فهرست مطالب
Toggleخرافات و شانس
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. ما جلسه گذشته یک بخشی را آغاز کردیم از فرمایشات امام رضا(ع) تحت عنوان آزار، بخشی هم از بیان خرافات مانده که فکر میکردم تقسیمشان بکنیم به اینکه ما بحث آزار را ادامه بدهیم و چند دقیقهای هم از بعضی از خرافات بگوییم تا این بحث تمام شود. یا اینکه نه اصلاً این جلسه را اختصاص بدهیم به همه مباحث خرافات نمونهها را بگوییم و جلسه بعد کامل بحث آزار را بگوییم پس تقسیم میکنیم. یکی از بحثهایی که در خرافه هست بحث شانس هست جلسه گذشته اشارتاً عرض کردیم همه امور انسان به توانایی خود انسان نیست. یک سلسله تقدیرات وجود دارد که آن هم زمینههایی دارد و آنها هم دست انسان نیست یک بخشی از سعادت انسان چه سعادت دنیایی و چه سعادت آخرتی به تلاش انسان مربوط هست که زمینهسازی میکند برای آن بخشی که دیگر تلاش ندارد. توفیقات هست عنایتهای ویژه هست دعاها هست که نصیب انسان میشود از ناحیه کسان دیگر، امدادهای غیبی هست که از عالم غیب نصیب انسان میشود اما همه اینها زمینهاش را انسان باید خودش فراهم بکند چیزی به اسم شانس وجود ندارد. بگویند شخص خوشاقبال است بد اقبال است اینها خرافات هست خوششانسی بدشانسی اینها هیچ کدام صحت ندارد خوشقدمی بدقدمی اینها اصلاً معنا ندارد یک کسی خوشقدم است یک کسی بدقدم هست اینها خرافات هست اینها از نمونههای خرافه هستند یک سلسله خرافات هست که جنبه مذهبی دارد که من بعضی از اینها را عرض میکنم.
خرافات مذهبی
یکی مثل مالیدن خون قربانی، دیدید وقتی قربانی میکنند خونش را میمالند به ماشین یا به در خانه یا به دیوار خانه، یا حتی به دیوار مسجد میریزند اینها همه جزء خرافات هست یا اینکه در مراکز مذهبی قفل میبندند گره میزنند به ضریحها، اینها همه جزء خرافات هست. یا مثلاً شیر یا آبنبات روی قبرها ریختن برای اینکه فشار قبر برداشته شود البته ما شستن قبر را داریم چون حدیث داریم برای شستن قبر برای میت خوب است قبر را رویش آب ریختن و شستن قبر برایش مبارکی دارد. اما اینکه شیر یا آبنبات بریزید برای فشار قبر اینها جزء خرافات هست باز اسپند دود کردن و دور سر گرداندن و دفع چشمزخم میکند الان فلان کس چشم نخورد و خودم چشمش نزنم، چشمزخم خودش یک امر حقیقی است. چون قرآن فرموده این مهندس عالم خالق عالم این چشمزخم را تأیید کرده بعضی از انسانها چشمشوری چشمزخم دارند حالتهایی دارند که اعجابشان از چیزی ممکن است تأثیر منفی روی آن چیز بگذارد این تأثیر نفسانی که بعضی از آدمها دارند که خدا هم این را تأیید کرده. علی(ع) فرمود(العَینُ حقٌ) چشمزخم حق است معصوم تأیید کرده خالق عالم که خودش این سیستم را خلق کرده در سیستم ریاضی این نظام میگوید چشم حق است بعضی از آدمها نفسشان آنقدر نحوست دارد بدجنسی دارد حسادت و تنگنظری و خباثت در آن هست که این اثر را دارد. گاهی وقتها شخص میگوید که من خودم بچهام را چشم نزنم، نه اگر کسی از خوبی یک نفر، زیبایی یک نفر، معنویت یک نفر، خوشبختی یک نفر، موفقیتی یک نفر خوشش میآید لذت میبرد این چشمزخم ندارد چون این روح با آن روح یکی هست. آنجاهایی که پای بدجنسی و حسادت و بدذاتی و ناپاکی و نیت بد وجود دارد امکان دارد باشد و این قضیه خیلی هم نادر هست ولی بالأخره یک چیزی هست که هست و برایش دعا داریم و صدقه داریم و مواردی که دفعه قبل توضیح دادم. ولی اینکه اسپند بیاید چشمزخم را برطرف بکند نه حالا اسپند یک گیاه بسیار مبارکی هست دود کردنش در فضا یک حس و حال خوبی ایجاد میکند معروف هست که برای ضدعفونی کردن هوا، تمیز کردن هوا از این استفاده میشود اینها اشکال ندارد. خاصیت گیاهی یک شیء هست اشکال ندارد انسان روشن بکند یا در فضاهای معنوی ممکن هست یک کسی این کار را بکند ولی اینکه فکر کنیم این بلایی را دفع میکند اثری دارد و چشمزخم را برطرف میکند خرافات هست یا آویزان کردن خود اسپند در جایی برای دوری از چشمزخم، پخش کردن آجیل مشکلگشا. داستانهایی که کلاً در مورد آجیل هست با دعاها و وردهایش اینها از نمونههای خرافه هست همزدن دیگ نذری، بیاییم جمع شویم حلیم و شلهزرد و آش را هم بزنیم از این آش و همزدن بیاییم حاجت بگیریم اینها از موارد خرافه هست که بیایید این آش نذری را هم تو بچرخان حاجت بگیری اینها از نمونههای خرافه هست.
