فهرست مطالب
Toggleمقدمه: اهمیت صداقت در ارتباط با خانواده آسمانی
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. در جلسه گذشته یک سؤال مطرح شد که پاسخ آن ملاک صدق و کذب ماست و این سؤال فوقالعاده تعیینکننده است در ارتباط با اعضای خانواده آسمانی. مثل اعضای خانواده زمینی، افراد که در خانواده زمینی قرار میگیرند ممکن است در حق همدیگر یک اشتباهاتی بکنند، یک خطاهایی سربزند. اما چیزی که در خانواده زمینی هم پذیرفته نیست دغلبازی، ریاکاری، دورویی و بیصداقتی است. اینها خیلی مهم است. در خانواده آسمانی هم اگر انسان بخواهد با اهل بیت ارتباط برقرار بکند، شرط مهمش صداقت است.
تأکید زیارت عاشورا بر قدم صدق
تنظیم زیارت عاشورا تنظیم خداست. خداوند تبارک و تعالی این حدیث قدسی را تنظیم کرده و دو جای زیارت عاشورا روی این خیلی تأکید کرده. یک جا وسط زیارت عاشورا که شما با سید الشهداء یعنی پدر خودتان سخن میگویید: (أَن یُثَبِّتَ لی قَدَمَ صِدقٍ) ای امام حسین من از خدا میخواهم در این ارتباطی که با شما دارم خداوند قدم صدق من را محکم بکند. من تثبیت شوم و در راستگویی و صداقت واقعاً تثبیت شوم. دروغ نگویم، جا نزنم، فرار نکنم، پشت نکنم، سست نشوم. این خیلی مهم است. و یکی هم در سجده هست. شما وقتی که سجده میکنید در سجده به خداوند عرض میکنید (وَ ثَبِّت لی قَدَمَ صِدقٍ) خودت به خدا میگویی و میگویی که خدایا قدم صدق من را تو محکم کن و یک کاری کن که من نزد تو روسفید باشم، روسیاه نشوم. (ثَبِّت لی قَدَمَ صِدقٍ عِندَکَ) اما این با (مَعَ الحُسَین وَ أَصحابِ الحُسین) وقتی میگوییم حسین شما جایش امام زمان بگذارید. حسین زمان ما ایشان هست. زیارت عاشورا یعنی همین که شما هر جا به (أَبا عَبدِ الله) میرسید یادتان باشد که دارید با امام زمان خودتان هم سخن میگویید.
صداقت در زندگی و عضویت در خانواده آسمانی
صداقت خیلی مهم است. سؤالی که جلسه قبل کردیم این بود که آیا ما واقعاً میخواهیم عضو خانواده آسمانیمان بشویم یا نه؟ ما میخواهیم با خانواده آسمانیمان زندگی بکنیم یا نه؟ ما میخواهیم در دنیا و آخرت با آنها باشیم یا نه؟ این را باید صادقانه جواب بدهیم چون این است که سبک زندگی ما را واقعاً مشخص میکند. یک کسی که بگوید آره و میخواهم و دوست دارم و خدا ما را با آنها محشور بکند ولی سبک زندگیش اصلاً دروغ است، این فقط سر خودش را کلاه میگذارد، خودش را مسخره کرده. مثل کسی که شما میخواهید فردا کوه برویم یا نه، فردا جمعه است میخواهیم برویم کوه میآیید یا نه؟ بگوید آره من میآیم بعد بهانهگیری میکند. صبح چندتا زنگ میزند من نمیتوانم بیایم حالا خواب است نتوانسته به خواب شیرین غلبه کند. یا اینکه میآید حالا آمده میخواهد از کوه برود بالا اگر خانم باشد یک کفش پاشنه بلند پوشیده با یک لباس نامناسبی که اصلاً به درد کوه نمیخورد. آقا هم هست یکی از این دمپایی ابریها پوشیده با این که نمیشود رفت کوه. این معلوم است اصلاً صداقت ندارد. یک کسی که بگوید من میخواهم بیایم بروم کوه نه چوبی آورده، عصایی آورده، وسایلی آورده، طنابی نیاورده، لباس مناسبی نیاورده، این معلوم میشود که وقتی میگوید میخواهم بیایم کوه صداقت نیست. یا من باشگاه میخواهم بیایم بعد ثبت نام نکند، بعد در تمرینات حضور پیدا نکند، اگر هم حضور پیدا کرد تمرینات را انجام ندهد، این یعنی صداقت ندارد. وقتی ما میگوییم میخواهیم وارد خانواده آسمانی بشویم یادتان نرود یعنی من حاضرم تمرینها را انجام بدهم، من صداقت دارم.
