فهرست مطالب
Toggleاهمیت ارتباطات در خانواده آسمانی
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. بحثمان درباره رابطه اعضای خانواده آسمانی با یکدیگر بود که به بحث مهم ملاقات برادران دینی رسیده بود که امام رضا(ع) توصیه کرده بود که به زیارت همدیگر بروید و گفتیم که این مسأله چقدر نقش دارد در سلامت فرد و جامعه و رشد فرد و جامعه. انسان مقدار زیادی از قدرت، نشاط و سرعت خودش را در ارتباط با دیگران به دست میآورد. تک افتادن، تنها افتادن.
خطر تنهایی و جدایی از جمع
در روایت داریم مثل تک افتادن و تنها افتادن یک گوسفند میماند از گله که فقط خوراک گرگ خواهد شد. شیطان برای اینکه بتواند یک نفر را بدرد و نابودش بکند اول او را از رفقای خوب، جمعهای خوب و دوستان خوب جدا میکند. انسان وقتی که به تنهایی افتاد، از آدمهای مؤثر و قدرتمند در روح خودش، از جمعهای مؤثر در روح خودش جدا شد، آنجاست که انواع بلاها به سرش میآید.
اهمیت محیط سالم در انتخابهای زندگی
در تصمیمگیریهایی که ما میخواهیم بکنیم برای شغلمان و برای تحصیلات، چه برای خودمان چه برای فرزندانمان، باید یکی از چیزهایی که همیشه برای خودمان و برای فرزندانمان در نظر میگیریم این هست که اگر قرار است برای تحصیلات به جایی برویم، اگر قرار است فرزندمان برای تحصیلات یا کار به جایی برود، آنجا حتماً محیط ثروتمند باشد. محیط گدا، محیطی که در آن غذا نیست، غذای فطری در آن نیست، باعث میشود قویترین آدمها سوءتغذیه پیدا بکنند و بعد از یک مدت نابود بشوند. لذا در ارتباطات این مهم نیست که الان من دوست دارم چه کاره بشوم یا دوست دارم فقط چه رشتهای را بخوانم، مهم این است جایی که میروم باید شرائط سلامت فراهم باشد.
انتخاب محیط زندگی بر اساس سلامت روحی
مثلاً الان یک جایی هست، شغلی هست، شغل خوبی هم هست، پول خوبی هم میدهند، رشته خوبی هست، ولی بگویند محیطش آلوده است، مثلاً آنفولانزا، ایدز دارد، آنجا طاعون هست، کسی برای آن شغل یا رشته آنجا میرود؟ میگوید نه چون آسیب بدنی دارد. یک کسی که روح خودش را جدی بگیرد، شخصیت داشته باشد، آدم باشخصیتی باشد، آدم پستفطرت و آدم حقیری نباشد، امکان ندارد وقتی میخواهد یک رشتهای را انتخاب بکند، یک شغلی را انتخاب بکند، میخواهد جایی برود برای اثاثکشی برای خانه، انتخاب محل زندگی بکند. محال هست جایی را انتخاب بکند که غذا در آن ضعیف است، آنجا غذا نیست، جمع نیست، آدم نیست، رفقا و دوستان نیستند، میکده ندارد، جاهایی که بتواند در من تولید قدرت بکند نداشته باشد. این آدم آدمی هست که اصلاً به خودش اهمیت نمیدهد و واقعاً خودش را نمیشناسد، به فطرت خودش اهمیت نمیدهد. برای همین میگوییم پستفطرت، چون فطرتش پست است و حیوانیت و طبیعتش قدرتمند است. این حقارت باعث میشود که انسان فقط بگوید اشکال ندارد حالا برویم فلان جا خانه میخریم، میرویم فلان جا درس میخوانیم، میرویم فلان جا شغل انتخاب میکنیم.
اهمیت تشکیل جمعهای فطری و معنوی
هر جا انسان میخواهد برود، من کشورهای مختلفی که میروم میبینم مسلمانها اعم از شیعه و سنی حتی پیروان ادیان دیگر میروند گروهی به صورت کُلُنی به قول امروزیها محل انتخاب میکنند، فضا را اول فطری آنجا میسازند. مسجدشان، حسینیهشان، جلسهشان، اساتیدشان به راه است. جلسات مختلفی حتماً دارند که حتماً دور هم جمع بشوند. این جمعها فوقالعاده سازنده است. بخشی از ثروت یک شخص، ثروت روحی، ثروت شخصیتی یک شخص این نوع ارتباطات هست. اینها جزء داراییهای حقیقی یک شخص حساب میشود. بنابراین این مهم هست که ما چند تا، چقدر از این ثروتها داریم و چقدر از این ثروتها میتوانیم استفاده کنیم.
آثار ملاقات برادران دینی و روح جمعی
حالا در این جلسه باز چند تا مطلب را در مورد آثار ملاقات برادران میخواهیم بگوییم، یعنی در واقع همان آثار زیارت و ملاقات و آثار روح جمعی را خدمتتان میخواهم عرض کنم که چقدر اهمیت دارد.
