواهند به هم برسند، بعدش هم دوباره یک مشت آدم‌هایی که اصلاً رعایت نمی‌کنند. یکسره می‌بینی در زندگی این و آن دخالت می‌کنند، مادرشوهری که عروس و پسرش را می‌درد، مادرزنی که داماد و دخترش را می‌درد، باجناقی که باجناق‌هایش را می‌درد، جاری که جاری‌هایش را می‌درد، این چه کاری است زندگی ما چه شده. حضرت می‌فرماید (وَ لا یَشتَغِلُ أنفُسَهُم بِتَمضیقِ بَعضِهِم بَعضا) همدیگر را ندرید، وقتتان را نگذارید که به هم لطمه بزنید، آبروی همدیگر را ببرید، نق و غر به هم بزنید، ایراد از همدیگر بگیرید به خاطر خصوصیت و شهوت و چشم و همچشمی‌ها و رقابت‌هایی که دارید، به خاطر امور توهمی این همه ظلم و جنایت، می‌ارزد؟ دنیایت که خراب می‌شود، فشار قبر هم که داری، بعد هم از این جهنم بدتر، جهنم اینکه، آدم یک موقع هست جهنم می‌رود می‌گوید مادرم فاطمه زهرا دلش برای من تنگ است، دنبال من می‌گردد، بالأخره من را از جهنم نجات می‌دهد، بالأخره به من می‌رسد. یک موقع هست آدم جهنم می‌رود می‌بینی که با نفرین مادرت، با نفرین امام رضا جهنم رفتی، این را می‌خواهی چکار کنی؟ این از صد تا جهنم بدتر است اینکه امام رضا از تو راضی نباشد، از هزار تا جهنم بدتر است اینکه امام زمان آدم از انسان راضی نباشد. اینکه انسان هیچ خاصیتی برای امام زمان نداشته باشد جز مدام مانع ایجاد کردن برای ظهورش با رفتارهایی که دارد، نه تنها کمکش نمی‌کند که موانع ظهور برطرف بشود. بلکه با رفتارهایی که دارد، با بی‌مبالاتی‌هایی که دارد، با شهوت‌هایی که دارد، با بی‌قیدی‌هایی که دارد، با این وِل بودن‌ها و آزاد بودن‌ها، من اینطوری دوست دارم بگردم، اینطوری دوست دارم رفتار کنم، اینطوری می‌خواهم انجام بدهم، کار هنری‌ام اینطوری است، کار اقتصادی‌ام می‌خواهد اینطوری باشد، کار سیاسی‌ام اینطوری باشد. این همه ما در این اجتماع می‌بینیم، به چه قیمتی؟ به قیمت جهنم درست کردن، به قیمت اختلاف، به قیمت فتنه و فتنه‌انگیزی. قرآن می‌فرماید (الْفِتْنَهُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ) فتنه از آدمکشی بدتر است. فتنه می‌خواهد یک فتنه خانوادگی، فامیلی، کاری، محلی، شهری، یا یک فتنه کشوری باشد، هر جا باشد جهنم است. هر جا باشد از خدا دور است، از رحمت خدا دور است و این همه آثار تخریبی دارد.

استعاذه و پناه بردن به خدا

حالا حضرت برای اینکه مبادا ما دچار این بشویم، بعد از این تهدیدها که آخرین تهدیدش این بود که از این غم‌انگیزتر وجود ندارد (وَ لَم یَکُن لَهُ نَصیبَاً فی وِلایَتِنا) این شخص هیچ بهره‌ای از ولایت ما ندارد. یعنی اگر خودش را هم به ما بچسباند فایده‌ای ندارد چون عنصری است که دائماً دارد همه را اذیت می‌کند، یک عنصر فتنه‌گر و اذیت‌کننده است. یک مادر است، مادر زمینی است ولی می‌بینی تمام پسرهایش را اذیت می‌کند و فتنه‌انگیزی بین پسرها و زنانشان می‌کند به خاطر خودخواهی خودش. یک باجناق است می‌بینی تمام باجناق‌هایش را اذیت می‌کند، خواهر خانم‌هایش را اذیت می‌کند. یک مادرزن است می‌بینی همین گرفتاری‌ها را برای دامادش درست می‌کند. یکجا رئیس است برای همه زیرمجموعه خودش دائماً دردسر درست می‌کند. بزرگ یکجا است، بزرگ محله، خانواده، هیئت است، می‌بینی که تمام اعضای هیئت از دست این در عذاب هستند. این رئیس هیئت است، رئیس هیئت امناست، رئیس یک مسجد است، می‌بینی همه را آزار می‌دهد چون رئیس است، می‌خواهد حتماً دستورات من باشد، همه را هم تحقیر بکند و همه را بزند و همه را داغون کند. این اتفاقات پیش می‌آید. آخرین جمله امام این هست که نامه را تمام کنیم. همه اینها را که گفت یک جمله‌ای امام دارد که خیلی تکان‌دهنده است، می‌فرماید (وَ أعُوذُ بِاللهِ مِن ذلِک) من پناه می‌برم به خدا از یک همچین چیزی که یک نفر اذیت‌کنی باشد که توبه نکند، نخواهد اخلاقش را عوض بکند، روح ایمان از او گرفته بشود و از ولایت ما خارج می‌شود. من به خدا پناه می‌برم. مسأله استعاذه خیلی مسأله مهمی هست. ما متأسفانه از آن خوب استفاده نمی‌کنیم. استعاذه یعنی پناه بردن به خدا، اول از این ما لفظمان ضعیف است باید این لفظ را در خودمان قوی کنیم. در دعایمان باید یک مدت به این جنبه‌ها بپردازیم. خطرات را اول انسان از خودش باید دفع بکند. علی(ع) فرمود (إجتِنابُ السَّیِئات أولی مِن إکتِسابِ الحَسَنات) اینکه انسان از گناهان دوری بکند خیلی مهمتر از این هست که به دنبال کسب ثواب و حسنه باشد. اگر قرار است یکجا یک کار خیری بشود به گناه آلوده‌اش نکنید. بگوییم حالا ما چون می‌خواهیم یک کار خیر، معنوی، فرهنگی، مذهبی انجام بدهیم، بعد می‌بینی آلوده می‌شود به انواع خودخواهی‌ها و پچ‌پچ‌ها و فضولی‌ها و تجاوزها و دخالت‌ها و غیبت‌ها و چشم و همچشمی‌ها و رقابت‌ها، این چه کار ثوابی است که تو انجام می‌دهی. اجتناب بهتر از عمل خیر است، یعنی پرهیز بهتر از عمل خیر است. به جای اینکه عمل خیر انجام بدهی، اول عمل‌های بد را انجام نده، اول از آنها بترس از خطرات از جهنم‌ها:

