خانواده آسمانی – جلسه 304

متن کامل جلسه

اهمیت رعایت دستورالعمل‌های امام رضا (ع)

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. بخش نهم را از فرمایشات امام رضا (ع) درباره سبک زندگی اعضای خانواده آسمانی و روابط اعضای خانواده آسمانی با همدیگر تمام کردیم. از این جلسه وارد بخش بسیار مهمی خواهیم شد که خیلی تعیین‌کننده است از فرمایشات وجود مقدس امام رضا. برای اینکه اهمیت این بخش خوب جا بیفتد و معلوم بشود، یک مروری می‌کنیم روی فرمایشات ایشان. ایشان فرمودند بعد از اینکه به دوستانشان سلام رساندند توسط حضرت عبدالعظیم (ع)، فرمودند که به همه بگویید که نگذارند شیطان بر آن‌ها مسلط شود، راهی را برای نفوذ شیطان در خودشان قرار ندهند و با همدیگر صدق داشته باشند، امانت را رعایت کنند، سکوت کنند. خیلی جاها که توضیحش را دادیم و با همدیگر اختلاف نکنند، خودشان را مشغول به دریدن یکدیگر نکنند. این‌ها توصیه‌هایی بود که امام رضا (ع) فرمود. بعد حضرت اول وقتی این‌ها را فرمودند، قبل از اینکه بگویند خودشان را مشغول به دریدن همدیگر نکنند، دستورالعمل‌هایی که دادند تا هفت تا توصیه، گفتند این کارها باعث می‌شود که به من نزدیک بشوید که بحث قرب اهل بیت را چند جلسه مطرح کردیم. بعد از آن دوباره فرمودند که حالا مواظب باشند دوستان من همدیگر را ندرند، به جان هم نیفتند و با هم اختلاف نداشته باشند.

عواقب عدم رعایت دستورالعمل‌ها

حالا الان برای کسی که این‌ها را رعایت نمی‌کند، حضرت اول فرمود اگر رعایت کنید به من نزدیک می‌شوید. دوباره حضرت می‌خواهد بگوید اگر رعایت نکنید چه اتفاقی می‌افتد. این خیلی مهم است. می‌فرماید: «فَإنّی عالَیۀُ عَلی نَفسی إنَّهُ مَن فَعَلَ ذلِکَ وَ أسخَطَ وَلّیاً مِن أولِیائی دَعَوۀُ الله لِیُعَذِّبَهُ فِی الدُّنیا أشَدَّ العَذاب وَ کانَ فِی الآخِرَۀِ مِنَ الخاسِرین». ببینیم اگر ما این دستورالعمل‌های حضرت را رعایت نکنیم چه اتفاقی می‌افتد. من واقعاً هنوز که هنوز است سال‌هاست با این فرمایش روبه‌رو هستم، اما هم می‌ترسم هر وقت می‌خوانم به اینجا که می‌رسم و برایم هیچ وقت این جمله حضرت عادی نشده. واقعاً می‌لرزم وقتی به این قسمت می‌رسم که امام که در روایت داریم خود امام رضا راجع به امام گفته، جالب اینجاست که این تعریف امام می‌فرماید که امام رفیقی امین، پدری مهربان و برادری همزاد است. چقدر محبت جمع می‌شود. یک پدری که اینطوری هست می‌خواهد راجع به بچه‌هایش قضاوت کند. حالا دارد می‌گوید اگر من ببینم در دوستانم و بچه‌هایم یک نفر هست که شر به پا می‌کند، بدجنس است، بدذاتی می‌کند، بقیه بچه‌ها را دارد اذیت می‌کند. اینجاست که حضرت می‌فرماید: «عالَیۀُ عَلی نَفسی» من با خودم پیمان بستم که اگر یک نفر این کار زشت را انجام بدهد، اختلاف‌انگیزی‌ها، درندگی‌ها، نیش زدن‌ها، غر زدن‌ها، نق زدن‌ها، دروغگویی، بی‌امانتی، پرحرفی و پرکلامی، این‌ها را بخواهد داشته باشد، خودم با خودم پیمان بستم برای همچین کسی «مَن فَعَلَ ذلِکَ» اگر کسی این کارها را بکند، «وَ أسخَطَ وَلّیاً مِن أولِیائی» یکی از دوستان من را ناراحت بکند، یعنی یکی از شیعیان من را اذیت و ناراحت کند، به خشم بیاورد، «دَعَوۀُ الله لِیُعَذِّبَهُ فِی الدُّنیا أشَدَّ العَذاب» از خدا خواستم در دنیا به شدیدترین وجهی این را عذاب کند.

نفرین امام و تأثیر آن بر زندگی

اگر امام رضا آدم را نفرین کند ببینید چه خواهد شد. ما بسیاری از نکبت‌هایی که در زندگی گرفتارش می‌شویم برای این هست که ما با الله و خانواده آسمانیمان درگیر می‌شویم. نفرین امام می‌گیرد. نفرین امام چیزی نیست که دعا بکند و نگیرد. آن هم پدری که بی‌نهایت بچه‌اش را دوست دارد، چطوری می‌شود یک امام ما را نفرین بکند؟ واقعاً چطوری ممکن است امامی که در ائمه به امام رضا امام رئوف می‌گویند، این چطور ممکن است فرزند خودش را نفرین کند؟ آن هم چه نفرینی؟ «لِیُعَذِّبَهُ فِی الدُّنیا أشَدَّ العَذاب» به شدیدترین وجهی خدا در دنیا عذابش می‌کند. گرفتاری‌ها، بدبختی‌ها، نکبت‌هایی که در دنیا خیلی وقت‌ها سر ما می‌آید مال بدجنسی‌های ماست. مال این هست که ما شر و بدجنسی در وجودمان داریم نسبت به دیگران، اذیت‌کن هستیم و این شرایطی که حضرت گفته رعایت نکردیم. «وَ کانَ فِی الآخِرَۀِ مِنَ الخاسِرین» این دیگر خیلی غم‌انگیز شد، خیلی گریه‌آور است و در آخرت هم رستگار نشود. خاسر یعنی تمام سرمایه انسان از دست می‌رود.