تصاویر ائمه و حرمت آنها
تصاویر ائمه هم اینها که نسبت نباید بدهیم یک کسی مینشیند از روی شوق و ذوق خودش یک عکسی میکشد از پیغمبر از حضرت علی از اباالفضل از امام حسین، نباید نسبت بدهیم بزرگان و مراجع فرمودند نسبت ندهید اما حرمتشان را هم رعایت بکنید. یعنی بیادبی نکند انسان نسبت به این تصاویر، به خصوص آنهایی که شهرت دارد چون آن تصویری که ما از پیغمبر داریم شهرت دارد چون آن راهب نصرانی حضرت را دیده و کشیده مشهور هم هست بالأخره او اینطوری بوده. یا آن تصویری که آن راهب از سر امام حسین(ع) کشیده تصویر بسیار مشهوری هست نزدیک به واقع هم ممکن است باشد چون سر بالای سرش بوده به هر حال تصویربرداری کرده از این سر، یک شب پیشش بوده به هر حال این سر را کشیده و نقاشی کرده من هم در مورد این عکس تحقیق کردم که از سیدالشهداء هست. البته شاید شما کمتر دیده باشید شاید کربلا آنهایی که میروند بتوانند این عکس را ببینند بعضی جاها دارند روی بعضی از مُهرها یا جایی میزنند عکس سر مبارک حضرت، این تحقیقش را بعضی از دانشمندان ما کردند. اینها مثلاً در موزه یکی از موزههای اروپایی هست اصل عکس، آن راهب که این عکس را کشیده نسل به نسل این عکس را دادند به نسلهای بعدیشان تا بعد رسیده حالا الان این عکس در اختیار موزه هست حالا آن عکس را دیده تصویر حضرت را دیده یک مقدار کشیده خیلی چیزهایش میتواند نزدیک به واقع باشد. یا آن شخصی که حضرت علی(ع) را در یک بندری در ایتالیا حضرت به آن سرکشی میکرده هر دفعه حضرت را میدیده با او ارتباط داشته بعداً متوجه شده که این امیرالمؤمنین(ع) هست با آن شکل و هیبتی که از حضرت دیده ایشان را نقاشی کرده حالا نزدیک به واقع است. چون تصویر اینها در روایت داریم حضرت علی یک شخصی بوده قد متوسطی بوده سرش موهایش ریخته بود یک مقداری شکم مبارکشان بزرگ بوده تصویر تا یک حدودی نزدیک بوده اینها را کشیدند. در روایت آمده شمایل بزرگان، یا از پیغمبر آمده یا بزرگان دیگر این شمایل آمده انتساب ندهیم که حتماً همین شکلی بوده و همان است ولی انسان باید حرمت ایشان را رعایت بکند.
خرافات مربوط به اموات و ماه صفر
دور ریختن لباس اموات، این هم یک نمونه از خرافات هست که بعضیها از همه چیز مرده میترسند وقتی مُرد از لباسش هم میترسند. نه لباس استفاده شود هر کس در خانه آن لباس اندازهاش هست بپوشد اینها خرافه است که این آقا مرده یا بچه مرده کسی لباسش را استفاده نکند یا یک آقایی بوده خانمش فوت کرده به رحمت خدا رفته یک عالم لباسهای نو و قشنگ دارد. یک خانم میآید با این آقا ازدواج میکند حالا یا خواهرش یا خانمش یا کس دیگر از این لباسها استفاده کند لباس باید استفاده بشود هیچ اشکالی ندارد و هیچ معنای بدی هم ندارد. ماه صفر نزدیک است یک خرافهای که الان هست در ماه صفر همین هست که آخر ماه صفر میروند پشت در هفت تا مسجد را در میزنند اینها از خرافات هست که متأسفانه جا هم افتاده یا برای گرفتن حاجت، یا وقتی چراغ روشن میشود صلوات میفرستند یا خاموش میشود صلوات میفرستند. اینها چیزهایی هست طبعی است سلیقه مردم است جزء بدعتهایی هست که حالا شارع مقدس خیلی با آنها مخالفتی نمیکند حالا اینکه چراغ روشن شود خیلی خوب است یک بهانهای برای صلوات فرستادن باشد که هر جا روشنایی باشد ما صلوات بفرستیم عیبی ندارد ولی این ربطی ندارد شرعی نیست که وقتی چراغ روشن شود صلوات بفرستیم. یا مثلاً سه تا صلوات فرستادن بعد از نماز(إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ) معروف است مردم سه صلوات میفرستند این از بدعتهای دینی هست یک صلوات بیشتر لازم نیست بفرستید ولی مردم خودشان آمدند این را اضافه کردند. روی عشق و علاقهای که به پیغمبر و صلوات داشتند سه تا کردند و هنوز هم میفرستند و الان هم یک چیز جدید اضافه شده که بعد از هر صلوات یک(و عجل فرجهم) میگویند اینها جزء شرع نیست این را یک کسی سلیقهای یکجایی انجام میدهد مردم هم خوششان میآید انجام میدهند رعایت میکنند ولی جزء دین نیست بدعتی است. مذهبی در دین میآید گاهی وقتها بدعتها مضر هست گاهی وقتها هم بدعتهایی هست که مضر نیست اگر کسی ذکری بگوید ضرر ندارد چون اینها ریشه مذهبی ندارد افراد از خودشان اینطور چیزها را میسازند و در میآورند.