اول ای جان دفع شر موش کن
وانگهی در جمع گندم کوش کن

ولی وقتی آفت هست تو برو جمع کن همه آنها از بین می‌رود. لذا ما به استعاذه احتیاج داریم، پناه بردن به خداوند. من یک موقعی این آدم‌های باحال و مسن و قدیمی و آدم‌هایی که شاید سواد زیادی نداشته باشند، زیاد شده من با اینها محشور بودم. دعاهای اینها را من خوب گوش کردم. در مسجد نشسته بین دو نماز بعد از نماز دستش را بالا می‌برد و می‌گوید خدایا به تو پناه می‌برم. همین کلمه خدایا به تو پناه می‌برم خیلی قشنگ است، یعنی خدایا من بی‌‌پناه و ضعیف هستم، من در خطر هستم، به تو پناه می‌برم از این همه خطراتی که هست. پناه می‌برم به تو از اینکه آدم خوبی نباشم، از اینکه همسر خوبی نباشم. پناه می‌برم به تو از اینکه فردا بگویی تو مادر خوبی نبودی، زن خوبی نبودی، شوهر خوبی نبودی، پدر خوبی نبودی، دوست خوبی نبودی، رئیس خوبی نبودی، پناه می‌برم به تو از اینکه بگویی تو مسلمان خوبی نبودی. مگر پیامبر نفرمود (مَلعُونٌ مَلعُونٌ مَن ضَیَّعَ مَن یَعُول) خدا لعنت کند کسی که خانواده خودش را ضایع کند.