صداقت در روابط زناشویی و برنامههای خودشناسی
گاهی وقتها خانمها آقایان میآیند میگویند ما با هم اختلاف داریم. من هم میگویم اختلاف شما هر چه باشد برطرف میشود. ما جز در 5 درصد موارد، 95 درصد اختلافات زناشویی به صلح میانجامد، میشود به صلح بیانجامد و ما 95 درصد طلاقهایمان بیهوده و بچهگانه است، واقعاً میشود جلویش را گرفت. من همیشه به آنها میگویم اولین کاری که میکنید باز هم دارم تأکید میکنم بدون این اصلاً نزد ما نیایید. کسی نیاید بگوید من با شوهرم اختلاف دارم، با زنم اختلاف دارم چکار کنیم. من به همه میگویم قبل از این که بیایید سؤال کنید اول فیلم مهارتهای یک را ببینید. روی سایت هم هست رایگان. آنهایی که ارتباط دارند میتوانند ببینند. آنهایی هم که ندارند اینجا هست سیدیاش را بگیرند. و حداقل 40 صفحه از کتاب ضرورت خودشناسی، این را بخوانید. برای چه من میگویم همه عزیزان این را اول انجام دهند یا هر کس میآید پیش من برنامه میخواهد اول این را برایش مینویسم که قرارهایمان را اول با او بگذاریم. در آن فرمی هم که در برنامهها هست یک برگه اضافه هست نوشته تذکرات مهم، در آن جا هم توضیح دادیم کسی که این فرم را پُر میکند معنایش این است که میخواهد در این باشگاه ثبت نام کند و حاضر است برایش وقت بگذارد. این خیلی زشت است که کسی بیاید برنامه بگیرد بعد از دو هفته سه هفته میگوید فیلم را نرسیدم ببینم، آن کتاب را هم وقت نکردم بخوانم، بعد شوهرم اصلاً برنامه را اجرا نکرد. این صداقت نیست. یعنی ما نمیخواهیم زندگیمان را بسازیم، میخواهیم زندگی به شکست منجر شود، نمیخواهیم خوشبخت شویم. یا خانمم اصلاً حاضر نیست این برنامه را اجرا کند یا من تنبلی کردم حوصله نداشتم. اینها همهاش بیصداقتی است. شما وقتی میگویی میخواهم در خانواده اهل بیت ثبت نام کنم یعنی میخواهم عضو خانواده حضرت زهرا شوم، با قیمت مادرم، با قیمت پدرم زندگی بکنم و میخواهم با آنها محشور شوم. یعنی حاضرم یک سلسله تمرینها را برای شدن در قیمت آنها، رساندن خودم در سطح آنها انجام دهم. میخواهم یک کاری بکنم که حتماً دنیا و آخرت با آنها باشم پس قواعدش را هم باید طی کنید. این که یک کسی بگوید من دوست دارم اینجوری باشم اما میبینی اصلاً سبک زندگیش، نوع لباسش، نوع انتخابهایش، ارتباطهایش، تفکراتش، چینشهای فکری، مهندسی فکریش هیچ کدام به اهل بیت نمیخورد، این فقط یک شوخی است، یک تعارف است.
انتخاب آزادانه عضویت در خانواده اهل بیت
پس سؤال، یک بار دیگر سؤال را تکرار میکنیم: آیا ما میخواهیم در خانواده اهل بیت ثبت نام کنیم یا نه؟ میخواهیم عضو این خانواده باشیم؟ ذاتاً که هستیم، خدا که ثبت ناممان کرده، جنس ما را از جنس آنها آفریده. ما هستیم که راهمان را جدا میکنیم. فاطمه زهرا فرمود بعضی از شما آنقدر راهتان را از ما جدا میکنید که وقتی من میخواهم در قیامت و آخرت به داد شما برسم، نجاتتان بدهم، به قیامت که اصلاً نمیرسد تازه بعد از قیامت باید چندصد هزار سال در جهنم باشد تا من بروم پیدایش کنم، نجاتش بدهم. انقدر دور میافتد آدم از نظر فکر، سبک زندگی، مدل زندگیش با مادرش فاطمه زهرا. این خوب نیست که انسان سبک زندگیش را از حقیقت خودش، خانواده خودش جدا بکند. این یادمان نرود. اگر میخواهیم با اهل بیت زندگی کنیم ما ذاتاً عضو آن خانواده هستیم اما خداوند ضمن این که به ما ذاتاً این شرافت را داده و دعوتمان کرده اختیار هم به ما داده، میگوید خودت باید انتخاب کنی عاشقانه در این خانواده بیایی. آنها کسی را جبراً عضو خانواده خودشان نگه نمیدارند به هیچ وجه. خیلی هم ناز دارند، خیلی هم نازشان بالاست. یعنی شما یک ذره ناز کنید میگویند بفرمایید بروید ما کسی را اینجوری نگه نمیداریم.
ناز اهل بیت و امتحان عاشقی
امام حسین انقدر ناز دارد که در تمام مسیر مدینه تا کربلا به همه میگوید که این سفر سفر خطرناکی است. یعنی چه؟ چرا دارد اینجوری میگوید؟ ما بودیم میگفتیم خب نمیگفتی جنگ هم میشد بالاخره تو 4 هزارتا 5 هزارتا 10 هزارتا سرباز داشتی شاید هم موفق میشدی. میگوید من هیچ کس را خلاف میلش به مقام خودم نمیرسانم. هر کس میخواهد به مقام من برسد خودش باید دوست داشته باشد با من بیاید در مقام من، خودش باید بیاید. لذا یکسره میگوید، شب عاشورا چقدر ناز دارد چون قرار است اینها برسند به مقام امام حسین. فرمود من یارانی باوفاتر از یاران خودم ندیدم و سراغ ندارم. اینهایی که ایستادند دیگر خیلی عاشق بودند ایستادند. امام حسین هم به هر کس انگولکش میکرد هی اذیتش میکرد بلکه برگردد. شب عاشورا چکار داری چراغها خاموش هر کس میخواهد برود برود. الله اکبر، چه امتحان سختی. اگر کسی واقعاً نمیخواهد همدرجه من باشد برود. خیلیها رفتند اکثر قریب به اتفاق رفتند 30، 40 نفر ماندند برای حضرت. اگر آن روایت 150 نفر را قبول کنیم در زیارت ناحیه مقدسه حضرت امام زمان(ع) بیش از 72 نفر شهید را سلام میدهد قطعاً بیش از 72 نفر بودند ولی حداکثر 150 نفر. امان از ناز این خدا و ناز اهل بیت، خیلی نازکمزاجاند، خیلی نازنازیاند.
