فهرست مطالب
Toggleمقدمه
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. سلام و صلوات و درود و خیرات و رحمت و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.
اهمیت قرب به معصومین و آیه “اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ”
در ادامه بحثمان درباره قرب به معصومین، آیهای را از قرآن کریم خواندیم که فرمود: (اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ) آیه ۱۱۹ سوره مبارک توبه. گفتیم که این (اتَّقُوا اللَّهَ) خداوند تبارک و تعالی ترس ندارد، (اتَّقُوا اللَّهَ) یعنی جانب خدا را رعایت کنید. شما مثلاً میگویید برق، برق یک نعمت و هدیه الهی است، یک آب، رودخانه. از برق ما بهترین استفادهها را در زندگیمان داریم میکنیم، از آب بهترین استفادهها را میکنیم، ولی همین برق را اگر شما ندانید با آن چکار کنید، بی گدار به آب بزنید، برای جان انسان خطرناک است، انسان را میکشد. همین آب که مایه حیات زندگی انسان هست، میتواند مایه مرگ انسان هم بشود. اگر با آب ما ندانیم چکار کنیم، سیل راه میافتد، دهها و هزاران و صدها هزار نفر را میتواند بکشد و صدها هزار منزل را میتواند ویران کند. پس نوع برخورد ما با آب و برق یا چیزهای دیگر باید به گونهای باشد که از خیراتش و فیضش استفاده کنید. اما بیمبالات هم در برخورد با آنها نباشیم. وقتی میگوید (اتَّقُوا اللَّهَ) یعنی باید جانب خدا را رعایت کنید و با خدا بد برخورد نکنید. شما یک پدر و مادری را میبینید خیلی مهربان، اما فرزند ممکن است بیادبی و جسارت کند. ببینید همان پدر و مادر مهربان در اوج مهربانیشان به خشم میآیند و چهره دیگری از خودشان نشان میدهند.
هدف خلقت انسان و نیاز به راهنما
(اتَّقُوا اللَّهَ) یعنی در مسیری که شما دارید حرکت میکنید به سمت الله باید مراقبت کنید. خداوند بارها در قرآن فرموده من شما را بیهوده خلق نکردم (أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً) آیا شما گمان کردید که من شما را بیهوده خلق کردم؟ انسان زمانی به انسانیت به معنای حقیقی میرسد و باطن انسانی پیدا میکند که در درجه اول برایش سؤال پیش بیاید که من برای چه آفریده شدم؟ من روی زمین چه میکنم؟ خیلی مهم است و بعد در درجات بعدی به دنبال هدف خلقتش حرکت میکند. قرآن میفرماید شما بیهوده خلق نشدید، یک مسیر کاملاً تخصصی در پیش دارید. خداوند تمام موجودات عالم را با ریاضیات و قواعد خاصی خلق کرده و میفرماید همه آنچه را که من خلق کردم برای انسان هست (هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً) آنچه که در زمین هست و بعد میفرماید (سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ) آنچه که در آسمان و زمین هست به خاطر شما من آفریدم و تسخیر کردم. پس حواسمان به این مسأله باشد که من هدف این خلقت هستم. هر چه که روی زمین آفریده شده، هر نعمتی، هر موجودی به خاطر من است. آنچه که در آسمانهاست به خاطر من آفریده شده. میلیاردها میلیارد فرشته به خاطر من آفریده شدند و به کار گرفته شدند. من برای چه آفریده شدم؟ این سؤال را اگر کسی نکند، خداوند میفرماید این مبغوضترین بنده است، منفورترین بنده من همین بندهای هست که فکر نمیکند. خداوند به شدت نهی میکند، به شدت توبیخ میکند بندگانی را که فکر نمیکنند. (الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ) کرها، لالها و کورهایی که فکر نمیکنند، بدترین جنبندگان و بدترین بندگان من آن بندگانی هستند که فکرشان را به کار نمیاندازند و از خودشان سؤال نمیکنند که ما برای چه خلق شدیم؟ همین که این سؤال مطرح شد که من برای چه خلق شدم، میروم سراغ جوابش. بعد از اینکه به جواب میرسم به اینکه در درون من قوهای هست به نام فوق عقل یا فوق تجرد که عاشق بینهایت کمال مطلق و الله هست، غایت خلقت من شبیه شدن به الله است. این را اگر خوب فهمید، آن موقع است که متوجه میشود برای یک حرکت به این عظمت که در پیش داریم، احتیاج به یک راهنمایی کامل از طرف خود خداوند و متخصصین معصومی که خدا معرفی کرده داریم. خداوند نمیتواند ما را خلق بکند و راهنماییمان نکند. خود خدا این را یک ظلم میداند که من یک بندهای، یک موجودی را خلق کنم و بیهوده خلق شده باشد و هدفدار نباشد.