مسئولیت فرد در قبال خانواده و جامعه

یک آقایی آمده بود می‌گفت من تصمیم گرفتم همسرم را طلاق بدهم، مچش را گرفتم با یک مردی رابطه داشته. گفتم اگر جایز بود یا خودت را می‌کشتم یا می‌گفتم تو برو خودت را بکُش. تو به جای اینکه به زنت گیر بدهی، اول فکر کردی که از زنت کم گذاشتی یا نه که این اینطوری احتیاج پیدا کرده رفته با کس دیگر رابطه برقرار کرده. یک ذره اول فکر کن قبل از این فکر کن اگر واقعاً تأمینش کردی بعد این خیانت کرده بحث دیگر است ولی فکر کن ببین تو واقعاً یک شوهر خوب و با محبت بودی، همسرت را ارضاء عاطفی کردی یا نه. اگر دخترت خراب شده، پسرت خراب شده، زنت خراب شده. جلسه قبل توضیح دادم هیچ زنی نمی‌تواند بهانه بگیرد چون من از شوهرم ارضا نشدم اجازه دارم بروم هر غلطی بکنم، نه زن اگر از شوهرش ارضا نشود از این همه منابع خوب می‌تواند خودش را از نظر طبیعی ارضا بکند. اینطور نیست که اجازه دارد برود یک فعل حرام انجام بدهد. بحثم سر این نیست من الان مرد را دارم می‌گویم که خودش عامل این فساد شده. فردا هر چه این زن آلوده بشود خدا گردن مرد می‌نویسد. برای چه همسرت را تأمین نکردی، هیچ بهانه‌ای برای این کار نداشتی. برای چه بچه‌ات را تأمین نکردی، برای چه بچه‌ات از دیگران بیشتر خوشش می‌آید تا تو، چرا تأمین نکردی؟ خانم و آقا چرا شناسایی نکردی نیازهای همسرت را، چرا فکر نکردی که همسر من چطوری من را دوست دارد. چرا ما مدام شرط گذاشتیم برای همسرمان که تو هر طوری که من می‌گویم باش و الا دوستت ندارم. چرا ما نگفتیم من وظیفه‌ام چیست انجام بدهم. چرا خودم را اینقدر محور قرار دادم که همه کس و همه چیز باید با من و امیال من و نظرات من و فکر من تنظیم بشود و اگر نشد بیافتم به قهر و به بی‌محلی کردن به همسر. و به بی‌توجهی به او و به ضایع کردن او و به معطل کردن نیازهای عاطفی همسر و فرزندانم، قهر کردن با پدر و مادرم، آدم باید به خدا پناه ببرد از این حالت‌ها، از خودش (أعُوذُ بِکَ مِن شَرِّ نَفسی) خدایا من از شر خودم به تو پناه می‌برم. (أعُوذُ بِالله مِن شُرورِ أنفُسِنا) بدی‌های نفس‌های ما (وَ سَیِّئاتِ أعمالِنا) اعمال بد ما، پناه ببریم ما کلمه استعاذه نداریم با اینکه خیلی مهم است. یک کسی که در ازدواج قرار می‌گیرد، یک کسی که می‌آید وارد محیط اجتماع می‌شود، یک کسی که محل کار می‌رود، یک کسی که هر جا می‌رود انواع و اقسام آلودگی‌ها در او می‌تواند پیدا بشود. محیط کار، محیط زندگی آلودگی‌های خاص خودش را دارد. هر ارتباطی خطرات خودش را دارد. لذا می‌گوید صبح از خانه بیرون می‌آیی اول اِسکُرتهایت را ردیف کن. چطور می‌گوید ماشین می‌خواهی سوار شوی اول آب و بنزینش را تنظیم کن. موتور می‌خواهی سوار شوی کلاه کاسکت را بگذار، موتورت سپر داشته باشد. اول ایمنی بعد کار. اول ایمنی بعد برو زن کسی یا شوهر کسی بشو که جهنمی نشوی. همانطور که در روایت داریم اگر کسی ازدواج بکند نیم دینش را حفظ می‌کند. حضرت می‌فرماید بعضی‌ها ازدواج می‌کنند جهنمی می‌شوند چون اصلاً درکی از این ازدواج و پیوند و از بایدها و نبایدهای پیوند ندارد. دختر و پسرهای ما قبلش نمی‌روند بدانند که زن بودن یعنی چی، شوهر بودن یعنی چی، مادر بودن یعنی چی، فرزند بودن یعنی چی، خواهر بودن یعنی چی، برادر بودن یعنی چی، نمی‌فهمد که آداب معاشرت با خانواده همسرت چیست، پدرزن، مادرزن بقیه اعضای خانواده همسر من چه جایگاهی دارند. همینطوری کیلویی ما اینطوری تربیت شدیم. همینطوری رفتار کنیم اینها کوتاهی است، جدی نگرفتن زندگی است. می‌گوید صبح می‌خواهی از خانه بیرون بیایی گاردت را تنظیم کن بسم الله الرحمن الرحیم، اگر کسی اینها را با خودش نداشته باشد قطعاً آسیب می‌بیند.