قاعده ریاضی خلقت و قضا و قدر

حضرت می‌خواهد چه بگوید؟ ما خیلی باید ریاضی فکر بکنیم که این قاعده را درک بکنیم. ما خیلی وقت‌ها فکر می‌کنیم که در قرآن خدا می‌گوید اگر این کار را بکنید من اینطوری می‌کنم یا امام رضا می‌گوید اگر این‌ها را رعایت نکنید من اینطوری می‌کنم. مثل اینکه یک کسی به بچه‌اش می‌گوید اگر من ببینم خانه عمویت رفتی من چنین و چنان می‌کنم، اگر ببینم فلان جا رفتی اینطوری می‌کنم. بین آن تهدید و این تنبیه ممکن است هیچ نسبتی نباشد ولی در مورد خدا و اهل بیت اینطوری نیست. می‌خواهد بگوید اگر قاعده ریاضی در نظام خلقت، یادتان هست در بحث قضا و قدر یک نکته‌ای را گفتیم، گفتیم که ما یک قدر داریم در عالم یک قضا داریم. قدر یعنی اندازه. خداوند تبارک و تعالی از مقام الله تا ماده هر نزولی و هر جلوه‌ای کرده ریاضی است. این را قدر می‌گویند. یعنی جریان نزول عالم از الله، نزول وجود تا ماده به صورت ریاضی نزول پیدا می‌کند. یعنی هر چیز با اندازه است. «کُلُّ شَیْ‏ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ» هر چیزی نزد خدا اندازه دارد. «قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْراً» خدا برای هر چیزی اندازه تعیین کرده. «وَ أَحْصى‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ عَدَداً» هر چیزی در نزد خدا عدد دارد. همه چیز شما یک اتم اضافه در این عالم ندارید. یک نوترون، یک پروتون اضافه و سرگردان در این عالم ندارید. همه چیز عدد و رقمش مشخص، تکلیفش هم مشخص است. هیچ چیز اضافه در این عالم ندارید. هیچ مخلوق اضافه‌ای ندارید. «لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلاَّ فِی کِتابٍ مُبِینٍ» هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه خداوند حساب همه چیز را دارد. همه چیز با حساب و اندازه نازل می‌شود. این را قدر می‌گویند یعنی اندازه. گفتیم سیستم خلقت قضا و قدر است. یعنی شما هر قدری را که انتخاب بکنید یک نتیجه یا قضا با آن همیشه هست. این الان آب جوش است من بخورم برای گلویم مناسب‌تر است. آب یخ بخورم ممکن است گلویم بگیرد. این شیشه است اگر من بشکنم، اگر دستم را آهسته بکشم یک اثر دارد، فشار بیشتری بدهم یک اثر دارد. هر کدام از این‌ها را قدر یعنی اندازه می‌گویند و نتیجه‌اش هم مشخص است. قضا یعنی نتیجه. قانون نیوتن این بود که اگر یک نیوتن نیرو وارد کنید به هر شیئی، یک نیوتن به دستتان نیرو وارد می‌شود. این را قضا و قدر می‌گویند. در فیزیک عمل و عکس‌العمل می‌گویند و در فلسفه علت و معلول می‌گویند. هر چیزی شما یک دکمه را در موبایل می‌زنید یک نتیجه دارد. این دکمه را در کامپیوتر می‌زنی، وقتی روی این می‌زنی قدر می‌گویند. یعنی شما این اندازه را انتخاب کردی، این دکمه را انتخاب کردی، دستوری که می‌آید متناسب با فشار آن دکمه است. این را قضا و قدر می‌گویند. یعنی شما هر عملی، هر انتخابی، هر رفتاری و هر ارتباطی نتیجه خاص خودش در عالم هست به صورت ریاضی گنجانده شده.

گندم از گندم بروید جو ز جو

این ریاضی است. این را قضا و قدر می‌گویند. شما وقتی که در آیات الهی می‌بینید که اگر کسی همچین کاری بکند اینطوری می‌شود، اگر همچین کاری بکند آنطوری می‌شود. مثلاً اگر این کار را بکند بهشت بر او واجب می‌شود، اگر این کار را بکند جهنمی می‌شود. اگر این کار را بکند هزار سال یا صد سال عذاب می‌شود، اگر این کار را بکند اینقدر درجه بالا می‌رود، اگر این کار را بکند اینقدر درجه پایین می‌آید. همه این اگرها دارد ریاضیات خلقت را بیان می‌کند. سیستم خلقت اینطوری است که شما دست روی هر جایی بزنید یک نتیجه خاصی دارد. هر انتخابی بکنید بازخوردهایش پیش خودت می‌آید. عکس‌العمل‌هایش سراغ خودت می‌آید. هر قدری را انتخاب کنی پشتش قضاهایش می‌آید. قضای نتیجه و حکم می‌آید. این را سیستم قضا و قدر می‌گویند. شما مسواک نزنید، قدر تنبلی را انتخاب کردید، قضایش کرم خوردن دندان‌ها و مریض شدن دهان و دندان و بعد هم هزینه‌های دندانپزشکی و دردهای دندان و گرفتاری‌ها و عفونت دندان. این قضا را خودمان برای خودمان ایجاد کردیم. ما قدر مسواک نزدن و تنبلی را انتخاب کردیم، نتیجه‌اش این می‌شود. در مورد دست و پا و چشم و معده همینطور است. هر قضایی را انتخاب بکنی، خوردنی را بخوری یک نتیجه دارد. آن اثر خودش را در وجود و بدن شما می‌گذارد. این را قضا و قدر می‌گویند.

دوری از امام با اعمال ناپسند

پس وقتی امام رضا می‌گوید اگر کسی آن کارها را بکند به من نزدیک می‌شود، یعنی در سیستم خلقت طوری طراحی شده که این کارها خودبه‌خود انسان را شبیه امام رضا می‌کند و اگر کسی این کار را بکند من نفرینش می‌کنم. یعنی کسی که رعایت این امور را نمی‌کند به طور طبیعی نتیجه رفتارها و انتخاب‌های خودش این هست که مشمول لعنت و نفرین امام قرار می‌گیرد و خودبه‌خود با امام رضا فاصله پیدا می‌کند. خودبه‌خود از امام رضا دور می‌شود. این ممکن است حرم هم برود چون او پدرش است. آدم می‌تواند پدرش را هم دوست داشته باشد ولی با او مسأله داشته باشد. می‌تواند استادش را دوست داشته باشد، مسأله دارد پیش این استاد. ولی خدا، امام، پیش هر کس می‌رود با آتش خودش می‌رود. مثل همه آن‌هایی که همه پیغمبر را دوست داشتند، کنار پیغمبر بودند ولی اکثرشان جهنمی از کار درآمدند. اکثر کسانی که با پیغمبر بودند اینطوری شدند. حالا آن‌هایی که شهید شدند نمی‌گویم، آن‌هایی که بودند می‌گویم. یعنی در سیستم خلقت اینگونه طراحی شده که اگر انسان این مسائلی را که عرض کردم رعایت نکند، خودبه‌خود با امام فاصله می‌گیرد. خودبه‌خود مورد نفرین و لعن امام قرار می‌گیرد، هر چند این بگوید قربان امام رضا بروم و خودش را به امام رضا بچسباند، مشهد و کربلا برود. ولی وقتی که رفتارهایش آزاردهنده است نسبت به بچه‌ها و شیعیان و دوستان امام رضا، مورد نفرین امام رضا قرار می‌گیرد. پس برای همین گفتن با قهر و آتش در حرم وارد نشوید. اینکه من الان فلان جا دارم خدمت می‌کنم، فلان جا دارم کار می‌کنم، بعد هم راحت غیبت بکنم و راحت تهمت بزنم و راحت پشت سر دیگران صفحه بگذارم. راحت دریدگی بکنم، راحت درندگی داشته باشم، راحت عصبانی بشوم، راحت دیگران را عصبانی بکنم، نیش بزنم، تحقیر داشته باشم، توهین داشته باشم، آزار داشته باشم نسبت به دیگران، سر خودم را نباید کلاه بگذارم با اینکه دارم آن کار را انجام می‌دهم. وقتی که آن حالت‌ها هست، مشمول دوری از رحمت خدا می‌شود. برای همین هم یکدفعه می‌آید می‌بیند که یک سال، دو سال، سه سال، پنج سال کلاس هم می‌آید اما بعد از چهار پنج سال کلاس هیچ رشدی نکرده. می‌بیند پنج سال، شش سال دارد درس می‌خواند، درس‌های خوب هم خوانده ولی نمی‌تواند دو رکعت نماز با حضور قلب بخواند. یک زیارت کامل شهودی با امام رضا نمی‌تواند انجام بدهد. نمی‌تواند بگوید من حرم رفتم امام رضا حالش خوب بود، امام رضا حالش خوب نبود، امام رضا اصلاً در حرم نبود، مشهد رفتم نبود. نمی‌تواند بگوید. یعنی این بنده خدا اصلاً هیچ ارتباطی ندارد. نمی‌تواند با آسمان ارتباط برقرار کند.