خرافات و بدعتهای دینی
بختگشایی به وسیله رمالها و کسانی که پولی از انسان میگیرند چلهنشینی برای دیدن امام زمان، مثلاً ما جمکران چهل هفته بنشینیم که امام زمان را ببینیم یک همچین چیزی وارد نشده که هر کس میخواهد امام زمان را ببیند باید چهل هفته آنجا برود تا امام زمان را ببیند، نه. یک کسی من خودم چله میگیرم خودم میروم به این نیت که امام زمان را ببینم شاید حضرت را ببینم تسویه روحی بشود چلهای بگیرم اربعینی بگیرم دیدن امام زمان بسیاری از کسانی که و بیشتر کسانی که تشرف پیدا کردند به محضر حضرت از طریق چلهنشینیهای اینطوری نبوده. ولی چلهنشینی، اربعینی آن هم زیر نظر یک استادی، خبرهای واقعاً هم استاد باشد بتواند این را به کسی توصیه بکند یک بحث دیگر است اما کسی که فکر کند که اگر چهل روز حتماً مسجد جمکران برود حتماً حضرت را میبیند. همچین اتفاقی نمیافتد خیلیها متأسفانه با اعتقاد هم میروند این کار را میکنند بعد هم همچین اتفاقی نمیافتد بعد دچار سرخوردگی میشوند بعد هم میگذارند به حساب بیتوجهی خدا و اهل بیت، اینها چیزهایی هست که در دین نیامده. آش بیبی سهشنبه از آن چیزهایی هست که متأسفانه یک مشت آدمهایی که شیاد هستند و شهوتهای خودنمایی مذهبی دارند مینشینند یک عالم ورد و نماز و نماز حاجت از خودشان در میآورند نماز را اینطوری بخوان ذکرش را آنطوری بگو نمازش باید اینقدر سوره توحید داشته باشد، اینها وارد نشده. چیزی ما باید انجام بدهیم که حدیث و سند داشته باشد تازه سندش هم معتبر باشد آدم بخواهد انجام بدهد حضرت صادق(ع) فرمود اگر یک چیزی به عنوان مستحب از ما به شما رسید ولو دروغ هم بود شما انجام دادید به ثوابش میرسید حالا یک کسی آمد نماز بیبی سهشنبه را خواند بالأخره نماز خوانده ذکر گفته ثواب دارد. ولی واقعیت ندارد نماز بیبی سهشنبه بخوانم، بیبی نور، بیبی حور هم یکی است حتماً بیبی کور هم میآید و اضافه میشود اینها دیگر همهاش مندرآوردی است که سهشنبه باشد قبل از ظهر باشد پنج رکعت است. بعد از حمد سه سوره توحید را باید بخوانید حتماً آن آرد را آن چیزی که آنجا درست میشود حلوایش را هیچ مرد نامحرم و پسر بالِغی نباید چشمش به آن حلوا و آش بخورد اینها دیگر خالهزنکبازیهایی هست که در میآورند.
آزار دوستان و شیعیان
بخش سیزدهم کتابمان اختصاص داشت در روابط اعضای خانواده آسمانی با یکدیگر به موضوع آزار دوستان و شیعیان، حضرت فرمود که اگر کسی شرک به خدا داشته باشد آمرزیده نمیشود یا کسی را آزار بدهد این روح آزار خیلی مهم هست که آزارها هم آزارهای جسمی هست که انسان ممکن است آزار جسمی به کسی بدهد. وقتی آزار میگویم یعنی هر اذیتی که از ناحیه جسم هست بیتوجهی، خودخواهی نباید بکند بزرگان ما حتی اگر همسرانشان به آنها میگفتند غذا چه درست بکنم نمیگفتند، هیچ وقت سفارش غذا در منزل نمیدادند. میگفتند شما هر چه درست کنید ما همان را میخوریم حالا یک موقع هست یک کسی مریض است رژیم خاصی دارد غذای خاصی باید بخورد آن بحث دیگر است ولی میگفتن که ما این را نمیگوییم ممکن است همسر ما به زحمت بیافتد به خاطر ما بخواهد یک غذایی درست بکند و به زحمت بیافتد اینقدر ملاحظه میکردند که یک کسی را اذیت نکنند. حالا هر کس میداند نوعی از آزار جسمی ممکن است برای دیگران وارد بکند اساتید ما میفرمودند سین بسم الله شما را در نماز شب نباید کسی بشنود اصطلاحی بود که وقتی میخواهید نماز شب بخوانید نباید برای کسی دردسر داشته باشد که بلند شوید سروصدا بکنید وضو بگیرید. بعضیها بلندبلند ذکر میگویند و بلندبلند گریه میکنند اینها آزار است میخواهیم از مذهبی و معنوی شروع کنیم یک نماز شب میخواهی بخوانی نباید مزاحم کسی بشوی کسی نباید بویی ببرد که تو نماز خواندی باید این را رعایت بکنی. اگر میبینی که واقعاً ممکن است مزاحمی ایجاد شود چراغ را روشن کردن و ذکر گفتن و دعا خواندن این سروصداها نباید باشد شما از این در نظر بگیرید که انسان باید ملاحظه بکند تا آزارهایی که انسان میداند و خودخواهانه میداند که چند ساعت بیرون بوده پایش بو میدهد این بو دیگران را اذیت میکند. خودخواهانه میرود در مجلسی مینشیند همه هم دارند اذیت میشوند و اصلاً به روی خودش نمیآورد که دارد دیگران را اذیت میکند یا اگر بدنت بو میدهد برو زودتر عطری بزن یا استحمامی کن مزاحمتی برای کسی درست نکن تا آزارهای زبانی تکه انداختن، تمسخر کردن، تحقیر کردن، سرزنش کردن، متلک انداختن. نعوذبالله خدای نکرده توهین کردن، با خشونت حرف زدن اینها خیلی خطرناک هست آزارهای زبانی، و غیبت کردن از کسی، این آزار خیلی بدی هست یا تهمت زدن یا سؤال و جوابهای آزاردهنده، گفتم ما حق نداریم از کسی که راجع به مسائل شخصی کسی از او سؤال کنیم.