اهمیت حفاظت معنوی و پناهندگی عملی

می‌گوید از خانه خواستی بیرون بروی آیه الکرسی را بخوان که بزرگترین حفاظت است. خودت را به خدا بسپار بعد بگو (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ) رب همه مردم، پادشاه همه مردم و اله همه مردم (مَلِکِ النَّاسِ إِلهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ) از اینکه در دلم وسوسه ایجاد شود، از اینکه در وسوسه بیافتم. (الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ) آن که وسوسه می‌کند کیست؟ (مِنَ الْجِنَّهِ وَ النَّاسِ) هم جن‌ها و شیاطین هم آدم‌ها، خدایا من به تو پناه می‌برم که در معرض همچین آدم‌هایی قرار نگیرم (قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ) می‌گوید پناه ببر به خدا (وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ) پناه ببر به خدا از حسود. می‌گوید چه می‌گویی من خودم حسود هستم، دیگران باید از ارتباط با من بترسند، بقیه باید از من بترسند. راست هم می‌گوید این به باجناق، جاری، مادرشوهر، عروس، داماد، فرزند خودش حسودی می‌کند. پدر و مادر به فرزند خودشان حسودی می‌کنند. لذا می‌گوید به خدا پناه ببرید. شخص حسود آنقدر جهنمی است، آنقدر منفور و نحس است که خدا می‌گوید صبح می‌خواهید از خانه بیرون بروید به من پناه بیاورید که به تیر حسود گرفتار نشوید. آن وقت وقتی من دارم این حرف را می‌گویم این آیه را می‌خوانم یک ذره فکر کنم نکند بعضی‌ها هم به خدا از شر من پناه می‌برند. نکند من هم اینقدر بدبخت و نکبت هستم که برای بعضی‌ها اینطوری هستم. نکند در دل من حسادت بیاید. نکند من هم بدبین و بداخلاق هستم. نکند که من بددل هستم، یکسره به خانواده‌ام گیر می‌دهم. بقیه باید بیایند از شر ما به خدا پناه ببرند. نکند من اینطوری هستم. لذا حضرت فرمود پناه ببرید. (وَ أعُوذُ) می‌گوید من پناه می‌برم به خدا، ما هم استعاذه‌هایمان را باید زیاد کنیم. هم لفظی باید زیاد کنیم یعنی بگوییم دعاها را بخوانیم، استعاذه بخوانیم، خودمان را قوی نگه داریم. این ذکرهایی که من در برنامه‌ها نوشتم برای این هست که شما از صبح که بیدار می‌شوید و می‌خواهید از خانه بیرون بزنید حفاظت داشته باشید. دعای روز و زیارت روز را که گفتم همه بخوانند برای اینکه شما با دعای روز و زیارت روز استحکام پیدا می‌کنید، پر از ملائکه اطراف شما قرار می‌گیرند، کمکتان می‌کنند. بسیاری از خطرها را فرشته‌های عزیز و مهربان از شما دور می‌کنند. استعاذه را زیاد کنید. می‌خواهید دعا کنید بگویید خدایا به تو پناه می‌بریم. دعای انبیاء را نگاه کنید در قرآن (رَبِّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ) ما قوی‌تر از پیامبران نیستیم. آنها به خدا پناه می‌بردند، به خدا می‌گفتند خدایا ما ضعیف هستیم تو کمکمان کن. آدم وقتی که یک کسی به او می‌گوید من پناه می‌خواهم پناه می‌دهد. مگر ائمه نبودند وقتی دشمنانشان به ائمه می‌گفتند به ما پناه بدهید ائمه به دشمنانشان پناه می‌دادند چون از آنها پناه خواسته. ما چرا به خدا پناه نمی‌بریم؟ خیلی قوی هستیم، خیلی پاک هستیم، خیلی در امان هستیم؟ باید به خدا پناه برد. ما در طول روز بارها می‌گوییم خدایا من زورم نمی‌رسد (لا أملک لنفسی نفعا و لا ضرا و لا موتا و لا حیاتا و لا نشورا). خدایا من به تو پناه می‌برم. من از خانه بیرون می‌آیم ای امام عسکری که امروز روز پنجشنبه روز توست تو به من کمک کن (فَأضیفُونی وَ أجیرُونی) پناهم بدهید و من را مهمان خودتان نگه دارید، من در مهمانی شما باشم. کسی نمی‌تواند به من صدمه بزند. از شر خودم به شما پناه می‌برم. خدایا من اول از شر خودم، بداخلاقی‌های خودم، بی‌ظرفیت‌های خودم، جهالت‌های خودم، تعصب‌های خودم، مریضی‌های روحی و روانی خودم به شما پناه می‌برم. خدایا من زن و بچه‌ام را از شر خودم به تو پناه می‌دهم. خدایا من همسرم و فرزندانم را از شر خودم به تو پناه می‌دهم. خدایا یک کاری کن من اینها را اذیت نکنم و آتش نزنم و لهشان نکنم. خدایا من امام زمانم را از خودم به تو پناه می‌دهم. خدایا یک کاری کن من امروز امام زمان را اذیت نکنم. من امروز گریه و اشکش را در نیاورم. صبح به صبح صدقه بدهیم که بلا از همه دفع بشود و ما هم بلای کسی نباشیم. خدایا اگر قرار است من امروز تو را ناخشنود کنم، اگر قرار است ملائکه الله را اذیت