اهمیت حل مشکلات با بندگان خدا قبل از زیارت

من عرض کردم اگر کسی آن تمرین‌های سخن گفتن و عشقبازی را با اهل بیت انجام بدهد، چهل روز هر روز یک کسی این تمرین‌ها را انجام بدهد، خیلی حالش متحول می‌شود، به قدرت و به شادی و به آرامش می‌رسد. ولی خیلی‌ها نمی‌توانند این کار را انجام بدهند. می‌گوید چهار روز انجام دادم دیگر نشد. پنج روز انجام دادم دیگر نشد. بیست روز انجام دادم دیگر نشد. سعی کردم انجام بدهم نشد. این به این خاطر هست که انسان با بندگان خدا مشکل دارد. امام رضا می‌گوید وقتی می‌خواهی زیارت من بیایی، قبل از زیارت حواست باشد اگر با یکی از شیعیان، با یکی از اعضای خانواده‌ات، خانواده همسرت، خانواده خودت، دوستان، کسان دیگر مشکل داری، اول حلش کن بعد اینجا بیا. اینجا بیایی خیلی چیزی نمی‌بری. ثوابش را می‌دهند، زحمت کشیدید بالأخره قدم‌رنجه کردید، آنجا رفتید، رنج سفر گرفتید، به هر حال آدم دست خالی نمی‌رود ولی دست خالی نرفتن یک چیز است، مزد گرفتن یک چیز است. اینکه انسان به امام رضا نزدیک بشود، همجنس بشود با امام رضا، با خانواده آسمانی‌اش انس بگیرد، جزء حزب خودشان قبولش کنند، بپذیرند جزء حزب و گروه خودشان، «منا أهل البیت» بشوید این یک چیز دیگر است.

تفاوت فرزندان صالح و دردسرساز

مثال بزنم در خانواده در نظر بگیرید یکی دو تا بچه خیلی عاقل هستند. پدر و مادر بسیار عاشق این بچه‌ها هستند. بعد پدر و مادر به این بچه‌های عاقل تکیه می‌کنند و خیلی وقت‌ها در کارهای کلان و مدیریت خانواده از این بچه‌هایشان استفاده می‌کنند. برادر و خواهر کوچک خرابکاری می‌کنند. این‌ها مثل دو مشاور، دو همراه، مثل پدر و مادر برای خواهر و برادر خودشان می‌شوند. پدر و مادر هم این‌ها را قبول دارند. خیلی وقت‌ها پدر و مادر به این دو نفر می‌گویند شما از طرف ما این کار را انجام بدهید. یعنی این شدن است. یک کسی کنار امام رضا و امام حسین و رسول خدا برود، برود کنار آقا امام زمان قرار بگیرد، برود در چادر امام زمان قرار بگیرد. امام زمان به او بگوید تو که از خودمان هستی بیا کمک کن ایتام را جمع و جور کنیم، بیا کمک کن بچه‌ها را یکذره سر و سامان بدهیم. ایتام و گرفتارهای من را بیا کمک کن. این دیگر محرم امام زمان است. این دیگر از خود امام زمان است. این دیگر مثل کسی شده که امام زمان به او راحت اعتماد دارد، به او کار می‌سپارد. می‌گوید برو بچه‌هایم را جمع کن، بچه‌هایم را جمع کن آشتی بده. این دیگر خودش جزء «منا أهل البیت» شده. یعنی دردسرساز نیست برای محیط خانواده. بعضی از آدم‌ها هستند برای فاطمه زهرا دردسر درست نمی‌کنند. فاطمه زهرا از برزخ هر وقت این بچه را نگاه می‌کند می‌گوید دخترم را خدا خیر بدهد، پسرم را خدا خیر بدهد. این بچه من خیلی بچه خوبی است. این بچه من خیلی دارد کمک می‌کند. این بچه من صد نفر، دو هزار نفر، پنج هزار نفر، یک میلیون نفر را دارد نجات می‌دهد. این خیلی خوب است. این بچه من دارد خانواده خودش را می‌کشد. این بچه من شر نمی‌رساند. حالا اگر خیر هم نمی‌رساند، کمکی نمی‌کند، دیگر لااقل ما را اذیت نمی‌کند. باز حضرت زهرا خوشحال است. ولی اینکه کسی همیشه در فامیل دردسرساز است، دیدید بعضی بچه‌ها همیشه در خانه دردسرساز هستند. موضوع جلسه خانواده این هست که فلانی چکار کرده، در دانشگاه دردسر پیدا کرده، در ازدواجش دردسر پیدا کرده، با فلان دختر دردسر دارد، با فلان پسر دردسر دارد، در مدرسه دردسر دارد. همیشه دردسر درست می‌کند. پدر و مادر همیشه ذهنشان درگیر این بچه شیطون است. آویزان است، مسأله است، دردسر است، کمک نیست. باید یک کسی همیشه مراقب این باشد که خراب نکند. خیلی فرق دارد یک کسی اینقدر شیطون و بازیگوش و سر به هوا باشد که دائماً امام زمان و حضرت زهرا و امیرالمؤمنین و پیغمبر باید حرص و جوش این بچه را بخورند. خیلی فرق دارد این با کسی که نه، هر وقت امام زمان و امام رضا و فاطمه زهرا او را می‌بینند خوشحال می‌شود. می‌گوید این بچه من جهنم‌های خودش را که خاموش می‌کند هیچی، جهنم‌های دیگران را هم خاموش می‌کند. یک کسی که باید نازش را بکشی، باید بروی التماسش بکنی، باید مواظب باشی که سقوط نکند. باید مواظب باشی زمین نخورد. مثلاً پدر می‌گفت این سند زیر بغلم است هر دفعه باید بروم چند وقت یکبار سند بگذارم بچه را آزاد کنم، سند بگذارم آن یکی بچه را آزاد کنم. می‌گوید من باید دخترم را آزاد کنم، پسرم را آزاد کنم. همیشه باید برای دختر و پسرم در زندان‌ها سند بگذارم. همیشه دردسرساز هستند. همیشه چاقو و چاقوکشی و لات‌بازی، هر دفعه می‌بینی به یک بهانه‌ای پلیس آن‌ها را گرفته. ما خیلی وقت‌ها برای اهل بیت اینطوری هستیم. یعنی دائماً ما بچه شیطون هستیم. آدم خودش خجالت می‌کشد. من چقدر دردسر درست کردم برای امام زمان، فاطمه زهرا، برای امام حسین. چقدر این‌ها را اذیت کردم. چقدر امام رضا را به خشم آوردم. خیلی اینطوری بد است. آدم باید بنشیند برای این حالت‌های خودش گریه بکند. یک بار سؤال کن ببین چند بار امام زمان و فاطمه زهرا از دست تو گریه کرده. ببینید ما چقدر در جاهای مختلف خرابکاری کردیم. من خودم در مسجد نشسته بودم این مداح عزیز داشت چیزی می‌خواند. یکدفعه به خودم فکر کردم دیدم چقدر گندکاری کردم. اینقدر حالم بد شد که نگو. یک ربعی من نشستم از دست خودم گریه کردم. چقدر ما اهل بیت را اذیت کردیم. چقدر ما خرابکاری و آبروریزی کردیم.