تجاوز به حریم شخصی
هفت هشت جلسه راجع به تجاوزهای چشمی صحبت کردیم که انسان به چیزی که یک نفر راضی نیست نگاه بکند طرف دارد کتاب میخواند نگاه نکن دارد چه میخواند در کیف کسی حق ندارید نگاه کنید موبایل کسی را حق ندارید کنترل بکنید پیامک کسی را حق ندارید بخوانید اینها فضولی و تجاوز است. سؤال کنی کجا بودی، کجا رفتی، با چه کسی بودی، با چه کسی رفتی، چه گفت، چه شنیدی، چه دارد میگوید، با چه کسی داری حرف میزنی، اینها تجاوز و اذیت و آزار است اینها خوب نیست از آن شورتر که بعضیها میپرسند الان داری به چه فکر میکنی. حق نداریم فکر کنیم،؟ نه تو رو خدا جان من بگو ببینم به چه فکر میکردی؟ نمیخواهم بگویم، نه من کنجکاو شدم بدانم، این کنجکاوی همهاش تجاوز است در حریم کسی نرویم با کسی کاری نداشته باشیم، زنم است حق دارم بپرسم با چه کسی حرف میزده. نه حق نداری بپرسی با چه کسی حرف میزده داشته با خواهرش، دوستش، همسایه، همکلاسی، شاگردش، استادش حرف میزده نباید فضولی بکنیم در مورد بچه هم همینطور، یک موقع هست یک مراقبتهای خاصی پدر و مادر باید در رابطه با بچه بکنند آن بحث خاصی است. ولی نه به صورت تجاوز و فضولی و کیف گشتن و دائماً مزاحمت برای بچه درست کردن اینها تجاوز هست آزاردهنده است پدر و مادر گاهی وقتها بچهها را آزار میدهند شکنجه روحی و روانی به بچهها میدهند یا به همسرشان. زن از مرد فضولی بکند و یکسره در کار مرد کنکاش بکند و سرک بکشد و مرد را آزار بدهد یا مرد نسبت به زن، خواهر و برادرها نسبت به همدیگر، اینها تجاوز و آزار و اذیت هست اینها خوب نیست تجاوزهای گوشی، انسان بخواهد بشنود که چه کسی چه گفت. بگذار خوب دقت کنم دارد حرف میزند با چه کسی دارد صحبت میکند اینها تجاوز گوشی هست انسان وقتی میبیند یک کسی دارد حرف میزند یک آدم مؤدب حواس خودش را پرت میکند اصلاً بلند میشود میرود وقتی دو نفر دارند صحبت میکنند. ادب این است که انسان محیط را ترک بکند که دو نفر میخواهند با هم صحبت کنند به خصوص مواردی که کارهایی هست که افراد زنگ میزنند سؤال میکنند کارهای خصوصی دارند اینها تجاوز و آزار میشود نمونهاش الان مثلاً کسی میخواهد بیاید سؤال بکند همه میروند در فاصله نیم متری میایستند. این میخواهد سؤال بکند رویش نمیشود سؤالش را مطرح بکند باید آنقدر فاصله بگیرد که آن طرف بتواند راحت سؤالش را مطرح بکند و جوابش را بگیرد نه اینکه بروی بایستی دانه دانه سؤالات افراد را گوش بکنیم و مشکلات افراد را، اینها تجاوز و جنایت و خیانت و ظلم و آزار میشود هیچ کس حق ندارد در مسائل خصوصی افراد دخالت بکند. با چه کسی رفت با چه کسی آمد این کیست، آن کیست، این که الان با اوست کیست، راحت نقل مجلس بکند این حرفها را، بعد هر کس را به هر کس دلش خواست انتساب بدهد راجع به هر چیزی دلش خواست حرف بزند اینها تجاوز و آزار و اذیت هست.
امر به معروف و نهی از منکر
اگر شرائط امر به معروف فراهم باشد انسان احتمال تأثیرگذاری روی طرف مقابل بدهد آن دیگر اذیت نیست چون مسأله شرع است چون مسأله حریمی هست که خدا گفته و اجازه داده امر به معروف و نهی از منکر یک عشقی هست نسبت به انسانها، نکردنش یک بیرحمی و جنایت است. اگر الان یک کوری دارد میرود ممکن است در چاهی بیفتد بگویی ممکن است فضولی در کارش باشد بگذار در چاه بیفتد، نه، در امر به معروف و نهی از منکر وقتی کسی دارد گناه میکند ما موظف هستیم این تذکر را به او بدهیم به شرطی که احتمال اثر را بدهیم. و الا اگر قرار باشد بدتر کند و لجبازی کند و دعوایی بشود آن بحث دیگر است الان صلاح نیست یکی از شرائطش این هست، البته شرائط زیادی دارد بعضی وقتها ما منکراتی را میبینیم که اصلاً وظیفه نداریم بگوییم به خاطر اینکه از نظر ما منکر هست. او اصلاً هیچ اعتقادی ندارد که این کار منکر هست و ما میخواهیم مچگیری کنیم ثابت کنیم که این کار حتماً غیبت است او میگوید مرجع تقلید من به من گفته که این حرف غیبت نیست من میتوانم بزنم. اگر به نظر شما غیبت است نباید فضولی کنی در کار کسی، ممکن است از نظر رساله او اشکال نداشته باشد مرجع تقلید او اجازه داده مثلاً ماه مبارک رمضان سیگار بکشد مرجع تقلید او معتقد نیست که سیگار کشیدن روزه را باطل میکند. الان برای چه یک کسی باید تذکر بدهد وقتی میگوید مرجع من اینگونه اجازه داده بعضی از مراجع اجازه دادند که در حالتی قبل از اذان روزهات را بخوری قبل از اذان نماز بخوانی الان اذان رسمی هست خدا رحمت کند آیت الله بهجت را ایشان اعتقاد داشت که چند دقیقه اشکال ندارد. حالا الان یک کسی هنوز اذان نگفتن روزه خورد من میتوانم به او بگویم چرا روزهخوری کردی، او را میشناسم روزهگیر است روزه گرفته عقلش میرسد فهمش میرسد پنج دقیقه قبل از اذان روزه خورده، بروم یقهاش را بگیرم که روزه خوردی. مرجع من به من اجازه داده که پنج دقیقه قبل از اذان مغرب نماز بخوانم اجازه داده پنج دقیقه قبل از اذان مغرب روزه بخورم یا اینکه مرجع من اجازه نداده من اول وقت نماز بخوانم اکثر مراجع میگویند بعد از اذان صبح نباید کسی نماز بخواند اشکال دارد باید حتماً حالت یقینی ایجاد بشود بین هفت دقیقه تا بیست دقیقه گاهی وقتها مراجع میگویند صبر کنید. حالا الان یک کسی خواست نماز بخواند من الان مقدس هستم میخواهم نماز اول وقت بخوانم فکر میکنم خیلی دارم کار خوبی میکنم او نشسته دارد گپ میزند و حرف میزند و چایی میخورد چون معتقد است که الان نباید نماز بخواند باید بیست دقیقه یک ربع صبر کند. نباید بروم یقه طرف را بگیرم که تو چرا نماز اول وقت نخواندی این آدم سهلانگار است نسبت به نماز اول وقت، نه ممکن است اذن شرعی داشته باشد پس ما خیلی راحت نمیتوانیم به یک نفر انگ بزنیم که تو داری الان منکر انجام میدهی حرام انجام میدهی. مگر اینکه همه مراجع علمی و معنوی ما این را حرام بدانند آدم میداند این حرام است میتواند آنجا امر به معروف و نهی از منکر بکند شرائط دارد باید رعایت کنیم.