کنم، اگر قرار است امام زمان و خانواده آسمانی و خانواده زمینی‌ام را اذیت کنم، خدایا تو دست من را بگیر، تو مانع من بشو. یکی از ذکرهایی که خیلی مهم است ذکر یا مانع است. خدایا جلوی من را بگیر، به تو پناه می‌آورم، تو مانع من بشو. خدایا مانع دیگران هم بشو اگر قرار است شری و آسیبی به من برسانند یا به هر کس دیگر، اسم خداست. خدایا تو وسط بیا. ما باید از ذکر استفاده کنیم. اسم یا مانع خدا خاصیتش کجاست برای همینجا باید استفاده کند. (وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها) خدا اسماء زیادی دارد از آنها استفاده کنید. یکی از اسماء الهی یا مانع است. اگر می‌ترسید کسی اذیتتان کند، اگر می‌ترسید کسی به شما شر و زیان برساند، اگر می‌ترسید خودتان برای کسی شر شوید. به خصوص شر شوید برای خانواده آسمانی و امام زمانتان و مادرتان فاطمه زهرا، آزاردهنده بشوید، بگو خدایا یا مانع خودت جلویم را بگیر، جلوی دیگران را هم بگیر. این پناهندگی پذیرفته می‌شود ولی من اصلاً ذکر و دعا نمی‌گویم، بی‌‌پناه می‌روم وسط یک عالم ماجرا آسیب می‌بینم. ولی وقتی خدا می‌بیند یک عروسی، یک دامادی، یک جوانی یک چند دقیقه‌ای روی سجاده نشسته می‌گوید خدایا تو کمک کن یا میسر آسان کن ای خدا تو کمک کن موانع را برطرف کن، کمک می‌کند می‌گوید این از من کمک خواسته ولی من انگار نه انگار غره به خودم هستم، مغرور به خودم، بی‌تعویذ و بی‌ استعاذه وارد زندگی می‌شوم، سپر نداری آسیب می‌بینی. هوا آلوده است داری می‌روی یک ماسک بزن. باید وسایل ایمنی با خودمان ببریم. یک کسی که اینقدر حواسش نیست در نظام ابدی که مسأله جهنم مطرح است وسایل ایمنی با خودش ندارد. لذا کسانی که اینقدر مغرور هستند در روایت داریم آخرالزمان بعضی از مؤمنین صبح از خانه مؤمن بیرون می‌روند و شب به خانه برمی‌گردند کافر. ما در این سال‌ها کم دیدیم؟ شخص حزب‌اللهی جبهه رفته، خانواده شهید، مجروح، آزاده، هزار تا از این عناوین مقدس داشته، مراقب خودش نبوده در یک فتنه سیاسی، اجتماعی، در یک ارتباط هنری و در کار اقتصادی یک دفعه دینش را از دست می‌دهد. بزرگتر از ما بودند. مقدس‌تر و عالم‌تر و فهمیده‌تر و عاقل‌تر از ما بودند. بیشتر از ما هم زحمت کشیدند، بیشتر از ما هم کار خیر کردند. ما که اصلاً در مقابل آنها چیزی نیستیم ولی دیدیم که چه اتفاقی افتاد. وقتی دیدیم این بزرگ‌ها اینطوری زمین خوردند ما نباید به خدا پناه ببریم. وقتی دیدیم بزرگتر از ما همه له شدند نباید به خدا پناه ببریم. خدایا اینها که خیلی از ما بزرگتر بودند ما که مثل اینها نمی‌توانیم بشویم. خدایا ما غیر از تو کسی را نداریم (لا حول و لا قوۀ إلا بالله العلی العظیم) ذکر یا قوی که در برنامه‌هایتان نوشتم مرتب بگویید، سهلانگاری نکنید با آن ارتباط بگیرید. (أنتَ القَوِیُّ وَ أنَا الضَّعیف وَ هَل یَرحَمُ الضَّعیفَ إلاّ القَوی) خدایا تو قوی هستی من ضعیف هستم و چه کسی رحم می‌کند به یک ضعیف جز قوی، تو قوی هستی به من کمک کن، تو قدرت داری به من ضعیف کمک کن، من از پسِ خودم هم برنمی‌آیم. (إلهی لا حَولَ لی فَاَنتَقِلَ بِهِ عَن مَعصِیَتِک) خدایا من اصلاً نمی‌توانم اگر تو به دادم نرسی نمی‌توانم جلوی خودم را از اینکه آلوده به گناه بشوم بگیرم، تو به داد من برس. ما اِسکرت می‌خواهیم، ما قدرت می‌خواهیم، ما وسایل ایمنی و حفاظ می‌خواهیم، ما ترس احتیاج داریم بترسیم. بزرگتر از ما همه رفتند. چقدرشان را دیدیم که جهنمی شدند، بدعاقبت شدند. ما بی‌خیال همینطوری شنگول در یک عالم ارتباط می‌رویم، برویم کار اقتصادی، هنری کنیم، مسافرت خارجی برویم، فلان جا برویم درس بخوانیم، فلان رشته و دانشگاه برویم، فلان سفر برویم، همینطوری بی‌حفاظت، این همه آدم‌هایی که به جهنم رسیدند در همین ارتباطات به جهنم کشیده شدند. (أعوذ بالله) هر روز این ذکرها را داشته باشیم. اینها واقعی است، خطرات حقیقی است. ما داریم میلیون‌ها آدم می‌بینیم که در این وانفسا در این باتلاق جهنم افتادند. بعد همینطوری بی‌مبالات در دریای ارتباطات و رفتارها و کارهای دیگر، من می‌خواهم فلان رشته بروم این رشته برای تو جهنم است، تو تحمل این رشته را نداری، این رشته جهنم است. بی‌مبالات می‌رود یک رشته‌ای را انتخاب می‌کند می‌بینی که عنان از کفش رفت در این رشته شد یک آدم بی‌اعتقاد فاسد، برای چه رفتی این