مراحل خلقت و هدایت الهی
سوره اعلی میگوید (سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَى الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّى وَ الَّذِی قَدَّرَ فَهَدى) چهار مرحله، خلق، تسویه، تقدیر، هدایت، که ما هیچ موجودی حتی یک اتم و الکترون و پایینتر از آن پیدا نمیکنید که در این عالم این چهار مرحله را نداشته باشد: خلق، تسویه، اندازهگیری یعنی اندازهدار شدن هر موجودی حد و حدود دارد و بعد هدایت به سمت هدف. انسان هم مشمول همین قاعده است. اما هدف من آنقدر عظمت دارد که بدون راهنمای متخصص معصوم امکانپذیر نیست. اگر یک کسی به خدا بگوید که خدایا من میخواهم به سمت تو بیایم اما راهنما و استاد و مربی و متخصص معصوم نمیخواهم، این انگار به خدا توهین کردی. مگر میشود انسان به یک هدف متعالی بخواهد نائل بشود به متخصص معصوم نیاز نداشته باشد؟ چطور برای یک خط، نقاشی، رانندگی، برای هر کاری مربی لازم داری، برای زبان، ولی برای اینکه انسان به هدف خلقتش برسد احتیاج به مربی نداشته باشد؟ همچین چیزی امکانپذیر هست؟
معنای “کونوا مع الصادقین” و لزوم پیروی از معصوم
اینجاست که قرآن میفرماید (اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ) جانب خدا را رعایت بکنید و با صادقین باشید. صادقین یعنی چی؟ یعنی کسانی که راست میگویند، راست و حقیقت را به شما میگویند. آنچه که شما نیاز دارید را صادقانه در اختیار شما میگذارند. کسانی که خودشان عین صدق هستند، وجودشان صدق هست، حرفشان هم صدق هست. لذا خیلی خداوند تأکید دارد در قرآن کریم، در روایات و احادیث قدسی هم همینطور که بدون مربی و متخصص معصوم نزد من نمیتوانید بیایید. هیچ کس نمیتواند بگوید من میخواهم پیش خدا بروم بدون مربی، چون میخواهم پیش خدا بروم یعنی چی؟ اینطور نیست که من میخواهم بروم خانه عمه و خاله، آدرس دارم میروم. رفتن پیش خدا یعنی چی؟ (إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ) این (راجعون) و رجوعی که ما میکنیم یعنی چی؟ حرکت ما در دنیا مثل حرکت جنین در رحم مادر به سمت دنیاست. رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر بود با دنیا. رجوع یعنی چی؟ منی و اسپرم بیرون از رحم قرار دارد ولی خصوصیات یک انسان کامل را دارد. این وقتی که وارد رحم میشود و با تخمک لقاح پیدا میکند، در رحم تمام شدنها را انجام میدهد مناسب با دنیا و بعد از رحم به دنیا برمیگردد. ولی وقتی به دنیا برمیگردد با یک سیستم برگشته یعنی رفته تربیت شده متناسب با شرائط زیستی دنیا، حالا میتواند از دنیا استفاده کند. اسپرم بیرون از رحم، اگر بیرون از رحم باشد در رحم قرار نگیرد، اسپرم ظرف چند دقیقه نابود میشود. این اسپرم هیچ وقت انسان نمیشود. این اسپرم باید بیاید برود در قرار مکین قرار بگیرد و تربیت بشود در آن رحم برای برگشتن کامل به این دنیا. ما وقتی که نفخه الهی هستیم، همه ما از نور محمد و آل محمد هستیم. آمدیم به رحم دنیا، در این رحم باید با یک سیستم تربیتی خاصی تربیت بشویم و به ابدیت و آخرت برگردیم. انسان بدون استاد، انسان بدون مربی هلاک میشود، مثل اسپرمی است که بیرون از رحم بیفتد، آن هیچ وقت انسان نمیشود.
هلاکت بدون مربی و متخصص معصوم
لذا امام سجاد (ع) فرمود: (هَلَکَ مَن لَیسَ لَهُ حَکیمٌ یُرشِدُه) هلاک میشود کسی که در زندگیاش یک مربی که او را ارشاد کند نداشته باشد. بهترین مربی ما الله که رب ماست. رب یعنی پرورش دهندهای که مالک ماست و بعد از آنها بهترین پرورش دهنده متخصص معصوم است. معصوم هست که میتواند ما را به بلندای ابدیت هدایت کند. اگر شما متخصص معصوم را حذف کنید، انسان به هیچ وجه راه به الله پیدا نمیکند و نمیتواند تمام قوای خودش را فعال کند. ممکن است نهایتاً اگر به ریاستی برسد، بشود پادشاه و رئیس جمهور بشود که گفتیم مقام جزء کمالات حیوانی است. یک درسخوان خوب بشود که یک دانشمند بشود. کسی که الله را نداشته باشد، مجبور است اگر دانشمند بشود، دانش خودش را در رابطه با بخشهای پایینی وجودش به کار بگیرد. لذا درسش هم شهوت و حیوانیت میشود. محال است انسان بدون مربی و متخصص معصوم به الله برسد که حالا چون بحثش را ما قبلاً کردیم دیگر الان رویش کار نمیکنیم. میخواهیم این آیه خوب جا بیفتد که (کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ) یعنی چی، یعنی انسان باید مربی، امام و متخصصی داشته باشد که صدق محض است. هر چه که میگوید درست است، غلط ندارد، اشتباه ندارد، دروغ در کارش نیست. این نیاز ماست. ما نمیتوانیم یک مربی داشته باشیم که خطا میکند، یک استادی داشته باشیم که دروغ میگوید.
