خانواده آسمانی – جلسه 275

متن کامل جلسه

ارتباط با خانواده آسمانی

سلام علیکم و رحمۀ الله. أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. بحثمان درباره ارتباط اعضای خانواده آسمانی به اینجا رسید که وجود مقدس امام رضا(ع) هفت دستور را فعلاً تا الان دادند بعد فرمودند که رعایت این دستورات موجب قرب به من هست.

تقرب به خانواده آسمانی و جایگاه ائمه

در مورد تقرب به خانواده آسمانی سخن می‌گفتیم که یک حدیث قدسی را از قول وجود مقدس حضرت عبدالعظیم(ع) از امام صادق و امام صادق هم از آباء طاهرینش نقل فرمودند که خداوند تبارک و تعالی در مورد چهارده معصوم فرمایشاتی داشتند که آخرینشان چیزی که ما خواندیم در مورد خود ائمه این بود اولین آنها علی است که او را سرور عبادتکنندگان و زینت دوستان گذاشتم. این اولین آنها منظور اولین آنها بعد از سیدالشهداست چون تا سیدالشهدا را خواندیم بعد خداوند تبارک و تعالی در مورد سیدالشهدا فرمود که به وسیله عترت او جزا می‌دهم و عقاب می‌کنم اولین آنها علی است که او را سرور عبادتکنندگان و زینت دوستان گذاشتم و فرزندش محمد که همنام جد ستودهاش است شکافنده علم و معدن حکمت من است.

احساس عزت و افتخار از انتساب به اهل بیت (ع)

یک نکته خیلی ضروری و مهم که خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید که من امام سجاد را زینت دوستان گذاشته‌ام همانطور که درباره خداوند داریم که شما هر گونه که به خدا فکر می‌کنید همانگونه در نزد خدا مقام دارید خدا هر گونه نزد شما منزلت دارد منزلت شما هم نزد خدا به همانگونه هست در مورد اهل بیت هم همینطور است. یک کسی که در زندگیاش به حظ و لذت می‌رسد از وجود خانواده آسمانی خودش یعنی از اینکه یک همچین خانوادهای دارد احساس عزت، شادی، سربلندی می‌کند احساس غرور دارد از اینکه خداوند تبارک و تعالی این شخصیتهای درجه اول نظام خلقت را پدر او قرار داده اصل و ریشه او قرار داده لذت می‌برد. این آدم آدمی است که چسبیده به اهل بیت(ع) هست تا انسان به افتخار نرسد به لذت نرسد به عزت نرسد از وجود اهل بیت از انتسابی که به اهل بیت دارد احساس غرور به او دست ندهد در واقع هنوز خودش را از اهل بیت نمی‌داند. و جایگاه خانوادگی و شخصیتی خودش را پیدا نکرده تا شما احساس غرور احساس تعلق پیدا نکنید به اهل بیت این چسبندگی اتفاق نمی‌افتد احساس تعلق مثل این است که وقتی راجع به مادر زمینی، خواهر زمینی، پدر زمینی، برادر زمینی صحبت می‌کنند چه حسی داری. باید هزاران هزار برابرش بینهایت برابرش این حس را نسبت به اهل بیت داشته باشی یعنی انسان حس کند که من یک همچین پدری دارم بعضیها به خاطر اینکه پدرشان یا مادرشان یا برادرشان یک کاری کرده یا یک شخصیت ضعیفی دارد گاهی وقتها احساس شرمساری می‌کند خداوند این را در وجود ما چطوری جبران کرده؟ با دادن خانواده اصلی به ما، ما خانواده زمینی و ارضی ما خانواده فرعی ما زمینی هستند حالا با این خانواده فرعی انسان گرفتاریهای خاص خودش را دارد اما اینکه ما با خانواده اصلیمان خداوند به ما عزت گذاشته به ما قدرت داده به ما شخصیت داده به ما شادی داده به ما نشاط داده به ما امید داده این را انسان باید درکش بکند.

شناخت خود و خانواده آسمانی

اگر درکش نکند هنوز معلوم است خودش را نشناخته واقعاً و قیمت خودش و خانوادهاش در دستش نیست و این کوری هست مثل کسی هست که امکانات در دستش هست نمی‌تواند استفاده کند بلد نیست استفاده کند اهل بیت را دارد خانواده آسمانی را دارد ولی احساس حقارت و کوچکی کار دستش می‌دهد پستی کار دستش می‌دهد. انسان با داشتن اهل بیت و با داشتن خانواده آسمانی تمام ضعفهای زندگی زمینیاش را می‌تواند جبران کند خودبینی، خودکمبینی، خودپستبینی همه اینها از بین می‌رود واقعاً با داشتن خانوادهای مثل اهل بیت(ع) هیچ عُقدهای در وجود انسان باقی نمی‌ماند. یک کسی که با داشتن اهل بیت در وجودش عقده دارد نشان می‌دهد که هنوز خودش و اهل بیت را نشناخته خانواده خودش را نشناخته یک کسی که احساس زینت بکند به خاطر داشتن امام زینالعابدین، احساس افتخار بکند به داشتن امام باقر، یعنی این سرمست بشود که یک همچین پدر و مادری دارد. حالا پدر و مادر زمینی هر کس می‌خواهند باشند کافر باشند ما چقدر الان بچه شیعیان خیلی خوب داریم پدر و مادرشان یهودی، مسیحی هستند پدر و مادرشان اصلاً دین ندارند ولی خودشان شیعیان بسیار خوبی هستند در سراسر عالم، آنها قیمت خودشان و شخصیت خودشان را خوب پیدا کردند. بنابراین احساس کوچکی به خاطر داشتن یک پدر و مادری که کافر هستند یا یهودی و مسیحی هستند اصلاً نمی‌کنند چون انتسابشان به اهل بیت را خوب فهمیدند انتسابشان به الله را خوب فهمیدند یک آدمی که بیفتد در عقدههای زمینی یعنی از این نعمتهای بخش عقلانی کمتر داشته باشد. مثلاً به خاطر نداشتن مدرک تحصیلی احساس بدی به او دست بدهد به خاطر اینکه کنکور قبول نشده غصه بخورد به خاطر اینکه یک موقعیتی را از دست داده باشد احساس کمبود بکند بله نسبت به شأن عقلانی خوب است. می‌گوید کاشکی من این را برسانم برایش تلاش بکند این خیلی خوب است ولی نسبت به شأنهای پایینی اگر کسی احساس حقارت، کمبود یا عقده در وجودش اگر بیاید مالی، اقتصادی، خیالی، وهمی هر که در وجودش بیاید این در واقع واقعاً قیمت اصلی خودش و شخصیت اصلی خودش را نشناخته آن موقع با داشتن اهل بیت احساس عزت و زینت نمی‌کند. آن موقع است که اگر کسی به او توهین بکند یا در یکی از این شأنها کمبود داشته باشد احساس حقارت نسبت به دیگران می‌کند این نشان می‌دهد واقعاً این بنده خدا داراییهای خودش را ندارد.

آفات ناشناختگی و بی‌معرفتی

آفتی نبود بدتر از ناشناخت
تو بر یار و ندانی عشق باخت

این بدترین آفتی است که یک کسی ممکن است داشته باشد بی‌معرفتی، ندیدن خود، نشناختن خود و قیمت خود، پس هر گونه احساس عقبماندگی، حقارت، کوچکی که ناشی می‌شود از روابط زمینی، خانوادگی، عشقهای زمینی به تنوعش پدر، مادر، همسر، خواهر، برادر، هر کس دیگر، هر چیزی که به انسان دست می‌دهد. در این حالت یکدفعه احساس کمبود و حقارتی که به انسان دست می‌دهد این نشان می‌دهد که شخص قیمت خودش دستش نیست و هنوز خودش را خوب نشناخته این یادتان نرود که ما باید احساس لذت بکنیم از اینکه انتساب به اهل بیت داریم. آن موقع از اینکه در یک جمعی که نماز نمی‌خوانند شما بلند شوید نماز بخوانید خجالت نمی‌کشید یک خانم محجوب از این جهت که ایستاده در بین یک مشت خانمهایی که خودشان و اهل بیت را نمی‌شناسند رعایت نمی‌کنند از اینکه انتساب به حضرت زهرا داشته باشند خوششان نمی‌آید این خانم از آن جهت افتخار می‌کند اصلاً ناراحت نیست. یک آدم مؤمن هیچ وقت در بین یک مشت آدمهای فاجر تغییر شخصیت و ماهیت نمی‌دهد چون قیمت دارد خیلی این آدم قیمت دارد و به قیمت خودش واقف است و افتخار می‌کند بنابراین به جای اینکه خودش را کم و کوچک ببیند آنها را محروم و کوچک می‌بیند. نه اینکه خودش را کوچک ببیند نه اینکه خجالت بکشد بگوید من در این جو باید همه چیزم را شبیه این بقیه بکنم یک آدمی که با بقیه همرنگ می‌شود این شخصیت راحت ندارد شخصیت قوی ندارد این هنوز خودش را نشناخته که هر جا برود جو او را می‌گیرد و شکل آن محیط و آن وضعیت در می‌آید. نه ما شخصیت ثابت، خانواده ثابت، قوانین و مقررات زندگی ثابت از اهل بیت داریم یک سلسله قوانین پیشرفته در زندگیمان داریم این قوانین پیشرفته مال تربیت ما تا بینهایت هست برای چه من از آن خجالت بکشم ریاضیترین، دقیقترین، علمیترین، درستترین روش و منش را دارم. حالا اگر کسی نمی‌فهمد خودش را نمی‌شناسد من نباید خجالت بکشم آن باید خجالت بکشد که نمی‌شناسد من باید دلم برای او بسوزد بدون اینکه او را تحقیر کنم دلم برایش بسوزد نه اینکه خودم تحت تأثیر او قرار بگیرم. و فرزندش که همنام جد ستودهاش است شکافنده علم و معدن حکمت من است.

افتخار به ائمه اطهار (ع)

خدا رحمت کند امام را عجب آدمی بوده یعنی حالا حالاها قرنها باید بیاید راجع به این شخصیت ابعاد وجودی این شخصیت حرف زده بشود در وصیتنامهاش چقدر افتخار دارد ما مفتخریم به امام باقر، ما مفتخریم به امام صادق، ما مفتخریم که صحیفه داریم ما مفتخریم که نهجالبلاغه داریم. این افتخار یک شیعه است که از آن لذت ببرد از اینکه انتساب به این شخصیتها دارد پدرانش اینقدر برجسته هستند لذت ببرد. به زودی مردمی که درباره جعفر به شک می‌افتند هلاک گردند و کسی که وی را تکذیب کند گویا مرا تکذیب کرده است. به راستی من جایگاه جعفر را گرامی داشته‌ام و او را به وسیله شیعیان و دوستان و پیروانش خشنود خواهم ساخت. داستان جعفر چیست که می‌فرماید به شک می‌افتند که حالا توضیحاتش را بعداً خواهیم داد. پس از وی به موسی فتنه کور و تاریک نازل خواهد شد هر چند رشته تقدیراتم بریده بریده نشده و برهانم پنهان نخواهد ماند چونان که دوستانم هرگز روی شقاوت نخواهند دید یعنی موسی درست است که گرفتار فتنه و زندان می‌شود اما مردم حجت را از دست نخواهند داد دلیل روشن را از دست نخواهند داد. آگاه باشید که هر کس یکی از آنها را انکار نماید به نعمت من ناسپاسی کرده و هر کس آیهای از کتاب من را تغییر دهد بر من دروغ بسته است وای بر افترازنندگان و انکارکنندگان در آن هنگام که زمان بنده و دوست برگزیدهام موسی منقضی شود آگاه باشید که تکذیبکننده هشتمین تکذیبکننده همه اولیاء من است.

اهمیت پذیرش کامل ائمه (ع)

چرا این را می‌گوید؟ چون ما کسانی را داریم که در مورد امام باقر متوقف شدند و شک کردند رفتند به سراغ زید پسر امام سجاد، زید را امام دانستند امام باقر را ندانستند بعضیها در مورد امام صادق اینطور شدند و بعضیها در مورد امام کاظم، حالا خداوند تبارک و تعالی ما شیعیان هشت امامی دیگر نداریم. اگر کسی امام رضا را پذیرفته باشد قطعاً پشت سرش امام جواد، هادی، عسکری و امام زمان را هم پذیرفته برای همین در روایت داریم ثواب زیارت امام رضا از زیارت امام حسین بالاتر است، چرا؟ چون کسانی هستند که امام حسین را قبول دارند و بقیه ائمه را تا بالا کامل قبول ندارند. حالا چهارامامی شدند پنج امامی شدند شش امامی شدند ولی اگر کسی امام رضا را قبول کرده باشد بقیه را هم قبول کرده برای همین روی امام رضا خیلی تأکید دارد می‌فرماید که تکذیبکننده هشتمین تکذیبکننده همه اولیاء من است. یعنی یک کسی که امام رضا را قبول نکرده ولو تا امام رضا را هم قبول کرده باشد فایدهای ندارد انگار همه را قبول نکرده و شما به این افتخار کنید حالا بعداً خدا این افتخار را به شما می‌دهد آدم لذت می‌برد که خدا دین کامل را به ما داده و ائمه را کامل به دست ما سپرده و ما متوقف نشدیم در سایر ائمه و همه را یکجا قبول کردیم.

حق عظیم پدر و مادر در انتقال نور اهل بیت (ع)

یکی از کسانی که ما به او خیلی مدیون هستیم شخصیتشان هر چه می‌خواهد باشد باشد هر کسی می‌خواهند باشند باشند ولی ما به آنها خیلی مدیون هستیم به اینکه آنها دوازده امام را در روح و شخصیت ما ریختند پدر و مادرهای ما هستند چه زنده چه آنهایی که از دنیا رفتند هر کس می‌خواهند باشند باشند. آنقدر حقشان بر ما عظیم است که هزار هزار بدی را هم پدر و مادرها به ما کرده باشند با این کار بزرگی که در حق ما کردند لطف عظیمی که در حق ما کردند و آن این هست که روحشان آنقدر پاک بوده که چهارده معصوم را پذیرفتند با همه گناهانشان. روح پدر و مادرهای من و شما با همه ضعفهایی که داشتند آنقدر قابلیت، پاکی داشته که چهارده نور مقدس را پذیرفته و آن را به من و شما منتقل کرده ما باید همیشه مدیون اینها باشیم خودمان را تا بینهایت مدیون این پدر و مادران عزیزی بدانیم که قابلیت داشته روح پاک اینها که چهارده معصوم را بپذیرد و آن را به ما منتقل بکند هیچ کاری برای ما نکرده باشند هیچ حقی برایشان قائل نباشیم. همین که من از این پدر و مادر این نور را دریافت کردم این حقیقت را دریافت کردم برای ابدیت ما بس است و برای اینکه ما تا آخر عمر برای پدر و مادرمان کنیزی و غلامی کنیم بس است انسان باید انصاف داشته باشد. ممکن است پدر و مادر ما در حق ما بدیهای زیادی نعوذ بالله استثنائاً کرده باشند ولی این لطف آنقدر عظیم است که اصلاً بدیهایشان هر چه که می‌خواهد باشد به هیچ وجه در مقایسه با این لطف عظیمی که در حق ما کردند چیزی محسوب نمی‌شود. لذا خدا نیاورد یک کسی نسبت به پدر و مادرش کینه به دل داشته باشد چون این ناسپاسی و ناشکری است انسان اگر می‌خواهد یک نفر را ارزیابی کند با همه خوبیها و بدیهایش ارزیابی کند انسان هر وقت می‌خواهد یک نفر را ارزیابی کند محاسن وجودی او را در زندگیاش ببیند یا حتی در زندگی خودش نه، در زندگی دیگران ببیند و اینطوری قضاوت کند در مورد دیگران. نه اینکه آدمها را به خاطر چهارتا ضعفشان چهارتا بدیهایشان که در حق ما کردند از چشم بیاندازیم بعد بگوییم دیگر اینها آدمهای بدی هستند قابل نفرین هستند خیلی بد است اینطور قضاوت کردنها لذا خداوند تبارک و تعالی می‌گوید هر کس علی را تکذیب بکند بقیه ائمه را هم تکذیب کرده. اگر کسی امام هشتم را قبول بکند دیگر بقیه را هم پذیرفته این نعمت عظیمی است که ما داریم.

جایگاه و فضائل ائمه (ع)

علی ولی و یاریکننده من است کسی است که دشواریهای نبوت را بر دوش او گذاشته و او را به قوت می‌آزمایم او را دیوی سرکش و خودپرست خواهد کشت و در شهری که بنای آن به دست بنده صالح خدا ذوالقرنین گذاشته شده در نزد بدترین مخلوقات من دفن خواهند گردید. گفتارم حق است که دیدگان او را به وسیله فرزندش محمد که جانشین اوست روشن خواهم ساخت. البته ما اسم پیامبر را که می‌آوریم اسم پیامبر صلوات دارد این اسمهایی که ما برای ائمه یا اسمهای دیگر می‌گوییم این صلواتها بهانه عاشقی است که ما به بهانه این اسمی که شنیدیم عشقبازی می‌کنیم با اسم پیغمبر که همه این اسمها هم منتسب به او هستند. چون می‌فرماید(أوَّلُنا مُحَمَد أوسَطُنا مُحَمَد آخِرُنا مُحَمَد وَ کُلُّنا مُحَمَد) همهشان محمد هستند هیچ فرقی ندارند. حضرت فرمود اگر کسی از ما حدیثی بشنود و او را به پیغمبر انتساب بدهد دروغ نگفته اگر بگوید رسول الله گفته درست است چون اینها همهشان یک نور و حقیقت هستند در واقع همه اینها یک نفر هستند که در زمانهای مختلف در قالبهای مختلف و شخصیتهای مختلف ظهور می‌کنند. او وارث علم و معدن حکمت و جایگاه اسرار من است و بر مخلوقاتم حجت است بهشت را جایگاه او قرار خواهم داد و او را در هفتاد نفر از خویشاوندانش که آتش جهنم بر آنها لازم شده باشد شفیع خواهم ساخت و عاقبت کار فرزند علی را که یاریکننده من است به سعادت ختم خواهم نمود. او که گواه در میان خلق، یعنی حجت خدا، و امین بر وحی من است و از وی دعوتکننده به راهم و خازن علم خود حسن را بیرون خواهم کرد و آن را به فرزندش که رحمت بر جهانیان هست کامل خواهم نمود. در این فرزند کمال موسی و بهای عیسی، بها به معنای هیبت و شوکت، و صبر ایوب نهفته است. در زمان او دوستانم خوار خواهد شد و سرهای آنها به یکدیگر هدیه خواهند داد، آدم تاریخ را مطالعه کند ببیند شیعیان در زمان این بزرگواران، همانطور که سرهای تُرک و دیلم را به هم هدیه می‌دادند پس اینها کشته و سوخته خواهند شد به گونهای که همواره ترسیده مرئوب و نگران خواهند بود. زمین به خونشان رنگین می‌شود و فریاد و ناله و بانگ و شیون از زنها بلند خواهد شد ایشان(اهل بیت) دوستان واقعی من هستند به وسیله آنها هر فتنه کور و ظلمانی را دفع خواهم نمود و به خاطرشان زلزلهها را برطرف خواهم ساخت و غل و زنجیر را از ایشان برداشته‌ام. این منظور از غل و زنجیر یعنی در واقع هیچ نوع محدودیتی ندارند، و آنانند که صلوات و رحمت بیپایان پروردگارشان بر آنهاست و همانها هدایتیافتگانند. این تأکیدی است که خداوند تبارک و تعالی در مورد چهارده معصوم فرمودند.

علت نامگذاری امام صادق (ع) و پیشگویی‌های ائمه (ع)

روایت زیاد است اجازه بدهید من اینها را نخوانم خودتان به اصل کتاب فرد و جامعه متعالی مراجعه کنید. ابو خالد کابلی از امام سجاد(ع) سؤال می‌کند که ای سید من چگونه وی را، وی را یعنی امام صادق بحث در مورد امام صادق می‌کنند که مفصل است بحث را شما در کتاب می‌بینید. می‌گوید چرا به امام صادق امام صادق می‌گویند در حالی که شما اهل بیت همه صادق هستید چقدر نکته تاریخی مهمی هست اینها معجزات اهل بیت است ببینید چه زمانی دارد صحبت می‌کند از دهها سال بعد، فرمود پدرم از پدرش روایت کرده که پیامبر(ص) فرمود هرگاه فرزندم جعفر بن محمد متولد شود او را صادق نام بگذارید. زیرا پنجمین فرزند او که جعفر نام خواهد داشت به دروغ مدعی مقام امامت خواهد شد همان جعفر کذاب، لذا می‌گوید چون او جعفر کذاب است این را حتماً صادق بگذارید این نه فقط به این دلیل، بلکه بعضیها به امام صادق در مورد فرزند امام صادق هم شک کردند. برای همین هم این را تأکید کردند صادق که آقا وقتی فرمود موسی پسر من جانشین من است یعنی دیگر دروغ نمی‌گوید ولی بعضیها موسی را نپذیرفتند. وی در نزد پروردگار کذاب و افترازننده محسوب می‌شود و مدعی مقامی است که اهلیت آن را ندارد او با پدرش مخالفت می‌نماید و به برادرش حسادت می‌ورزد.

تأثیر محیط و نفسانیت بر انسان

پس ببینید در خانه اهل بیت هم از این اتفاقات ممکن است بیفتد یک کسی فرزند امام باشد و امامزاده باشد و حسود و کذاب باشد پیش می‌آید محیط این کار را می‌کند به تعبیر خودشان محیط می‌تواند یک امامزاده را خراب بکند. حالا یک کسی بگوید من در محیط هیچی نمی‌شوم راحت هر محیطی قدم بگذارم بروم هیچ تأثیری روی من نمی‌گذارد این حرف بیخودی است با هر کس رفیق شدن نه، دوست بد رفیق بد محیط بد آدم را فاسق می‌کند قویترین آدمها در محیطها آسیب می‌بینند. باید خیلی حواسشان باشد در تصمیمگیریها در جابهجاییها در سفرها در رفاقتگیریها در ازدواجها باید خیلی انسان حواسش جمع باشد می‌گوید نه من مشکلی ندارم در این خانواده می‌روم در این خانواده رفتی یکدفعه می‌بینی دینت هم از دست رفت. برای ما یک عبرت است که دقت کنیم شیطان به امامزاده هم رحم نمی‌کند به هیچ کس رحم نمی‌کند هیچ کس در امان نیست از اینکه مورد این نوع وسوسهها در محیط قرار بگیرد. و به برادرش حسد می‌ورزد و در هنگامی که ولی خدا غایب است قصد افشای اسرار پروردگار را خواهد نمود، نمی‌گوید اسرار ولی را، می‌گوید اسرار پروردگار را، انتساب را دقت کنید چقدر حرف مهم است یعنی اسرار امام اسرار الهی است. امام زینالعابدین(ع) سپس گریه زیادی نمود و فرمود گویا می‌بینم جعفر کذاب را در حالی که طاغوت زمان خود را در جستجوی ولی خدا راهنمایی می‌کند.

رهایی از شهوات و خودشیفتگی

می‌گوید برویم جایش را نشانتان بدهم او را بکُشید مقامخواهی، ریاستطلبی، حب جاه و در یک کلام ماجرای وجود برای انسان دردسرساز است اگر انسان بخواهد نجات پیدا کند یکجا نجات پیدا کند نه با تلاش و خودسازی خیلی زیاد نه، یکجا روحش را راحت کند. باید خودش را از این شهوتهای این مقولهها یکجا نجات بدهد یکجا بکَند از دلش کنار بیاندازد اگر اینطوری شد دیگر در دلش حسادت، چشم و همچشمی، رقابتهای الکی، جاهطلبی، ریاستطلبی، ماجرای وجود، خودمطرح کردن، خودشیفتگی دیگر پیدا نمی‌کند. همه بدبختیهایی که آدمها دارند به خاطر خودشیفتگیها، عقدههای روانی، پستی و حقارتهایی که از کوچکی و کودکی یا در محیطهای خانوادگی یا در محیطهای اجتماعی پیدا کردند و نتوانستند این پستیها و حقارتها را با حق بپوشانند ولی یک کسی که با حق پیوند دارد اصلاً اینطور چیزها که در گذشتهاش اتفاق افتاده اصلاً او را خوار و کوچک نمی‌کند. وقتی با حق پر شد آرامش دارد اینکه حتماً من باید یک پستی یک جایی یک کاری یک مقامی یک ریاستی یک حضوری یک ظهوری داشته باشم تا بفهمم مهم هستم باید دیده بشوم که شخصیتم برای من مقبول بشود دیگر در وجود این آدم نیست. یک کسی در یکی از این جنگها یکی از دشمنان پیغمبر را که خیلی آدم سختی هم بود کشت بعد دو نفر از همین آدمهای بیظرفیت دویدند رفتند پیش پیغمبر گفتند یا رسول الله ما زدیم طرف را کشتیم این بنده خدا آمد هیچی نگفت یک کسی که شاهد بود که این کشته گفت به پیغمبر می‌گفتی که تو کشتی اینها دارند دروغ می‌گویند. گفت من به خاطر خدا کشتم خدا خودش می‌داند دیگر نیازی نیست من به پیغمبر بگویم پیغمبر هم خودش می‌داند او هم خودش می‌داند که چه کسی راست می‌گوید چه کسی دروغ، برای همین گم نمی‌شود خدا خودش می‌داند این خیلی آدم را آرام می‌کند که خدا دارد می‌بیند مصیبتی که خدا دارد می‌بیند تحملش سهل است.

اخلاص در عمل برای خدا

اگر انسان کنار مصیبتهایش خدا را داشته باشد آرامش دارد و خدا هم امتحان می‌گیرد که آیا واقعاً ما کارمان برای خداست اگر کاری را به اسم کسی کردم یا کار خدایی را خواست یک کس دیگر انجام بدهد اسم شما حذف شد ناراحت نشدی و خوشحال شدی معلوم است که تو کارت برای خداست. اگر می‌خواستی یک کاری انجام بدهی آن کار به یک کس دیگر سپرده شد تو ناراحت نشدی معلوم است که واقعاً کارت برای خداست ببین در جبهه اگر کسی دارد می‌جنگد چند نفر یاور پیدا بکند خوشحال می‌شود یا ناراحت می‌شود در جبهه سختی که دشمن آن همه قدرت دارد چند نفر به کمکش بیایند خوشحال می‌شود یا ناراحت می‌شود. اگر کسی در جبههای که دارد برای خدا می‌جنگد و مدعی است من دارم برای خدا می‌جنگم برای خدا در هیئت هستم برای خدا دارم کار فرهنگی می‌کنم برای خدا دارم سخنرانی می‌کنم برای خدا دارم ساخت و ساز می‌کنم. اگر کس دیگر پیدا شد پنج نفر دیگر هم پیدا شدند کارهای او را سبک کردند یا قبول کردند یا کار او را به کس دیگر سپردند اگر ناراحت شد نشان می‌دهد که اخلاص نداشته نشان می‌دهد که درگیر ماجرای وجود و خواخواهی و خودشیفتگیهای خودش از طریق صورتهای مذهبی بوده و الا اصلاً برای خدا کار نمی‌کند. یک کسی پیدا شده بار را از دوش من برمیدارد چقدر خوب است خدا رو شکر کمکش هم بکند آدم با روی باز بپذیرد در جنگ یک نفر کمک شما بیاید بگوید تو برو استراحت کن من می‌جنگم ما خوشحال می‌شویم یا ناراحت، ما فرصتهای خدمت و جهاد هیچ وقت از ما گرفته نمی‌شود. لذا هر کس آمد کاری هم قبول کرد هر کس آمد مأموریتی را قبول کرد هر کس جای ما حتی آمد اگر به کسی برخورد نشان می‌دهد که واقعاً اخلاص ندارد شهوت دارد. استاد ما می‌فرمودند یک بنده خدایی می‌خواست ازدواج بکند پول نداشت. حالا رفته بود ازدواج هم کرده بود قرار بود ولیمه بدهد پول نداشت ولیمه بدهد بعد به همه هم قول داده بود که ما ولیمه می‌دهیم همه هم می‌گفتند که ولیمه چه شد زد و یکی از فامیلهایشان مادرش مُرد رفت به فامیلشان گفت مگر تو نمی‌خواهی برای مادرت ولیمه بدهی که مرده؟ گفت بله، گفت این را بیا برای عروسی من بده خدا می‌داند مادر چه کسی را بیامرزد راست هم هست اگر کسی گفت باشه ما می‌خواهیم برای مادرمان ولیمه بدهیم شما بیایید مصرفش کن. در حالی که طاغوت زمان خود را در جستجوی ولی امر خدا راهنمایی می‌کند و حال اینکه ولی پروردگار در محافظت خداوند قرار گرفته و وکالت حرم پدرش به عهده وی نهاده شده. یعنی همان امام عسکری(ع)، جعفر کذاب از روی جهلی که به ولادت ولی عصر دارد حریص است که او را پس از ولادت به قتل برساند ببینید یک امامزاده کارش به کجا می‌رسد نفسانیت آدم را به اینجا می‌رساند که علیه یک امام و علیه یک امام دیگر و امامهای دیگر به اینجا برسد که حتی بتواند یک امام را بکشد و حذف بکند. برای اینکه به میراث پدرش دست پیدا نموده و ارث او را بدون استحقاق دریافت نماید ابو خالد گفت گفتم این فرزند رسول خدا این اموری که فرمودید اتفاق می‌افتد؟ فرمود آری به پروردگارم سوگند این مطالب در صحیفهای که در نزد ما موجود است نوشته شده و در آن صحیفه تمام سختیها و پیشآمدهایی که پس از پیامبر خدا برای ما رخ خواهد داد مضبوط است.

صحیفه‌های ائمه (ع) و نقش علما در حفظ دین

بزرگان اهل روایت چند صحیفه را تأیید کردند که دست ائمه است یکی صحیفه فاطمه زهرا(س) است که جبرئیل(ع) نازل شد و در ایام رحلت پیامبر تا شهادت خانم حوادث آینده امت را فرمودند که ایشان هم نوشتند یا گفتن امیرالمؤمنین(ع) نوشتند خود علی(ع) هم یک صحیفه دارد دست ائمه بوده و دست امام زمان هست. ایشان هم فرمود پیغمبر شخصاً برای من مطالبی را فرمودند و من نوشتم که متن کاملی است از قرآن و چیزهایی که لازم هست لذا این صحیفه الان دست امام زمان(ع) هست. ابو خالد گفت گفتم پس از آن چه خواهد شد؟ فرمود پس از آن غیبت ولی خدا و دوازدهمین وصی پیامبر خدا و ائمه به درازا خواهد کشید ای ابو خالد مردمان زمان غیبت او، حالا اینجاست که شما باید لذت ببرید و افتخار کنید کیف کنید و خدا را شکر بکنید که وقتی می‌گویم کیف بکنید و خدا را شکر بکنید برای این هست که واقعاً ما اینها را از علما داریم. من بارها و بارها در همه مجامع گفتم ما بعد از ائمه(ع) هیچ کس به اندازه علما و مراجع اسلام، روحانیت شیعه حق گردن ما و مردم ندارند بعد از ائمه واقعاً علما عالیترین درجات را دارند که با شهادت با سختی با خون دل اسلام را در این چند قرن به دست ما رساندند. ما بخواهیم و نخواهیم همیشه وامدار زحمات علما و روحانیت هستیم بزرگترین حق و بزرگترین فضیلت بعد از ائمه مال روحانیت هست مال علماست که ما باید حتماً علما و مراجع را تعظیم و تکریم بکنیم که با چه خون دلی با چه عشقی با چه فداکاری دین و اسلام را به دست ما رساندند خیلی ما باید ممنون آنها باشیم. بعد از آنها باید ممنون پدر و مادرهایمان باشیم که این انوار طیبه را به ما منتقل کردند و وسیلهای بودند که این انوار طیبه به وجود ما منتقل شده حالا نگاه کنید آدم چقدر این را می‌خواهد واقعاً سرمستی دارد ببینید خداوند برای شما چه مقامی در نظر گرفته و چگونه از شما تعریف می‌کند امام سجاد(ع) چه می‌گوید.

فضیلت منتظران امام زمان (عج)

فرمود مردمان زمان غیبت او که به امامت او معتقد گردند و منتظر ظهور او باشند بهترین مردمان هستند در تمام زمانها، چرا؟ حالا ما اینها را از چه کسانی داریم؟ خودمان رفتیم تحصیل کردیم؟ نه اینها به ما هدیه داده شده لطفی است که خداوند به وسیله علما در درجه اول و به وسیله پدر و مادر ما و اساتید ما به ما این را هدیه داده ما چطوری می‌توانیم ممنون خدا باشیم چطوری می‌توانیم تشکر کنیم، چرا؟ اینجاست که انسان باید در این لطفی که خدا به او کرده واقعاً سرمست بشود و کیف بکند. می‌فرماید زیرا خداوند به اندازهای به آنها فهم و خرد و معرفت مرحمت نموده که غیبت در نظر آنها به منزله مشاهده است هر کس غیبت امام زمان برایش مثل ظهور باشد از بالاترین درجات برخوردار است. یک کسی که غیب برایش شهود باشد و ندیدنش دلیلی بر ارتباط نداشتن و قبول نکردنش نباشد این آدم آدم خیلی بزرگی است کل غیب را دارم می‌گویم از الله بگیرید تا معصومین و خانواده آسمانی و فرشتگان و غیب، یک کسی که از خدا می‌ترسد یک کسی که از خدا حیا می‌کند یک کسی که از گناه می‌ترسد حیا می‌کند. یک کسی که از گناه حیا می‌کند یک کسی که با غیب می‌تواند خودش را آرامش بدهد یک کسی که با غیب می‌تواند در خودش شادی و افتخار در خودش ایجاد کند این آدم آدم بزرگی است یک کسی که غیب برایش معنادار است و در زندگیاش نقش دارد غیب که می‌گویم مجموعه الله تا فرشتگان، خانواده آسمانی است. هر چه که ما الان نمی‌بینیم برایمان محسوس نیست ارتباط که داریم هر چقدر غیب برای شما جدیتر بشود و شما غیب را بیشتر باور کنید قیمتتان پیش الله و تقربتان به الله نزدیکتر خواهد شد و این مسیری است که ما همه باید طی کنیم یعنی هر چقدر می‌توانید اجازه بدهید غیب در زندگیتان بیاید برای غیب فضا باز کنید. خدا می‌داند هر چقدر انسان خودش را خلوت بکند و برای غیب فضا بسازد غیب بیشتر در روحش می‌آید علت اینکه ما خوابهای ائمه خوابهای اولیاء الهی خوابهای غیب خوابهای بهشت و جهنم را نمی‌بینیم یا حتی در بیداری نمی‌توانیم ببینیم علتش این است که ما سر خودمان را شلوغ کردیم. و الا غیب بخلی ندارد از اینکه همین الان هم پیش ما باشد با ما ارتباط داشته باشد غیب از اینکه پرده را کنار بزند بخلی ندارد ولی می‌گوید بیا با هم مَحرم بشویم بعد، ما محرم نیستیم ما با غیب نامحرم هستیم ما هنوز خودمان را اهل آنجا و آنجا را اهلیت خودمان نمی‌دانیم.

خود را از آل پیامبر دانستن

امام چقدر قشنگ می‌گوید که شما یاد بگیرید که خودت را از اهل بیت ببینی پیش امام صادق(ع) گفت(اللهم صل علی محمد و أهل بیته) حضرت فرمود اینطوری صلوات نفرست(ضَیَقتَ عَلَینا) نگو پیامبر و اهل بیتش، چون وقتی می‌گویی پیامبر و اهل بیت، اهل بیت ما چهارده نفر هستیم ما ائمه هستیم. گفت پس چی بگویم؟ فرمود بگویید(اللهم صل علی محمد و آل محمد) که خودتان را هم در آل محمد بیاورید تو زمانی رمز شادی و آرامش را در زندگیات پیدا می‌کنی زمانی همه گذشتهات را می‌توانی بریزی در سطل آشغال برود و زمانی همه گناهانت یکجا آمرزیده می‌شود که باور کنی از آل پیامبری. اگر باور کردی که از آل پیامبر و اهل بیتی آن موقع است که تصمیمات قشنگی در زندگیات می‌گیری شروع قشنگی در زندگیات خواهی داشت نقطه تولد یک آدم به معنای حقیقی زمانی است که باور می‌کند از آل پیامبر است. اگر پذیرفتی حالا با این شخصیتی که از آل پیامبر هستی ازدواج می‌کنی دوست انتخاب می‌کنی شغل انتخاب می‌کنی روش انتخاب می‌کنی سبک زندگی انتخاب می‌کنی با این عضویتی که از آل پیامبر داری همه برنامههای زندگیات، برنامههای علمی، معنوی، همه را تنظیم می‌کنی. ولی تا وقتی که خودت را یک زن یا مرد می‌دانی بر اساس بخش حیوانی یعنی جنسیتت تصمیمگیری می‌کنی که من یک زن هستم حالا افتادم وسط این کره زمین، یک مرد هستم. باید یک تصمیمی برای خودم بگیرم اینطوری داری خودت را نگاه می‌کنی اینقدر کوچک، هیچ وقت به شادی، قدرت، عزت، لذت و آرامش نمی‌رسی حضرت دارد تأکید می‌کند که شما از آل ما هستید و ما اگر این پدر و مادر آسمانی را نپذیریم خانواده جدید را نپذیریم بیرون از این خانواده همهاش جهنم است. بیرون از این خانواده تحقیر، له شدن، افسردگی، پژمردگی، تنهایی و بیکسی است حالا اگر خانواده زمینیات هم باشد کنار زنت، شوهرت، بچههایت، پدر و مادر، خواهر و برادر باز هم تنهایی باز هم غصهخوری باز هم حقیر و کوچک هستی وقتی که خانواده اصلیات را نداری. خوش به حال کسی که با خانوادهاش زندگی بکند سر سفره خانوادهاش یعنی اهل بیت بزرگ بشود اگر کسی سر سفره پدر و مادر زمینیاش بزرگ نشده باشد همین که سر سفره اهل بیت باشد جبران کننده است این کافی است ولی یک کسی که سر سفره پدر و مادر زمینیاش هم بزرگ شده باشد از خانواده آسمانیاش جدا بشود این یتیم بزرگ شده فایده ندارد. امام عسگری(ع) فرمود یتیمی کسی که پدر و مادر خودش را از دست داده به سختی یتیمی کسی که ما اهل بیت را از دست داده نیست آن یتیمتر است او در دنیا بیکس است آخرت هم یتیم است ولی یک کسی که اهل بیت را پیدا کرده پدر و مادر زمینی هم نداشته باشد اصلاً نداند پدر و مادرش چه کسی هستند اصلاً پرورشگاهی است. اصلاً به شخصیتش لطمهای وارد نمی‌شود چون این اساساً خودش را وقتی فرزند اهل بیت و آل اهل بیت می‌داند اصلاً گمشده نیست بیکس نیست بیشخصیت نیست بیهویت نیست بیریشه نیست حالا معلوم نیست پدر و مادر بدن من کیست معلوم نباشد. پدر و مادر خودم یعنی بخش فوق عقلانی بخش انسانی، فقط کسانی احساس حقارت در این زمینه می‌کنند که این فوق عقلشان را قبول ندارند بخش انسانیشان را به رسمیت نشناختند خودشان را به عنوان یک انسان نپذیرفتند فقط اینها هستند که احساس حقارت در زندگی به آنها دست می‌دهد آدم کیف می‌کند. اینها را می‌خواند واقعاً باید به همه تبریک گفت. که غیب در نزد آنها به منزله مشاهده است و مردم آن زمان مانند کسانی که در کنار پیامبر(ص) به جهاد پرداخته باشند محسوب خواهند شد پس در روایت داریم کسی که خودش را به مقام انتظار امام زمان می‌رساند مرگش و تأخیر ظهور دیگر به این لطمهای نمی‌زند. نه مرگش به او لطمهای می‌زند نه اینکه امام زمان را ندیده فرمود یک کسی که قبل از ظهور به مقام انتظار برسد دیگر اصلاً برایش مهم نیست که امام زمان را ببیند یا نبیند ضربهای به او وارد نمی‌شود در غیب رسیده فرج اصلی امام زمان آن موقعی نیست که ظهور کلی می‌کند. آن موقعی است که فرج در دل تو و در روح تو اتفاق می‌افتد و تو این پدرت را پیدا می‌کنی و دغدغههایش، آوارگیهایش، طردشدگیها، غصههایش و مظلومیتش در روح تو می‌ریزد. اگر دردهای پدرت در روحت آمد آوارگیهایش، غصههایش خستگیهایش، گریههایش، مظلومیتش، طرد شدگی و آوارگیاش در روحت ریخت غصهدار به معنای حقیقی شدی آنجاست که باید به تو تبریک گفت این دل دل مبارکی است. این شخص فرمود بمیرد(کَمَن کانَ فی فُسطاطِ المَهدی(ع)) مثل کسی است که در چادر حضرت(ع) زمان ظهورش از دنیا رفته در رکاب او به شهادت رسیده نبیند هم هیچ فرقی نمی‌کند مثل کسی است که با او بوده من به شما بگویم زمان پیوستن حقیقی به امام زمان الان است نه بعد از ظهور. همین الان شما می‌توانید به چادر برسید بعد از ظهور که دیگر هنری نیست اگر الان خودت را به چادر رساندی خوش به حالت، اگر حرکت کردی به سمت حضرت خوش به حالت، یک جمله هم دارد که من این را انشاء الله می‌گذارم برای جلسه بعد. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

تبریک ماه رجب و شب آرزوها

تبریک عرض می‌کنم ورود به ماه سرور، عشق، لذت، ورود به میکده الهی ماه مبارک و شریف رجب را که آمیخته است با جشنهای بسیار بزرگ و لذتهای بسیار بزرگ معنوی، سعی کنید که انشاء الله از این ماه عظیم استفاده بکنید. ادعیه این ماه را انشاء الله از دست ندهید که خیلی مهم هست حالا من باز ساعت بعد در موردش توضیح خواهم داد امشب هم که شب آرزوهاست شب رغائب یعنی آرزوها، یعنی شب گرفتن آرزوهاست، امشب را اصلاً عزیزان از دست ندهید ما احیا داریم انشاء الله ساعت 11:30 احیا تشریف می‌آورید یک کاری نکنید خسته بشوید یا خوابتان ببرد. اگر کسی استراحت می‌تواند بکند در این فاصله استراحت بکند اگر می‌توانید غذا نخورید که سنگین می‌شوید که خدای نکرده از فیض امشب و شب آرزوها بمانید خودتان را سنگین نکنید یک استحمام بکنید در فاصلهای که تا انشاء الله به احیا می‌آیید تا خستگیهایتان در برود و اینها خیلی کمک می‌کند که امشب را بتوانیم انشاء الله لذت ببریم و بیدار بمانیم. با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را می‌خوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین عالم(أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ). هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم اینکه انشاء الله بتوانیم از این سه ماه نهایت استفاده را بکنیم صلوات بلند ختم بفرمایید.

خلاصه

جملات ناب

  • رعایت دستورات ائمه اطهار (ع) موجب قرب به ایشان می‌شود.

  • خداوند تبارک و تعالی، ائمه را سرور عبادت‌کنندگان و زینت دوستان خود قرار داده است.

  • احساس عزت، شادی و غرور از انتساب به اهل بیت (ع)، نشانه‌ی چسبندگی واقعی به ایشان است.

  • تا انسان به افتخار و لذت از انتساب به اهل بیت نرسد، هنوز خود را از اهل بیت نمی‌داند.

  • با داشتن اهل بیت و خانواده آسمانی، تمام ضعف‌های زندگی زمینی قابل جبران است و هیچ عقده‌ای در وجود انسان باقی نمی‌ماند.

  • کسی که با داشتن اهل بیت در وجودش عقده دارد، هنوز خودش و اهل بیت را نشناخته است.

  • آفتی بدتر از ناشناختن خود و بی‌معرفتی به جایگاه واقعی‌مان وجود ندارد.

  • احساس لذت از انتساب به اهل بیت، انسان را در برابر ناهنجاری‌های محیطی مقاوم می‌سازد.

  • یک مؤمن واقعی، هرگز در میان افراد فاجر، شخصیت و ماهیت خود را تغییر نمی‌دهد.

  • ما مفتخریم به ائمه اطهار (ع) و میراث گرانبهایشان مانند صحیفه سجادیه و نهج‌البلاغه.

  • پذیرش کامل ائمه (ع) از اولین تا آخرین، نشانه‌ی کمال دینداری و معرفت است.

  • پدر و مادرها، با انتقال نور دوازده امام به روح و شخصیت ما، حق عظیمی بر گردن ما دارند.

  • لطف عظیم پدر و مادر در پذیرش و انتقال نور چهارده معصوم، آنقدر بزرگ است که بدی‌های احتمالی آن‌ها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

  • اسرار امام، اسرار الهی است و افشای آن‌ها گناهی بزرگ محسوب می‌شود.

  • رهایی از شهوات، مقام‌خواهی و خودشیفتگی، انسان را به آرامش حقیقی می‌رساند.

  • اخلاص در عمل به معنای این است که اگر کار خدایی ما به دیگری سپرده شد، ناراحت نشویم و حتی خوشحال باشیم.

  • شیطان حتی به امامزاده نیز رحم نمی‌کند و نفسانیت می‌تواند انسان را به جایی برساند که علیه امام قیام کند.

  • علما و روحانیت شیعه، پس از ائمه (ع)، بزرگترین حق را بر گردن ما دارند که با خون دل اسلام را حفظ و به ما رسانده‌اند.

  • منتظران واقعی امام زمان (عج) که به امامت او معتقدند و منتظر ظهورش هستند، بهترین مردمان تمام زمان‌ها هستند.

  • خداوند به منتظران امام زمان (عج) فهم و خردی عطا می‌کند که غیبت در نظر آن‌ها به منزله مشاهده است.

  • هر چقدر غیب در زندگی ما جدی‌تر و باورپذیرتر شود، تقرب ما به خداوند بیشتر خواهد شد.

  • باور به اینکه از آل پیامبر (ص) هستیم، نقطه تولد حقیقی انسان است و تصمیمات زندگی را متحول می‌کند.

  • بیرون از خانواده آسمانی اهل بیت (ع)، همه چیز جهنم، تحقیر، افسردگی و تنهایی است.

  • یتیمی کسی که اهل بیت را از دست داده، سخت‌تر از یتیمی کسی است که پدر و مادر زمینی خود را از دست داده باشد.

  • پیوستن حقیقی به امام زمان (عج) همین الان ممکن است، نه فقط پس از ظهور.

  • اگر دردهای پدرت (امام زمان) در روحت آمد و غصه‌دار شدی، آنجاست که باید به تو تبریک گفت.

  • ماه رجب، ماه سرور، عشق و لذت معنوی است که باید از ادعیه و فیوضات آن بهره برد.

  • شب آرزوها (لیلة الرغائب)، شب گرفتن آرزوهاست و نباید فیض آن را از دست داد.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
راویان گفتاوردهای این جلسه