خانواده آسمانی – جلسه 321

متن کامل جلسه

مقدمه: کینه، بیماری مسری و خطرناک

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. در توضیح بخش ۱۴ فرمایش وجود مقدس امام رضا(ع) به حضرت عبدالعظیم(ع) درباره روابط اعضای خانواده آسمانی با همدیگر رسیدیم به موضوع نیت بد داشتن و کینه که توضیحاتی را در جلسات گذشته تقدیم کردیم. امروز می‌خواهم یک مقدار راجع به آثار کینه و عوامل ایجاد کینه مطالبی را عرض کنم.

کینه، بدترین بیماری قلبی و مسری

وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) درباره کینه که از مصادیق بسیار مهم بدنیتی و سوءنیت هست، در ردیف بدترین و سخت‌ترین بیماری‌های قلبی معرفی کردند و آن را یک بیماری مسری معرفی کردند. می‌فرماید: «اَلحِقدُ دَائٌ دَویئ وَ مَرضٌ مُوبی»؛ کینه یک درد سخت و یک بیماری مسری است. درد سخت یعنی اول از این با جان انسان کارهای زیادی می‌کند. کینه آرامش انسان را می‌گیرد، نشاط و شادابی انسان را می‌گیرد، توفیق‌های معنوی و آسمانی زیادی را از انسان سلب می‌کند، باعث می‌شود که انسان از شرایط و نعمت‌های خوبی که دارد نتواند خوب استفاده بکند. زمینه‌های شادی و آرامشی که برایش فراهم می‌شود را نتواند از آن بهره‌برداری بکند. نعمت‌های زیادی را که خداوند تبارک و تعالی به انسان داده، مانع می‌شود کینه که بتواند خوب از آن‌ها استفاده بکند. کینه مانع می‌شود از اینکه انسان شکر نعمت‌ها را به جا بیاورد. کینه انسان را بی‌وجدان و بی‌انصاف می‌کند. باعث می‌شود زیبایی‌ها، خوبی‌ها و کمالات زیادی را که در اطرافیان ما وجود دارد، آن‌ها را نبینیم. کینه انسان را مگس‌صفت بار می‌آورد و نسبت به خوبی‌ها و زیبایی‌های افرادی که در اطراف ما هستند ما را کور می‌کند. کینه انصاف و عدالت را از انسان سلب می‌کند و منشأ بیماری‌های روحی و جهنم‌های زیادی می‌شود. کینه خودش یک جهنم عمیق و دردناک هست که تولید جهنم‌های عمیق و دردناک دیگری را هم در انسان می‌کند. لذا حضرت از آن تعبیر به «داءٌ دَویئ» می‌کند، یعنی یک مرضی که آلوده است، یک مرضی که سخت هست.

و بعد می‌فرماید: «وَ مَرضٌ مُوبی»؛ درد سختی هست کینه و یک مرضی هست که موبی است. موبی یعنی وبادار. وبا اساساً به هر بیماری می‌گویند که قابل سرایت هست و عمومیت پیدا می‌کند، شیوع پیدا می‌کند. کینه وقتی می‌آید اول از این مثل سرطان انواع بیماری‌ها و مشکلات روحی روانی را در انسان ایجاد می‌کند. فقط یک مریضی نیست، مادر هست، انواع بیماری‌ها را تولید می‌کند و صرفاً حیطه درونی فرد را نابود نمی‌کند، حیطه بیرونی فرد، دنیایی فرد و آخرتی فرد را هم از بین می‌برد. گاهی وقت‌ها انسان ممکن است یک بیماری خاص داشته باشد که در درون خودش نگه بدارد و بتواند حیطه زیادی را حفظ نگه بدارد با وجود گناهی که دارد می‌کند، فحشا، منکرات یا معصیتی که دارد بتواند حیطه دیگری را حفظ بکند. ولی گاهی وقت‌ها هست یعنی مثل یک آتش‌سوزی می‌ماند در یک جا که شما مهارش می‌کنید و بعد با کپسول آتش‌نشانی به سراغش می‌روید و خاموش می‌کنید و اجازه نمی‌دهید که این آتش به فضاهای دیگر و جاهای دیگر سرایت بکند. اما کینه مثل یک آتش نیست که یک جایی را بسوزاند و بخواهد آهسته آهسته سرایت بکند تا جلویش را بگیرید. کینه مثل یک انفجار می‌ماند، یعنی وقتی می‌آید مثل ترکیدن گاز می‌ماند که یک دفعه در یک خانه‌ای منفجر می‌شود، فرصتی برای مهارش وجود ندارد.