طلب شفاعت از امام رضا (ع)

وقتی آدم این مقاله را می‌خواند، وقتی می‌خواهد پیش امام رضا برود یکطوری می‌شود. یعنی می‌گوید یا امام رضا نفرینم نکن. لذا یک جمله‌ای دارد در این زیارت وداع امام رضا هست. هم در آن دعای عالیه المضامین جملات زیبایی دارد هم در وداع. به خداوند آدم عرض می‌کند: «اَللّهُمَّ اِنّی زُرتُ هذَا الاِمام». من آدم به دیدن این امام، آدم وقتی درون خودش می‌رود حتماً این را بخوانید هم در مقام دوم هست: «اَللّهُمَّ اِنّی زُرتُ هذَا الاِمام» خدایا من آمدم به دیدن این امام اما یک عالم آلودگی با خودم آوردم. می‌گوید: «مُوبِقاتِ اثامی». یعنی من با تمام نتیجه گندکاری و فسادها و گناهان همه اینجا آمدم و به جایی می‌رسد به خدا می‌گوید خدایا: «وَ شَفِّع صاحِبَ هذَا القَبر فیَّ» خدایا تو یک کاری کن صاحب این قبر دلش از من راضی بشود. این امام‌های من را از من راضی کن. دل امام رضا را تو با ما نرم کن. یک کاری کن خدایا به دلش بیانداز که این من را شفاعت بکند. اگر قرار است یک امام و یک مادری مثل فاطمه زهرا و یک پدری مثل امیرالمؤمنین و یک پدری مثل امام زمانم دلش به ما رحم بیاید و ما را شفاعت بکند، باز هم خدا باید در دلشان بیاندازد. هیچ کس خدا نیست و نمی‌شود. اهل بیت از خدا مهربان‌تر نیستند. اگر مهربان هستند و حتی اگر شفاعت هم می‌کنند، مهربانی را خدا به آن‌ها داده. خدای عزیز، خدای مهربان، خدای ستارالعیوب، خدایی که در دل اهل بیت می‌اندازد که می‌گوید تو آبرو بذار که من این را ببخشم. می‌خواهیم زیارت امام رضا برویم همینطوری بلند شویم امام رضا برویم. چند سال است داری زیارت می‌روی؟ سالی چند بار زیارت می‌رویم. یکذره فکر کن آن آقا می‌گوید اگر با من هستی، می‌خواهی با من باشی، هیچ کس را اذیت نکن. شرت را به هیچ کس نرسان. بماند که خیلی‌ها وقتی می‌خواهند زیارت بروند یک مشت آدم را اذیت می‌کنند تا زیارت بروند. این دیگر خیلی مسخره است. یک مشت آدم را له می‌کنند تا زیارت بروند. بعضی‌ها در حرم هم به بقیه توهین و اذیت می‌کنند. دیدید می‌خواهند بروند ضریح را زیارت کنند چند نفر را زخمی یا چند نفر را لت و پار می‌کنند تا بروند به امام رضا سلام بگویند. این چه زیارتی است که ما بقیه را له بکنیم که می‌خواهیم دستمان را به ضریح بزنیم. اگر می‌توانی له بشوی دستت به ضریح بخورد، برو له بشو. عشق است. دوست دارم ضریح را بغل کنم. برو وسط یکذره له بشو. یکذره به سر و صورتت بزنند خوب است. برو له بشو تا به آنجا برسی. قشنگ هم هست. همان وسط‌ها که در سر و صورتت می‌زنند شاید گناهانت هم آمرزیده شود. برسی به ضریح بغل کنی دست‌های مبارک حضرت را. نمی‌توانی کنار بکش. حضرت همه جا کنارت هست. هر گوشه‌ای در این حرم بایستی امام رضا پیش خود تو نشسته ولی هیچ کس را اذیت نکن. چقدر خوب است که ما بتوانیم یکبار حرم امام رضا برویم. وقتی برمی‌گردیم سابقه را نگاه می‌کنیم ببینیم هیچ کس را اذیت نکردیم. یک بچه‌ای که مادرش را له کرده، اذیت کرده، عاق والدین است. هزار بار در خانه مادرش و پدرش را اذیت می‌کند، خواهر و برادرش را اذیت می‌کند، زن و بچه را له می‌کند و آنجا می‌رود.

اهمیت عدم آزار دیگران

یکی از شعرای بزرگ آیینی خودش برای من تعریف می‌کرد. می‌خواهم بگویم اینقدر حساس است. می‌گفت خانم من معروف است به کبوتر حرم. گفت یکبار می‌خواستم بنشینم یک شعر، یک غزلی بگویم. گفتم بگذار یک جای دنج داشته باشم بتوانم یک شعری بگویم. خانم من که خودبه‌خود عاشق حرم بود ولی شاید آن موقع آمادگی نداشت. به او گفتم شما امشب حرم برو. نه دعوا و نه درگیری با احترام و عزیزم و قربانت بروم امشب حرم برو. من امشب می‌خواهم یکذره خلوت کنم. ایشان هم بلند شد رفت. گفت هر کاری کردم یک بیت شعرم نیامد. بعداً هم به من گفتند چرا به خانمت گفتی حرم برو آماده نبوده. این مقدار اذیت است. حالا نه فحش و نه دعوا و نه درگیری و نه تحقیری. وای به حال آن‌هایی که اینطوی هستند. وای به حال آن‌هایی که زنشان از آن‌ها حساب می‌برد، شوهرشان از آن‌ها حساب می‌برد. نق و اخم و غر و دعوا دارند. می‌ترسانند. حالا هی حرم برو. نه اینکه نروید، ناامید شویم. حرم برویم بگوییم آقا یک دستی بکش سر ما که آدم بشویم. ما نرم شویم با این بندگان خدا. ما به رحمانیت و به رحیمیت برسیم. ما آدم‌های مهربانی بشویم. با تندی و خشونت هیچ کس به امام زمان نزدیک نمی‌شود. هیچ کس به اهل بیت و خانواده آسمانی نزدیک نمی‌شود. با تلخی و تیز بودن کسی به الله نزدیک نمی‌شود. ما این‌ها را باید در زندگیمان حذف کنیم. باید در وجود خودمان حذف کنیم. هاری‌ها را از وجود خودمان برداریم. خیلی حرف است. «فَإنّی عالَیۀُ عَلی نَفسی» من عهد کردم با خودم که هر کس این کار را انجام بدهد «دَعَوۀُ الله لِیُعَذِّبَهُ» دعا کردم که خدا عذابش کند در دنیا آن هم شدیدترین نکبت‌ها را در زندگیش وارد بکند و در آخرت از خاسرین باشد.