یار بس نازکمزاج است و غیور
غیر او از محفل خود ساز دور
به محض اینکه به کسی بگویی سلام خدا میگوید برو پیش همان. تا برگردی رویت را به یک چیزی نگاه کنی واگذارت میکنم با همان. به هر چه که نگاه کنی میگوید خوب نیست به کس دیگر نگاه کردی برو سراغ همان برو خوش باش. لذا شب عاشورا از این طرف میگوید (هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی) که میآید کمکم کند؟ دعوت و مهربانی ولی در آن حالت هم که جگر دارد دعوتش را قبول کند خیلی سخت است دعوت قبول کردن در آن حالت. الآن هم امام زمان که دارد میگوید (هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی) فقط عاشقها، بچههای وفادار به پدر، بچههای مهربان، سربازان فداکار یا ما ثبت نام میکنیم.
تجربه جبهه و آمادگی برای فداکاری
یادم است من تخریبچی بودم در جبهه. فرمانده ما هر وقت پادگان دوکوهه پُر میشد مثلاً اعزام میآوردند نیرو نداشتیم. یک موقع گردان ما رسیده بود به 8 نفر. میگفتند گردان تخریب، یک گردان 8 نفر بودیم. سوار یک کوپه قطار میشدیم همگی روی هم میریختیم روی کوپه زده بود گردان، یک گردان 8 نفره. هیچ کس را نداشتیم. بعد فرمانده ما میآمد پادگان نیروهایی که اعزام شده بودند میگفت من فرمانده گردان تخریبم. ما در گردان تخریب به کسانی احتیاج داریم که از همین امشب آمادگی داشته باشند روی مین بغلتند، دست بدهند، پا بدهند، جان بدهند. آنها که اینجوری هستند بیایند. اینها همه آمدند جبهه که جانشان را بدهند ولی وقتی که فرمانده اینجوری اعلام میکرد که ما چنین کسانی میخواهیم همه نمیآمدند کنار بایستند. یک عده خیلی خاص و عاشق بودند که آماده بودند از همین امشب اگر مین را توانستند خنثی کنند که هیچی. بقول خودشان شوخی میکردند مینا را! مینا را میتوانستند خنثی کنند که میکردند اگر نمیتوانستند باید غلت میزدند باید تکه تکه میشدند. من بارها دیدم کسانی که نتوانستند و پریدند در میدان مین.
حسرت بهشتیان و فرصت خدمت به امام زمان
امام زمان دارد اعلام میکند میخواهید با من و همدرجه من، این فرصت فوقالعادهای است عزیزان من یک چیزی به شما بگویم تمام کسانی که الآن در بهشتاند حسرت شماها را میخورند در بهشت، جهنمیها را نمیگویم. در روایت داریم خداوند وقتی که حضرت میخواهد بیاید قبلش میبیند در این بهشتیها خیلی جلزوولِز هست. میگوید آقایتان دارد میآید اگر میخواهید بروید بروید از بهشت. در روایت داریم یک عده از بهشت میآیند پایین پیش حضرت برمیگردند به زمین، ما بهشت بدون امام زمان را میخواهیم چکار برویم زمین فدایش شویم. خیلی جگر میخواهد کسی بهشت را ول کند بیاید زمین به عشق امامش، به عشق پدرش. اینها دیگر که هستند آنها کسانی هستند که میگویند خوش به حال اینها، اینها الآن چقدر میتوانند به امام زمانشان خدمت کنند، چقدر میتوانند بروند در لشکر حضرت، چقدر میتوانند پیوند بخورند. و ما اصلاً قدر این چیزی که داریم نمیدانیم. داریم مفت از دستش میدهیم. ذوقی، شوقی، حرارتی، انرژی، قدرتی، هیچی اصلاً حس این نیست. همه دوستش داریم اما همه حاضر نیستیم برویم کنار آن گوشه بایستیم برای جهاد، کشته شدن، فداکاری. پایش جوانی بریزیم، پایش آبرو بریزیم، پایش پول بریزیم، پایش قلم بریزیم، پایش هنر بریزیم. حاضر نیستیم خودمان را وقف کنیم برای حضرت، حاضر نیستیم خرج کنیم. بهشتیها الآن به حال ما حسرت میخورند. یک موقعهایی هم از دست ما عصبانی میشوند. میگویند اینها دیگر که هستند ما الآن اگر خدا اجازه میداد از بهشت با سر میپریدیم زمین. حالا إن شاء الله میبینید با چشم خودتان الهی إن شاء الله همهمان ببینیم ببینید که چه کسانی از آنجا بلند میشوند میآیند اینجا حضرت چه عاشقانی دارد. حضرت دارد ما را صدا میکند قدم صدق داری یا نه، راست میگویی یا راست نمیگویی. این سؤال است. قرار شد این جلسه شرایط ثبت نام را توضیح بدهیم. اگر قبول کرد إن شاء الله به حق امام زمان دل ما همه بگوید آره میخواهیم ثبت نام کنیم و إن شاء الله به حق امام زمان همهمان راست بگوییم. اگر همهمان راست بگوییم این خیلی زیباست. خوش به حال کسی که همین الآن به امام زمان میتواند بگوید (لَبَّیک) چون آقا دارد صدا میکند (هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی) کسی هست کمکم کند؟ خوش به حال شما با این دلهایتان که به حضرت بگویید (لَبَّیک) ما حاضریم.
شرایط ثبت نام: انتخاب شیعیان و نصرت اهل بیت
حالا میخواهیم ثبت نام کنیم شرایط ثبت نام را ببینیم. از امیر المؤمنین(ع) فرمود (إِنَّ اللهَ اِطَّلعَ إِلیَ الأَرضِ فَاختارَنَا) خدا به زمین نگاه کرد ما را انتخاب کرد. داستانی دارد که اینها را قبلاً در مراحل دوره اول خانواده آسمانی گفتیم. جریان انتخاب اهل بیت روی چه حسابی بوده اینها را قبلاً توضیح دادیم. ما را انتخاب کرد یعنی از بین همه این میلیاردها انسان خدا این چند نفر را انتخاب کرد. چرا چجوریاش را هم آنجا توضیح دادیم. اینجایش قشنگ است (وَ اختارَ لَنَا شِیعَۀَ) خدا برای ما هم یک سلسله پیرو انتخاب کرده. دست گذاشت شما اهل بیت این طرف، شماها هم محبین و شیعیان اینها باشید. 7 میلیارد جمعیت روی کره زمین است الآن چندتایشان را خدا انتخاب کرده برای این کار؟ کل شیعیان 400 میلیون نفر حدوداً تازه همهشان شیعه کامل هم نیستند. شیعه دوازده امامی خالص ناب کمتر است. به کس کسونش نمیدم به همه کسونش نمیدم! حضرت علی را به همه نداده، امام زمان را به همه نداده. (وَ اختارَ لَنَا شِیعَۀً) برای ما شیعههایی را انتخاب کرده. حالا ما واقعاً خیلی نقش داشتیم در این که ما را انتخاب کردند؟ ببینید به ما چه دادند که ما واقعاً قدرش را نمیدانیم، اتفاقاً من لیاقت داشتم من خیلی آدم حسابیتر از بقیه بودم، به ما دادند. نباید قدر بدانیم؟ نباید از این خدا تشکر کنیم؟ نباید از این هدیهای که به ما داده سرمست باشیم و به آن افتخار کنیم؟ نباید این شادی انقدر در دل ما زیاد شود که به همه غمهای عالم بیارزد؟ نه؟ ما بدبختیمان این است که این نعمت عظیم را خدا به ما داده باز ما داریم غمهای پست میخوریم. غمهایی که جلسه قبل گفتم غمهای پستکننده، غمهای تاریککننده، غمهای بیارزش داریم میخوریم. این همه شادی، چقدر اهل بیت گفتند وقتی ما را دارید دیگر شاد باشید، شاد زندگی کنید با ما دیگر غصه نخورید.
پیر خردپیشه نورانیم
برد ز دل زنگ پریشانیم
گفت که در زندگی آزاد باش
هان گذران است جهان شاد باش
این نیز گور پدر دنیا، ما یک خانواده آسمانی داریم اصلاً با آن انقدر آدم سرمست میشود بخصوص اگر عرضه داشته باشد در همین دنیا رفت و آمدهایشان را شروع کند نه اینکه بگوید حالا دست ما که به آنها نمیرسد حالا پس اینها کجایند اینها که ما نه اصلاً میبینیمشان نه ارتباط داریم. عزیزم هم میبینیشان هم ارتباط داری. چشمهایت را یک ذره باز کن یک ذره تمرین کن. در این کلاس 20 دفعه گفتم تمرینهایتان را انجام بدهید ببینید این ارتباط برقرار میشود یا نمیشود ببینید زندگیتان لذتبخش آرامبخش میشود یا نمیشود. تمرینها را ما شروع نمیکنیم اصلاً وقت نمیگذاریم. اگر کسی در روز 20 دقیقه وقت بگذارد تمرین کند، تمرین با تمرکز 20 دقیقه نیم ساعت تمرین کند اصلاً زندگی انسان زیرورو میشود. (وَ اختارَ لَنَا شِیعَۀً) برای ما این شیعه را انتخاب کرده. این شیعیان چکار میکند؟ شرایط ثبت نام 1. (یَنصُروُنَنا) کاری که میکنند اینها چون عضو خانواده ما هستند بابایم است باید کمکش کنم. از او خوشم نمیآید از مامانم خوشم نمیآید ولی حالا مادرم است پدرم است برادرم است خیلی از برادرم بدم میآید ولی چکار کنم. شوهرم است متنفرم از او ولی شوهرم است. زنم است بدم میآید از او ولی زنم است. مگر میشود آدم از یک نفر بدش بیاید ولی ولش نکند برایش کم نگذارد؟ بله این شرط انسانیت است. امام صادق فرمود حتی اگر همسرت را دوست نداری پایش عشق بریز. حیوانیت است کسی بگوید من همسرم را دوست ندارم چطور عاشقش باشم. عاشقش نیستی نباش. انسان میتواند این کار را بکند. این که کسی بگوید من همسرم را دوست ندارم فلان کس را دوست ندارم نمیتوانم به او محبت کنم این حیوان است. حیوانات اینطوری هستند. البته کلی نگوییم فردا قیامت حیوانات یقهمان را میگیرند. حیوانات یک موقعهایی بچههای حریفها و دشمنانشان را هم میبرند بزرگ میکنند مهربانی میکنند. خدا شاهده یک موقعی بچههای حریفهایشان را میبینند به جای این بخوردنشان یا بکشندشان میبخشندشان بزرگشان میکنند به آنها محبت میکنند. یک آدمی که میگوید من نمیتوانم واقعاً همسرم را دوست داشته باشم آدم نمیداند اسمش را چه بگذارد. پدرم و مادرم و خواهرم و برادرم و یک کسی که زود میافتد به تنفر خیلی کوچک است خیلی ضعیف است. این که خانواده زمینی است خانواده آسمانی چه، میگوید اینها یاری ما میکنند (فَیَنصُرونَنا) میآیند به کمک ما.
کمک خواستن اهل بیت: فرصتی برای عشقبازی ما
چرا میآیند به کمک ما؟ واقعاً اهل بیت به کمک احتیاج دارند؟ امام حسین واقعاً روز عاشورا (هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی) که میگفت در موضع ضعف بود؟ یعنی واقعاً به کمک نیاز داشت؟ اگر در موضع ضعف بودی پس چرا شب عاشورایی هزار و خوردهای نفر پراندی رفتند؟ چرا هی میروی به طرف میگویی فلانی تو بچهات اسیر است برو نمیخواهد بایستی برو پسرت را آزاد کن. به آقا میگفت اسیر است که اسیر است نمیتوانم دست از تو بردارم به خاطر پسرم و ایستاد. موضع ضعف ائمه و این که 1180 سال آواره طرد شده غریب و تنهای تنهاست این واقعی است. نامهایش را در کتاب آشتی با امام زمان آوردم. حضرت فرمود این که من از شما کمک میخواهم به خاطر خودم نیست به خاطر خودتان است. شماها به کمک من احتیاج دارید. این جمله بلند را میگوید (نَحنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَ الخَلقُ بَعدُ صَنائِعُنا) ما ساخته پروردگاریم ما پیش خدا هستیم. همه مردم و همه مخلوقات از نور ما خلق شدند. امام زمان مظهر غنی است پس اگر میگوید کمکم کنید مثل گدایی خداست. خدا در قرآن چه میگوید (مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً) که به منِ خدا قرض میدهد (إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ) که خدا را یاری میکند. خدا یاری میخواهد زور ندارد قدرت ندارد عزت ندارد. چرا همه این موضعها برای این بود که شماها بجنبید یک نقش بازی کنید.
صداقت در روابط مالی و مهریه
مردی که به زنش بدبین است یا زنی که منفینگر هست، مرد خسیس نکبت هستند. گفتیم در عقد هم اگر یک دختر بیاید بگوید شوهرم خسیس است یا بدبین است میگوییم همین الآن طلاق بگیر. نه ما همه کارشناسها میگویند با این مرد نمیشود ادامه داد. آدم خسیس آدم بخیل که حاضر نیست برای عشقش هزینه کند هی چرتکه میاندازد و سخت میگیرد و یک آدم بدبین اصلاً به درد زندگی نمیخورد فقط به درد یک چیز میخورد آن هم جهنم است اگر خودش را درست نکند. من یک موقعی به دخترها میگویم با پسر بیرون بروید یک مهمانی بروید یک ناهاری یک شامی یک پارکی یک جایی ببین دست تو جیبش چطور است. یک روز تا غروب که میخواهد با شما بیاید بیرون چطور خرج میکند. ببین خرج میکند هی میآید بگوید یا نه، هی چرتکه میاندازد پولی که به تو دادم چکار کردی از این بازیهای بد، حرفهای زشت محاسبه کردن خیلی مو را از ماست بیرون کشیدن اینها خیلی زشت است بخصوص برای یک مرد حالا زن در روایت داریم این برایش خیلی زشت نیست ولی برای مرد خیلی زشت است. خانم میگوید من جیبم پُر پول است خودم کار میکنم ماهی 2 میلیون 3 میلیون دارم حقوق میگیرم ولی دوست دارم وقتی با یک مرد میروم بیرون یک مردی گفت من دوستت دارم میخواهم ببینم حاضر است برای من چطور خرج کند. میخواهد بیاید آویزان کیف و جیب من بشود یا اینکه میخواهد خرج بکند. همان حداقلی هم که دارد تا تهش خرج میکند. میگوید میدانم درآمدش کم است ولی وقتی که با من بیرون میآید عمراً نمیگذارد من دست توی جیبم کنم یا چیزی خرج کنم. حاضر است برود وام بگیرد خرج کند ولی من برایش خرج نکنم. زن عاشق چنین مردی است. علامت صدق است برای چه برای مرد مهریه گذاشتند. مهریه یعنی چه؟ یعنی علامت صداقت. به آن صداق میگویند. صدقه هم از همین ماده میآید یعنی علامت عشق علامت هدیه دادن علامت مهرورزی. ولی چقدر زشت است یک نفر یک هدیهای و صدقهای را قبول کند برای همسرش بعد هم برود انقدر به او فشار بیاورد که تو برو این را ببخش یا موقع طلاق انقدر بگذارد روی گرده زن و روی گردن زن فشار بدهد این خرخره که یالا این را بیخیالش شو، چقدر این برای آدم کوچکی میآورد.
کمک به خدا و اهل بیت: فرصت رشد و عشقبازی
خدا وقتی میگوید من نیاز دارم میگوید من دارم فیلم بازی میکنم (مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً) بعد میگوید (فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَثِیرَهً) اگر بدهید من 1 برابر تا 700 برابر میدهم. تو که داری برای چه کمک میخواهی میگوید من میخواهم ببینم تو چقدر عاشق منِ خدا هستی من باور کردی یا نه که به عشق من هزینه کنی. امام زمان هم وقتی میگوید به ما کمک کنید ائمه هم وقتی میگویند کمک کنید کمکهایشان مثل کمکهای خداست. و الا برای خودشان که گدا نیستند. یک آدم نادانی که اصلاً امامشناس نیست میگوید آقای شجاعی چه میگوید. سیدیاش را شنیدم کتابش را خواندم امام زمان مضطر آواره است امام زمان انقدر بدبخت و بیچاره و فلج و علیل و گرفتار است؟ چرا شأن امام زمان را میآورید پایین؟ نه امام زمان خودش دارد میگوید به من کمک کنید مثل خداست ولی این کمک خواستن از روی نیاز حقیقی نیست. پس وقتی میگوید (فَیَنصُرُونَنا) دقت کنیم یعنی چه، یعنی ما برای شما فرصت عشقبازی ایجاد کردیم. کربلا فرصت عشقبازی است و خداوند نخواست که عشق کربلا فقط برای این 70 و چند نفر بماند چون یک کسی میتواند بگوید خدایا آنها زمانشان خورد به امام حسین راست گفتند رفتند ما هم اگر میخورد راست میگوییم به خدا. اگر ما هم بودیم من هم روز عاشورا حاضر بودم این کار را بکنم پس چرا نصیب آنها شده نصیب من نشود بخصوص ایرانیها چون در روایت هم داریم صادقترین مردم عاشقترین مردم نسبت به خدا و اهل بیت ایرانیها هستند.
فداکاری ایرانیان در دفاع مقدس و عاشورای امروز
ایرانیها را با بقیه نمیشود مقایسهشان کرد. در 8 سال دفاع مقدس همهشان نه به عشق امام حسین و خدا، اینها نبود امام امت بود ولی فقیه بود نماینده اینها بود به عشق او اینها چکار کردند چه عشقبازیهایی کردند اینها اگر روز عاشورا بودند صحنهها درست میکردند. عملیات خیبر من در دریاچه افتاده بودیم. دریاچه را دیدید فیلم نشان میدهد دو طرف دریاچه یک جاده کوچک باریک خاکی وسط این دریاچه بود. دریاچه که تمام میشد خاکریز را زده بودند جلو عراقیها ؟؟؟گرهها را هم داشتند میدانستند کجا باید ما را بزنند. پشت آن نیزار و دریاچه قشنگ از همان جا گرهها را داشتند خمپارههای 120 و خمپارههای دیگر و توپ میزدند نفر به نفر تکه تکه میکردند تا میآمد و میرفت. من یک لحظه برگشتم پشت سرم را نگاه کردم دیدم روی این نیهای نیزار تکههای گوشت بچهها افتاده تکههای بدن بچهها و عاشقها افتاده. زدند زدند رسید به نفر قبلی من، من داشتم قشنگ نگاهش میکردم یک پسر مثلاً 13 ساله هیچکس زنده نمانده بود یعنی از همان ردیف کشته بودند آمده بودند همینطور نگاهش کردم دیدم یک دفعه گفت برادر بیا یک عکس از من بینداز. چقدر این تعادل دارد چقدر این عاشق است. یک عکس از ما بینداز دیر میشود ما رفتیم. ایستاد و یک عکس با یکی دیگر هم گرفت. یک جنازهای از شهدا آنجا افتاده بود رفت با آن هم یک عکس گرفت و بعد گفت من نگران امامم الآن امام دارد چکار میکند. میشود بفهمید این بچه کیست؟ چه روحیهای، ایرانیها ثابت کردند که هیچ قومی به اندازه ایرانیها شهید نداده. هیچ وقت کره زمین به اندازهای که در این 35 سال آدم تربیت شده نتوانسته آدم تربیت کنه. هیچ وقت اهل بیت انقدر عاشق نداشتند. هیچ وقت اهل بیت انقدر فداکار نداشتند، هیچ وقت. من شهادت میدهم (وَ الله بِالله تَالله) قسم اگر جان بخواهند یک نفر از شماها دریغ ندارید که جانتان را فدا کنید. قطعاً اگر شما درِ خانه امیر المؤمنین بودید مادرمان سیلی نمیخورد یا مادرمان کشته نمیشد. اگر شما پیش حضرت مجتبی بودید تنها نمیماند و اگر عاشورا بودید خیلی از آن صحنهها اتفاق نمیافتاد و یا اگر اتفاق میافتاد بعد از کشته شدن شماها بود. خدا دید حیف است گفت پس من که عادلم به همه بندگانم یکسان فرصت میدهم. زمینه را فراهم کرد که (کُلُّ یَومٍ عاشُورا وَ کُلُّ أَرضٍ کَربَلا) یک عاشورای چندقرنه درست کرد و یک کربلای طولانی ساخت برای ما. الآن آن کربلاست و الآن آن عاشوراست. الآن هم حسین زمان شما دارد میگوید (هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی) و فرصت عاشقی را فراهم کرده. حالا نوبت عاشقی ماست نوبت ما رسیده. اینها در چند قرن هر کس قرار بوده عاشقی کند عاشقیهایش را کرده و هر کس هم قرار بوده غفلت خودش و گندکاریهای خودش و چیزهای دیگر برود رفته. حالا الآن نوبت ما شده و نوبت عاشقی ماست تا إن شاء الله برسیم به چادر حضرت و به زمان ظهور دو تا اتفاق میافتد یک عده ریزش میکنند وسط این جمعیت.
اندک اندک جمع مستان میرسند
اندک اندک می پرستان میرسند
نازنازان دلنوازان در رهند
مردان صادق و ثابتقدم در راه خدا
(مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ) چقدر شراب پرقدرتی است این آیه، (مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ) خدا چه دلبری کرده در این آیه، (صَدَقُوا) راست میگویند (ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ) عهدی که با خدا کردند واقعاً صادق پایش ایستادند. (َمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ) بعضیهایشان مدتشان فرا رسید و در این عشقبازی رفتند (وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ) یک عدهشان هم واقعاً منتظر نوبت جانفشانیهایشان هستند عاشقند (وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً) اصلاً مرامشان را عوض نکردند ثابت ایستادند. یعنی این آدم 20 سال بعد از جنگ همان آدم است 30 سال بعد از جنگ همان آدم است. ما انقلابیها زندانرفتهها شکنجهدیدهها یاران امام پیشکسوتان جهاد و خون کسانی که با خودمان با خود من خط میشکستند دیدم که الآن نماز دیگر نمیخوانند. آن حالتها را تبدیل کردند پشیمان شدند از کاری که کردند و حالا دارند جبران دنیاگراییشان را میکنند جبران مافات را میکنند با دنیاگرایی، کم هم نیست در مسئولین خودمان در نظام آدمهای پشیمان زیاد داریم آدمهایی که رفتهرفته دچار استحاله شدند. رفتهرفته سبک زندگیشان شکلشان قیافهشان لباس پوشیدنشان ازدواجشان و… خیلی چیزهای دیگرشان عوض شد کار اقتصادیشان کار سیاسیشان کارهای دیگرشان رفتهرفته عوض شد. قرآن فرمود (وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً) اینها اصلاً تغییر نمیکنند ثابت میایستند، (یَنصُرُونَنا) ما را کمک میکنند انقدر این کلمه قشنگ است که نگو.
لذت نصرت اهل بیت و سربازی خدا
خدمت یکی از بزرگان بودیم علامهای از علمای بزرگمان از اولیاء الهی میگفت یک آقایی عاشق یک خانمی بود این خانم یک سیلی زد در گوشش این انقدر کیف کرد گفت میشود این طرف هم بزنی تو فحش هم بده با ما حرف بزن به ما میچسبد. (یَنصُرُونَنا) چقدر لذت دارد ما را به خودشان اضافه کردند. آدم اضافه میشود به اهل بیت چقدر قیمت پیدا میکند. یک دفعه حضرت ما را به خودش نسبت داده (إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ) خدا میگوید سربازهای من همه پیروزند چه عشقی دارد به آدم اسم خدا اضافه شود، سرباز خدا. یکی از عاشقانهترین دعاها دعای روز سه شنبه است (اللَّهُمَّ اجعَلنی مِن جُندِک) چقدر عاشقانه است من سرباز تو شوم (اللَّهُمَّ اجعَلنی مِن حِزبِکَ) من همحزبی تو شوم (اللَّهُمَّ اجعَلنی مِن أَولِیائِکَ) من رفیق تو شوم ولی تو شوم. شبهای ماه رمضان هر شب میخوانیم (اللَّهُمَّ اجعَلنی مِمَّن تَنتَصِرُ بِهِ لِدینِکَ وَ لا تَستَبدِل بِی غَیری) خدایا من را از آنهایی قرار بده که تو مرا انتخاب کرده باشی که دینت را به وسیله من یاری بکنی و هیچ کس را هم جای من نگذاری اگر کسی را میخواهی بگذاری به او بدهی به خودش بده ولی من را بیرون نکنی کس دیگر را جای من بگذاری. (و لا ؟؟؟تحنی بِکَلامَۀِ أَحدٍ مِن أولِیائِکَ) خدایا مرا پست نکنی بخواهی یکی را بزرگ کنی من را خوار کنی اینجوری نشود بگویی تو برو گمشو تو لیاقت نداری فلان کس بیاید جای تو، خدایا بیرونم نکنی خیلی خطرناک است اگر خدا بگوید شما بروید دنبال کارهایتان تشریف ببرید. مثلاً امام حسین خیلیها را گفت بفرمایید شما بروید. امام حسین ملاحظه عباس را هم نکرد الله اکبر به عباس گفت برو اماننامه آمده تو هم برو. خدایا کسی را جای من نگذاری (وَ قَتلاً فی سَبیلِک) چقدر دعای قشنگی است این دعا همهاش شراب است.
دعای عاشقانه و طلب شهادت
بعد از دعای افتتاح میخوانید شبهای ماه رمضان (اللَّهُمَّ بِرَحمَتِکَ فِی الصّالِحِین فَأَدخِلنَا) چه حرفهایی، (وَ فِی عِلِّیِّین فَأَرفَعنَا) توی آن حسابی حسابی حسابیها ما را ببر بالا (وَ بِکَأسٍ مِن مَعینٍ مِن عَینٍ سَلسَبِیلٍ فَاسقِنَا) از آن شرابهای بهشتی به ما بنوشان. چه کسانی اینطور دعا میکنند اینها یک آدمهای خاصیاند که اینطوری عاشقند با خدا اینطور حرف میزنند و الا لقلقه زبان ما بگوییم و هیچ هوسی نداشته باشیم که بچهبازی است (فَاسقِنَا)، (وَ مِنَ الحُورِ العِین فَزَوِّجنَا) خدایا حوری نصیب ما کن حور نصیب ما کن به ازدواج ما درآور. حور لفظش مذکر مؤنث است زن میگوید خدایا حور به ازدواج من درآور مرد هم میگوید خدایا حوری به ازدواج من درآور، برای زنها مردان بهشتی و برای مردها زنان بهشتی، که میداند یعنی چه؟ که میداند یک زن بهشتی یا یک مرد بهشتی یعنی چه که به ازدواج آدم درآید این چه ازدواجی است. میآیی میگویی (وَ قَتلاً فِی سَبیلِک فَوَفِّق لَنَا) خدایا کشته شدن هیچ چیز جانم را آرام نمیکند مگر زمانی که کشته شوم در راه تو بزنند خونم را بریزند در عشق تو (فَوَفِّق) موفق کن خدایا قبولمان کن موفقمان کن. یکی از ذکرهایی که امشب به شما هدیه بدهم ذکر (یا قابِل) هست یعنی قبولکننده، 133 تا بعد از یکی از نمازهایتان آنهایی که دوست دارند قبول شوند و احساس میکنند قبول نشدند یا دارند بیرونشان میکنند یا ممکن است قبول نشده باشند اگر هم قبول شدند باز هم بگویند بیشتر قبول شوند. (یا قابِل یا قابِل یا قابِل) خدایا کوتاه بیا قبولمان کن هر چه هست سخت نگیر (یا قابِل) قبول کن باید قبول شوی. امام حسین یک عده را قبول کرد. حرّ گفت قبولم یا نه؟ وای اگر امام حسین به حرّ میگفت قبول نیستی و وای اگر امام زمان به ما بگوید قبول نیستی. وای اگر امام زمان بگوید من تو را در سربازهایم راه نمیدهم من تو را به عنوان یک فرزند و یک سرباز قبول ندارم وای اگر دل ما امام زمان را نپذیرد و امام زمان را از خودمان ندانیم و وای بر دل ما که خودمان را از امام زمان ندانیم و فرزند حضرت ندانیم به چیز دیگری افتخار کنیم و به دنبال چیز دیگری باشیم.
شهادت درونی و آمادگی برای فداکاری
(وَ قَتلاً فِی سَبیلِک فَوَفِّق لَنَا) خدایا موفقم کن کشته شوم اصلاً هم نیاز نیست جبهه و جنگی باشد و تیر و ترکش باشد اول تو باید در درون خودت کشته شوی و حاضر باشی به صدق جانت را بدهی اگر اینطور شد دیگر زن و مرد ندارد. یک خانمی به من میگفت من اصلاً بدم میآید اینطوری بمیرم دوست دارم شهید شوم. خانم و آقا ندارد اول در درون خودت شهید شو تمام است میپذیردت. امام باقر(ع) فرمود (مَن طَلَبَ الشَّهادَۀَ بِصِدقِ النِّیَّۀ ماتَ شَهیداً وَ لَو کانَ عَلی فِراشِهِ) هر کس واقعاً صدق نیت، کلمه را به کار برده هر کس صادقانه شهادت را بخواهد میمیرد به شهادت (ماتَ شَهیداً). (وَ لَو کانَ عَلَی فِراشِه) هر چند در رختخوابش بمیرد با سرطانی مریضی سکتهای دیگر فرقی نمیکند. خدا با شکل مُردن کسی کار ندارد خدا اصلاً به صورت کسی کار ندارد میگوید در دلت میخواهی کشته شوی یا نه هر وقت صدایت کردم حاضری یا نه. این بچههای حزب الله من رفتم لبنان در خط اسرائیل خانههایی بود خانوادههایی زندگی میکردند که بچههایشان در عملیات استشهادی کشته شده بودند. یک شب رفتم خانه یکیشان گفت شب عروسیش بود با ماشین گلزده چون نوبتی است اعلام میکنند. تو زندگی عادیت را داری اینها رفتند در نوبت ثبت نام کردند. میگفت به او گفتند نوبتت است اما چون عروسیت است بیخیال شو بگذار یکی دیگر برود گفت انگار بدترین توهینها را به او کردی با ماشین گلزده رفت عملیات استشهادی. میگفت یکیشان را برای مصالحی بگوییم دو روز جایت را بده به کس دیگر مگر به راحتی میشود اینها را راضی کرد نوبتشان را بدهند به کسی، من این صحنهها را با چشم خودم دیدم من دیدم پدر و پسر دست به یقه هستند برای اینکه کدامشان زودتر بروند توی میدان مین، با چشم خودم دیدم. عزیزم اگر در درون خودت به شهادت برسی تمام است برد کردی. هر وقت صدایت کردند بگو من حاضرم ولی باید سبک زندگیت را درست بکنی. نمیشود بگویی من جانم را میدهم اما مثلاً نمیتوانم لباس اینجوری نپوشم، نه صادق باش. جانم را میدهم اما نمیتوانم این سبک زندگی طاغوتی و اینترنتی و ماهوارهای را کنار بگذارم، نه باید صادق باشی، آنها پایینتر از جانت هستند پس درستش کن. جانم را میدهم ولی پولم را نمیدهم، باید صادق باشی.
عشق به خود اصلی: شرط اول ثبت نام
(فَیَنصُرُونَنا) شرط اول چه شد برای ثبت نام؟ آمادگی نصرت، کمک، نه اینکه آنها احتیاج دارند بلکه ما باید کمک به خودمان بکنیم. حاضری به خود جاودانهات به خودی که از جنس اهل بیت هست کمک بکنی یا نه؟ این کودک عزیز روانت را دوست داری یا دوست نداری؟ شرط اول آمادگی نصرت این چه میخواهد؟ این عشق به خودت را میخواهد باید عاشق خودی بشوی که از جنس اهل بیت است نه عاشق خودی که استاد و دکتر و مهندس میشود آن خود فرشتهایات است و نه عاشق خودی که جنسی است زن است مرد است که آن بخش حیوانیات است. و نه عاشق بخشهای خیالی و وهمیات آن هم که بخشهای حیوانی است آن خودی، آن کودک عزیز روانی که از جنس فاطمه زهراست آن خودی که از جنس امام زمان است آن خودی که از روح خداست و از جنس خداست (وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی) عاشق آن خود باش آن خودی که جاودانه است. ما باید عاشق خودمان شویم عاشق خود اصلیمان و خود آسمانیمان تا این عشق نیاید خانوادهمان گم است و ما یتیمایم دستمان به پدرمان و خانوادهمان نمیرسد. دو سه تا شرط دیگر دارد که إن شاء الله اگر عمری بود جلسه بعد. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.