کینه، نابودکننده جسم و روح

برای همین یک انسان عاقل، یک انسان آگاه، یک انسانی که عاشق خودش به بلندای ابدیت هست، به جاودانگی خودش، به عمر بی‌نهایت خودش احترام می‌گذارد، برای خودش حرمت قائل هست. یک کسی که دنیایش را دوست دارد، حتی دنیایش با آخرت هم کاری نداریم. یک کسی که دنیای شاد و آرامی را می‌خواهد، یک کسی که اطرافیانش را دوست دارد، یک کسی که جسمش را دوست دارد، جوانیش را دوست دارد، طراوتش را دوست دارد، اصلاً اجازه نمی‌دهد که همچین مرض وحشتناکی که هم جسم را آب می‌کند و هم روح را به سراغ او بیاید. کینه هم جسم را نابود می‌کند و هم روح و روان را. خیلی وقت‌ها دردهایی هست در بدن انسان غیر از فشردگی‌ها و تنیدگی‌هایی که در روح انسان هست، انسان هر چقدر هم به پزشک مراجعه کند برایش منشأ جسمانی پیدا نمی‌کنند ولی فرد درد دارد، سردرد دارد، قلب درد دارد، قسمت‌های دیگر بدنش درد دارد. ولی وقتی که کینه را برطرف می‌کند، از وجود خودش بیرون می‌کند، می‌بیند که به شدت دردهایش کاهش پیدا می‌کند. دردهایی که سال‌ها پزشکان نتوانستند درمان کنند از وجود او می‌رود. هر چقدر من توضیح بدهم شاید نتوانم عمق این فرمایش امیرالمؤمنین(ع) که «داءٌ دَویئ وَ مَرَضٌ مُوبی» یک مرض سرایت‌کننده است، تولید بیماری‌های دیگری می‌کند و تولید دردسرهای بیرونی برای انسان می‌کند. یعنی کینه اینطوری نیست که فقط شخص را درگیر بکند و نابود بکند، بیرون انسان را به هم می‌زند، اجتماع را به هم می‌زند. گاهی وقت‌ها کینه ممکن است یک اجتماع را به تباهی و فساد بکشاند. کینه گاهی وقت‌ها خون ده‌ها، صدها، هزاران، میلیون انسان را از بین می‌برد.

در یک فرمایش دیگری وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «اَلحِقدُ یُذری»؛ کینه نابودکننده است. عمر انسان، روح انسان، دنیای انسان و آخرت انسان را تباه می‌کند وقتی به سراغ ما می‌آید. برای همین انسان باید از کینه که حالا می‌گویم چگونه ممکن است ما چگونه از آن فرار کنیم یا آن را از دلمان بیرون کنیم، باید همانطور که از خونخوارترین دشمنانش فرار می‌کند باید از کینه فرار بکند. اگر در معرضش قرار بگیرد و صبر بکند تا بیاید یواش یواش وجودش را بگیرد مثل یک سرطانی است که آهسته از یک جا شروع می‌شود همه وجود شخص را ناگهان می‌گیرد. یک مرض معمولی نیست، همه جا را درگیر می‌کند و شخص را نابود می‌کند. که بعد توضیح خواهم داد که این نابودی و ضرر فقط در حیطه مسائل شخصی نیست، گاهی وقت‌ها یک اجتماع، گاهی وقت‌ها یک کشور، گاهی وقت‌ها ده‌ها و صدها کشور را ممکن است درگیر بکند. پس وقتی اسم کینه می‌آید یا حسش می‌آید انسان باید حواسش باشد، یعنی نابودی، یعنی بدبختی، یعنی نکبت، یعنی جهنم، یعنی خسران دنیا و آخرت.

کینه، عامل جوشش خشم

یکی از بیماری‌هایی که خودش خیلی خطرناک هست و در موردش در بحث‌های مستقل توضیح دادیم غضب هست. غضب، عصبانیت، زودرنجی و حساسیت، تنش‌هایی که انسان پیدا می‌کند هر بارش مثل تشنج‌هایی هست که سراغ یک بچه می‌آید و هر بار بخشی از سلول‌های مغزی او را نابود می‌کند. غضب علاوه بر اینکه به جسم، به روان و روح صدمه شدیدی وارد می‌کند، هر بارش حجم زیادی فشار قبر برای انسان ذخیره می‌کند. هر باری که شما عصبانی می‌شوید، هر باری که تندی می‌کنید بخشی از نفس ما درگیر این آتش می‌شود و وقتی که منتقل می‌شویم به برزخ آنجا نتیجه این تنش‌ها و آتش گرفتن‌ها را می‌بینیم. لذا حضرت می‌فرماید که: «اَلحِقدُ مَثارُ الغَضَب»؛ ثوره شنیدید، انقلاب، مثار یعنی محل جهش، محل پریدن یک امری، جوشش یک کاری. می‌گوید کینه عامل جوشش خشم هست، عامل برانگیختن خشم هست. عصبانیت که اینقدر در فرهنگ دین، قرآن و فرهنگ معصومین خطرناک هست، منفور است. تندی، عصبانیت، حساسیت و زودرنجی بخصوص وقتی که انسان بروزش می‌دهد. حالا گاهی وقت‌ها انسان می‌تواند آنقدر قوی هست که وقتی در درون خودش یک همچین برانگیختگی می‌شود این آتش را در وجود خودش خاموشش می‌کند و آن را نگه می‌دارد، صدمه هست در درون ایجاد می‌شود، بیرون نمی‌ریزد. ولی کسی که تا می‌گویی دو بیشتر است یا سه، قیافه‌اش تغییر می‌کند، رنگش تغییر می‌کند، صدایش تغییر می‌کند، شروع می‌کند به هر حرفی را زدن، هر عملی را کردن، این مثل آتشفشانی هست که دیگر سر آمده، تخریب زیاد دارد.