چرایی مشکلات زندگی و رابطه آن با اهل بیت

حالا می‌گوید مگر ما چکار کردیم؟ مگر من چه گناهی کردم؟ خدایا من هر چه می‌بینم نمازم را که می‌خوانم، قرآن که می‌خوانم، خمس هم می‌دهم. من نمی‌دانم چرا زندگی‌ام اینطوری شده. چرا زندگی‌ام برکت ندارد. من چرا اینطوری شدم. چرا خانواده‌ام اینطوری است. چرا زنم اینطوری است. چرا شوهرم اینطوری است. چرا بچه‌هایم اینطوری هستند. چرا شکست می‌خوریم. چرا من قلبم اینطوری است. چرا اخلاقم اینطوری است. چرا روحیه‌ام اینطوری است. همیشه چرا. یکذره فکر کنیم چرا. ببین با خانواده آسمانی‌ات به جنگ نیافتادی؟ مشکل پیدا نکردی؟ با فاطمه زهرا مشکل نداری؟ با اهل بیت مشکل نداری؟ با الله به جنگ نرفتی؟ به لج و لجبازی با آسمان نیفتادی؟ یکذره آدم فکر بکند. این آن چیزی است که ما باید در ذات خودمان پیدا کنیم. ببینیم کجاها داریم با آسمان درگیر می‌شویم و لج می‌کنیم و اصرار هم داریم که این کار را ادامه بدهیم. قاعده خلقت ریاضی است. شما اگر معصیت بکنی و لجن بکنی، اصرار داشته باشی روی گناه خدا، اصرار داشته باشی روی خشمگین کردن اهل بیت، آدم خیر نمی‌بیند. آدم که نمی‌تواند با قطب عالم، با محور عالم درگیر شود و در این عالم خیر ببیند. می‌شود خیر ببیند؟ نمی‌شود. لذا حضرت می‌فرماید از خودتان مراقبت کنید. بزرگان دین فرمودند اول به ظاهرتان نگاه کنید ببینید کجایش با دین خدا سازگاری ندارد، درست کنید تا به باطنتان برسید. در نیفتیم، لجبازی نکنیم. دینداری نصفه و لجبازی به درد نمی‌خورد. سر خودمان کلاه نگذاریم بگوییم حالا نماز را می‌خوانیم ولی این کار را هم می‌کنیم. روزه را می‌گیریم ولی معصیت را هم انجام می‌دهیم. این را هم می‌خوریم، این را می‌بینیم، این را می‌شنویم. اینطوری نمی‌شود. امام صادق (ع) فرمود به خدا قسم خدا هیچ عبادتی را از هیچ کس قبول نمی‌کند در حالی که روی یک گناه اصرار دارد. مثل این است که ثوابدانش را سوراخ بکند. جمع بکند ولی در ظرفش یک سوراخ ایجاد کند. یک گناهی که تو اصرار داری یعنی دائماً داری ریزش می‌کنی. نگو پس من این همه آدم خوبی هستم، این همه خیرات دارم، این همه عبادت دارم. تو همه را جمع می‌کنی از آن سوراخ پایین می‌رود. جمع کن و نگه دار.

اول ای جان دفع شر موش کن
وانگهی در جمع گندم کوش کن

اجتناب از گناه مقدم بر کسب حسنات

برای همین هم در اسلام می‌گویند بیشتر به جای اینکه توجه داشته باشید به اینکه چه کارهای خوبی انجام می‌دهید، توجه داشته باشید که چه کارهای بدی را انجام ندهید. علی (ع) فرمود: «إجتِنابُ السَیِّئات أولی مِن إکتِسابِ الحَسَنات» اینکه آدم گناه نکند مهمتر از این هست که ثواب بکند. هی ثواب جمع کن وقتی تو داری با خدا لج می‌کنی در زبانت، در ارتباطاتت، در اخلاقت یکجا داری لج می‌کنی و آنجا را سوراخ کردی. هی مسجد برو، نماز بخوان، نماز شب بخوان، کربلا برو، حرم برو، خیرات کن، دارد از بین می‌رود. امام صادق (ع) با یکی از دوستانش آنقدر با این دوستش صمیمی بود که نقل می‌شود در تاریخ وقتی هر کس این آدم را می‌دید یاد امام صادق می‌افتاد. اینقدر این‌ها با هم بودند. یک کسی امام صادق را می‌دید یاد آن آقا می‌افتاد چون همیشه به امام صادق چسبیده بود. هر کس هم این را می‌دید یاد امام صادق می‌افتاد. یک آدم اینطوری که رفیقش بود. داریم که این آقا داشت می‌رفت غلام یک برده‌ای بود. برده کافری هم بود، مسلمان نبود. یک برده‌ای گرفته بودند. این یکدفعه یک فحشی به این داد. حضرت گفت چه شنیدم؟ چه گفتی؟ گفت آقا کافر است. گفت دیگر پیش من نیا. در روایت داریم امام صادق تا آخر عمر این شخص را نپذیرفت. گفت دیگر اصلاً پیش من نیا. ما خیلی باید حواسمان به خودمان باشد. خیلی داریم خرابکاری می‌کنیم.