رشته را انتخاب کردی. یک رشته‌ای انتخاب می‌کردی که نفست سالم باشد، ایمنی نفست بهتر باشد. هیچ رشته‌ای نیست که برای ما الان انتخابش واجب باشد. یک رشته‌ای را انتخاب کن که در این رشته آسیب نبینی، نه آخه خیلی تعریف و تمجید می‌کنند، همه می‌گویند این رشته برو خیلی دنیا دارد، تمطراق دارد، رفتی ولی بدون حفاظ رفتی این رشته را انتخاب کردی بدون حفاظ رفتی همین رشته قبر و جهنم تو شد، همین شغل قبر و جهنم تو شد. تو می‌دانی اگر با این شخص ازدواج کنی نمی‌توانی گناه نکنی، این همه‌اش گناه و معصیت است، برای چه تن به این ازدواج دادی. تو می‌دانستی اگر با این فامیل پیوند برقرار کنی دیگر اختیار خودت، نسلت، بچه‌ات هیچ کس را نداری، برای چه دست به همچین کاری زدی. تو می‌دانستی اگر این شغل را انتخاب بکنی دیگر نمی‌توانی خودداری بکنی. ظرفیت این کار را نداشتی. تو می‌دانستی نباید وارد این کار سیاسی بشوی. تو می‌دانستی نباید در این کار هنری دخالت می‌کردی. اگر خودت را به این کار هنری آلوده کردی می‌دانستی ته این داستان بی‌حیایی و بی‌دینی و فسق و فجور و انواع و اقسام جهنم‌هاست. برای چه به این رشته رفتی بدون اینکه ظرفیتش را داشته باشی. تو می‌دانستی که نباید این سفر را می‌رفتی. تو می‌دانستی نباید پایت را از کشور بیرون بگذاری و خارج بروی، بی‌موقع رفتی. بعضی وقت‌ها پدر و مادرها جنایت می‌کنند بچه‌هایشان را بی‌موقع خارج از کشور می‌برند. این بچه داغون می‌شود، هزار تا جهنم و شیطان در وجود این بچه می‌افتد حالا مگر می‌شود درستش کرد. پناه بردن یعنی این. این پناه عملی هست. پناه بردن به خدا یعنی اینکه ماهواره در خانه نیاوری، بی‌موقع برای بچه‌ات تلفن همراه نخری، وصل نشوی به جاهایی که بعد نمی‌توانی جلوی خودت را نگه داری. این یعنی پناه عملی. ما چقدر آدم‌هایی داشتیم که آدم‌های متعادل و خوب، یک تلفن همراه می‌خرد بدبخت می‌شود. ظرفیت نداری نگیر این تلفن را نخر. چه کسی گفته که تو باید حتماً تلفن اینطوری بخری چون دخترخاله و همسایه و برادر و همکارانت خریدند من هم باید تلفن اینطوری داشته باشد. می‌دانی نمی‌توانی از پسِ آن بربیایی. من که یک استاد بین‌المللی هستم همیشه می‌روم و می‌آیم هزاران نفر داخل و خارج از کشور یک گوشی دارم از این گازوئیلی‌های جنگ جهانی مال قبل از تاریخ است، قبل از حضرت آدم، نه بلوتوث دارد نه دوربین دارد. یکی رفتیم چند وقت پیش خریدیم همان روز اول خراب بود. این ظرفیت می‌خواهد. من یک موقعی پسرم به من گفت بابا من یک گوشی لازم دارم. به او گفتم احتیاط دارد باید دقت بکنی. چند سالی جلوتر گفت، گفتم باید صبر کنی. موقعی که به او اعتماد داشتم گفتم برویم بخرم. گفتم این دوربین‌ها هست بلوتوث دارد من هم به تو اعتماد دارم. همان حرفی که پیغمبر خدا زد (وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ) گفت من ممکن است از همین عادی‌ها برای من بگیر. یک وقت دیدی مثلاً یک کسی وسوسه شد یک چیزی برای ما بفرستد ما یک چیزی بگیریم. گفتم من به تو اعتماد دارم برایت می‌گیرم، گفت نه از همین عادی‌ها بگیر. الان مد شده وایبر، واتساپ، این دستگاهی که اندروید هست شما وقتی در خانه خاموشش هم بکنی اسرائیل فیلمت را دارد می‌گیرد. خانم خانه‌داری که در خانه داری جلوی شوهرت لُخت می‌گردی دوربین بسته خاموش کرده. یعنی دکمه‌اش را خاموش کن، Off بزن روی طاقچه بگذار وقتی داری می‌روی از تو فیلم می‌گیرد. دوربین روشن است تو فکر می‌کنی دستگاه خاموش است. خانم از خودش عکس می‌گیرد عکس‌های زن و شوهری، عکس سر باز، یک عالم عکس‌های خطرناک، بعد هم می‌آید با احتیاط یک دفعه می‌رود در وایبر، واتساپ، اینترنت، شما به محض اینکه دوربین تو تلفن تو به اینترنت وصل بشود تمام اطلاعات دستگاهت در اسرائیل رفته. آنهایی که واتساپ و وایبر دارند اینطوری گناه و معصیت می‌شود. امام زمان دیر می‌آید. اینطوری باران بند می‌آید. اینطوری خشکسالی می‌شود. اینطوری همه زندگی‌ها از هم می‌پاشد. شما خاموش هم که باشی روشن است. از این تلویزیون‌های LED که الان هست مدل‌های قبلی نه، مدل‌های جدیدی که آمده شما در خانه این دوربین خاموش است و شما جلوی آن راه می‌روید دارند شما را می‌بینند و فیلمت را برمی‌دارند. همین تلویزیون‌هایی که الان هست همه اسرارت می‌رود. می‌گوید من اینها را بِلَک کردم اینها را