آزارهای واسطهای و خانوادگی
آزارهای واسطهای، شما فرض بفرمایید که همسرتان دست شما امانت الهی است از او خوشت بیاید یا نه، دوستش داشته باشی یا نه. سه تا وظیفه داری عشق هم شرطش نیست تأمین اقتصادی، محبتی و معنوی، نمیتوانی بگویی چون دوستش ندارم به او محبت هم نمیکنم نه امانت دست مردم است این دختر امانت است از یک پدر و مادری، اگر خدای نکرده کسی را هم نداشته باشد دیگر خیلی بدتر است. چون دیگر حافظ منافعش امام زمان و ائمه میشود و بیشتر سختتر است در روایت داریم بترسید از ظلم کردن به کسی که جز خدا کسی را ندارد اتفاقاً وقتی کسی را ندارد خطرناکتر هست ظلم کردن به او، حالا دارد برای چه اذیتش میکنی. این بنده خدا برادرش ناراحت میشود خواهرش در دست دیگران بخواهد اذیت بشود مادرش ناراحت میشود نباید انسان پدرزن و مادرزن و خانواده همسرش را آزار بدهد به وسیله کسی که در خانهاش است یا برعکس کسی شوهرش را اذیت بدهد. بالأخره مادر و پدر و خانواده همسر غصه میخورند اینها آزار همه اینهاست اینها کار خیلی خطرناکی است بددهانی کردن و تندی کردن و گاهی وقتها هستند بعضیها دست بلند میکنند هم زن دست بلند میکند هم مرد دست بلند میکند. این خیلی خطرناک است و گناه بسیار بزرگی هست همینهایی هست که انسان را از رحمت خدا محروم میکند و انسان را به بدترین شدیدترین و دردناکترین گرفتاریها در دنیا و آخرت دچار میکند پس اینها را خیلی دقت بکنیم خیلی مصداق دارد آزار کردن و آزار دادن، لجبازی کردن یک نوع آزار هست با هم لج نکنیم حال همدیگر را نگیریم. انتقام گرفتن، تلافی کردن کارهای اینطوری همهاش شکنجه و آزار هست خدای نکرده نباید در ما باشد آنچه که خیلی خیلی مهم هست در بحث آزار این هست که انسان اساساً تا روح آزار را از وجودش برندارد در خطر فشار قبر و عذاب قبر و لعنت اهل بیت و لعنت خدا قرار دارد.
رعایت حقوق دیگران در اجتماع
همه دارند نماز جماعت میخوانند این از روی کول همه جلو میرود میخواهد صف اول بنشیند سخنرانی هست از روی کول همه جلو میرود که من بروم صف اول بنشینم معصومین نهی کردند یکی از بدترین آدمها کسی هست که اینطوری خودش را به دیگران تحمیل میکند. هر جا جا هست برو بنشین من چرا باید حتماً بروم صف اول بنشینم و دیگران آزار ببینند که من میخواهم به صف اول برسم هُل دادنها، رعایت نکردن صفوف، رعایت نکردن نظم، اینها مصادیق آزار هست یکجا باید نظم را رعایت بکنیم. در رانندگی بیدقتی کردن آزار دادن مردم، بد جایی پارک کردن خودخواهانه پارک کردن، رعایت نکردن اصول رانندگی میتواند آزار بدهد من چراغ بالا بزنم خیالم راحت باشد نور بالا در چشم بقیه میخورد دیگران را آزار میدهد بوق زدن بیهوده، میخواهم عرض کنم آنقدر مصادیقش زیاد است که حد ندارد. سر سفره انسان باید رعایت بکند عادل باشد یک موقع دست نزند به چیزی که دیگران را آزار بدهد فرض بفرمایید که غذا تقسیم شده است اندازه است یک کسی بیشتر از سهم خودش بخورد به بقیه نرسد مثلاً ما ده نفر هستیم ده تا تکه گوشت آوردند یک تکه را بردار. در شلوغی دوتا را برداری جلوی خودت بگذاری بعد به یک نفر نرسید و عین خیالت نباشد بخوری به یک نفر گوشت نرسد تهدیگ آوردند میخواهند پخش کنند بعضیها آنقدر شکمو هستند نصفش را جلوی خودشان میگذارند نصفی را هم بین بقیه پخش کنید چون من تهدیگ دوست دارم. دوست دارم که دلیل نشد چون دوست دارم من باید بیشتر از بقیه از همسرم و بچهام هم باید بیشتر بخورم تازه بعضیها را من دیدم میخورند به همسر و بچهشان هم ناخنک میزنند این کار زشتی است. خدا رحمت کند یکی از اولیاء خدا من این سالهایی که تنها قم میرفتم قبل از اینکه هجرت کنم خدمتشان میرسیدم داشت تعریف میکرد که جایی یک کسی محروم بود از خوردن، راحت نمیتوانست چیزی بخورد یک کسی با آب و تاب جلویش غذا و تهدیگ میخورد. حالا او هم تهدیگ دوست داشت حالا آمده بود به این بنده خدا گفته بود که من مدتی است در دهانم پر از زخم درست شده گفته بود آن تهدیگهایی که جلوی فلانی که دلش میخواست میخوردی همینطوری بیرحمانه، اینها این زخمها در دهانت میشود. گاهی وقتها خوردن آدم دیگران را آزار میدهد باید انسان دقت بکند که خوردنش بقیه را اذیت نکند یک کسی ممکن است دلش بخواهد، نمیتوانی بگویی که به من چه من میخواهم بخورم، یک حیوان هم دلش بخواهد شما نمیتوانید. راوی میگوید من دیدم امام صادق(ع) یک لقمه خودش میخورد یک لقمه به سگ میداد اینطوری غذایش را تقسیم کرده بود نه اینکه حالا یک لقمه جلوی سگ بیاندازد بقیهاش را خودش بخورد بگوید حالا یک لقمه به او دادم نه باید او را سیر بکند انصاف این است که با سگ نصف کند.