عشق و نفرت، دو روی یک سکه

سؤال: چه می‌شود امام نفرین می‌کند؟ چطوری می‌شود یک امام می‌رسد به جایی که شیعه و دوستش را نفرین می‌کند که در دنیا و آخرت خیر نبینی؟ قاعده‌اش را بگویم. این فهمش خیلی مهم است. انسان وقتی عاشق یک نفر هست، یک نفر را دوست دارد. شما هر چقدر یک نفر را دوست دارید، عشق و نفرت دو روی یک سکه هستند. یعنی اعتبار این پول اگر یک سکه‌ای داشته باشید که یک طرف هیچی نداشته باشد اعتبار ندارد. یک اسکناسی داشته باشید که یک طرفش هیچی ندارد و یک طرفش عکس داشته باشد. یک سکه داشته باشید که یک طرفش نقش داشته باشد یک طرف نقش ندارد این قلابی است. این اعتبار ندارد. هیچ مالیتی ندارد. عشق همیشه همراه نفرت است. عشق همیشه همراه برائت و تنفر است. یک مادر را نگاه کنید عاشق بچه‌اش است. هر چیزی که این بچه را به خطر بیاندازد مادر از آن متنفر است. با هر چیزی که هستی این بچه سلامت این بچه را به خطر بیاندازد مادر می‌جنگد. مادری که عاشق بچه‌اش است اگر یک بچه دیگرش که آن را هم دوست دارد بخواهد با بچه دیگر کل‌کل داشته باشد و اذیت بکند مادر به او می‌پرد. دوستت دارم ولی حق نداری خواهر یا برادرت را اذیت بکنی. آدم وقتی یک نفر را دوست دارد باید از همه چیزهایی که آن یک نفر را تهدید می‌کند متنفر باشد. اگر دوستی واقعی باشد. ما خیلی وقت‌ها که ادعا می‌کنیم یک نفر را دوست داریم واقعاً دروغ است چون دروغش به این هست که خودمان هزار تا آسیب به آبرو و شخصیت آن شخص می‌زنیم. می‌گوید زنم را دوست دارم بعد می‌رود تمام حرف‌های زنش را در خانه برای خواهرش و مادرش می‌زند و زنش را ضایع می‌کند. می‌گوید شوهرم را دوست دارم ولی آبروی شوهرش را همه جا می‌برد. این چه دوست داشتنی است؟ بچه کوچک را حق نداری غیبتش را بکنی. این بچه کوچک شخصیت دارد. سنش کم است شخصیتش بزرگ است. انسان است. این چهار ساله می‌تواند یک ولی الله باشد. نمی‌توانی راجع به بچه‌ات غیبت بکنی. نمی‌شود بگویی من فلانی را دوست دارم. شوهرم را خیلی دوست دارم. عاشقش هستم. کلی هم حرف عاشقانه به او بزنی بعد بروی با خواهرانت و مادرت راجع به شوهرت حرف بزنی. با خواهرانت و مادرت راجع به زنت حرف بزنی. عیب‌ها و ضعف‌های زنت را بگویی. این دروغ است. آدم وقتی یک کسی را دوست دارد تمام ضعف‌هایش را می‌پوشاند. عیب‌هایش را هم نگه می‌دارد. با او جنگ نمی‌کند. نمی‌رود غیبت بکند. زن واقعاً شوهرش را دوست دارد اما هیچ کدام از بچه‌ها نمی‌فهمند در دل این زن چه انتقادهایی نسبت به پدرشان وجود دارد. این مرد بچه‌ها نمی‌فهمند که در دل این پدر چه انتقادهایی نسبت به مادرشان وجود دارد. نه اینکه آدم برود پشت سر این و آن، مادر، پدر، خواهر، زنش، شوهرش صفحه بگذارد. این چه دوست داشتنی است؟ این دوست داشتن‌ها نیازهای شخصی خود ماست. اصلاً تعارف نکنیم. این یک دروغ است که ما به کسی بگوییم عاشقت هستم، برایت می‌میرم. ما به آدم‌ها نیاز داریم. همین آدمی که ما نیازش داریم اگر یکذره کم‌محلی، بی‌محلی بکند متنفر می‌شویم. می‌رویم هزار جا پشت سرش صفحه می‌گذاریم. راحت می‌رویم آبرویش را همه جا می‌بریم. پس ما در واقع عاشق خودمان هستیم. این را من دوستش دارم چون به او احتیاج دارم. من عاشق خودم هستم. شیفته خودم هستم. آدم‌هایی که به من وصل هستند و من را دوست دارند دوستشان دارم ولی اگر قرار بشود با خود من درگیر شوند حاضر هستم بروم آن‌ها را بکشم. می‌گوید من این پسر را دوست دارم عاشقش هستم. می‌گویند حالا او تو را دوست ندارد. می‌گوید غلط کرده باید بیاید با من ازدواج کند. تو را نمی‌خواهد. کس دیگر را دوست دارد. تو اگر عاشقش هستی بگذار برود به عشقش برسد. پس ما عاشق خودمان هستیم. این دختر نمی‌خواهد با تو ازدواج بکند. دوست دارد با کس دیگر ازدواج کند. با تو واقعاً خوشبخت نیست. دلت را آرام کن اگر واقعاً دوستش داری. نه تو خودشیفته هستی. تو عاشق خودت هستی. تو مریض هستی و خودشیفته. واقعاً این دختر با کس دیگر خوشبخت است. بگذار برود خوشبختی‌اش را بخواه. نه باید بیاید با من که شرایطش را ندارم، بداخلاق هستم، مشکل مالی دارم، شرایط زن‌داری را ندارم. این باید مال من باشد، با من باشد. این خودخواهی است. آویزان شدن‌های عاطفی بسیاریاش خودخواهی و خودشیفتگی است. اصلاً عشق نیست. اگر عاشق این هستی ببین این چطوری می‌تواند راحت‌تر است. از پدر و مادر عشق را می‌بند. دلش لک زده برای دختر و پسرش و نوه‌اش. بعد وقتی پسرش و دخترش می‌گویند مادر پدر ما کار داریم نمی‌توانیم بیاییم. باشه شما به کارتان برسید. شما سرتان شلوغ است. دارد می‌میرد از فراغ بچه‌اش، اما با بچه‌اش درگیر نمی‌شود. می‌گوید بچه‌ام است سر کار می‌رود گرفتار است. عیبی ندارد من تحمل می‌کنم. دارد له می‌شود از اینکه این بچه کنارش نیست. نیاز به این بچه دارد و این بچه با خودخواهی‌هایش خودش را دور نگه داشته. این مادر و پدر دارند له می‌شوند به او نیاز دارند ولی مادر و پدر عصبانی نیستند و دعایش هم می‌کنند. این را عشق به معنای واقعی می‌گویند.

عشق به اهل بیت و تناقضات رفتاری

نمی‌شود من بگویم من اهل بیت را دوست دارم و فلان قهرمان‌های در ماهواره و اینترنت هم عاشقشان هستم. این دروغ است. فلان خواننده و ورزشکار و هنرپیشه کثیف و فلان مدل، نمی‌شود بگویی من عاشق اهل بیت و فاطمه زهرا هستم. عکس‌هایی که در خانه زدی در موبایلت هست نشان می‌دهد که تو دروغ می‌گویی. نمی‌شود من بگویم من اهل بیت و فاطمه زهرا را دوست دارم. حجاب و لباس ناموسم، چیزی که در خانه هست، روابطم، عروسی‌هایم، جشن تولدهایم، رفت و آمدم هیچ کدام با فرهنگ فاطمه زهرا نخواند. این عشق نمی‌شود. عشق این است که اگر دوستش داری باید آن چیزی هم که خلافش هست از آن بترسی. گفتم عشق و تنفر دو روی یک سکه هستند. من فاطمه زهرا و اهل بیت را دوست دارم ولی وقتی می‌خواهد اسم بچه‌اش را بگذارد می‌رود یک اسم جماد و نبات و گیاه انتخاب می‌کند. یک اسم حیوان روی بچه‌اش می‌گذارد ولی اسم فاطمه زهرا نمی‌گذارد. فاطمه زهرا چهل اسم دارد. اهل بیت صدها اسم دارند. یکی از آن‌ها نمی‌خواهد بگذارد. می‌رود می‌گردد یک اسم‌های دور از ذهن شاذ، آخر هم معنی‌اش یک چیز بی‌معنی است. تو بدت می‌آید از آبا و اجداد طاهرین خودت، از خانواده خودت که رغبت نمی‌کنی اسم بچه‌ات و اسم کارت و اسم دفترت و اسم ساختمانت را یک اسم از اسم‌های این‌ها انتخاب بکنی. من نمی‌توانم به امام زمان بگویم من عاشقت هستم، دوستت دارم، سربازت هستم ولی در رفتار و در انتخاب و ارتباطات در چینش‌های فکری عاشق چیزهایی هستم که حضرت از آن‌ها متنفر است. یکبار ما بنشینیم سؤال کنیم این چیزهایی که ما می‌نشینیم می‌بینیم خدا و امام زمان خوشش می‌آید؟ یکبار یک پسر خوش‌ضمیری بچه کوچک بود مثلاً شاید 8 ـ 9 سالش بود به من گفت من می‌روم در این عروسی‌ها این موسیقی‌ها را می‌شنوم چکار کنم؟ یکذره دلم چرک است. نمی‌دانم باید آنجا بمانم یا نمانم. اصلاً نمی‌دانم حرام است حرام نیست این مراسم‌ها، از کجا بدانم؟ گفتم یک شاخص به تو می‌دهم هر وقت دیدی این را بگذار در می‌آید چون زود جواب می‌دهند: «أنفُسُکُم فِی النُّفُوس» امام زمان در توست. تا می‌گویی یا مهدی یا اباصالح المهدی، می‌گوید لبیک بگو چیست چکار داری، یا فاطمه زهرا می‌بیند و جواب می‌دهد. گفتم در این مجالس می‌روی همانجا در دلت از امام زمان سؤال کن. بپرس آقا شما در این مجلس می‌آیی یا نه، همانجا آقا به شما جواب می‌دهد. ببین اگر امام زمان بود در این مجلس می‌آمد؟ فاطمه زهرا در این جلسه می‌آید یا نمی‌آید؟ اگر فاطمه زهرا نمی‌آید آنجا جهنم است که نمی‌آید. امکان ندارد عروسی یکی از شما باشد، تولد یکی از شما باشد، امام زمان و فاطمه زهرا نیایند برای عرض تبریک و شرکت در مجلس شما، مگر اینکه آنجا جهنم و معصیت باشد. مگر اینکه شما شیاطین و اهل جهنم را در جلسه دعوت کرده باشید. جلسه جلسه‌ای است پر عذاب و پر معصیت و پر جهنم. دیگر حضرت زهرا، فرشته‌ها، امام زمان نمی‌آیند. گفتم عزیزم به نظرت آنجایی که الان این چیزها پخش می‌شود امام زمان می‌آید؟ گفت نه. گفتم پس خوب است آدم از خودش سؤال کند. بچه کوچک می‌فهمد. سر خودمان را کلاه نگذاریم: «بَلِ الْإِنْسانُ عَلى‏ نَفْسِهِ بَصِیرَهٌ وَ لَوْ أَلْقى‏ مَعاذِیرَهُ». انسان واقعاً خودش خودش را می‌شناسد هر چند عذر بیاورد هر چند سر خودش را کلاه بگذارد. سکه یادمان نرود. عشق، تنفر، امام رضا وقتی من را دوست دارد شما را دوست دارد. اگر کسی بخواهد من و شما را اذیت بکند امام به خشم می‌آید. اینقدر ما را دوست دارد. جالب است که همه را هم اینطوری دوست دارد. مگر کسی که قرب بیشتری داشته باشد ولی همه ما را دوست دارد.