حذف کردم. الان تلفنت را برداشتی همه را هم بِلَک کردی ارتباطاتت قطع شد. یک سال بعد به اینترنت برو موبایل نه، کامپیوتر خانه داری می‌زنی می‌خواهی وصل شوی می‌گوید اول یک شماره به من بده، اول از تو شماره می‌خواهد موبایلی که یک سال پیش دو سال پیش با آن یک عالم خرابکاری کردی شماره تلفنت را به آن بده. به تو می‌گوید که شما دو سال پیش با اینها تماس داشتی با اینها وصل بودی اینها به تو وصل بودند به اینها SMS دادی آنها به تو SMS دادند آنها همه را دارند به تو برمی‌گردانند. ما که به حساب خودمان پاک کرده بودیم کفاره‌اش را هم داده بودیم، نه کفاره است پوشیده است ولی آن زیر همه چیز هست آنها همه را ذخیره دارند. (أعوذ بالله) یعنی اینکه تو عملاً این پناهندگی را در خانه باید اجرا بکنی. برداشتی یک چیزی در خانه آوردی زن و خودت و بچه‌ها دارند آلوده می‌شوند روی نسل و نطفه دارد اثر می‌گذارد بعد هم بگویی ان شاء الله پاک و خوب بشوی. تو خودت شیطان و جهنم را به خانه آوردی. (أعوذ بالله) پناهندگی باید حقیقی باشد یعنی من باید خودم پناه ببرم به خدا، اگر یک چیزی ضرر دارد انجامش ندهم. چربی برایش ضرر دارد چارچنگولی مدام می‌خورد می‌گوید استغفر الله، أعوذ بالله، نمی‌شود. (أعوذ بالله) یعنی واردات و صادراتت را کنترل کن. از این طرف بگوییم (أعوذ بالله) از آن طرف داریم فساد می‌کنیم، فساد ایجاد می‌کنیم، خرابکاری می‌کنیم بعد هم می‌گوییم (أعوذ بالله) به خدا واقعاً قلباً پناه ببرم، به زبان بیاوریم اینها را واقعاً به خدا بگوییم بوی جهنم را استشمام کنیم به خدا پناه ببریم. عملاً هم روابطمان را طوری تنظیم بکنیم که تا می‌شود نسوزیم. نمی‌توانیم کامل بپوشانیم بقیه‌اش را خدا و اهل بیت باید به دادمان برسند. همه را باید آنها به دادمان برسند ولی آن مقداری که در دسترس ما هست خودمان لااقل نیاوریم وسایل انحراف و آسیب را برای خودمان و دیگران فراهم کنیم. بعد بگوییم حالا چرا اینطوری شد چرا زندگی‌مان تلخ شد چرا دعاهایمان اجابت نمی‌شود چرا دلم باز نمی‌شود چرا غیب به من جواب نمی‌دهد چرا شاد نمی‌شوم چرا آرام نمی‌شوم چرا اشکم نمی‌آید چرا هیچ فرکانسی بین من و غیب برقرار نیست. برای اینکه تو بی‌احتیاط هستی وسط ارتباطت یک شیطان گذاشتی وسط ارتباطت با غیب یک عالم جهنم و شلوغی ایجاد کردی بله این آسیب می‌بیند. ما نباید خودمان را مسخره کنیم. حضرت رضا(ع) فرمود (مَنِ إستَعوَذَ بِالله مِنَ النّار وَ لَم یَترُکِ الشَّهَوات فَقَد إستَهزَءَ بِنَفسِه) یک کسی که به خدا پناه می‌برد از جهنم اما آن امیال شیطانی خودش شهوت‌های مباحش را نمی‌گویم حلال را کاری ندارم، شهوت‌های حرام، میل‌های زیاده‌روی در امیال را جلویش را نمی‌گیرد اینها را ترک نمی‌کند این خودش را مسخره می‌کند. نمی‌شود گفت خدایا به تو پناه می‌برم جهنم نروم نسوزم بعد هم می‌روند شب جمعه دعای کمیل می‌خواند یک عالم هم گریه می‌کند ولی وقتی خانه می‌رود هنوز ماهواره هست این دیگر خودش را مسخره می‌کند. تو اگر می‌خواهی جهنم نروی باید ارتباطاتت را کنترل بکنی. دیدنی‌ها و شنیدنی‌ها و افکار و خیالات و لقمه و خوردنی‌ها باید کنترل بشود. خمس نمی‌دهد سال خمسی ندارد بعد می‌گوید خدایا به تو پناه می‌برم از اینکه جهنم بروم. خدایا چرا بچه‌ام، شوهرم، زنم، دخترم اینطوری شد چرا اینها بی‌عاطفه و خشن هستند چرا در خانواده ما همیشه دعوا و فساد است. لقمه‌تان حرام است چون شما سال خمسی نداری. امام زمان فرمود خدا لعنت کند کسی را که از مال ما در دستش بماند یعنی سال خمسی نداشته باشد و خمس نپردازد اگر خمس تعلق بگیرد حالا خیلی‌ها به آنها خمس تعلق نمی‌گیرد بحث دیگر است ولی انسان باید مراقبت بکند. تو لقمه و شغل و کاسبی و درآمدهایت حرام است بعد می‌گوید به خدا پناه می‌برم، تازه اگر بگوید، خیلی‌ها این را هم نمی‌گویند اصلاً برایشان مهم نیست این حرف‌هایی که من می‌زنم برای خیلی‌ها بی‌مزه و خنده‌دار است. این اصلاً موضوعیت ندارد. پناهندگی پس باید لفظی و عملی باشد. این بخش هجدهم (أعُوذُ بِالله مِن ذلِک) یک مقدار از آثار و خطرات رعایت نکردن دستور امام رضا باقی ماند در انتهای کتاب برای جلسه بعد. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  1. اجازه ندهید شیطان بر شما راه پیدا کند و راهی برای نفوذ او در وجودتان قرار ندهید.