اهمیت پیروی از معصومین در زندگی
لذا انسان به هیچ وجه وقتی شأن خودش را میشناسد، میبیند به کمتر از معصوم نمیتواند خودش را بسپارد. اگر علما و مراجع و دانشمندان اسلامی و علمای ربانی هستند که ما به آنها احترام میگذاریم و از آنها درس میگیریم، به این فکر هست که اینها علمشان را دارند از معصومین میگیرند و حرفهای آنها را به ما میزنند نه اینکه حرفهای خودشان را به ما بزنند. ما اگر سر کلاس یک استاد میرویم، اگر مطمئن نباشیم که او حرفهای خدا و معصومین را به ما میزند، وقت تلف کردیم. برای چه برویم پای درس کسی بنشینیم که صدق را به ما نمیگوید؟ اینکه یک نظریهای بگوید، یک حرفی از خودش بزند که به درد ما نمیخورد. ما باید اطلاعاتی را بگیریم که دو کس زیرش را امضا کردند: الله و معصومین. به کمتر از این اگر قانع بشویم، لیاقت خودمان را از دست دادیم. ما کمتر از متخصص معصوم لیاقتمان نیست. اگر به علما و دانشمندان و علمای دینیمان احترام میگذاریم، به این خاطر هست که ائمه فرمودند سراغ اینها بروید که علم ما از ناحیه اینها به شما برسد. حالا همین چند دقیقهای که برای شما بحث کردم، در اوج سادگی که این بحث برای شما داشت، پذیرشش برای اکثر مردم کار سختی است. یعنی فهمش کار راحتی است، پذیرشش نه. الان مثلاً بیست دقیقه صحبت کردیم، همه میفهمند که متخصص همه جا لازم است. وقتی میرسیم به معصومین که معصوم فقط میتواند اظهارنظر کند بعد از الله. معصوم باید سبک زندگی شما را ترسیم کند. فهمش راحت است اما پذیرشش راحت نیست. برای همین مردم اکثراً در رفتارهایشان به آموزههای معصومین توجهی نمیکنند، به آموزههای قرآنی توجهی نمیکنند. سبک زندگیشان را از طریق الله یا معصوم نمیگیرند. هر بلایی که سر یک جنین در رحم بیفتد که مسیر حرکتش را به سمت تولد سالم منحرف بشود، سر کسی که خدا و معصوم را از دست میدهد در رحم دنیا میآید. یعنی شما وقتی که خدا و معصوم را کنار گذاشتی و سبک زندگیات را از تلویزیون یا هنرپیشه و ورزشکار و شاعر و فیلسوف و نویسنده گرفتی، لیاقتت را نشان دادی. همان هست و خدا تو را با همان کسی که الگوی توست محشور میکند. ما چرا باید از آموزههای دینی امضا شده به وسیله معصوم پیروی کنیم؟ چون موجود تخصصی هستیم، پیچیدهترین، تخصصیترین و باارزشترین مخلوق خدا هستیم. بنابراین اگر کسی گفت من سبک زندگیام را از معصوم نمیخواهم بگیرم، یعنی از متخصص نمیخواهم بگیرم، در دامن جهالت و خرافه و انحراف میافتد.
حدیث قدسی امام باقر (ع) درباره عذاب و بخشش الهی
یک روایت از امام باقر (ع) هست که فوقالعاده این روایت زیباست و شفاف و تعیین تکلیف برای ما میکند. امام باقر (ع) از قول خدا یک فرمایشی دارد، چون میدانید که ما احادیثمان دو قسمت هست: احادیث قدسی و احادیثی که از زبان معصوم گفته شده. اطلاعات تخصصی که به ما رسیده به طور کلی به سه دسته تقسیم میشود: قرآن که کلامش و حرفش از خداست، حروف را خود خدا گفته، همه چیز از خداست. احادیث قدسی که کلام از خداست اما حروفش و جملهبندیش از معصومین هست و احادیث معصومین که دیگر مال خودشان و فرمایشات خود معصومین هست. حالا امام باقر (ع) یک حدیث قدسی برای ما میخواهد بگوید. یعنی فرمایشاتی را از زبان خدا به ما میگوید: حتماً عذاب میکنم هر رعیتی را که در اسلام با پیروی از امام ستمگری که از جانب خدا نیست دینداری کند. یک مثال بزنم: شما تلفن همراهتان مال یک شرکت الف است. این شرکت الف یک شرکت خارجی در ایران. این شرکت نمایندگی دارد. شما وقتی که تلفن همراهتان خراب میشود به چه کسی باید مراجعه کنید؟ طبق اصل عقلی و اصالت تخصص به نمایندگی مراجعه میکنید. آیا اگر بردی به غیر نمایندگی دادی و دستگاه شما خرابتر شد، مشکلش حل نشد، حق داری به شرکت سازنده در خارج از کشور زنگ بزنی بگویی این دستگاه من چرا درست نشده، چرا خراب است؟ او میگوید ما نمایندگی خاص داشتیم، به نمایندگی ما مراجعه میکردید. ما همه مسئولیتها و گارانتی هم دست آنهاست. میتوانند گوشی شما را عوض کنند و یک گوشی نو به شما بدهند. ولی اگر به یک کس دیگری دادید، گفتید ما بردیم به غیر از نمایندگی شما دادیم، میگویند به ما ربطی ندارد. این حماقت و جهالت توست که بردی این کار را کردی. خدا میگوید من شما را آفریدم، روی زمین نماینده گذاشتم، مظهر و خلیفه گذاشتم و تمام اسماء و صفات خودم را به او دادم. یک انسان کامل به زمین برای شما فرستادم و معرفی کردم. من نماینده تعیین کردم در روی زمین، متخصص گذاشتم. چرا به متخصص من مراجعه نکردید؟ میگوید من عذاب میکنم کسی را که به سراغ الگویی رفته که من معرفی نکردم. چرا کلمه ظالم را به کار میبرد؟ با پیروی از امام ستمگری که از جانب خدا نیست دینداری کند. چرا میگوید امام ستمگر؟ چرا امام وصف به ستمگری شده؟ ببینید اصلاً یک کسی که تخصص ندارد برود بگوید من تخصص دارم ظالم است. دکتر نباشد برود بگوید من دکتر هستم. مهندس نباشد بگوید من مهندس هستم. بعد هم برود یک کار تخصصی را تحویل بگیرد. هر کس خودش را الگوی مردم قرار دهد ظالم است ولو مردم هم که انتخابش کنند او باز ظالم است، چرا؟ چون خودش خودش را میشناسد، میداند که این کاره نیست. این فرقههای مختلف مذهبی که تشکیل میشود، امامهایشان بیشترین عذاب را از ناحیه خدا میبرند، بعد از آنها پیروان احمقشان، چرا؟ خدا میگوید مگر من این آدم را به تو معرفی کردم؟ از کجا فهمیدی من این آدم را فرستادم؟ سند و مدرک داشت؟ به تو چه ارائه کرد؟ روی چه سندی از این آدم گفتی؟ این من را به خدا میرساند؟ این همه فرقهها و عرفانهای مختلفی که الان میآید. انسان حق ندارد بدون سند خودش را به کسی بسپارد. شما اگر الان چشمت را به چشمپزشک میسپاری، به خاطر این هست که این آدم از سازمان نظام پزشکی شما شماره نظام پزشکی دارد، مطبش مجاز است. شما مراجعه میکنی، خودت را به آن میسپاری و الا اگر هر جا مطب زده بشود، ما میتوانیم برویم مطب مراجعه کنیم؟ باید مطمئن شویم که این آدم پزشک است، نظام پزشکی پزشک بودن ایشان را تأیید کرده. منزلتان را به متخصص میسپارید، به مهندسی که واقعاً مهندس باشد. خداوند میگوید تو شعورت را به کار بیانداز. آیا کسی که میخواهد امام و رهبر و الگوی تو بشود، روی چه حسابی این آدم رهبر و الگوی تو هست؟ من معرفی کردم؟ من تأییدش کردم؟ اگر من تأیید کرده باشم که هیچی. قرآن میگوید من فقط یک گروه را معرفی کردم. (إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ) ولیّ شما، سرپرست شما خداست و رسولش و معرفی میکند خدا در آیات زیادی اهل بیت را معرفی کرده (الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ) ولیّ شما فقط خدا و رسولش و کسانی هستند که اقامه صلات میکنند، زکات در حال رکوع میدهند. زکات در حال رکوع چه کسی داده؟ تمام منابع اهل سنت را شما مراجعه کنید، احادیث شیعه کنار، منابع اهل سنت، همه اهل سنت منابعشان هست، این آیه فقط در شأن علی (ع) نازل شده. خدا میگوید من هر کسی را امام و ولیّ شما قرار نمیدهم، متخصص معصوم. اینجاست که میگوید جانب خدا را رعایت کن. خدا عذاب میکند کسی را که خودش را به کسی بسپارد که خدا معرفیش نکرده. لذا در قرآن چند بار تأکید میکند تابعین یعنی پیروان، و مطبوعها یعنی رهبران، همه را به جهنم میفرستد. میگوید همه شما جمع شوید با رهبرتان، همه بروید. چندین آیه اختصاص داده به توبیخهایی که خدایا این من را بدبخت کرد. این گفت من مربی هستم، این گفت من الگو هستم، ما دنبال این رفتیم. خدا میفرماید همهتان اهل عذاب هستید. شما به خاطر اینکه شعورتان و عقلتان را به کار نیانداختید و آنها هم به خاطر شهوترانی خودشان. این آیه شریفه و این حدیث که در کافی هست، خداوند روز قیامت انسانها را با عقلشان محاکمه میکند. عقل ملاک خداست، حجت خداست، پیامبر خداست. فرمود خداوند دو پیامبر دارد، دو حجت دارد: حجت درون و حجت بیرون. حجت بیرون انبیاء و ائمه هستند. حجت درون عقل است. عقل حجت خداست. عقل تو به تو نمیگوید تو موهایت را پیش آرایشگر ببر؟ بله. نمیگوید چشمت را فقط به چشمپزشک میتوانی بسپاری؟ بله. نمیگوید گوش خود را به متخصص گوش؟ بله. نمیگوید لباست را فقط به خیاط بده؟ بله. ما به طور طبیعی داریم این کارها را میکنیم، چرا این کارها را میکنیم؟ تا حالا شده یک نفر لباسش را به قصابی بدهد بگوید لباس من پاره شده؟ به قصاب چه ربطی دارد؟ تخصص ندارد. ما عقلمان همه جا کار میکند جز در مورد خودمان. یعنی وقتی نوبت خودمان میشود، به جای اینکه به معصوم و متخصص مراجعه کنیم، میرویم کسانی دیگر را الگو قرار میدهیم و از کسان دیگر پیروی میکنیم. خدا میگوید کسی که شعورش را به کار نمیاندازد اهل جهنم است. بدترین جای جهنم را دارد. بدترین جای جهنم میرود کسی که عقلش را به کار نمیاندازد. هر آینه عذاب میکنم هر رعیتی را که در اسلام با پیروی از امام ستمگری که از جانب خدا نیست دینداری کند، خدا معرفیش نکرده. وقتی کسی معرفی شده خدا نیست بیاید یکجا بگوید من رهبر شما هستم، بیایید از من پیروی کنید، به بندگان خدا ظلم میکند. اگرچه آن رعیت نسبت به اعمال خود نیکوکار و پرهیزکار باشد. میگوید هر چند آدم خوبی باشد، نمازش را بخواند، روزهاش را بگیرد، قرآنش را بخواند، حجش را برود، خمس و زکاتش را بدهد، هر چقدر هم مذهبی باشد. وقتی متخصص معصوم را قبول نداشته باشد، با متخصص معصوم پیش من نیاید و از متخصص معصوم تبعیت نکند، من عذابش میکنم. امامی که از طرف من نیست. حالا بعدش یک مژده به شما میدهد، چه مژده بزرگی هم هست، انسان باید شب و روز شاکر خداوند باشد. و قطعاً در میگذرم یعنی میبخشم، از هر رعیتی که در اسلام با پیروی از امام عادلی که از جانب خدا دینداری کند. میگوید من میبخشم کسی را که دینداریاش بر اساس آموزههای یک متخصص معصوم است، از معصوم پیروی میکند. اگرچه آن رعیت نسبت به خود ستمگر و بدکردار باشد. میگوید حالا ممکن است این آدم نسبت به خودش یک گناهانی بکند، یک موقع دچار فحشا و منکراتی بشود، ظلم به نفس کرده باشد. وقتی در روند کلی زندگیاش دارد با معصوم هماهنگ میکند، من او را میبخشم. وقتی یک نفر امامش متخصص معصوم هست، گناهانش به برکت امامش بخشیده میشود. چون این آدم روند زندگیاش سالم است. ممکن است حالا در رفتارهای شخصی یک ارتباطاتی، یک گناهان و معصیتهایی داشته باشد اما چون با معصوم دارد زندگی میکند به نجات میرسد. کسی که متخصص معصوم دارد مثل کسی است که در کشتی و دریا دارد حرکت میکند به سمت ساحل. آیا در کشتی قوی و قدرتمند، در یک کشتی خیلی بزرگ و ایمن در دریا دارد حرکت میکند به ساحل میرسد یا نمیرسد؟ به ساحل میرسد. حالا اگر در کشتی هم چهار تا گناه کرد، بالأخره به نجات میرسد یا نمیرسد؟ میرسد. اما اگر کسی وسط دریا کشتی نداشت، آدم خوبی هم هست، نجات پیدا میکند؟ نه. حضرت فرمود (کُلُّنا سَفینَۀُ النَّجاۀ) ما سفینه نجات هستیم، ما کشتی نجات هستیم. پس فرق کسی که امام معصوم دارد با ندارد همین است. کسی که امام معصوم ندارد، روند کلی حرکتش به سمت الله نیست و کسی که متخصص معصوم دارد، هر چند در زندگیاش یک خطاها و گناهانی بکند، چون الگویش یک متخصص معصوم هست، روند کلی زندگیاش به سمت نجات و هدایت هست.