غضب یک همچین جهنمی است چون از شاخه‌های بداخلاقی هم هست که پیامبر فرمودند بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمی‌شود، یعنی جهنمی است که خاموش نمی‌شود. یکسره شخص عصبانی است، معذرت‌خواهی می‌کند، دوباره عصبانی می‌شود، دوباره معذرت‌خواهی می‌کند، دوباره عصبانی می‌شود. به حضرت گفتند چرا آمرزیده نمی‌شود؟ فرمودند چون هر باری که می‌آید حلالیت می‌خواهد، آرام می‌شود، معذرت‌خواهی می‌کند، دوباره این رفتارش را تکرار می‌کند. همین عصبانیت باعث شده که چقدر زن و شوهرها از هم متنفر بشوند، عشق‌هایشان از بین برود، احساساتشان از بین برود. بعد مرد هم می‌آید شروع می‌کند به خواهش و التماس که زندگیش از هم نپاشد. آن خانم هم قبول می‌کند که مجدد با این آقا زندگی بکند ولی باز دو ماه بعد، سه ماه بعد همینطور هست یا برعکس خانم‌هایی که روحیه آتشفشانی و عصبیت دارند اینطوری هست، مرد زده می‌شود، عشقش از بین می‌رود. زن به موضع انفعال می‌افتد، عذرخواهی می‌کند، التماس می‌کند، دوباره مرد کرامت و بزرگواری دارد می‌پذیرد. وقتی دوباره با همدیگر زندگی می‌کنند می‌بینی که همان ترقه قبلی هست، باز می‌ترکد، باز منفجر می‌شود، باز بی‌ظرفیت است، باز نق و غر و جیغ دارد، همه چیز نابود می‌شود. یک زندگی متلاشی می‌شود، عشقی از بین می‌رود، بچه‌ها آسیب‌های جدی می‌بینند و خیلی چیزهای دیگر تا بازتاب‌های آخرتیش که خیلی خیلی بیشتر هست. حالا یک همچین فاجعه‌ای به نام غضب و عصبانیت این یکی از میوه‌های کینه است، یکی از میوه‌هایی هست که انسان اول چیزی در دلش قرار می‌گیرد، رشد می‌کند و بعد انفجار ایجاد می‌شود. اگر انسان از اول یاد بگیرد مثل آب کُر باشد که پاک است و هر نجاستی که به او می‌رسد به جای اینکه رنگ و بویش عوض بشود نجاست را به پاکی تبدیل می‌کند. اگر به جای این شخص بیاید خودش نجس و آلوده بشود این مثل یک عقده می‌ماند و بعد یواش یواش این عقده تبدیل به حسادت، به غضب و به خیلی از گناهان دیگر.

کینه، ریشه فتنه و خونریزی

این قبح و زشتی کینه، آثار تخریبی‌اش به قدری هست که امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید علت اصلی فتنه‌ها کینه هست. فتنه‌ها و فتنه‌گرها هر جا که برخلاف مصالح یک ارتباط چه ارتباط دو نفره باشد چه فتنه خانوادگی باشد چه فتنه فامیلی باشد چه فتنه جمعی یا اجتماعی باشد از کینه شروع می‌شود. حقارت‌ها، تحقیرها، بی‌ظرفیتی‌ها، بی‌عدالتی‌ها باعث می‌شود که شخص برخلاف لیاقتش و برخلاف عدالت و درستی اقدام به فتنه‌انگیزی بکند. گاهی وقت‌ها روابط یک زن و شوهر را به هم می‌زند و فتنه‌انگیزی می‌کند. گاهی وقت‌ها اعضای یک خانواده را به جان هم می‌اندازد. گاهی وقت‌ها یک اجتماع بزرگ را به آتش فتنه و اختلاف و درگیری، به هم خوردن دوستی‌ها و وحدت‌ها دچار می‌کند. گاهی وقت‌ها یک اجتماع را به جنگ، به کشتن یکدیگر. شما الان نگاه کنید در خیلی از کشورها آتش فتنه و آتش کینه در روز جان هزاران نفر را می‌گیرد. در روز هزاران نفر دارند در دنیا کشته می‌شوند به خاطر کینه‌ها، به خاطر حسادت‌ها، به خاطر عصبانیت‌ها. کشتن یک نفر شوخی نیست. یک کسی که به خاطر خودخواهی‌هایش حاضر باشد یک زندگی را بپاشاند، به خاطر خودخواهی‌هایش حاضر باشد اعضای خانواده خودش را در فشار قرار بدهد، در اذیت قرار بدهد، در غصه، در ناراحتی و فشار روانی قرار بدهد، حاضر باشد چند نفر کشته بشوند، ده‌ها و صدها نفر و هزاران نفر کشته بشوند.