  2. با یکدیگر به راستی و راستگویی رفتار کنید و امانت را در حق همدیگر رعایت کنید.

  3. از حرف‌های زائد و اضافه پرهیز کنید و جدال در موضوعات بی‌فایده را ترک کنید.

  4. به ملاقات و زیارت یکدیگر بروید، زیرا این کار باعث نزدیکی به امام و شبیه شدن به ایشان می‌شود.

  5. خودتان را مشغول به دریدن همدیگر نکنید؛ از نق زدن، غیبت، تهمت و فضولی بپرهیزید.

  6. امام رضا (ع) با خود عهد کرده است که هر کس دوستان او را ناراحت کند، در دنیا به شدیدترین وجه عذاب شود و در آخرت از زیانکاران باشد.

  7. خداوند نیکوکاران را می‌آمرزد و گناهانشان را نادیده می‌گیرد، اما بدکاران را فقط عفو می‌کند و قربی حاصل نمی‌شود.

  8. خداوند کسانی را که به او شرک می‌ورزند، یا دوستان امام را آزار می‌دهند، یا نیت بدی در دل نسبت به کسی دارند، نمی‌بخشد مگر اینکه توبه کنند.

  9. اگر کسی توبه نکند و به بدکرداری خود ادامه دهد، روح ایمان از قلبش کنده شده و از ولایت اهل بیت خارج می‌شود.

  10. محیط همیشه قوی‌تر از وراثت است و می‌تواند فطریات قشنگ انسان را فعال کند، حتی اگر از وراثت ضعیفی برخوردار باشد.

  11. هیچ کس نباید فکر کند که اگر رابطه‌اش با خدا عالی است، پس می‌تواند هر کاری با دیگران انجام دهد؛ حق‌الناس بسیار مهم است.

  12. شهید همه گناهانش آمرزیده می‌شود، مگر حق‌الناس که باید توسط ذوی‌الحقوق بخشیده شود.

  13. جدال و بگومگو، حتی اگر حق با شما باشد، برای نفس ضرر دارد و ممکن است شفاعت امام را از بین ببرد.

  14. قطع رحم جایز نیست، مگر اینکه دستور خدا باشد؛ ما حق نداریم به خاطر امیال شخصی با کسی قطع ارتباط کنیم.

  15. اگر مردم دستورات امام رضا (ع) را رعایت کنند، هیچ وقت غیبت امام زمان (عج) ادامه پیدا نمی‌کند و جامعه بهشتی خواهد شد.

  16. هر بار که عزیزان ما از دست ما آزار می‌بینند، فشار زیادی به امام زمان (عج) وارد می‌شود و فاطمه زهرا (س) اذیت می‌شود.

  17. بزرگترین هدفی که باید برای خود طراحی کنیم این است که امام ما را دعا کند و دوست داشته باشد.

  18. پناه بردن به خدا (استعاذه) بسیار مهم است؛ باید از شر خودمان و خطرات اطرافمان به خدا پناه ببریم.

  19. اجتناب از گناهان مهم‌تر از کسب حسنات است؛ ابتدا باید شر موش را دفع کرد و سپس به جمع‌آوری گندم پرداخت.

  20. مسئولیت ما در قبال خانواده و جامعه بسیار سنگین است؛ باید نیازهای عاطفی و معنوی همسر و فرزندانمان را تأمین کنیم.

  21. پناهندگی عملی به خدا یعنی دوری از وسایل و محیط‌هایی که می‌توانند ما را به گناه آلوده کنند.

  22. کسی که به خدا از جهنم پناه می‌برد اما شهوات حرام خود را ترک نمی‌کند، خود را مسخره می‌کند.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
راویان گفتاوردهای این جلسه