عواقب پیروی از غیر متخصص و نادیده گرفتن سبک زندگی معصومین
یک روایت از حضرت عبدالعظیم (ع) از امام صادق (ع) راجع به این عذابی که خدا میگوید عذاب میکنم کسی را که از امامی غیر از امامی که من معرفی کردم پیروی کند یعنی چی؟ شما میروید چشمتان یا قلبتان را به یک غیر متخصص میدهید چه اتفاقی میافتد؟ چشم و قلب آسیب میبیند. خانهتان را بسپارید به یک غیر مهندس بسازد، این فردا با یک ریشتر دو ریشتر میریزد. این تخریبی که صورت میگیرد در بدن، چشم، قلب که شما به غیر متخصص سپردید، این آن عذاب هست. عذاب آخرتیش هم سر جای خودش هست. ما بدبختیهایمان در زندگی دنیایی برای این هست که سبک زندگیمان را با سبک زندگی خانواده آسمانیمان یکی نکردیم. نخواستیم با سبک زندگی معصومین زندگی کنیم، داریم دردسر میکشیم. شوهرداریها، زنداریها، بچهداریها، ازدواج کردنها، رابطه با پدر و مادر، کار اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، هنری، اقتصادی، با سبک زندگی معصوم سازگاری ندارد. این عذاب و بدبختی میشود. میگوییم خدا اینطوری فرموده، میگوید ما لرها اینطوری نیستیم، ما لرها اینطوری رسم داریم، ما ترکها اینطوری رسم داریم، ما عربها اینطوری رسم داریم. عربی، افغانی، ترکی، لری، فارسی اینها شرک به خداست. یعنی لر بودن هم یک سبک زندگی است. یعنی لر بودن اقتضا میکند که آدم یکطوری با زنش رفتار کند. میگوید ما ترکها، ما لرها، ما پدرمان اینطوری هست، ما رسم اینطوری داریم با زن رفتار کنیم، ما با بچههامان و زنهایمان اینطوری رفتار میکنیم، ما افغانیها با زن و شوهر اینطوری رفتار میکنیم، نمیشود. میگویند شیربها حرام است، میگوید ما رسممان هست شیربها بگیریم. شیربها حرام است. معصوم و فقیه اجازه نداده کسی شیربها بگیرد. شیربها یک چیز مزخرف و خرافاتی است، حرام هم هست. میگوید نمیشود ما رسم داریم، ما نمیتوانیم رسممان را به هم بزنیم. میگوییم حرام است، نباید باشد. متخصص میگوید این در زندگی نباشد. باشد؟ میگوید ما رسممان اینطوری است، ما مدلمان اینطوری است. چقدر بیحیایی میخواهد آدم جلوی خدا و معصوم بایستد بگوید ما رسممان این است، ما ترکها، ما لرها، ما افغانیها، ما ایرانیها، ما عربها اینطوری رسم داریم. اینها یعنی در یک کار تخصصی یک امر غیر تخصصی را وارد کردند. این را شرک میکنند. شرک یعنی شراکت. یعنی یک پزشک بیاید نظریه تخصصی بدهد بعد هم شما بروید به بقال سر کوچه هم بگویید حالا شما هم یک نظریه بدهید. آن هم بیاید یک چیزهایی را قاطی کند تجویزهای پزشکی. فلانی گفت یک ذره تریاک بده بچهات بخورد خوب میشود. ما چقدر بچه داشتیم به مادرهای نادان گفتند یک ذره تریاک بده بچه بخورد خوب میشود، داده بچه مرده، آدم کشته به خاطر نفهمی. این کسی که دارد یک همچین چیزی را تجویز میکند مگر متخصص است که دارد تجویز میکند؟ بالأخره یک تأییدیهای، یک تخصصی، همینطوری که نمیشود. ما با این پرروییها و بیحیاییها زیاد روبهرو هستیم. میگوییم طلا نیانداز، طلا بر مرد حرام است. میگوید ما عشقم اینطوری است، ما این هستیم. طلا بر مرد حرام است، راحت استفاده میکند. حجاب باید اینطوری باشد، میگوید من سبک زندگیام اینطوری است. زنداری باید اینطوری باشد، شوهرداری باید اینطوری باشد، تربیت بچه اینطوری است. میگوید نه ما اینطوری رسم داریم. با همین پررویی خیلیها جلوی خدا میایستند. به خدا میگویند هر چه تو بگویی نیست، هر چه متخصص معصوم بگوید نیست. با افتخار میگویم خدایا ما آدمهای خیلی احمقی هستیم که فقط از تو و متخصصین معصوم پیروی نمیکنیم، خودمان هم برای خودمان یک سبکی داریم. البته فرهنگها در فرهنگهای لری، ترکی، فارسی، عربی، افغانی چیزهای مثبتی هم وجود دارد. علی (ع) وقتی مالک اشتر را به مصر فرستاد گفت اگر در آداب و رسوم مردم چیزی بود که قرآن تأییدش میکند اشکال ندارد تو آن را تأیید کن ولو در اسلام نیامده باشد. نوروز را چرا اسلام بر آن صحه گذاشت؟ چون تمام محتوایی که در نوروز بود، بیشتر محتوای نوروز مثبت بود. لذا ائمه روی نوروز تأکید کردند. خیلی از چیزهای نوروز مثبت است. آداب و رسوم مردم یک سلسله آداب و رسوم داریم که هم قرآن تأیید میکند هم معصوم تأیید میکند، خیلی هم خوب است. ولی آن که در مقابل خدا و معصوم هست قابل پیروی نیست. نمیتوانیم بگوییم ما رسممان این است مهریه را کم بگیرید، نه. الان ما چقدر خانوادههای مسلمان داریم، ادعای ایمان و اسلام دارند ولی این کار را نمیکنند. مهریهها همه سنگین، این گناه است، معصیت است، فسادآور هم هست. این حدیثی که حضرت عبدالعظیم از امام صادق نقل کرده: هر کس خدا را بدون شنیدن از راستگویی عبادت کند، راستگو یعنی همان صادق، امام راستگو، خداوند قطعاً او را گرفتار مشقت خواهد کرد. چون وقتی متخصص نیست شما هر طور زندگی کنی بدبختی میکشی. ما تمام نکبتهایی که الان در زندگیمان هست برای این هست که با معصوم هماهنگ نیستیم. طلاقها و دعواها و درگیریها، اگر ما بدهکاری داریم، اگر مشکلات مالی و علمی و خانوادگی داریم، اگر بیماری هست. همه اینها به خاطر این هست که در زندگی ما معصوم حاکم نیست و سبک زندگی معصومین حاکم نیست. سیستم است. بدن اگر بهداشتش را رعایت نکنی مریض میشود چه بسا میمیرد. روح هم مثل بدن میماند. روح دقیقاً مثل بدن است که اگر با آن علمی و تخصصی برخورد نکنی دچار افسردگی و پژمردگی و بیماری روحی و روانی و مرگ میشود. چرا قرآن میگوید هر کس از من تبعیت بکند حداقل دو چیز گیرش میآید: شادی و آرامش؟ برای اینکه تخصصی است. روح با رعایت قوانین دینی هم شاد است و هم آرام است. اگر کسی گفت من مسلمان و مؤمن هستم ولی آدم افسرده و پژمردهای هستم، قطعاً دارد شوخی میکند. محال است ما مؤمن داشته باشیم این مؤمن آدم پژمرده و افسرده و خشن و بیادب و بداخلاق و حسودی باشد. اینطوری نمیشود. صرف یک نماز خواندن و یک حجاب را رعایت کردن به این ایمان نمیگویند. ایمان یک امر قلبی هست. این باید در وجود ما باور بشود. اگر جایی ایمان آمد بداخلاقی، ناامیدی، اضطراب، افسردگی، پژمردگی وجود ندارد، چرا؟ چون شما وقتی که روند روحت را با الله پیوند میدهی و سبک زندگی که الله معرفی کرده همیشه درست داری رفتار میکنی، خداوند برای سلامت این روح یک سیستم است خلق کرده. (فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها) رو کن به سوی دینی که با فطرت تو هماهنگی دارد. این دینی که من فرستادم مردم را هم بر اساس همین دین خلق کردم. یعنی اگر کسی دین را رعایت کند ساختارش با این دین هماهنگ میشود و به شادی و آرامش و خوشبختی دنیا و آخرت میرسد. ما آنجاهایی که از دین تخطی میکنیم، خارج میشویم، بدبختی سراغمان میآید. مثل بدن است. بدن آنجاهایی که بهداشتش رعایت نمیشود مریض میشود. پس ما اگر در زندگیمان بدبختی داریم مال تخلفاتمان هست. اگر امام معصوم بالای سر همه ما باشد هیچ کس در زندگی هیچ نوع ناراحتی و مشکلی ندارد. مشکلات آن جاهایی به وجود میآید که انسان با خدا و معصوم درگیر میشود. این میگوید نماز، او میگوید من نمیخوانم. میگوید روزه او میگوید من نمیگیرم. هر چه میگوید این خلافش یا رعایت نمیکند یا اگر رعایت کند ناقص رعایت میکند. مثل بدن است. شما غذا بخوری یا نخوری که نمیشود. غذا باید مرتب بخوری و رعایت کنی. روح هم همین را میخواهد. و کسی را که مدعی شنیدن حقایق دین از غیر از دری شود که خدا آن را گشوده مشرک است. بگوید من دین را گرفتم ولی از فلان فیلسوف، از فلان صوفیت. الان داریم فرقههای مختلف دراویش، رؤسایشان همه امامانی هستند که خودشان خودشان را امام کردند. خدا تأیید نکرده، معصوم امضا نزده زیر امامت اینها. اینهایی که میروند از فرقههای دراویش و صوفیها پیروی میکنند. یک سؤال این آقا علمش را از کجا آورده که تو میگویی این امام و مرجع من است؟ مگر میشود همینطوری به غیر تخصصی کسی بگوید من رئیس فرقه فلان شدم، همه از من پیروی کنند؟ مثل یک نفر که بگوید من از فردا متخصص قلب میشوم، هیچ کاره است، از فردا متخصص قلب میشوم شما به من مراجعه کنید. هیچ چیز در اسلام و قرآن حساستر از این نیست. خدا روی این قضیه خیلی تأکید دارد که غیر متخصص را اگر امام خودت قرار دادی، غیر از معصوم را اگر امام خودت قرار دادی، لیاقتت همان است و با همان هم محشورت میکند. اینکه عذابت میکنم یعنی تو وقتی که غیر متخصص معصوم را رهبر خودت قرار دادی، به طور طبیعی مسیر را در رحم دنیا اشتباهی میروی. موقع تولد به بهشت متناسب با ساختار بهشت دیگر تربیت نمیشوی. اگر انسان مناسب با بهشت تربیت نشود، جهنم میرود. چون انسان باید یا بهشت برود یا جهنم. معصوم است که تو را، وجود تو را متناسب با ساختار بهشت و بالاتر از بهشت تربیت میکند. غیر معصوم نمیتواند من را بهشتی تربیت کند. غیر معصوم نه میتواند دنیای من را بسازد و نه آخرت من را. لذا این تأکید را خداوند و ائمه (ع) میکنند که به سراغ غیر معصوم نروید.