زیارت، رویش مودت
از نبی اکرم(ص) نقل شده میفرماید که (الزِّیارَۀُ تُنبِۀُ المَوَدَۀ). نبات یعنی گیاه، زیارت دوستی را میرویاند. میخواهد زیارت اهل گناه باشد، نسبت به همدیگر مودت پیدا میکنند، وفاداری در گناه پیدا میکنند، همکاری در معصیت و گناه و فساد در آنها ایجاد میشود وقتی با هم رفت و آمد میکنند، مهمانی میروند، با هم خلوت میکنند، با هم یکجا هستند. شیاطین وقتی یکجا جمع میشوند همینطور هست، قدرتمند میشوند. نیروهای فطرتگرا، الهی، انسانهای مؤمن، خانواده آسمانی، بچههای اهل بیت، بندگان خدا، حزب خدا هم همینطور هستند. اینها وقتی به ملاقات هم میروند دوست هستند. در طول هفته جایی دارند که دور هم جمع میشوند، از رفیقهای خوب و دوستان خوب کمک میگیرند، تجمع دارند، انجمن دارند، به هر بهانهای دور هم جمع میشوند. این ارتباطات باعث میشود که مودتشان قوی بشود و این قدرت مودتی به اینها قدرت روحی و معنوی میدهد. مودت میگوید نه محبت.
تفاوت محبت و مودت
اشتباه بزرگی که در صدر اسلام تا الان اتفاق افتاد این بود که ما آمدیم محبت را مودت معنا کردیم. باید دقت کنیم که خداوند تبارک و تعالی هیچ کلمهای را به جای کلمه دیگر استفاده نمیکند. کتاب قرآن یک کتاب کاملاً ریاضی هست و بنابراین وقتی یک کلمه به کار رفته، کسی که نداند عمق این کلمه یعنی چه بد معنا میکند، ضعیف معنا میکند. مثل بسم الله الرحمن الرحیم که همه معنا کردند به نام خداوند بخشنده مهربان، در حالی که اصلاً ترجمهاش این نیست و لا إله إلا الله هیچ خدایی جز خدا نیست، اینها اصلاً ترجمه این جملات نیست. برای همین هم دیگر بار ندارد. وقتی شما آمدید یک جملهای را، یک واژهای را از محتوای اصلیاش خالی کردید، آن اثرگذاری دیگر نیست.
مودت اهل بیت، تنها راه رسیدن به خدا
قرآن تأکید میکند که اگر کسی میخواهد به راه پیغمبر و خدا برود فقط یک راه بیشتر ندارد، یک راه فقط دارد کسی که میخواهد راه خدا را برود یا راه رسول خدا را برود. اگر کسی میخواهد راه خدا و رسول خدا را برود یک راه بیشتر وجود ندارد و آن مودت اهل بیت است، محبت نه. اشتباهی که شد آمدند به خاطر اغراض سیاسی و هوای نفس مودت را محبت معنا کردند. همه گفتند ما اهل بیت را دوست داریم. این دوست داشتن کافی نیست. مودت مهم است و همین مشکل همین الان هم در مورد امام زمان هست. ۱۱۸۰ سال امام زمان آواره است. تمام این ۱۱۸۰ سال همه میگویند ما دوستش داریم، قربانش برویم، جمکران میروند، گریه میکنند، زیارت میکنند، دعا میخوانند، اما مودتی در کار نیست. شما سخت گیر میآورید آدمهایی که مودت اهل بیت را داشته باشند و قرآن میگوید آن کسی که میخواهد راه الله را برود یعنی به هدف خلقت برسد، راه رسول خدا را برود باز یعنی به هدف خلقت برسد، تنها فقط و فقط یک راه دارد و آن مودت اهل بیت است.
مودت، عشق همراه با فداکاری و اطاعت
(قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبى) (قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبِیلاً) آنچه که به عنوان اجر از شما خواستیم یعنی مودت فقط مخصوص کسانی است که میخواهند راه الله را بروند. آیه قرآن است، به حدیث کار نداریم که بخواهیم به اعتبارش یا چیز دیگرش شک بکنیم. نص قرآن است میگوید (إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبِیلاً) هر کس که میخواهد راهی به سوی پروردگارش پیدا بکند باید با مودت اهل بیت برود. مودت دوستی نیست، دوست داشتن نیست. مودت عشق و محبتی هست که در آن کمک، وفاداری و فداکاری هست. اطاعت در آن هست و آن این چیزی هست که ما از آن غفلت کردیم. اهل سنت به گونهای غفلت کردند که از خانواده آسمانیشان از معصومین کَنده شدند و جدا شدند. لذا شما میبینید که بسیاری از مکاتب اصلی اهل بیت از آموزههای بزرگ معصومین دور ماندند و شیعیان هم باعث شد که به ائمه کمک نکنند.
غفلت از مودت و تنهایی امام زمان (عج)
یازده امام به شهادت رسید و دوازدهمی هم که آواره و تنها و طردشده است. همه میگویند ما دوستش داریم، اسمش بیاید گریه میکنیم، پرچم میزنیم، تولد بشود شیرینی میدهیم، مشکی میپوشیم، روضه میخوانیم، سینهزنی میکنیم، فکر میکنند مودت یعنی این. البته این هم مودت هست، بخش ضعیفی از مودت است. مودت یعنی آنجایی که امام به تو نیاز دارد بروی کمک کنی، امام را تنها نگذاری. مودت یعنی اگر امام نمیخوابد و تو نخوابی. اگر امام بیداری دارد، زحمت دارد، سختی دارد، تو هم بروی. امام اگر دارد کاری را انجام میدهد بروی زیر بار کارش و کمکش بکنی. امام اگر تنها شد نگذاری تنها بشود. امام اگر آواره شد نگذاری آواره بشود. امام اگر دشمن پیدا کرد با دشمنانش درگیر بشوی. این را مودت میگویند.
مودت در خانواده زمینی و آسمانی
مودت یعنی همیشه در صحنه بودن برای خانواده. ببینید زن و شوهر چقدر قشنگ در صحنه هستند برای همدیگر. پدر، مادر، فرزندان چقدر در خانواده با هم فعال هستند. این را مودت میگویند. یعنی حول یک محور همیشه با هم جمع هستند. هر جا که صبح بیرون میروند ظهر جمع میشوند. ظهر بیرون بروند شب دیگر همه دور هم جمع میشوند، با هم حرف میزنند. در واقع مساعی دارند، تلاش میکنند ببینند که چه کسی به چه چیزی نیاز دارد. زن و شوهر نسبت به نیازهای همدیگر تعهد دارند. بعد نسبت به نیازهای بچه تعهد دارند. بچهها نسبت به نیازهای پدر و مادر تعهد دارند. این را مودت میگویند. قرآن فرمود (وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً) از آیات الهی این هست که از جنس شما برای شما همسرانی قرار داد که در کنارش آرام باشید و بین شما مودت قرار داد. حالا یک زندگی که در آن آرامش نیست، مودت هم نیست. دیگر اسم این را نمیشود سکون گذاشت. دیگر اسم این را نمیشود خانواده گذاشت. در ارتباط با خانواده آسمانی هم همینطور هست. یعنی ما ارتباطمان باید با خانواده آسمانی برای جذب سکون باشد. اهل بیت خوشحال میشوند بچههایشان دورشان جمع شوند.
اضطراب اهل بیت از دوری فرزندانشان
وقتی بچههایشان از آنها دور میشوند اهل بیت را اضطراب میگیرد. اهل بیت ناراحت میشوند، غمگین میشوند وقتی ببینند فرزندشان دورشان نیستند. وقتی فرزندانشان از آنها جدا میشوند در این جدایی هزاران بلا سر بچهها میآید. ببینید مادر ما فاطمه زهرا چه میکشد. پدر ما امیرالمؤمنین، پدران ما اهل بیت به خصوص امام زمان چقدر به آنها سخت میگذرد که ما فرزندان آنها دور آنها نیستیم، با آنها زندگی نمیکنیم، آنها را در خانهمان راه نمیدهیم، آنها هیچ جایی در خانواده ما ندارند. چقدر سخت است. خود ما هم از نبودن آنها آسیب میبینیم. ما دقت نمیکنیم که اضطرابهایمان مال چیست. غممان مال این هست که با خانواده آسمانیمان زندگی نمیکنیم. غمهای ما مال این است. یک کسی که با اهل بیت واقعاً در تماس و ارتباط هست این همیشه آدم آرام و شادی هست. این کمبودهای دیگر زندگی، کمبودهای بخشهای عقلی، بخشهای حیوانی، بخشهای گیاهی و بخشهای حسی دیگر اذیتش نمیکند. چون در خانه است، دارد با خانواده اصلیاش زندگی میکند. وقتی هم انسان به خانه رسید دیگر دنیا و آخرت ندارد. تا خدا خدایی میکند انسان پیش این خانواده هست.
ضرورت تحول از محبت به مودت
بنابراین فوقالعاده این مسأله مهم هست که ما به مودت توجه بکنیم. عزاداریهای ما نوعاً محبتی هست. مجالس ما نوعاً محبتی هست. ارتباطات ما حتی دعاهای ما نوعاً محبتی هست. مودتی نیست. اتفاقی که باید بیفتد در جامعه این هست که این نحو ارتباطات یعنی دعاها، عزاداریها، جشنها و ارتباطات از حالت محبتی به مودتی در بیاید. آنچه که گفتم ما قرار است به زودی یک طرح تحول بزرگی را داریم طراحی میکنیم در این بحث که به مجاهدت همه شما نیازمند هستیم. همین هست که بتوانیم انشاءالله برای امسال نیمه شعبان و محرم و صفر به کمک شما یک تحولی انشاءالله ایجاد بکنیم که مردم از این حالت محبتی در بیایند و به مودت برسند. انشاءالله همه شما باید کمک بکنید. همه ما باید با هم بسیج بشویم، بنشینیم در خانه خودمان با هم نقشه بریزیم ببینیم چه کار میتوانیم بکنیم برای اینکه بقیه فرزندان اهل بیت در هر جای ایران و خارج از ایران هستند چطوری از حالت محبتی خارج شوند و به حالت مودتی برسند. لازمش این هست که خود ما اینطوری شده باشیم. این تلاش را بکنید که انشاءالله در سال جدید که میخواهیم برنامهها را اعلام بکنیم شما هم بتوانید خودتان را به این وضعیت برسانید و انشاءالله مؤثر باشید و دل پدر آسمانیتان را با این کار شاد بکنید.
ملاقات خوبان، فرصتی برای شبیه شدن به الله
ملاقات آدمهای خوب مودتشان را بالا میبرد. یعنی اول از این فرصتی ایجاد میکند که شما شبیه الله بشوید. چون در این مودت وقتی به ملاقات میروید یا دوستان به ملاقات شما میآیند مسائلتان که با هم مطرح میشود آنچه که تو در توانت هست برای طرف مقابل وسط میریزی، بخل نمیکنی. واقعاً از ته قلب کاری میخواهی بکنی که بتوانی به این کمک بکنی و مشکلش را حل بکنی و چون نگاه، نگاه آسمانی، عشق، عشق آسمانی هست به برادر دینیات و خواهر دینیات به عنوان عضو خانواده آسمانیات داری به او نگاه میکنی. به عنوان فرزند حضرت زهرا، به عنوان فرزند اهل بیت داری به این طرف نگاه میکنی. با تمام وجودت تلاش میکنی که به او کمک بکنی. او هم چون بر همین اساس با تو رفاقت دارد، بر همین اساس با تو محبت و مودت دارد، او هم به تو کمک میکند. ببینید چقدر این ملاقاتها مهم و اثربخش است. چقدر این ملاقاتها قدرت ایجاد میکند برای انسان.
ملاقات، فرصتی برای جذب اسماء الهی و رشد
یک موقعی انسان از پدر و مادر خودش، از خواهر و برادر خودش نمیتواند کمک بگیرد. به انسان کمک نمیکنند یا اصلاً خانواده زمینی ندارد یا اگر هم داشته باشند کمک نمیکنند. چون خانواده آسمانی همه ما داریم. این مهم است که چون خانواده آسمانی داریم، خواهر و برادر آسمانی ما همه جا هستند. ما میتوانیم برویم با آنها رابطه برقرار کنیم، دوست بشویم، کمکشان کنیم. این کمک کردن فرصتی ایجاد میکند که ما اسمهای خدا را جذب بکنیم، قدرتهای خودمان را بیشتر کنیم و از آنها هم کمک میگیریم، آنها هم رشد میکنند. در ملاقاتهای اعضای خانواده آسمانی چه اتفاقی میافتد؟ رشد، حرکت به سمت هدف، ملاقات است، مهمانی است، پارک رفتند، مهمانی رفتند، با همدیگر کوه رفتند، دور هم نشستند، چای خوردن ولی در آن عبادت صورت میگیرد. یک پارک رفتن است، یک مهمانی است، دور هم جمع شدند ولی در آن عبادت است، چرا؟ چون این چند نفری که همدیگر را پیدا میکنند، به همدیگر نزدیک میشوند، مودتی به همدیگر نزدیک میشوند و مودت که بالا میرود نیازهایشان هم برطرف میشود.
برکات نماز جماعت و جمعه
اینکه اسلام خیلی سفارش میکند که نماز جماعت بروید، به نماز جمعه بروید همین هست. شما نگاه کنید چقدر اتفاقات مبارک و قشنگ در این جمعها اتفاق میافتد. چقدر دختر و پسر با هم آشنا میشوند. چقدر خانوادهها با هم آشنا میشوند. چقدر ازدواجهای خوب صورت میگیرد. چقدر به همدیگر کمک میکنند. وام میدهند. مشکلات پزشکی و مشکلات اقتصادی همدیگر را برطرف میکنند. کمکهای فکری به هم میدهند. (وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) در جمع مودتی همیشه صبر و حق و قدرت و شادی و آرامش و نشاط هست. خیلی قیمت دارد. به این دقت کنید که آیا من خودم از این جمعها سراغ دارم؟ حتماً سؤال کنید آیا وقتی کسی با من جمع شود، با من رفیق بشود، پیش من بیاید این جمعی که من تشکیل میدهم دو نفره، سه نفره، پنج نفره این ارتباط را داریم یا نداریم. اگر نداریم گدا هستیم. اگر نداریم ضعیف هستیم. باید از این گدایی در بیاییم. باید از این حالت محبتی صرف خارج شویم به حالت مودت برسیم. این آن چیز خیلی مهم هست که در جمعها باید اتفاق بیفتد. باید برای جمعهایمان سرمایهگذاری کنیم. جمعهایمان را بسازیم و هر چقدر میتوانیم این جمعها را ایجاد بکنیم و تقویت کنیم.
ملاقات، راهی برای شکست شیطان
(الزِّیارَۀُ تُنبِۀُ المَوَدَۀ) سه کلمه است. هر سه کلمه را ما در فارسی استفاده میکنیم: زیارت، مودت، نبت یعنی رشد. ملاقاتها این مودتها را زیاد میکند. نکته خیلی اساسی که روی شیطان را سیاه میکند و در جنگ ما با شیطان به ما کمک میکند. چون قرآن فرمود هر کسی باید در زندگیاش سهمی از مبارزه با شیطان را داشته باشد. هر کس باید در زندگیاش به شیطان سیلی زده باشد. یک کسی که همیشه یک عمر سیلی خورده این آدم بدبختی است. دنیا بدبخت است، آخرت هم بدبخت است. یکی از چیزهایی که به ما خیلی کمک میکند که به شیطان و دشمن سیلی بزنیم طراحی ملاقاتهاست. اگر با پدرت ضعیف هستی، با مادرت دارد رابطهات ضعیف میشود، با باجناقت، با جاری، با برادرخانم، با خواهرخانم، با دوستان دیگر دارد رابطهات ضعیف میشود، دارد یواش یواش بین شما نفوذ میکند، بین شما دارد پچپچ میشود، زود به ملاقات همدیگر بروید. زود یک مهمانی تشکیل بدهید یا بروید خانه طرف مقابل یا منزلتان دعوتش کنید. اجازه ندهید که شیطان این وسط دخالت بکند و موفق بشود. این فداکاری میخواهد. این دست در جیب کردن میخواهد. باید بلد باشی دست در جیب بکنی. وقتی دست در جیب خودت کردی برای مهمانی دادن، در واقع دست در جیب خدا کردی. حتماً جایش پر میشود.
سخاوت در مهمانی، راهی برای گشایش الهی
اگر گفتی من مهمانی بدهم، من پول غذا را حساب بکنم، من کرایه را حساب بکنم، کم میآورم، راه را میبندی. اما اگر مصرف کردی خدا جایش میرساند و پر میکند. بعضیها همیشه همینطور هستند، محور هستند برای مهمانیها، برای بساطها. با مهربانی و کریم بودن خرج میکنند. یک کسی هفتهای یکبار، دو هفته یکبار، ماهی یکبار خانهاش عزاداری میاندازد، یک روضهای، یک جشنی میاندازد. صبحانه میدهد، ناهار میدهد، عصرانه میدهد، شام میدهد، چایی میدهد، کیکی میدهد. همه دعوت میشوند خانه این. ساقیگری میکند. این خیلی نزدیک است به اهل بیت که اینقدر عشق در وجودش هست. بعضیها نه میگویند ما اگر مهمانی دعوت کنیم فرشمان کثیف میشود، عذا روی فرشمان میریزد، مصرفمان بالا میرود، پول از کجا بیاورم. اگر یک کسی با اهل بیت بیحساب بود، آنها هم با او بیحساب میشوند. اما اگر افتادی به چرتکه انداختن و محاسبه کردن، در آسمان را به روی خودت میبندی.
ملاقات برادران، غنیمتی بزرگ
فرمایش بعدی از امام صادق(ع) هست از قول امیرالمؤمنین(ع) نقل میکند: (لِقاءُ الإخوان مُغنََمٌ جَسیمٌ وَ إن قَلُّو) این بحثها هیچ جای دیگر نیست. فقط نزد اهل بیت اینطور حرف زدنها وجود دارد. اینطور فرمولها فقط در نزد اینهاست. خود امام باقر(ع) به دو تا اصحابش فرمود: (شَرِّقا أو غَرِّبا لَن تَجِدا عِلمً صَحیحاً إلاّ مِن عِندِنا أهلَ البَیت) شما شرق عالم و غرب عالم را بگردید هیچ علم درستی را پیدا نمیکنید مگر در نزد ما اهل بیت هست. از جانب ما به همه جا علم سرایت میکند. (لِقاءُ الإخوان) ملاقات برادران، برادران که میگوید خواهران را هم در برمیگیرد. هیچ فرقی نمیکند. بحث جنسیت اینجا نیست. این برادر بودن جنبه جنسی ندارد. بحث انسانی هست. (لِقاءُ الإخوان مُغنََمٌ جَسیمٌ وَ إن قَلُّو) ملاقات برادران بهره و غنیمت بزرگی هست هر چند که اینها تعدادشان کم باشد.
تأثیر شگرف ملاقاتهای کوچک
دو نفر هم با هم ملاقات میکنند. دو تا مؤمن به هم میخورند. دو تا اهل مودت، دو تا فطرتگرا به هم میرسند. این ملاقاتش بهره زیادی دارد. گاهی وقتها من در طول عمرم تجربههای زیادی دارم. هم خودم تجربههای زیادی داشتم یعنی برای خودم اتفاق افتاده و هم در جاهای دیگر دیدم که اینطوری هست. گاهی وقتها دو نفر به هم میخورند و یک کشور با آن تکان میخورد. گاهی وقتها دو نفر با هم ملاقات میکنند میلیونها انسان بهره میبرند از این ملاقات، از این یک چای خوردن، از این چند دقیقه پیش هم نشستن، از این رفت و آمدها. یک جلسه دو نفره، یک جلسه سه نفره، یک جلسه پنج نفره گاهی وقتها برقرار میشود. یکدفعه میبینی میلیونها انسان به خاطر این جلسهای که این دو نفر نشستند با هم صحبت کردند و تصمیمهایی گرفتند و این تصمیمگیریها میلیونها انسان بهرهمند میشوند.
نمونههایی از تأثیر ملاقاتهای کوچک
من یادم هست یکی از خواهران سال ۶۹ تقریباً ۲۳ سال پیش از شاگردان ما بود. ما آن موقع دوره معرفت نفس داشتیم. ایشان یک معلمی بود، خواهر بزرگواری بود. یک بار همسرش را دعوت کرد به مناسبت اینکه خانمش این کلاس میآمد همسرش هم آمد با ما آشنا شد. یکبار به من گفت استاد شما شام منزل ما بیایید. آن شب ما نشستیم منزل ایشان، شوهرشان چکار میکنید چکار نمیکنید. من یک رفیق دارم، یک بزرگی دارم، خدا رحمت کند ایشان ما را آشنا کرد با حضرت آیت الله موسوی لاری که رئیس مرکز نشر معارف اسلامی در جهان بود. یک نفره آن سال من وقتی با حاج آقا آشنا شدم. گفتم حاج آقا شما تا به حال چند نفر را هدایت کردید این مرکز بینالمللی شما؟ آن موقع به ۱۵ زبان دنیا ایشان کتاب ترجمه میکرد، رایگان به دنیا میفرستاد. گفت همینطوری سرانگشتی ده میلیون نفر. یک نفر قَدَر ده میلیون نفر را ریخته در نامه عمل خودش. این یعنی روز قیامت به عنوان یک امت محشور میشود دیگر اصلاً به عنوان یک آدم محشور نمیشود. این آقا ما را آشنا کرد با حضرت آیت الله موسوی لاری. رفاقت ما با آیت الله موسوی لاری جدای از خیرها و عزیزانی که از طریق شبکه ولایت در هر جای دنیا میشنوند، هر جای دنیا کسی برود بگوید آقای موسوی لاری همه ایشان را میشناسند. هیچ مرکز فرهنگی اسلامی و حتی غیر اسلامی نیست که آیت الله موسوی لاری را نشناسند. یک ملاقات دو نفره مهمانی بود با این عزیزمان، ولی باعث رفاقت ما با این مرد بزرگ شد. باعث شد که ما توانستیم میلیونها جلد کتاب را به صورت رایگان بتوانیم به دست نیازمندانش برسانیم. ایشان به ما اعتماد داشت یعنی اعتماد پیدا کرد. من هر وقت تماس میگرفتم که حاج آقا من اینقدر روسی میخواهم، اینقدر سواحلی میخواهم، اینقدر بنگالی میخواهم، اینقدر ژاپنی میخواهم، اینقدر چینی میخواهم، اینقدر آلمانی میخواهم، اینقدر فرانسوی میخواهم، میگفت بچهها را بگو بیایند بردارند ببرند. چقدر این مرد کریم و بزرگوار بود. بچهها ما از اینجا میرفتند وانت میبردند قم، بار میزدند کتابها را میآوردند. ما در ملاقاتها و جلساتی که با هزار تا مهمان خارجی داشتیم از همه جای دنیا آمده بودند به همه کتاب میدادیم. این کتابها میرفت پخش میشد و چقدر اتفاقات مبارکی در پخش شدن این آثار در دنیا به وجود آمده. خیلی آثار باعظمتی است. یعنی اینقدر از اساتید دانشگاهها حتی شاهزادههای کشورها، وزرا، سیاستمداران، سفرا، اساتید دانشگاهها، دانشجویان، آدمهای قَدَر همه به واسطه این کتابها شیعه و مسلمان شدند. چقدر خیر و برکت دارد عمر یک نفر. یک نفر روحانی نشسته یک گوشهای در خانه بدون اینکه تشکیلات داشته باشد با سه نفر ایشان این مجموعه را اداره میکرد با آن همه آثار، و تا ایشان دو سال پیش به رحمت خدا رفت. من تقریباً نزدیک ۲۰ ـ ۲۵ زبان دنیا ایشان توانسته بود کتاب ترجمه بکند. فرصت نیست برایتان خاطرات هدایت چه انسانهای برجسته و بزرگی در دنیا را برای شما تعریف بکنم که اینها چطوری از قِبَلِ زحمات این مرد هدایت شدند و با اهل بیت با خانواده آسمانیشان آشتی کردند.
قیام لله، راهی برای بیمه کردن دنیا و آخرت
خدا رحمت کند آقای دکتر مهدوی را هم ما در همین مهمانیهایمان در هتل استقلال در هتل آزادی که مهمانهای خارجی داشتیم دیدیم. یکدفعه با هم آشنا شدیم. چکار میکنید ما این کار را میکنیم. بیایید من یک سازمان سراغ دارم رفقایمان هستند آنها هم یک مؤسسه بینالمللی هستند خیلی دوست دارند آنها هم کار بشود. ما وصل شدیم به یک مؤسسه بینالمللی. سالهای سال این مؤسسه بینالمللی رایگان به ما دهها هزار جلد کتاب به ما داد و ما چون قدرت داریم در ارتباط با خارجیها سالی چند هزار نفر میآمدند میرفتند و خودمان میرفتیم و ارتباط داشتیم اینها را توزیع میکردیم. یک ملاقات دو نفره سرپایی در هتل، از این اتفاقات آنقدر برای ما افتاده که نگو. یک شاگردی یک موقع میبینی که آمده سر کلاس نشسته فهمیده که ما چکار میکنیم. شاگرد ماست اما قویتر از خود ما توانسته خیلی جاها کار بکند. زمینههای را فراهم کرده دهها، صدها، هزاران نفر هدایت شدند و این کاری است که همه میتوانند انجام بدهند. اگر انسان بیفتد به مودت به این حس میشود یک آدم قوی و مؤثر و نورانی و نوردهنده. حضرت میگوید از این امتناع نکنید که دور هم جمع شوید ولو تعدادتان کم باشد. فکر نکنید که باید یک لشکر باشید. اینکه قرآن تأکید میکند خدا میگوید من شما را فقط یک موعظه میکنم. (قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَهٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى) اینکه اهل قیام برای خدا باشید چه دو نفره چه یک نفره. چرا خدا میگوید چه یک نفره چه دو نفره؟ چون یک نفره هم قدرت دارد. یک نفره هم این کار را انجام میدهد. خدا رحمت کند امام امت را فرمود من شبی که خواب دیدم نقشه ایران آتش گرفته شروع کردم با عبا زدم این نقشه را خاموش کردم. فهمیدم که من میتوانم ایران را نجات بدهم اما باید تنهایی قیام بکنم. یک نفره ببینید در دنیا چکار کرد. ما باید اهل قیام باشیم چه یک نفره چه دو نفره چه چند نفره. هر کس که روح قیام در وجودش آمد دنیا و آخرت خودش را بیمه کرده و کسی که روح قیام ندارد خودخواه، خودمحور فقط سرش در لاک خودش هست و فقط با مسائل خانواده زمینیاش دارد زندگی میکند. به هیچ وجه قیامی برای اهل بیت در زندگیاش وجود ندارد. روح قیام برای خانواده آسمانی در روحش وجود ندارد. این (خَسِرَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَهَ) است هم دنیایش خسارت میبیند هم آخرتش. قیام از اسمش معلوم است قیام، باید انسان بایستد و کار بکند. بایستد و جهاد بکند و خون دل بخورد و زحمت بکشد. چقدر هم لذت دارد که انسان جلوی چشم خانواده آسمانی برایشان قیام بکند.
قدرت قیام یک نفره با اتکاء به خدا
یوسف(س) میدانست درها قفل است اما یک نفره بود و آن حرکت یک نفره خودش را نگاه نکرد. به امید خدا حرکت کرد به سمت قفلها و درها و خدا همه درها را به رویش باز کرد. قیام یعنی این. موسی یک نفره بود یک چوب دستش بود به نام عصا، اما این چوب را اگر خودش میانداخت هیچ اتفاقی نمیافتاد. با تکیه به چه کسی این چوب را انداخت و اژدها شد؟ چه کسی پشت سرش بود؟ خودش فرمود (إِنَّ مَعِی رَبِّی سَیَهْدِینِ) من یک رب با من هست. یک الله با من هست. یک نفر با الله کم نیست. یک نفر با الله قیام بکند مگر کم است. برای همین هیچ وقت نگویید که ما تنها هستیم کسی نیست یک نفره چکار میشود کرد. در فامیل در شهر در محله در یک کشور یک نفر خیلی کار میکند. چون یک نفر خودش که نیست. اگر کسی فکر بکند که خودش است مشرک است. اگر فکر کند که خودش میخواهد با توان خودش کار بکند این مشرک است. اما همان شعاری که حضرت موسی داد (إِنَّ مَعِی رَبِّی سَیَهْدِینِ) من پروردگارم با من هست و خودش هدایتم میکند. یک نفره که قیام کرد با الله است. همه فرشتگان عالم همه خانواده آسمانیاش پشت سر یک نفری هستند که قیام میکند. در روایت داریم مؤمن وقتی میایستد به نماز صفهایی از فرشتهها پشت سر این میایستند که هیچ کس نمیتواند تعداد اینها را حساب بکند. (المُؤمِنُ واحِدُهُ جَماعَۀ) نماز واحدش هم نماز جماعت است. همین تنهایی نماز خواندنش هم جماعت است. یک موقعی یک مؤمن نماز میخواند میلیونها فرشته کنار این هستند و با او نماز میخوانند. پس اصلاً یک نفر معنا ندارد. هیچ وقت ما یک نفر نیستیم. من و خدا خیلی میشویم، بینهایت میشویم. دو نفر نیستیم در واقع همهاش خدا میشود.
عظمت قلب مؤمن
قیام شما باعث میشود الله از وجود شما قیام بکند. این خیلی قشنگ است. من به چشم یار بینم یار را، حافظ چقدر قشنگ میگوید. یک کسی قیام میکند و خدا با او قیام میکند. یک کسی قیام میکند و همه فرشتهها و اهل بیت با او قیام میکنند و با او حرکت میکنند. گاهی وقتها آنقدر حرکت یک نفره شما مؤثر هست که وقتی تو تصمیم میگیری خدا میگوید بندهام تصمیم گرفته ما باید پشتش بایستیم. قرآن میگوید من خدا و همه فرشتهها تابع این بنده هستیم. این تصمیم به قیام گرفته ما حالا باید برویم پشت سر این بیایستیم. این یک بنده تصمیم گرفته ما باید برویم پشتش بیایستیم. شما هر تصمیم قشنگی که در زندگیات بگیرید خدا را تکان میدهد، عرش را تکان میدهید. چطور اگر یک نفر طلاق بدهد میگوییم طلاق عرش را به لرزه میآورد. یک کسی کار خیری انجام میدهد، نیت قشنگی دارد، عرش با او همراه است. عرش شوخی نیست. قرآن میگوید (وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ) کرسی قدرتی است که همه آسمانها هر چه آسمان هست هر چه از آسمان و زمین هست همه اینها در کرسی هستند. بعد پیامبر فرمود کرسی مثل یک حلقه هست در عرش خدا. این آسمانها را نگاه کنید یک حلقه در آن باشد گم است کجا میشود پیدایش کرد. در همه این آسمانها این حلقه گم شود کجا میشود در این آسمانها پیدایش کرد. کرسی که این همه عظمت دارد فرمود در مقابل عرش خدا گم است. یک مؤمن اینقدر عظمت دارد به روح است به جسم نیست. ما متأسفانه هنوز خودشناسی نداریم. ما هنوز انسان را نشناختیم که یک آدم میتواند چکار بکند. یک انسان مینشیند یک سحری یک شبی یک نصف شبی در خانهاش حتی در رختخوابش به تمام آسمانها و زمین به عرش الهی راه دارد. خدا رحمت کند سید حیدر آملی را فرمود اگر عرش خدا را یک میلیون برابر کنند در سینه من جای میگیرد. یک میلیون برابر کنند عرش خدا را من ظرفیتش را دارم. چقدر آدم میتواند بزرگ باشد و چقدر ما کوچک هستیم که سر چه مسائلی غصهداریم، گریهداریم، خودمان را کوچک میبینیم به خاطر مسائلی که در زندگیمان هست از معنویت از الهیت از آسمان و از خانواده و از عرش الهی جدا میشویم. حال چه شده؟ فلانی مرده، حالا چه شده؟ من طلاق گرفتم طلاق دادم. اصلاً همه ارتباطات یک آدم کوچک را به هم میریزد با تمام عرش. این آدم بزرگتر از عرش خداست ولی به خاطر یک بدهی، قبول نشدن در کنکور، یک طلاق، مردن یک نفر، اینکه فلانی به من جواب منفی داده، ازدواج نکردم، ازدواج کردم. به خاطر مسائل بخش حیوانی و پایینی اینقدر روی این تأثیر میگذارد که تمام بزرگی این شخصیت ریز میشود و آدم اینقدر پایین میافتد و کوچک میشود یک کسی که میتواند بزرگتر از عرش خدا باشد. خدا فرمود (لا یَسَعُنی أرضی وَ لا سَمائی بَل یَسَعُنی قَلبُ عَبدِیَ المُؤمِن) آسمان و زمین گنجایش من را ندارند فقط یک چیز گنجایش من را دارد قلب بنده مؤمنم. این قلب که به تک تک ما دادند چقدر عظمت دارد. دلی که به همه ما دادند چقدر عظمت دارد. برای چه چیزهایی شاد میشویم برای چه چیزهایی غصه میخوریم. هر کس برای آن چیزهایی که غصه میخورد قیمتش همان است. برای هر چیزی هم که شاد میشود قیمتش همان است. ببین در زندگی قیامِت برای مسائل پایینی، مسائل گیاهی، مسائل حیوانی، مسائل عقلانی یا فوق عقلانی است. همه آدمها قیام دارند در زندگیشان، دارند تلاش میکنند اما نیتهایتان را نگاه کنید قیمتتان دستتان میآید. برای چه الان تو فعال هستی، قیمتت دستت میآید. برای چه صبح تا شب میدوی، قیمتت دستت میآید. بعضیها آدمهایی هستند که قیام لله دارند. اینقدر این آدم شرافت پیدا کرده که قیام لله دارد. با یک شوهر عوضش میکند. با یک زن عوضش میکند. دو تا بچه دورش را میگیرند تمام میشود. از کجا تا کجا یکدفعه تو آمدی. چقدر آدم یکدفعه سقوط میکند.
یک نفر جنگی، بهتر از صد هزار
این کلام امیرالمؤمنین(ع) معجزه است (لِقاءُ الإخوان مُغنََمٌ جَسیمٌ وَ إن قَلُّو) کم هم باشند یک نفر این همه کار. وقتی دو تا مؤمن به هم میخورند چکار میتوانند بکنند در دنیا، چقدر میتوانند مؤثر باشند. لذا نگو ما هیئتمان پنج نفر هستیم دور هم جمع شدیم که چی، پنج نفر خیلی است. الان شما در دنیا نگاه کنید بعضی وقتها یک نفر در دنیا یک تصمیم میگیرد یک دنیا را به آتش میکشد. پنج نفر خیلی است. یک شب رفته بودم یک سخنرانی داشتم هیچ وقت این صحنه یادم نمیرود. تهران دعوتم کرده بودند بروم سخنرانی. از قم میآمدم همینطوری کورس به کورس آمدم تا شهر. آدرس را روی کاغذ نوشته بودم داشتم میرفتم محل را پیدا کنم. بعد گفته بودند خیابان فلان جا، رفتیم دیدیم یک خانهای هست صدای اکو و بلندگو دارد میآید. چراغ زده بودند چه تشکیلاتی. بعد ما گفتیم همین است آدرس را نگاه کردیم دیدیم همین خانه است. خانه دیگری در این خیابان روشن نیست. من هم یکذره تأخیر داشتم با عجله رفتم که بگویم ببخشید دیر شد از قم آمده بودم. رفتم دیدم یک زن دم در نشسته دارد گریه میکند. گفتم خانم مراسم اینجاست؟ گفت بله آقا بفرمایید. رفتم پایین دیدم یک نفر پشت بلندگو دارد میخواند. یک نفر هم سینه میزند. یک خانم با دو آقا. یاد پیغمبر افتادم امیرالمؤمنین و خدیجه(س)، نماز جماعتشان سه نفری بوده پیغمبر و امیرالمؤمنین و خدیجه. دیدم چقدر این مجلس بزرگ است. سه نفر آدم داشتند یک محله را تکان میدادند. هیچ کس در مجلس نبود. اصلاً دوست نداشتم از آنجا در بیایم. اینقدر کیف کردم این زن چقدر باور دارد. این دو نفر چقدر باور دارند. یکی با شور مداحی میکرد یک نفره، یکی هم با چه شوری سینه میزد. اینها چقدر ایمان داشتند چقدر باور دارند. یک خانمی چند روز پیش صحنهای را برای من گفت خیلی تکانم داد. یکی از کشورها یا آمریکا بوده یا یکی از کشورهای اروپایی بود. گفت من جمعه به جمعه بچههایم را لباس نو میپوشانم میرویم به امید ظهور امام زمان کنار یک رودخانه منتظر میایستیم تا غروب. در مهد طبیعتگرایی، میگوید من آنجا میایستیم تا غروب کنار یک رودخانه میایستیم دعا میکنیم برای حضرت و برمیگردیم. هر هفته کار ما این است. یکی مرد جنگی بِه از صد هزار. آدم اگر اهل قیام باشد یک نفر دیگر نیست بینهایت میشود. انسان به اضافه خدا بینهایت میشود و میلیونها آدم بدون خدا هیچی نیستند. کف روی آب هستند. باطل همین است. قرآن باطل را اینطوری معنا میکند. باطل کف روی آب است و حق ماندگار است. خدایا به حق محمد و آل محمد توفیق عمل به آموزههای معصومین را به ما عنایت بفرما. به حق محمد و آل محمد به ما توفیق قیام عنایت بفرما. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.