قتل در روایت داریم قیامت اولین چیزهایی که از شخص سؤال می‌کنند یکی نماز است یکی دَم است، خون. یعنی اگر یک کسی مشکل نماز داشته باشد تمام کارش «اِن قُبِلَت قُبِلَ ما سِواها وَ اِن رُدَّت رُدَّ ما سِواها»؛ اگر نماز قبول بشود بقیه اعمال قبول است چون ستون است و اگر نماز قبول نشود بقیه اعمال هم فایده‌ای ندارد. برای همین اول از ستون‌ها سؤال می‌کنند اگر سالم باشد حالا راجع به بقیه کارهایش می‌شود کاری کرد و رسیدگی کرد ولی اگر یک کسی نمازش رد بشود هرگز به کارهای دیگرش رسیدگی نمی‌شود. دوم خون هست، خون هم خیلی مهم است. یعنی یک شخصی از او سؤال می‌کنند تو خونی به گردنت هست یا نه. ما الان انسان‌های زیادی داریم در اجتماع، آدم‌های بزرگی هستند، همیشه تاریخ بوده آدم‌های بزرگی بودند از سلاطین، رؤسا، حتی علما، دانشمندان، دستشان لحظه‌ای به کارهای خشن نرفته ولی رفتارشان، قلمشان، کتابی که نوشتند جان میلیون‌ها انسان را گرفته. افکاری که تولید کردند میلیون‌ها انسان را به کشت داده. صاحبان مکاتب، مذاهب قلابی، عرفان‌های قلابی، شما ببینید یک کسی می‌آید مارکسیسم را بنا می‌گذارد، سوسیالیسم را بنا می‌گذارد، هفتاد میلیون آدم به خاطرش کشته می‌شوند، ده‌ها میلیون انسان کشته می‌شوند. بعد هم خودشان می‌آیند می‌گویند که اشتباه بود ما از تاریخ معذرت می‌خواهیم انگار که تاریخ شخص خاصی هست. این‌ها کشته شدند، این‌ها انسان‌های جاودانه‌ای بودند که بندگان خدا بودند و انسان برای کشتن هر یک نفر در جهنم جاودانه است اگر نتوانسته باشد جبران کند. حالا یک کسی نشسته راحت دستور می‌دهد جنگ‌ها ایجاد می‌شود، ده‌ها، صدها، هزاران نفر کشته می‌شوند. شما این وحشی‌هایی که الان به اسم داعش، وحشی‌هایی که الان شما در وهابیت می‌شناسید، میوه‌های علمایی هستند که خودشان شاید دستشان به غیر قلم و کاغذ نخورده ولی کسانی هستند در مکه، مدینه و کشورهای دیگر منشأ این نوع تفکرات هستند، این نوع تفکرات را تولید می‌کنند. محصولش این هست ده‌ها، صدها، هزاران نفر انسان با طرز فجیعی کشته می‌شوند، چه کسی می‌خواهد به این‌ها جواب بدهد؟ چه کسی می‌خواهد پاسخگوی این همه خونریزی باشد؟ لذا اولین چیزی که قیامت سؤال می‌کنند همطراز نماز دَم است. آیا شما در فتنه‌ای شرکت داشتید یا نه؟ شما زمینه یک اختلافی را ایجاد کردید یا نه؟ شما در یک فامیل، در روابط زناشویی، در محله‌تان، در هیئتتان، در سازمانتان، در مؤسسه‌تان، در کارخانه‌تان، در شرکتتان عامل وحدت و دوستی بودید یا عامل اختلاف و فتنه‌انگیزی؟

کینه، هیزم جهنم

بعضی‌ها ساختار وجودیشان تشنج‌آور است. یعنی این‌ها هر جا باشند آنجا جر و بحث و دعوا و اختلاف و طلاق و جدایی و تنش و غیبت و تهمت و پچ‌پچ، فضولی و تجاوز به حریم دیگران وجود دارد. شخصیتاً مثار آتش هستند. قرآن یک تعبیر عجیبی دارد بد نیست اینجا توضیح بدهم خیلی مناسب هست در رابطه با بحث کینه. می‌فرماید که خودتان و خانواده‌تان را از آتشی نجات بدهید که هیزم آن سنگ‌ها و مردم هستند: «قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَهُ»؛ خودتان و خانواده‌تان را از یک جهنمی نجات بدهید هم نسبت به خودتان هم نسبت به خانواده‌تان مسئول هستید. از آتشی که آن آتش هیزمش مردم و سنگ هست. یعنی هیزمی که می‌آورند آتش جهنم را برپا می‌کنند سنگ مثل ذغال‌سنگ خودش تولید حرارت می‌کند مثل نفت مثل بنزین در درون خودش کالری و انرژی زیادی دارد که وقتی در معرض آتش قرار می‌گیرد آزاد می‌شود. می‌گوید کنار این سنگ‌ها آدم‌هایی هستند که خودشان سوخت جهنم هستند. یعنی این‌ها را به جهنم ببرند بسوزانند نیست، این‌ها خودشان وجودشان تولید آتش می‌کند. یعنی این‌ها همانطور که در دنیا دائماً حالت عصبانیت، پرخاشگری، حسادت، کینه، درگیری ایجاد کردند، اختلاف ایجاد کردند، پچ‌پچ کردند، دو به هم زنی کردند، سخن‌چینی کردند، فاش کردن اسرار دیگران را داشتند، خیلی خیلی راحت راجع به دیگران سخن می‌گفتند، راجع به روابط دیگران، راجع به اسرار دیگران خیلی راحت حرف می‌زدند مثل آب خوردن این‌ها نمی‌دانستند که این چه آتشی در وجود خودشان هست. همین‌ها روز قیامت خدا این‌ها را هیزم جهنم قرار می‌دهد. یعنی این‌ها در پایین‌ترین درجات جهنم قرار می‌گیرند و خودشان هیزم جهنم خواهند شد، تولیدکننده آتش هستند. اینطوری نیست که یک آدمی هست خنک هست چون در مراتب پایین جهنم آدم‌های خنک را می‌برند. آدم‌هایی که گناه داشتند، گناهی کردند، توبه هم نکردند تا موقع مردن حالا گرفتار عذاب برزخ هستند. آدم خوبی است، آدم مبارکی است، آدم اهل خیری است، آدم بدی نیست اما بعضی از معصیت‌هایی دارد که از او در زندگی پاک نشده یا حق‌الناس بوده یا حق‌الله بوده جبران نکرده حالا این پایش به برزخ رسیده آنجا دیگر جهنم می‌رود. یک آدم خوب را مار می‌آورد می‌زند، یک آدم خوب را می‌برند جهنم می‌سوزانند ولی این کجا و این کجا که یک شخص خودش هیزم جهنم است. هر کسی باید فکر بکند که من شخصیتاً چطور آدمی در فامیل هستم.

می‌بینی وقتی که داماد یک خانواده می‌شود بنایش به ناسازگاری با زنش، با خانواده همسرش، با تک‌تک اعضای خانواده همسرش این آقا مشکل دارد. نه حرمت پدرزن سرش می‌شود نه حرمت مادرزن سرش می‌شود نه حرمت برادرزن و خواهرزن سرش می‌شود نه حرمت همسر سرش می‌شود که اگر حرمت همسرش را رعایت می‌کرد اینقدر با خانواده همسر دردسر پیدا نمی‌کرد. به عشق همسرش می‌گذشت از ناراحتی‌ها و سختی‌هایی که دارد از ناحیه خانواده همسر به او می‌رسد. در یک اداره کار می‌کند این آقا با همه مشکل پیدا می‌کند. می‌بینی همه از دست این آقا شاکی هستند. یک جا مدیر می‌شود زیرمجموعه‌اش با او مسئله پیدا می‌کند. یک جا شریک می‌شود با شریک‌ها دردسر دارد. می‌بینی دائم این آدم در تشنج است، در تنش است. یا عروس خانه است می‌بینید با مادر خودش، پدر خودش، خواهر خودش، برادر خودش مشکل که دارد هیچی، خود اعضای خانواده‌اش هم شهادت می‌دهند که این آدم آدم شری هست، آدم فتنه‌انگیزی هست، آدم بداخلاقی هست. زن کسی می‌شود می‌بینی شوهرش را هم آتش می‌زند. مادر می‌شود بچه‌هایش را آتش می‌زند. اصلاً رحم این زن پر از آتش است، بچه‌هایی را به دنیا می‌آورد که یک مدت در رحم این زن سوختند. جو خانه همیشه تشنج دارد و پر از جهنم است. با شوهر سازگاری ندارد، با خانواده شوهر سازگاری ندارد، با جاری سازگاری ندارد، با خانواده همسر، با کسان دیگر ندارد، با همسایه‌ها ندارد. همینطوری دردسر دارد. هر جا هست این خانم متشنج است. در محل کار باشد دردسرساز است، با خیلی از همکارهای خودش مشکل پیدا می‌کند. نمی‌تواند از روابط همکاری لذت ببرد. در خودش جهنم هست، در خودش مسئله است، در خودش ضعف هست، در خودش کوچکی هست، در خودش زودرنجی و حساسیت هست و به همکاران دیگر نسبت می‌دهد. منتظر هست که از یک نفر ناراحت بشود، منتظر هست که کسی یک حرفی بزند غصه بخورد، منتظر هست که یک کسی یک رفتاری انجام بدهد بیفتد به گله کردن همینطوری یکسره. گاهی وقت‌ها اینقدر این وجود آتش دارد که وقتی کنار آدم‌های آرام، آدم‌های بهشتی هم قرار می‌گیرد احساس ناامنی دارد. یعنی همه‌اش توهم توطئه، توهم دارد هیچ کس من را نمی‌خواهد، هیچ کس من را دوست ندارد، همه با من بد هستند. توهم دارد که پشت سرش دارند حرف می‌زنند. توهم دارد که دیگران در مورد من چه فکری می‌کنند، مبادا اینطوری فکر بکنند، مبادا آنطوری فکر بکنند. این اصلاً آرامش ندارد. این‌ها مظاهر جهنم است. دائماً دل‌نگران است این یعنی جهنم، آزاد نیست، راحت نیست، شاد نیست. این‌ها مظاهر جهنم هست در وجود او.

مقابله با کینه: خوبی در برابر بدی

ولی شما وقتی که مراجعه می‌کنید به سیره خانواده آسمانی می‌بینید که هر چقدر اطرافیان سعی کردند آن‌ها را آتش بزنند آتش نگرفتند. به هیچ وجه بدی می‌دیدند و در ذات خودشان تبدیل به خوبی می‌کردند، خوش‌رفتار بودند با بقیه. همان‌هایی که به این‌ها بدی می‌کردند این‌ها اینقدر بزرگ بودند که قلباً دوستشان داشتند، دعایشان می‌کردند. انگار که این‌ها به آن‌ها خوبی کردند. این انسانیت، شجاعت، بهشتی بودن یک انسان هست که او بدی می‌کند و این خوبی می‌بیند و خوبی می‌کند. پیامبر فرمود: «اَحسِن اِلی مَن اَساءَ اِلَیک»؛ هنر یک انسان اگر بخواهد جهنمی نباشد این هست که به همان کسی که به او بدی می‌کند خوبی می‌کند. همان کسی که بدش را می‌خواهد این خیر و خوبیش را می‌خواهد. به او محبت می‌کند، به او می‌خندد، در آغوشش می‌گیرد، می‌بوسدش، به او هدیه می‌دهد، اصلاً آتش نمی‌گیرد. یک کسی که تا یک کسی به او بدی کرد، تا یک کسی حرف بد زد زود روی دلش می‌افتد، زود غصه می‌خورد، خوابش گرفته می‌شود، نمازش به هم می‌خورد، شب در رختخواب مثل مار به خودش می‌پیچد، غذا نمی‌تواند بخورد یا اگر غذا هم می‌خورد عصبی غذا می‌خورد. در ذهنش، در دلش، موقع خواب، بیداری همه جا درگیر است. این یعنی آلوده شده، یعنی روحش آلوده شده. یک کسی که یک ماجرا را کش می‌دهد، یک کسی که درگیری را کش می‌دهد، یک کدورتی، یک سوءتفاهمی را دامن می‌زند این با خودش آتش دارد. برای همین پیامبر فرمود کسی که در یک درگیری لفظی، در یک بگو مگو و قیل و قال اگر کوتاه بیاید یعنی آتش را خاموش بکند، نگذارد کش پیدا بکند، فرمود من سه خانه در جاهای مختلف بهشت برایش تضمین می‌کنم. بتواند آتش را خاموش بکند. این چیز کمی است که انسان بتواند وقتی آتش دریافت می‌کند نورش را بگیرد، نسوزد. یک کسی از آتش می‌سوزد، یک کسی از آتش نور می‌گیرد و لذت می‌برد. این وظیفه انسانی ماست اگر ما بخواهیم شبیه الله بشویم و برای همین هم آفریده شده‌ایم باید اینگونه باشیم، تندی و تیزی نداشته باشیم.

کینه، سلاح شرارت

در آخرین فرمایش در مورد آثار کینه امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید کینه نه فقط منشأ عصبانیت یا بعضی از بیماری‌ها است بلکه اساساً منشأ شر است: «سِلاحُ الشَرِّ اَلحِقد»؛ سلاح شر کینه است. یعنی شیطان وقتی می‌خواهد برای ما اسلحه‌ای به کار ببرد می‌رود در دل یک زن و مرد نسبت به همدیگر دلخوری ایجاد می‌کند. در دل یک پدر و فرزند، مادر و فرزند دلخوری ایجاد می‌کند. در دل دو تا برادر، برادر و خواهر، دو تا دوست. در دل استاد و شاگرد. در دل مدیر و زیرمجموعه‌اش، غل و غش، کینه، دلخوری ایجاد می‌کند. اسلحه است، نابودگر است. می‌فرماید: «سِلاحُ الشَرِّ اَلحِقدُ»؛ اسلحه شرارت کینه‌توزی است. ببینید به این شفافی بزرگان ما، پدران مهربان آسمانی ما که ما را به بلندای ابدیت دوست دارند، ما را برای رسیدن به مقام خودشان می‌خواهند. بیشترین تلاش معصومین این هست که ما مثل خود آن‌ها بزرگ بشویم، ما به مقام آن‌ها برسیم، کمتر نباشیم. خداوند هم همینطور برای ما سرمایه‌گذاری کرده. مگر نمی‌گوید وقتی در زیارت عاشورا با امام حسین سخن می‌گویید مقام امام حسین را بخواهید، مقام اهل بیت را بخواهید، کمتر نه: «اسئل الله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عند الله»؛ ما آن مقام پسندیده و شایسته‌ای که شما نزد خدا دارید ما همان را می‌خواهیم، ما را برای این آفریدند نه کمتر. معصومینی که ما را برای این جایگاه می‌خواهند تربیت کنند، برای این جایگاه دوست دارند اینقدر با دلشوره، با حساسیت، با ظرافت ابعاد مختلف یک بیماری و یک مشکل روحی و روانی را باز می‌کنند، به ما نشان می‌دهند. ببینید چقدر فرمایشات امیرالمؤمنین دقیق است. چاقو می‌کشد برش می‌دهد می‌گوید ببین از لایه‌های مختلف به این بیماری نگاه کن که تو دیگر حالت به هم بخورد. تو اگر از آن بترسی، حیا بکنی از اینکه بخواهی کینه‌ای به دل داشته باشی، احساس بکنی بدترین فحشا، بدترین منکرات همین هست که تو یک آلودگی از کسی در دلت بماند. یک تنفری، یک ناراحتی، یک آلودگی، یک دل‌چرکینی از کسی در دلت بماند چون خیلی خطرناک است. این یک مار نیست، یک عقرب نیست، یک سرطان نیست. این دنیا و آخرت انسان را به فجیع‌ترین وجه، به بدترین شکل نابود می‌کند، به دردناک‌ترین شکل دنیا و آخرت فرد و جامعه را نابود می‌کند که انسان چیزی از کسی در دلش نگه بدارد. اصلاً نگه داشتنش خطرناک است چون می‌آید اول خود شخص را نابود می‌کند. اگر کسی روی شما نجاست پاشید سریع انسان می‌رود شستشو می‌کند، یک لحظه هم تحملش را ندارد. صبر نمی‌کند بگوید حالا نجس شدم که شدم، نه اول می‌رود این آلودگی را از لباسش، از بدنش، از هر جایی که در وجودش هست پاک می‌کند. دلخوری، کینه، زودرنجی، حساسیت این‌ها مارها و اژدهاهای فوق‌العاده خطرناکی هستند که همه چیز را در وجود انسان نابود می‌کند. لذا حضرت با این دلسوزی دارد این ابعاد را برای ما باز می‌کند که ما واقعاً بفهمیم، عبرت بگیریم و فرار بکنیم از این خصوصیات زشت.

بدبینی به خود و دیگران

کینه یکی از مصادیق بدنیتی و نیت بد داشتن است. اساساً چیزی که خوب نیست در وجود آدم باشد نباید در ذهن و خیال و روح انسان بیاید بماند. یکی از آن‌هایی که نباید بماند نسبت به دیگران است. ما بارها توضیح دادیم که انسان حتی نسبت به خودش هم نباید کینه داشته باشد. گاهی وقت‌ها انسان نسبت به خودش هم بدبینی‌های شدید شیطانی دارد. ما یک بدبینی‌های مؤمنانه داریم که انسان نسبت به خودش دارد که از دست خودش راضی نیست: «اَلمُؤمِنُ یُصبِحُ وَ یُمسی وَ هُوَ ظَنُونٌ عِندَ نَفسِه»؛ مؤمن صبح و شب می‌کند و به خودش بدبین است. این بدبینی‌ها باعث می‌شود که با هیچ کس درگیر نشود چون مشغول خودش هست، هیچ کس را بد نمی‌بیند. مثل شخصی که الان خودش مریض است کاری ندارد که دیگران مریض هستند، مشغول عیب‌های خودش هست، اصلاً عیب‌های دیگران را نمی‌بیند. این خیلی خوب است. مؤمن اگر اینطوری به خودش بدبین باشد و خوشبین به خانواده آسمانی و خداست. «اِلهی اِن کانَ ذَنبی عِندَکَ عَظیماً فَعَفُوکَ اَعظَمُ مِن ذَنبی»؛ خدایا اگر گناه من نزد تو عظیم است عفو تو عظیم‌تر از گناه من است. امام سجاد می‌فرماید ای خدا اگر تو بخواهی قیامت یقه من را به خاطر گناهانم بگیری، من را اخذ بکنی به خاطر گناهانم من هم تو را می‌گیرم با عفوت: «اَخَذتُکَ بِعَفوِک»؛ تو بگویی تو گناهکاری، من هم می‌گویم تو عفووی و غفور. اینقدر خوشبین نسبت به الله و بدبین نسبت به خودش. سلمان(ع) فرمود اگر بگویند همه مردم بهشتی هستند جز یک نفر من می‌گویم آن یک نفر من هستم چون به خودم بدبین هستم و به رحمت خدا آنقدر امیدوار هستم که اگر بگویند همه جهنمی هستند جز یک نفر بهشتی است می‌گویم آن یک نفر هم من هستم چون به رحمت خدا امیدوار هستم. این خوب است. ولی یک سلسله بدبینی‌هایی هست نسبت به خودمان که حقارت می‌آورد، اعتماد به نفس را از بین می‌برد، حرکت و امید و شادی را از انسان می‌گیرد، شادی و نشاط و آرامش را از انسان می‌گیرد. این‌ها شیطانی است. ما حتی به خودمان هم نباید اینطوری بدبین و درگیر باشیم چه برسد به انسان‌های دیگر، به کسانی دیگر. بعضی‌ها هستند قلبشان آمادگی دلخور شدن، آمادگی بدبین شدن، آمادگی زودرنجی و حساسیت را دارد. این یعنی مثل چاشنی انفجاری است، یک دستی به آن بکشی منفجر می‌شود، یک لمس می‌خواهد، یک ذره گرما می‌خواهد بگیریش منفجر می‌شود. این خیلی خطرناک است. این را ما باید روحیه زودرنجی، حساسیت، عصبانیت و دلخوری را بخصوص نسبت به کسانی که حق‌های بی‌پایان و عظیم و نامحدود به گردن ما دارند مثل پدر مادر، مثل اساتید الهی، مثل اولیاء خدا اگر یک کسی از این‌ها چیزی در دلش نگه بدارد خیلی پست، خیلی بی‌انصاف، خیلی رذل است که می‌تواند اینطوری باشد. ما باید از این به خدا پناه ببریم.