پیروی از اهل بیت (ع) و نجات اخروی
از امام باقر از قول رسول خدا هست که هر کس بخواهد مانند پیغمبران زندگی کند و مانند شهیدان بمیرد و در بهشتی که خدای رحمان آفریده ساکن شود باید از علی پیروی کند و با دوست او دوستی کند و به امامان پس از وی اقتدا کند. زیرا ایشان عترت من هستند و از طینت من آفریده شدند. خدایا فهم و علم مرا به ایشان روزی کن. وای بر کسانی از امت من که مخالف ایشان باشند. خدایا شفاعت مرا به آنها مرسان. چرا اگر یک کسی دنبال علی و فرزندانش و امامان متخصص معصوم مثل پیغمبران میماند و به مرگ شهادت میمیرد؟ خیلی مهم است. چون کسی که پیروی از یک الگو دارد به همان الگوی خودش ملحق میشود. برای همین شما در زیارت عاشورا میگویید (أن یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرۀ) یا میگویید (أن یبلغنی المقام المحمود لکم عند الله) آن مقامی که شما پیش خدا دارید من هم میخواهم. آنها هم با دست و دلبازی. میگویند شما فرزندان ما هستید. اگر دنبال ما راه بیفتید شما قیامت به ما میرسید و هم درجه ما و با ما خواهید بود. این مژده بزرگی نیست؟ مهمترین مسأله هر کسی در زندگیاش باید این را تعیین کند: الگوی من قرار است چه کسی باشد؟ من باید از چه کسی پیروی کنم؟ من چه کسی را مربی خودم قرار بدهم؟ از چه کسی سبک زندگیام را درس بگیرم؟ از چه کسی باید تقلید کنم؟ این خیلی مسأله مهمی است. بدون این انسان همینطوری بخواهد دینداری کند سر از جهنم در میآورد.
حجت الهی بر اشقیا و نجات پیروان اهل بیت (ع)
روایت بعدی این هم حدیث قدسی است. پیامبر فرموده که خدای تبارک و تعالی میفرماید: حجت من بر اشقیای امت تو کامل و تمام است. اشقیا از شقاوت میآید، بدبختترین افراد امت تو همانهایی که ولایت علی را ترک گفته و با دشمنانش دوستی نموده، فضیلت او و اوصیای بعد از او را انکار کردند. خدا میگوید اینها بدترین افراد هستند، بدبختترین انسانها هستند. زیرا فضیلت تو فضیلت ایشان است و اطاعت تو اطاعت ایشان و حق تو حق ایشان و نافرمانی تو نافرمانی ایشان. آنها امامان راهبر بعد از تو هستند. روح تو در کالبد ایشان است و روح تو همان است که از طرف پروردگارت در تو دمیده شده است و ایشان عترت تو میباشند و از طینت و گوشت و خون تو سرشته شدهاند. خدای عزوجل سنت و روش تو و پیامبران پیش از تو را در ایشان جاری کرده. یعنی معصومین خلاصه همه انبیاء هستند. ایشان پس از تو خزانهدار علم من هستند. اینها حقی است بر من. ایشان را برگزیدم، انتخاب کردم، پاک ساختم و پسندیدم. اینها را برای شما الگو قرار دادم. کاملترین انسانها را الگوی شما کردم. هر کس ایشان را دوست بدارد و از آنها پیروی کند و به فضیلت آنها معترف باشد نجات یافته است. معصوم را دوست داشته باشد، پیروی کند و قبول داشته باشد. این خیلی مهم است. یک کسی معصوم را ته دلش به عنوان الگو و صادق و راستگو بپذیرد. معصوم اشتباه نمیکند. هر کاری حضرت زهرا و پیغمبر و ائمه گفتند درست است. بعد پیامبر آخرش اینطوری میگوید: همانا جبرئیل نام ایشان و نام پدرانشان و دوستانشان و معترفین به فضیلت ایشان را برای من آورده است. پیامبر میگوید من همه آدمها را میشناسم که چه کسانی پیروی از اینها میکنند. یک موقعی یک کسی رفته به علی (ع) فرمود من از شیعیان تو هستم. حضرت یک لحظه سرش را پایین انداخت، بلند کرد گفت: اسم تو در فهرست شیعیان ما نیست، داری دروغ میگویی. ما تا قیامت اسمشان را داریم، میدانیم چه کسانی شیعه ما و محبین ما و پیروان ما هستند. اسم تو اینجا نیست. یک منافقی رفته بود خدمت حضرت این را گفت. حضرت چند لحظه سرش را پایین انداخت و بعد بلند کرد گفت: داری دروغ میگویی، اسم تو را ندادند. باید اسم بدهند. هفت هشت میلیارد روی زمین هست، اسم همه را نمیدهند. خیلی انسان باید شاکر باشد اگر نور اهل بیت در وجودش فعال بشود. تلاش ما باید این باشد که این هفت هشت میلیاردی که روی زمین هستند، همه نوری که از اهل بیت در وجودشان هست انشاء الله فعال شود. اینها هم بفهمند که فرزندان اهل بیت هستند و پیرو اهل بیت بشوند. سراغ الگوهای دروغین و خیالی نروند. این وظیفه ماست، رسالت ماست و حقی است به گردن ما. این بحث را به پایان میبریم. از جلسه بعد بحث جدیدی را آغاز میکنیم انشاء الله، موضوع جدیدی هست از ادامه بحثمان.
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.