اهمیت رعایت حقوق مردم
باز تأکید میکنم اول باید روح آزار از انسان بیرون برود اینکه من برای کسی دردسر درست نکنم در حرف زدن در راه رفتن در هر کاری، از اینجا میخواهیم بیرون برویم دقت کنیم به کسی فشار نیاید کسی اذیت نشود چون من میخواهم به نماز جماعت برسم حق چند نفر را بخورم میخواهم به ثوابش برسم، پس بقیه چی؟ چون تو میخواهی به ثواب برسی بقیه را آزار بدهی و اذیت بکنی، این هم آزار میشود. چون من میخواهم به احیا به شب قدر برسم یک کسی در خانه الان به من احتیاج دارد مریض هست همسرم هست فرزندم هست پدر و مادرم به من احتیاج دارند که آنها را درمانگاه ببرم. بگویم نه امشب شما درد را تحمل کنید که من میخواهم احیا بروم، این چه احیایی است، انسان باید خوب فکر بکند که این کار من برای کسی زحمت نداشته باشد و دردسر تولید نکند یک جایی هم که ما لازم است یعنی نیاز داریم که واقعاً برای کسی مزاحمت ایجاد کنیم باید اجازه بگیریم خواهش بکنیم و بعد هم برایش تلافی و جبران کنیم. پس این خیلی مهم است که انسان اساساً ذهنش این نباشد که من بتوانم خودم را به کسی تحمیل کنم میتوانم دیگران را اذیت کنم و خیلی از بچهها هستند الان متأسفانه اینطوری هستند که لوس هستند اینها پدر و مادر را با این لوسبازیهایشان آزار میدهند. البته پدر و مادر مقصر هستند در روایت داریم خدا لعنت کند پدر و مادری را که بچهاش را طوری بار میآورد که بچه نسبت به آنها لوس و بیادب بشود پرتوقع بشود این توقعش بقیه را اذیت بکند حتی در هفت سال اول که پیغمبر فرمود بچه را به هیچ وجه نباید منع بکنید پادشاه است. هر کاری کرد آزاد است دو جا را فرمودند که بچه باید جلویش گرفته شود 1 ـ آنجایی که برای خودش خطر دارد 2 ـ آنجایی که برای دیگران زحمت ایجاد میکند حق دیگران هست بچه کوچک هم حق ندارد دیگران را آزار بدهد. اگر میبینی بچهات دیگران را آزار میدهد باید جلوی بچهات را بگیری، نه حالا بچه است باید آزاد باشد، باید بروی جلویش را بگیری بچه باید یاد بگیرد که مؤدب باشد و حق دیگران را نخورد، بچه است گفتن آزاد باشد حالا برود بچه دیگر را اذیت بکند و اسباببازی بچه دیگر را بگیرد، نه حق ندارد اسباببازی بچه دیگر را بگیرد. به بچهات باید یاد بدهی ولو گریه بکند، بچهام است دلش میخواهد، دلش بخواهد باید یاد بگیرد که اینقدر مسأله حقوق مردم مهم است زیر هفت سال هم که میگوییم بچه پادشاه است و آزاد است در این جهت آزاد نیست نباید برای کسی دردسر درست کند ملاحظه حقوق مردم خیلی مهم است و خیلی چیزهای دیگر که انسان باید رعایت بکند. حالا خودمونی و ما با هم نداریم و عیبی ندارد و ما که با هم از این حرفها نداریم، میگوید از این حرفها نیست میگوید عبادتت اگر به زن و بچهات ضربه میزند و اذیتشان میکند حق آن عبادت را نداری. حالا بعضی از افراد هستند ذویالحقوق هستند مثل پدر و مادر، الان میخواهم روزه بگیرم پدر و مادرت باید راضی باشند روزه بگیری اگر روزه گرفتن شما به پدر و مادر آزار میرساند نگیر روزه گرفتن شما به کس دیگر آزار میرساند این کار را نکن بیسلیقگی نکن. به قدری مسأله روح مردم مهم است که میگوید هم مؤمن حرمت دارد و هم این حس و حالها قشنگ است میگوید اگر یک مؤمنی آمد به تو گفت یک کاری را انجام بده نتوانستی انجام بدهی با او راه بیفت برو، ولی میدانی نمیتوانی کاری بکنی اما همین همراه بودن برای او خیلی تأثیر دارد دنبال او برو پیگیری کن. رفتی مجلس ختم پدرش بوده خودش کنار در ایستاده یا سرش شلوغ بوده نیا بنشین در مجلس ختم بعداً برو، میگوید برو کنارش یک تسلیت بگو بگذار تو را ببیند این دیدن تو یک تسکین است برو نشان بده من مجلس پدر شما آمدم من آمدم تسلیت بگویم من آمدم اعلام همدردی کنم. مؤمن اگر گفت روزه بودی نگو روزه هستم حالش گرفته میشود اگر خواست چیزی به تو تعارف بکند میگوید روزهات را بخور نگو روزه هستم بخور خدا ثواب بیشتری از این روزه به تو میدهد تا اینکه روزه را تا افطار نگه داری الان روزه مستحبی بودی. همان اول صبح رفتی شرکت یا اداره یا همسرت متوجه نبود روزه هستی رفت با شوق و ذوقی یک کلهپاچه یا حلیمی گرفت آورد بنشینیم با هم بخوریم، یکدفعه در ذوق همسرت نزن من که روزه هستم، چه روزهای، بخور اصلاً به شوهرت نگو روزه هستم برای چه آدم بگوید، گفتنش هم خوب نیست. حالا روزه هستم به خاطر تو میخورم، این خوب نیست، بخور و حرف نزن روزهات را بخور ثوابش بیشتر هست میخواهم بگویم که این قضیه اینقدر حساس و مهم است ما باید دائماً رعایت بکنیم من الان میدانم همسرم از زدن این عطر بدش میآید ولی خودم خوشم میآید من خودم که از این عطر لذت میبرم. بقیه سردرد میگیرند بعضیها حساسیت دارند خودشان هم اعلام کردند که این عطر را نزن، میگوید من خوشم میآید، عطر حرم است کربلاست مدینه است، نزن دیگران را آزار میدهد، عطر خوب بزن یک عطری بزن که بقیه خوششان بیاید عطر تند و زیاد روی خودشان خالی میکنند و بقیه را آزار میدهند مصادیقش خیلی است ما مصادیق آزار و اذیت داریم.