حالا یکی دو تا از عواملی که کینه را ایجاد می‌کند جلسه آینده راجع به آن توضیح می‌دهم و اینکه ما چطوری با همه این امراض مبارزه کنیم، ببینیم خانواده آسمانی ما معصومین(ع) چه راهکارهایی را به ما می‌دهند برای اینکه ما خودمان را آرام بکنیم و شاد نگه بداریم. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • کینه، بدترین و سخت‌ترین بیماری قلبی است که آرامش، نشاط و توفیقات معنوی انسان را سلب می‌کند.

  • کینه انسان را بی‌وجدان و بی‌انصاف کرده، مانع دیدن خوبی‌ها و زیبایی‌های اطرافیان می‌شود و انصاف و عدالت را از او می‌گیرد.

  • کینه نه تنها روح را نابود می‌کند، بلکه جسم را نیز تحلیل برده و منشأ دردهای بی‌درمان جسمانی می‌شود.

  • کینه مانند یک انفجار است که فرصتی برای مهار آن وجود ندارد و می‌تواند یک اجتماع را به تباهی و فساد بکشاند.

  • انسان عاقل و آگاه، برای حفظ جسم و روح خود، هرگز اجازه نمی‌دهد بیماری وحشتناک کینه به سراغش بیاید.

  • کینه عامل جوشش خشم و عصبانیت است که به جسم و روان صدمه شدیدی وارد کرده و حجم زیادی فشار قبر برای انسان ذخیره می‌کند.

  • بداخلاقی و عصبانیت گناهی است که آمرزیده نمی‌شود، زیرا هر بار با تکرار رفتار، نیاز به حلالیت و جبران را دوباره ایجاد می‌کند.

  • کینه ریشه اصلی فتنه‌ها، اختلافات و درگیری‌ها در روابط فردی، خانوادگی و اجتماعی است که می‌تواند به خونریزی‌های گسترده منجر شود.

  • در قیامت، اولین چیزهایی که از انسان سؤال می‌شود، نماز و خون است؛ یعنی آیا در فتنه‌ای شرکت داشته یا عامل اختلاف بوده است.

  • برخی افراد، خودشان هیزم جهنم هستند؛ یعنی وجودشان تولید آتش می‌کند و دائماً در دنیا حالت عصبانیت، پرخاشگری، حسادت و درگیری ایجاد می‌کنند.

  • هنر یک انسان بهشتی این است که در برابر بدی، خوبی کند و به کسی که به او بدی می‌کند، محبت ورزد و آتش نگیرد.

  • کسی که در یک درگیری لفظی کوتاه بیاید و آتش را خاموش کند، پیامبر (ص) سه خانه در بهشت برایش تضمین می‌کند.

  • کینه نه فقط منشأ عصبانیت و بیماری‌هاست، بلکه اساساً سلاح شرارت است که شیطان برای ایجاد دلخوری و نابودی روابط از آن استفاده می‌کند.

  • نباید هیچ آلودگی، تنفر یا دل‌چرکینی از کسی در دل بماند، زیرا کینه دنیا و آخرت فرد و جامعه را به فجیع‌ترین شکل نابود می‌کند.

  • مؤمن واقعی به خودش بدبین و به رحمت خدا خوشبین است، اما بدبینی‌های شیطانی که حقارت، بی‌اعتمادی و ناامیدی می‌آورد، باید از بین برود.

  • روحیه زودرنجی، حساسیت و عصبانیت نسبت به کسانی که حق‌های عظیم بر گردن ما دارند (مانند پدر، مادر و اساتید الهی)، نشانه‌ی پستی و بی‌انصافی است.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه
راویان گفتاوردهای این جلسه