احترام به بندگان خدا و رعایت حقوق آن‌ها

لذا عزیزم که تو زن گرفتی این زن تو قبل از اینکه زن تو باشد بچه امام رضاست. این مادرت این پدرت قبل از اینکه پدر و مادر تو باشند خوب یا بد، این برادرت بچه امام رضاست. با امام رضا درگیر نشو. بچه‌اش را اذیت نکن. این کسی که آمده از تو جنس بخرد بچه امام رضاست. به او جنس خراب نفروشی که پدرش دارد شما را نگاه می‌کند. یک فروشنده منصف، یک قصاب منصف وقتی یک بچه کوچک می‌آید یک گوشت آشغال دستش نمی‌دهد که مادر این گوشت را بردارد بیاید بگوید این چه گوشتی بود که دست بچه دادی. بچه زبان بسته چه می‌داند گوشت خوب و بد چیست. نه حواست باشد که این بچه که دارد می‌آید با خدا و امام زمانش مغازه تو آمده. این آدمی که آمده جنس بخرد، این آدمی که آمده بفروشد. اگر ما در این چیزها حواسمان باشد. پزشک عزیز حواست باشد این مریضی که آمده با پدرش امام رضا و امام زمان کنار تو ایستاده برای مریضی آمده. حواست باشد درست درمان بکنی. مردم را سر کار نگذاری. اگر می‌توانی در یک نسخه خوب بکنی نگو پنج دفعه باید بیایی. بعداً معطل می‌شوی. نمی‌شود بچه امام رضا را معطل کنی. بچه امام رضا را معطل بکنی امام رضا را معطل کردی. اگر کسی بچه خودت را اینطوری معطل کند خوشت می‌آید؟ اگر به یک نفر بگویی برو فردا بیا در حالی که می‌توانستی امروز کارش را راه بیاندازی 24 ساعت کارش را عقب انداختی. می‌دانی 24 ساعت دنیا چند صد و چند هزار سال آخرت می‌شود که آنجا معطلی داری؟ می‌دانی قیامت پنجاه هزار سال است معطلی پیدا می‌کنی؟ می‌توانی کار طرف را امروز انجام بدهی روی لج و لجبازی می‌گویی الان انجام نمی‌دهم. بگو یک هفته بعد بیاید. دیدید در این رقابت‌های توهمی، می‌گوید بگذار یکذره او را بدوانم. در این ادارات شما نگاه کنید ما نشستیم شمشیر دستمان هست داریم بندگان خدا بچه‌های امام رضا را قلع و قمع می‌کنیم. اگر امروز می‌توانی کار را انجام بدهی بگویی برو فردا بیا. این یک روز معطل است. یک روز عمر رحمی است. عمر دنیاست. یک روزش معادل چند هزار سال آخرت است. آنجا علاف می‌شوی. به مردم نگو برو فردا بیا اگر الان می‌توانی همین الان. حالا باشد هفته دیگر، زمانی تو می‌توانی بگویی هفته دیگر، فردا، پس‌فردا که واقعاً غیر از این برایت امکان‌پذیر نباشد. اگر بخواهی این کار را انجام بدهی به گناه و معصیت می‌افتی. عسر و حرج برایت دارد که نمی‌توانی. نمی‌توانی بگویی برو فردا بیا. خیلی دقت کنیم در این ادارات و سازمان‌ها نگاه کنید. راحت یک قاضی نشسته حالا بروید سه ماه دیگر بیایید. اگر واقعاً سه ماه دیگر بیایند نوبتان است یعنی واقعاً زودتر از سه ماه نمی‌شود عیبی ندارد ولی اگر می‌شد یک ماه دیگر. گفتی برو سه ماه دیگر بیا. دو ماه این‌ها را الکی دواندی. این زن و شوهر این متخاصمین را علاف کردی. می‌دانی یعنی چی؟ آمادگی ندارد کار را انجام بدهد. طرف آمده می‌گوید آبمیوه‌گیری و چرخ گوشت خراب است. مهمان هم دارم آقا این را درست کن. چه موقع بیایم؟ فردا بیا ببر. این فردا بیا فردا بیا. چرا قبول کردی؟ چرا به او دروغ گفتی؟ این خانم بنده خدا مهمان دارد. می‌خواهد مهمانی‌اش را با این جاروبرقی و آبمیوه‌گیری و چرخ گوشت راه بیاندازد. این مردم که دارند می‌آیند مردم بچه‌های امام رضا هستند. حواسمان باشد. فردا بیا پس‌فردا بیا. حالا بگذار بدود. فعلاً جوابش را ندهیم.