توهین به دوستان خدا
یک حدیث قدسی است خداوند تبارک و تعالی در کتاب شریف کافی آمده(مَن أهانَ لی وَلِیَاً فَقَد أرصَدَ لِمُحارِبَتی) هر کس به یکی از دوستان من توهین کند خود را برای جنگ با من آماده کند دوست خیلی مهم است دوست جایگاهش خیلی وقتها از نزدیکترین آدمها به انسان عزیزتر است. گاهی وقتها یک دوست کاری میکند که برادر، پدر، مادر انسان برای انسان انجام نمیدهد دوست خیلی حرمت دارد فرمود اگر 50 نفر آمدند علیه دوستت یک شهادت بد دادند گفتند ما دیدیم این فلان کار خلاف را کرده شرع مقدس میگوید 4 نفر گفتند، مثلاً نعوذبالله زنا کرده میتواند حد بخورد. ولی اگر 50 نفر گفتند بیش از ده برابر است اگر آمدند گفتند، دوستت خودش گفت من این کار را نکردم، میگوید حرف دوستت را بچسب 50 نفر را کنار بگذار برادرت است برادر دینیات است برادر ایمانیات است حرمت دارد. اینقدر راحت پشت سرش حرف نزن بولی بگیر عیبها و ضعیفهایش را اینطرف و آنطرف بیان کن این حرمت دارد اگر این آدمی که تو داری به او توهین میکنی خدا دوستش دارد خیلی خطرناک است، من از او خوشم نمیآید. حالا تو خوشت نمیآید بحث دیگر است، اگر خدا خوشش میآید چی؟ ما خیلی راحت راجع به علما، مراجع، روحانیون، مسجدی، هیئتی، آدم مؤمن حرف میزنیم، نمیتوانیم راحت حرف بزنیم اگر خدا پشتیبانش هست بعداً پوستت را میکَند کار دستت میدهد. حرف نزن پشت سر کسی که خدا و اهل بیت را دارد زمانی میتوانی حرف بزنی که بدانی این کار از طرف آنها هم منفور است و پشتیبانی نمیشود یا یک عذر شرعی بالاتر انسان داشته باشد و الا نمیشود انسان به راحتی به کسی توهین بکند و تحقیر بکند میگوید اگر این کار را کردی به جنگ من آمدی. خیلی وقتها ما که در زندگیمان گره میخورد مشکل میخورد علتش این هست که با آدمهای خوبی در زندگیمان درگیر هستیم یا آدمهای خوب و محترم و مقدس و معنوی و باایمانی بودند ما با آنها بد شدیم ما پشت سرشان راحت حرف زدیم و غیبت کردیم این در زندگی ما مشکلات ایجاد میکند. وقتی خدا میگوید خودش را برای جنگ با من آماده کند یعنی من با تو میجنگم، یعنی من خدا میآیم با تو میجنگم یعنی در زندگی خیلی گرفتاری پیش میآید خیلی گره در زندگی انسان میخورد چون توهین کردی به کسی که نباید میکردی، پدرت است مادرت است ولی مرد متدینی است زن باایمانی هست حق نداری. برادرت است تو الان با برادرت مشکل داری اما این برادر تو یک آدم درست و حسابی و مؤمنی است حالا تو با این مشکل داری دلیل نمیشود که بروی راحت ضایعش بکنی همه جا آبرویش را ببری پشت سرش غیبت بکنی. اینها باعث میشود که انسان عاقبت به خیر نشود انسان در زندگیاش خیر نمیبیند به خصوص کسانی که گردن انسان حق دارند استاد انسان گردن انسان حق دارد اولیاء الهی حق دارند نمیشود انسان راحت پشت سر معلمش حرف بزند نمیتواند پشت سر پدر و مادرش که ولی هست حرف بزند. اگر راحت حرف بزنی او نیست الان متوجه نمیشود شاید خودش هم حلال بکند ولی خدا و فرشتهها انسان را میزنند باز عرض کردم باید روح بدجنسی روح زدن روح آزار روح تجاوز به حریم دیگران، روح تحقیر دیگران از ما کَنده بشود تا وقتی این هست باید بدانیم که ما در معرض خطر قرار داریم.
ترساندن مؤمنین
یک روایت از نبی اکرم(ص) هست میفرماید(مَن نَظَرَ إلی مُؤمِنٍ نَظرَۀً یُخیفُهُ بِها أخافَهُ الله تَعالی یَومَ لا ذِلَّ إلاّ ذِلُّه) این روایت خیلی غمانگیز و خطرناک و ترسناک است میفرماید هر کس با نگاهش کسی را بترساند به یک مؤمنی نگاه تند بکند که بخواهد او را با نگاهش بترساند. یک موقع هست انسان یک نگاه تربیتی دارد به بچهاش یک نگاهی میکند میداند که این نگاه باعث میشود این بچه تربیت بشود و به حق هم هست برای خودش خوب است ولی اینکه حالا یک زن از شوهرش بترسد این خیلی خطرناک است. یک مرد از زنش بترسد این همیشه ترس دارد که اگر من یک حرفی بزنم الان این ترقه است این زن من الان میترکد جیغ و داد و نق و غر شروع میشود اینطور ترساندن آدمها فشار قبر زیاد و اضطراب زیاد در قبر میآورد فشار قبر غیر از ترس است. میگوید(أخافَهُ الله) خدا او را میترساند، اگر خدا هم بخواهد یک کسی را بترساند با ترسهای دنیا یکی نیست هیچ کس نباید از ما حساب ببرد برای چه باید از ما حساب ببرند اگر قرار است کسی حسابی ببرد حرمتی رعایت کند. خود آدم باید یک کاری بکند خود آدم باید عظمت و حرمت و ادب داشته باشد بقیه رعایتش میکنند گربه را در حجله کشتن چه برای زن چه برای مرد، زنسالاری جهنم است عذاب و ترس دارد مردسالاری جهنم است عذاب و ترس دارد بقیه را نترسانیم. بعضی از وقتها هست بچهها پدر و مادر را میترسانند میگوید الان حرف بزنیم الان بچه شروع میکند به داد و بیداد کردن الان قهر میکند الان غر و نق میزند الان شروع میکند صدایش را بالا میبرد مادر از پسر میترسد از دختر میترسد پدر و مادر از بچه میترسند. اول از این پیامبر فرمود خدا لعنت پدر و مادری را که بچهشان را اینطوری پررو بار میآورند که اینقدر بیادبی باشند بایستند خیره خیره در چشم پدر و مادر نگاه کنند و اذیت کنند ولی با این حال حالا پدر و مادرم رعایت نکردند اینطوری بارم آوردند باید اینطوری ادامه بدهم؟ نباید بیحیایی کند آنها میترسند و حساب میبرند من چی من هم باید کیف کنم از اینکه دیگران را میتوانم بترسانم، از اینکه بتوانیم اهرم فشار را روی روح دیگران بگذاریم این لذتی ندارد این خواری میآورد فرمود اگر کسی نگاهی بکند به مؤمنی که میخواهد یک کسی را بترساند خدا روزی که هیچ سایهای جز سایه خدا نیست او را میترساند. یک مدیر بیجا کارمندانش را بترساند یک موقع هست بهجا میترساند یعنی این مدیر یک کسی هست که من نمیتوانم سرش را کلاه بگذارم نمیتوانم دورش بزنم میدانم اگر ناحقی کنم با من برخورد میکند تذکر میدهد در پروندهام مینویسند. تذکر شفاهی میدهد تذکر کتبی میدهد ممکن است اخراجم هم بکند این خوب است مدیر خودش موضعش را روشن کند اینجا یک قانون و یک خط قرمزی دارد یک مشخصاتی دارد باید رعایت بشود این ترس ترس خوبی است. ترس از چراغ قرمز، ترس از پلیس، ترس از قوه قضائیه اینها خوب است بد نیست، ترس ناحق، یک مدیر بیجا کارمندانش را بترساند از او حساب ببرند که اگر من ملاحظهاش را نکنم دمش را نبینم جلوی پایش بلند نشوم به او سلام نکنم خم نشوم این الان فردا مدیر است زورش میرسد نان من را میبرد، این ترس ترس خطرناکی است. بالأخره با یک امضا میتواند روی زندگی من تأثیر بگذارد این امضایی که خدا به تو داده میتوانی با آن زندگی دیگران را تغییر بدهی یک وسیله برای آزمایش تو بود حالا تو ظرفیتش را داری یا نه، یک کسی که سوء استفاده کند از ریاستش از امضایش از مدیریتش از بزرگیاش سوء استفاده کند که دیگران را آزار بدهد و اذیت بکند و تحقیر بکند و دیگران را بترساند دیگران بیخود از او حساب ببرند. مالک اشتر است نفر دوم حکومت اسلام است آن حکومت به آن عظمت، شوخی نیست آن شخص در حقش توهین میکند مسخره میکند همه هم میخندند بعداً به او میگویند تو میدانی به چه کسی توهین کردی حالا بدبخت و بیچارهات میکند این مالک اشتر بود. این میترسد میدود میرود دنبال مالک اشتر که عذرخواهی کند میبیند که مالک اشتر در مسجد رفته دارد نماز میخواند میافتد به دست و پایش التماس، میگوید نه من آمدم مسجد برای تو دو رکعت نماز خواندم که خدا تو را ببخشد. حالا من قاضی هستم راحت بتوانم دیگران را بترسانم ما چقدر پلیس داریم سوء استفاده میکنند قاضی است سوء استفاده میکند یک جایی در مملکت نماینده مجلس است وزیر است معاون وزیر است مشاور است سوء استفاده میکند مدیرکل است سوء استفاده میکند من اگر الان زنگ بزنم بیچارهات میکنند، این اختیارات را همینطوری دست ما ندادند. حوالهات به جدم فاطمه زهرا، بعضی سادات را دیدید که مرتب بقیه را نفرین میکنند سوء استفاده از اینکه بچه پیغمبر هستند نه اینطوری به این راحتی نیست هر چه آدم بزرگتر میشود شخصاً قدرتمندتر میشود باید خیلی متواضعتر و بیآزارتر باشد. از امتیازهایمان برای ترساندن و اذیت و سوء استفاده و بیگاری از دیگران استفاده نکنیم این رشته سر دراز دارد، بروم کار بکنم پدرشوهر، پدرزن، مادرزن، مادرشوهر، باجناق، جاری، همه حساب ببرند اگر کسی بیجا دیگران را از خودش بترساند بخواهد هیبت و عزت بیجا داشته باشد. این یک فرمول ریاضی است قبلاً در مباحث ریاضی آخرت توضیح دادیم هر عزت کاذبی هر بزرگی و گندگی کاذبی یک ذلت صادق پشت سرش دارد حتماً آدم ذلیل میشود لذا انسان گندگی نکند من من نکند این بسیار مهم است. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
دعای امن یجیب
پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان، رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین جهان، رفع اضطرار از زندگیهای خودمان، شادی همه اموات، مؤمنین و مؤمنات مسلمین و مسلمات، بدوارثان و بیوارثان به خصوص اموات خودمان(أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ). هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.