درس‌هایی از امام جواد (ع) و خمس

امام رضا اینقدر رئوف است که به امام جواد با ناراحتی و تأکید گفت ببینید نامه را چطوری به امام جواد خطاب می‌کند. می‌گوید نکند وقتی مردم می‌آیند سراغ در خانه‌ات، از در دیگری خارج بشوی. یک اصطلاحی هست که می‌گویند طرف دو دره کرده. یعنی شخص مغازه‌اش دو تا در دارد. طلبکار از این طرف می‌آید او از آن طرف فرار می‌کند. بایست طلب مردم را بده. این را دو دره کردن می‌گویند. خمس بدهکار است می‌رود برای خودش مبل می‌خرد بعد می‌گوید ما که نداریم. خمس و زکات بدهکار است. پول سادات یتیم، پول امام زمان را نمی‌پردازد. امام زمان فرمود لعنت خدا بر کسی که ذره‌ای از خمس ما در دستش بماند. شش سال یا ده سال یا پنج سال خمس بدهکار است. همه خارجشان و شمال و تفریحشان را می‌روند. ماشین آنچنانی و مبلمان آنچنانی می‌خرند بعد می‌گویند ما نداریم. ما گرفتاریم. ما سختمان است. زندگیمان معطل می‌شود. چه کسی گفته تو یک همچین ماشین و مبلمانی را بخری وقتی خمس بدهکاری؟ تو داری امامت را هم دو دره می‌کنی. با امامت هم داری ریاکاری می‌کنی. امام و فقرای سادات و نیازمندان مسلمان را معطل کردی. حق سادات گردنت است. حق الناس گردنت است. هی سفر و تفریح و خانه آنچنانی و ماشین آنچنانی، بعد بگویی ما نداریم بدهیم. ما گرفتاریم. حالا بگذار ببینیم بعداً چه می‌شود. یک کسی که امامش را می‌دواند به بچه‌های امام رحم می‌کند. به امام جواد گفت پسرم حق نداری وقتی می‌بینی کسی در خانه آمده از در دیگری خارج بشوی. حتماً از جایی برو که همه می‌روند. از جایی وارد شو که همه می‌آیند. در خصوصی برای خودت درست نکن. هر وقت هم از خانه می‌خواهی بیرون بروی با خودت پول بردار. اگر یکجایی یک شیعه‌ای گرفتاری دارد مشکلش را با پول حل کن. امام صادق فرمود پول همراهتان بردارید. اگر دیدید دو تا شیعه یک جا مشکل مالی پیدا کردند دارند دعوایشان می‌شود سر پول، از جیب خودتان پول را بدهید و مشکل را حل کنید. چطور یک برادر می‌آید بین یک برادر و خواهر یا دو برادر یا دو خواهرش صلح می‌اندازد؟ برادر بزرگتر است برادری و پدری می‌کند. می‌گوید مشکلتان چیست؟ می‌بیند دو برادر و خواهر دارند به جان هم می‌افتند. برادر بزرگتر یا خواهر بزرگتر عاقلی می‌کند از جیب خودش یک سرمایه‌گذاری می‌کند مشکل را حل می‌کند. همه خواهر و برادرهای ما هستند. ما اگر بتوانیم و کمک نکنیم واقعاً گرفتاریم. ما نمی‌توانیم مردم را بدوانیم. مسئولیت داریم. ما زمانی باید به یک نفر نه بگوییم که واقعاً بتوانیم نه بگوییم. اگر روی حسادت و خودخواهی و خودپرستی و تعصبات قومی و قبیله‌ای و نژادی و تعصبات زنانه و مردانه گفتی نه. الان طرف می‌خواهد خانه خواهرش برود کمک کند. خواهرش زایمان کرده. می‌خواهد برد خانه مادرش. این شوهر توست. این پسر الان باید برود ولی الان مادرش به او احتیاج دارد. اگر آن حس زنانه نگذاشت که شوهرت را بفرستی خانه خواهرش یا مادرش برود. حس مردانه تو نگذاشت که این زن تو را بفرستی برود کمک کند به ذوی الحقوق خودش، معطل می‌کنی، بعداً معطل هم می‌شوی. یا می‌گوید زنم است اختیارش را دارم. دلم نمی‌خواهد شوهرم این کار را بکند. مگر برده گرفتیم؟ مگر زن و شوهر ما برده ما هستند؟ اگر قرار است نه بگوییم خدا هم باید نه بگوید. اگر می‌خواهی به زنت بگویی فلان جا نرو فلان کار را نکن، اگر خدا بگوید برو، تو بدبخت می‌شوی. اگر می‌خواهی خانه کسی نروی خدا می‌گوید برو تو می‌گویی من نمی‌آیم. خیلی بیچاره می‌شوی. هر وقت می‌خواهی خانه کسی نروی اول به امام زمان بگو امام زمان من بروم؟ اگر امام زمان گفت نرو. امام زمان و فرشته‌ها و خدا راحت جواب می‌دهند. به خدا بگو خدایا تو راضی هستی من خانه این‌ها بروم با اینکه من با این‌ها مسأله دارم؟ اگر خدا گفت بله، پس تو برو هر چند تو مسأله داری روی خودت پا بگذار ولی اگر خدا گفت نرو، رفتی، یا خدا گفت برو، نرفتی، پس تو درگیری، مشکل داری، خودپرستی داری، خودخواهی داری و این خود باید در جهنم بسوزد. خدایا به حق محمد و آل محمد دل امام رضا را با ما مهربان کن. خدایا ما را مشمول لعن و نفرین اهل بیت قرار مده. خدایا ما را در صلح و سازش کامل با خودت و اهل بیت قرار بده. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • رعایت دستورالعمل‌های ائمه، راهی برای نزدیک شدن به آن‌ها و دوری از تسلط شیطان است.

  • امام رضا (ع) با خود پیمان بسته است که اگر کسی دوستانش را بیازارد، او را به شدیدترین عذاب در دنیا و خسران در آخرت دچار کند.

  • بسیاری از نکبت‌ها و گرفتاری‌های زندگی، نتیجه درگیر شدن ما با الله و خانواده آسمانی‌مان است.

  • در نظام خلقت، هر عمل و انتخابی نتیجه خاص خود را دارد؛ این همان قاعده ریاضی قضا و قدر است.

  • اعمال ناپسند، انسان را به طور طبیعی از امام رضا (ع) دور می‌کند و مشمول نفرین و لعن ایشان قرار می‌دهد.

  • برای اینکه زیارت ما ثمربخش باشد، باید پیش از آن مشکلات خود را با بندگان خدا حل کنیم.

  • فرزندان صالح، نه تنها برای خانواده آسمانی دردسر ایجاد نمی‌کنند، بلکه به آن‌ها در کمک به دیگران یاری می‌رسانند.

  • عشق و نفرت دو روی یک سکه‌اند؛ اگر کسی را دوست داریم، باید از هر آنچه او را تهدید می‌کند، متنفر باشیم.

  • دوست داشتن واقعی، پوشاندن عیب‌ها و ضعف‌های محبوب و پرهیز از غیبت و آبروریزی است.

  • عشق به اهل بیت (ع) باید در تمام ابعاد زندگی ما، از جمله انتخاب نام، پوشش و روابط، نمود پیدا کند.

  • باید از خود بپرسیم آیا اعمال و انتخاب‌های ما مورد رضایت خدا و امام زمان (عج) است یا خیر.

  • احترام به بندگان خدا و رعایت حقوق آن‌ها، در واقع احترام به امام رضا (ع) و خانواده آسمانی است.

  • اجتناب از گناهان، مهم‌تر از کسب حسنات است؛ زیرا گناهان مداوم، ثواب‌ها را از بین می‌برند.

  • هیچ عبادتی از کسی که بر گناهی اصرار دارد، پذیرفته نمی‌شود.

  • ما باید هاری‌ها و خصلت‌های منفی را از وجود خود حذف کنیم تا به رحمانیت و رحیمیت برسیم.

  • لجبازی با آسمان و اصرار بر گناه، مانع از خیر دیدن در دنیا و آخرت می‌شود.

  • باید از خود بپرسیم چند بار امام زمان (عج) و فاطمه زهرا (س) از دست ما گریه کرده‌اند.

  • اگر می‌خواهیم به کسی “نه” بگوییم، باید مطمئن باشیم که این “نه” بر اساس خودخواهی و تعصبات نیست، بلکه مورد رضایت خداست.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی