خانواده آسمانی – جلسه 137

متن کامل جلسه

ارتباط با غیب و خانواده آسمانی

بحث ما درباره ارتباط ما با غیب و خانواده آسمانی‌مان بود که چه کنیم این ارتباط یک ارتباط مؤثر باشد. آخرین بحثی که جلسه گذشته داشتیم، یک قاعده‌ای را عرض کردیم از وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام که فرمودند: «قدر الرّجل علی قدر همّته»؛ ارزش هر شخصی به اندازه چیزی است که به او اهمیت می‌دهد. همت یعنی چیزی که برای تو مهم‌ترین چیز است در زندگی، بیشترین علاقه، عشق را نسبت به آن داری را همت می‌گویند. همت‌های انسان فرق می‌کند، اوج‌ها و غایت‌های انسان‌ها با هم فرق می‌کند.

قوای پنج‌گانه انسان و همت‌ها

در همین بحثی که به عنوان انسان‌شناسی داریم، گفتیم قوای انسان ۵ قوا هستند: حس و خیال و وهم و عقل و فوق عقل. انسان‌ها می‌توانند همت‌هایشان یکی از همین ۵ چیز باشد. وقتی می‌گوییم انسان‌ها، درباره مسلمانان صحبت می‌کنیم، شیعیان و فرزندان اهل بیت سخن می‌گوییم. ضمن اینکه شخص می‌تواند مسلمانی خودش را داشته باشد، اما همت او در زندگی یکی از این ۵ امور باشد: یا امور حسی، یا خیالی، یا وهمی، یا عقلی، یا فوق عقلی باشد؛ یعنی همت و آرزوی او که می‌خواهد به آن برسد، یک امر فوق عقلانی باشد. از پایین هم هست؛ یعنی پایین‌ترین قیمت‌ها امور حسی است، بعد امور خیالی، بعد امور وهمی، بعد امور عقلی و بعد امور فوق عقلانی. انگشتان مرا که نگاه کنید، هر چقدر از پایین به بالا می‌روید، طبیعت کم‌رنگ‌تر می‌شود؛ یعنی ماده صقل و سنگینی کم‌تر می‌شود و نقش ماده کم‌تر می‌شود. در کمالات حسی پای جمادات وسط است: طلا، نقره، پول، خانه، موبایل، ویلا، زمین صقل دارد. وقتی در امور خیالی می‌آیید، سبک‌تر است. وقتی در امور وهمی می‌آیید، شکل و صورتش هم از بین می‌رود. وقتی به امور عقلانی می‌روید، یعنی معشوق انسان علم و اطلاعات و تخصص و دانش می‌شود. وقتی انسان از عقل رد می‌کند، بسیار به لطافت و سبکی می‌رسد که این خیلی مهم است.

سبک‌سازی و پرواز معنوی

یکی از تلاش‌هایی که ما می‌کنیم، باید این باشد که ما بتوانیم روز به روز خودمان را سبک‌تر کنیم. هر چقدر سنگین را از خودتان برمی‌دارید، سرعت و توان پروازی‌تان بیشتر می‌شود. هر چیزی که به آن تعلق می‌گیرید و بوی طبیعت کمتر داشته باشد، پرواز و حرکت و سرعت شما عالی‌تر و بهتر انجام می‌شود. بحث سبک‌سازی یک بحث مستقلی است. الان به عنوان قاعده عرض می‌کنم که روز به روز باید خودمان را سبک کنیم؛ یعنی در زندگی به گونه‌ای عمل کنیم که بارها کمتر باشد؛ یعنی آنچه که به آن اهمیت می‌دهید، از مدارج عالی و فوق عقلانی باشد، از امور پایینی نباشد. هر چقدر پایین‌تر می‌روید، سنگین‌تر هستید. هر چقدر چیزهایی که برایتان مهم است، با آن شاد می‌شوید یا به خاطر از دست دادنش غمگین می‌شوید، رنگ و بوی بالایی دارد، قیمتش هم بیشتر است، پروازتان هم آسان‌تر است. هر چقدر آن چیزی که به آن تعلق دارید، با آن خوشحال می‌شوید یا برای از دست دادنش ناراحت می‌شوید، امور پایینی‌تر باشد، شما سنگین‌تر هستید و حرکتت هم کندتر خواهد بود.

همت بلند و شفاعت اهل بیت

اگر کسی می‌خواهد با خانواده آسمانی ارتباط داشته باشد، یک موقع می‌گوید من اهل بیت را دوست دارم، ولی سبک زندگی خودش را دارد. ضمن اینکه به اینها علاقه دارد، این کجا که انسان روز قیامت، شب اول قبر گرفتاری داشته باشد، با کمک اهل بیت نجات پیدا کند و به بهشت برود، و این کجا که خودش اهل شفاعت‌کنندگان باشد؟ یعنی علو و همت شخص نسبت به رسیدن به خانواده آسمانی‌اش به قدری زیاد است که خودش اهل کسانی است که کنار اهل بیت است، در مقابل اهل بیت نیست که اهل بیت بیایند اینها را نجات دهند. خودشان اینقدر به اهل بیت نزدیک شدند، جز شئون و قوای نزدیک اهل بیت هستند. خود اینها کسانی هستند که چه در دنیا و چه در آخرت به دیگران کمک می‌کنند، نه تنها نیاز ندارند کمک شوند، بلکه به دیگران کمک می‌کنند. اگر هم شفاعت می‌شوند و از اهل بیت کمک می‌گیرند، برای نجات از جهنم و رسیدن به بهشت نیست، بلکه برای طی مدارج عالی است؛ از درجه‌ای، مقامی به درجه بالاتر.

اهمیت همت در زندگی

اینها سر راه ما است، بسته به این است که ما همت‌مان چه باشد، به چه چیزی اهمیت بدهیم، رسیدن به کجا برایمان مهم باشد. اول یک مقدار راجع به همت صحبت کنیم. چه چیزی مرا شاد می‌کند یا عصبانی می‌کند؟ چه چیزی برای من زودرنجی می‌آورد؟ حساسیت‌های من روی چه مواردی است؟ کجا آستانه تحریک من است؟ اینها قیمت‌های آدم‌ها را نشان می‌دهد، ارزش‌های آدم‌ها را نشان می‌دهد. یک مقدار راجع به همت و اهمیت همت و اینکه انسان باید همتش را بالا کند؛ یعنی آنچه که برایش اهمیت دارد، از چیزهای واقعاً مهم باشد پیش خداوند. چقدر خوب است وقتی من برای چیزی اهمیت قائل هستم، خدا هم برایش اهمیت قائل باشد؛ یعنی نظر من و خدا یکی باشد. چقدر خوب است آن چیزی که ضریب حساسیت و رنجش من است، از آن مقوله‌هایی باشد که اهل بیت علیهم السلام هم روی آن حساسیت دارند. خیلی قیمت دارد، همان بحث حب و بغض که علامت بود، آیا ما همان چیزهایی را دوست داریم که خدا دوست دارد و از همان چیزهایی بدمان می‌آید که خدا بدش می‌آید؟

بهترین همت‌ها

تمام فرمایشات همت از امیرالمؤمنین علیه السلام است: «خیر الهمم اعلاها»؛ بهترین همت‌ها آن چیزی است که از همه عالی‌تر باشد. در دعا داریم از وجود مقدس امام سجاد علیه السلام عرض می‌کند: خدایا از میان همت‌ها عالی‌ترین آن را به من عطا کن. پس ما می‌توانیم همت‌های عالی داشته باشیم، اما همت‌های عالی‌تر هم داشته باشیم. بعضی‌ها همت‌هایشان پست است، اموری که نگرانشان می‌کند، با آن شاد می‌شوند، غمگین می‌شوند، از امور پست است. چه چیزی تو را عصبانی می‌کند، به هم می‌ریزد؟ یکی با غذا عصبانی می‌شود، با ماشین عصبانی می‌شود، با اینکه دعوتش کنند یا نکنند و خیلی چیزهای دیگر. خاله‌خالی‌بازی‌ها که در زندگی‌ها می‌بینید، افرادی که با امور پست عصبانی می‌شوند، با امور پست خوشحال می‌شوند، برایشان مهم است و حساسیت و رنجش‌هایشان مربوط به مسائل پایین و پست است. اینها آینه خودشناسی است. ببین چه چیزی خوشحالت می‌کند، چه چیزی تو را غمگین می‌کند، چه چیزی تو را افسرده می‌کند؟ حس‌هایت کجاست؟ برای چه مچاله می‌شوی، منزوی می‌شوی؟ چه چیزی اگر باشد انگیزه داری، چه چیزی اگر نباشد انگیزه نداری؟ عوامل انگیزه‌اش در چه چیزهایی هستند و عوامل افسردگی، زودرنجی و عصبانیت شما چه چیزهایی هستند؟ چه می‌ترساند، چه به تو شجاعت می‌دهد؟ اینها همه آینه‌هایی هستند که در این آینه‌ها می‌توانیم قیمت خودمان را به دست آوریم.

همت‌های پست و عالی

بعضی‌ها امور پست همت‌شان است، مقیاس‌ها، ملاک‌ها، دغدغه‌ها. اینها نشان می‌دهد قیمت یک آدم چه چیزی است. ولی بعضی‌ها امور عالی و خوب در زندگی‌شان ملاک و مبناست، قیمت دارد، ارزش دارد. خیرها، کمالات، حسنات، ثواب‌ها، رضایت الهی، رنگ‌های خدا، هر چیزی که رنگ خدا را دارد برایش قیمت دارد، ارزش دارد. انگیزه‌هایش امور انسانی است، حساسیت‌هایش امور انسانی است. این آدم بزرگی است که با امور خیر، با قیمت‌ها و ارزش‌ها بالا و پایین می‌شود. این شخص آدم با ارزشی است. شما می‌خواهید انتخاب همسر کنید، اول فکر کن خودت با چه چیزهایی بالا و پایین می‌شوی؟ ارزش‌ها که در زندگی برایت مهم است چیست؟ نوع سؤال‌هایی که یک شخص می‌پرسد، نشان می‌دهد که قیمت این شخص چه است. دغدغه‌ها و حساسیت‌هایی که دارد، نشان می‌دهد که حد این آدم قدر است.

تأثیر همت در انتخاب‌ها

یک موقع برای طرف مقابلت می‌خواهی حد تعیین کنی، قیمت بدهی تا افق پروازت یکی باشد. گاهی وقت‌ها به مسئله همت‌ها توجه ندارد، می‌رود با یک کسی ازدواج می‌کند که از نظر همت با خودش یکی نیست. آن قدرت، آن همت، آن علو‌ها را ندارد که حالا یا باید بیفتد در میدان جهاد و ریاضت که بتواند بالا بکشد، یا اگر ضعیف باشد از نظر همتی افت می‌کند. همتش بالا بوده و با ازدواج به یک امر پایینی می‌افتد. قبلاً همت‌های علمی، اجتماعی، سیاسی، معنوی، فوق عقلانی داشته، الان که ازدواج می‌کند می‌افتد در یک وادی حیوانی و همت‌های طبیعی. اینها مهم است. اگر انسان افق پرواز دارد، در انتخاب‌هایش، ارتباط‌هایش، رفتارهایش و افکارش به سراغ چیزی نرود که او را پایین بکشد. گاهی وقت‌ها یک انتخاب رشته غلط، یک شخص با همت را به یک آدم بی‌همت تبدیل می‌کند، چون رشته‌ای را انتخاب کرده که شخص را به شدت پایین می‌کشد. عمر و وقت و ذهنی که باید شخص صرف کند، مجبور است خودش را سنگین کند و این سنگینی نمی‌گذارد به امور بالا بپردازد، پرواز نمی‌کند. اگر هم موفق به پرواز شود، افق‌های کوتاه را پرواز می‌کند، اصلاً به افق‌های متوسط یا بلند نمی‌رسد. چرا؟ چون انتخاب بدی کرده. یک محیط زندگی بد، یک دوست بد، یک رشته بد، یک شغل بد، یک همسر نامناسب، یک انگیزه غلط از ازدواج یا انتخاب باعث می‌شود که شخصی که می‌تواند به افق‌های متوسط پرواز کند یا افق‌های بلند را پرواز کند، او را از دست بدهد، دیگر نتواند روی افق‌های بلند پرواز کند.

تبدیل موانع به فرصت‌ها

البته اسم مبدل داریم. وقتی یک کسی دید افتاد در یک سنگینی یا افتاد در فشار یا وزن‌هایی که به دست و پایش چسبیده و نمی‌گذارد پرواز کند، باید بتواند با اسم مبدل آن وزنه، آن سنگینی، آن مانع، آن خطر، آن فشار، آن غصه را تبدیل به نور کند تا بتواند اوج بگیرد. آسیه با کسی به نام فرعون ازدواج کرده یا کسی انتخابش کرده، یک آدمی که خدای طبیعت‌گرایی است (و انا ربکم الاعلی) ادعای خدایی می‌کرد؛ یعنی این آدم در طبیعت‌گرایی در اوج به سر می‌برد. اگر بخواهیم اصطلاح به کار ببریم، می‌گوییم خدای طبیعت‌گرایی است؛ یعنی نهایت کفر، نهایت ضلالت، انحراف و فسق می‌شود فرعون. حالا یک چنین بار سنگینی روی دوش آسیه افتاده، آسیه‌ای که همتش بلند است، اینقدر بلند است که می‌گوید (رب ابن لی عندک بیت) خدایا یک خانه پیش خودت برای من بساز. یک زن هوس کرده پیش خدا باشد، اوج و همتش چقدر بلند است. حالا مانعش فرعون است، چطوری می‌تواند به پیش خدا برساند؟ اینکه از همین مانع استفاده کند؛ یعنی از شرایط بد زندگی‌اش استفاده کند تا اوج بگیرد. پس یک موقع انسان عرضه دارد از یک همسر بد، از یک فرزند بد، از شرایط بد زندگی، از گرفتاری اقتصادی، حتی شرایط گناه‌آلود محیط زندگی بد استفاده کند، همه را به نفع خودش تمام کند.

مسئولیت فردی در اوج‌گیری

یک کسی هم اینقدر بی‌عرضه است و همتش پست است، همسر خوب دارد، فرزندان خوب دارند، پدر و مادر خوب دارد، محیط خوب دارد، معلم خوب دارد، همه اینها را تبدیل به تهدید می‌کند؛ یعنی از اینها عرضه ندارد استفاده کند و عقب می‌ماند. آدم‌هایی هستند کنار پیغمبر هستند، نزدیک‌ترین افراد به پیغمبر هستند، اما روز به روز از پیغمبر دورتر می‌شوند و به ارتداد، به کفر می‌رسند. کنار پیغمبر، کنار امام معصوم به جای اینکه استفاده کنند، دورتر شدند. چقدر بچه‌ها هستند پدر و مادر متدین و مذهبی دارند، ولی همین پدر و مادر مذهبی و جوّ خوب باعث می‌شود که بچه‌ها نتوانند استفاده کنند، به جای اینکه اوج بگیرند، روز به روز خراب‌تر، ضعیف‌تر، پست‌تر و دورتر می‌شود. پس این به خود شخص مربوط است. خداوند اختیار را به خودش شخص داده که تو در هر شرایطی که هستی، می‌خواهی چه کار کنی؟ چیزی که خیلی به انسان کمک می‌کند همت است. وقتی همت عالی شد، انسان در بدترین شرایط هم که قرار می‌گیرد، بعداً عرض می‌کنم همت چطوری عالی می‌شود، این بحث فوق‌العاده مهم است.

چگونگی ایجاد همت عالی

الان همت من چطوری بلند می‌شود؟ چطور می‌خواهم به خانواده آسمانی یا غیب برسم؟ این را باید چطوری در خودم ایجاد کنم؟ این عشق، این شوریدگی چطور در من ایجاد شود که بتوانم این پرواز را انجام دهم؟ فعلاً توصیف می‌کنیم که داشتن همت‌های بلند و آرزوهای بلند چقدر اهمیت دارد، بعد در مورد قواعد و مراحلش صحبت می‌کنیم تا دقیقاً این مسئله همت و راه رسیدن بهشت برایمان شفاف شود. «لا شرف کبعد الهمّه»؛ هیچ شرافتی مثل این نیست که انسان همت‌هایش بلند باشد. علی علیه السلام همت بلند را مبنای شرافت آدم‌ها قرار می‌دهد. آدم‌ها چقدر پیش خدا قیمت دارند؟ انسان چقدر به خانواده آسمانی‌شان مقرب هستند؟ انسان‌ها نسبت به مقیاس ابدی کجا قرار دارند، چه نمره‌ای دارند؟

مقیاس‌های دنیایی و ابدی

یک موقع بر اساس مقیاس‌های دنیایی به شخص نمره می‌دهیم، بریده از نظام ابدی. می‌گوییم این چقدر پول دارد، زمین دارد، ازدواج کرده یا نکرده، فرزند دارد یا ندارد، طلا چقدر دارد، خانه دارد یا ندارد، مدرک تحصیلی چه دارد، در کدام کشور زندگی می‌کند، چه جایگاه اجتماعی دارد، چقدر مقام دارد، محبوبیت دارد، شهرت دارد. اینها می‌شود مقیاس‌های دنیایی که خیلی‌ها همتشان همین‌هاست، قیمت‌شان هم همین‌هاست. بیشترین چیزی که در زندگی به دست آورد، اگر بخواهیم آخر عمرش جمع جبری بزنیم که با همه بالا و پایین شدن، نهایت دارایی تو چقدر است و چقدر قیمت و ارزش داری، وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم قیمت‌ها و مقیاس‌ها برای دنیاست، کاربردهایش دنیایی است، چیز جاودانه و آخرتی ندارد. ولی یک موقع با مقیاس‌های اصلی انسانی، انسان‌ها را می‌سنجیم، میزانی که خدا مشخص می‌کند، اندازه‌های جاودانه که قیمت حقیقی انسان است می‌سنجیم. الان قیمت چه کسی بلندتر و بالاتر است؟ می‌گوید آن کسی که دورتر را در نظر گرفته (کَبُعد الهمّه). فقط بلندی نیست، بلکه بُعد است؛ یعنی هر چقدر آن چیزی که انسان نشانه می‌گیرد و به آن فکر می‌کند دورتر باشد، قیمت آن شخص بیشتر است. البته وقتی می‌گوییم دورتر، یعنی عالی‌تر، بلندتر، بالاتر. هر چقدر انسان بالا را در نظر می‌گیرد، این شخص قیمتش بلندتر و بیشتر است.

سبک‌بالی برای پرواز

انسان با چه چیزی شاد یا غمگین می‌شود؟ یک کسی که همت‌های بلند دارد، اصلاً از چیزهای پایین باید سبک کند خودش را، تا بتواند به آن بلند پرواز کند. مثل کسی که می‌خواهد پرتاب دیسک انجام دهد، مسابقه دو دارد، پرش با نیزه کند، باید تا می‌تواند خودش را سبک کند. چطوری؟ اینکه چربی‌های بدنش را تبدیل به عضله کند. هر چقدر چربی و اضافه وزن داشته باشد، حرکت انسان کندتر است. اضافه وزن در مسائل دنیایی، روحی و معنوی هم اثر دارد. می‌خواهد بدود، باید خودش را سبک کند تا فرز و چابک باشد و دیگر اینکه وسیله‌ای همراهش نباشد، لباس سبک، کتانی سبک تا سرعتش را بیشتر کند. اگر می‌خواهد دوچرخه‌سواری کند، باید قوی‌ترین دوچرخه و سبک‌ترین دوچرخه را انتخاب کند؛ یعنی آلیاژ سبک. مثل هواپیما می‌خواهد چند هزار تن مواد ببرد، باید خودش سبک و قدرتمند باشد تا بتواند پرواز کند. ببین چه چیزهایی تو را عصبانی می‌کند، چه چیزهایی تو را خوشحال می‌کند؟ برای چه چیزهایی ارزش قائل هستی یا بی‌اهمیت هستی؟ زودرنجی‌ها، حساسیت‌هایت، غصه‌هایت، شادی‌هایت، نشاط‌ها و پژمردگی‌هایت چه چیزهایی است؟ معلوم می‌شود چقدر وزن داری. اگر کسی بعد بلند را در نظر بگیرد، همت بعید داشته باشد، این شخص نمی‌تواند سنگین باشد. شما می‌گویی کوه می‌خواهم بروم، یک کوله ۲۰ کیلویی می‌خواهی ببری، خوب سنگین می‌شوی، باید سبک شوی. کفش و لباس باید مناسب کوه باشد، ضمناً سبک هم باشی تا بالا بروی. اگر کسی می‌خواهد اوج بگیرد، باید روی نوع حساسیت‌هایش کار کند.

همت‌های بلند در زیارت عاشورا

حرف‌های بزرگ زدن بدون اینکه کار عملیاتی کنی، بگویی خانواده آسمانی. یک موقع می‌گویی ائمه در قیامت دست مرا بگیرند، شفاعتم کنند، از جهنم و گناهانم مرا نجات دهند. یک موقع می‌گویی (ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله) من آن مقامی که شما پیش خدا دارید را می‌خواهم. نوع قیمت‌ها، آرزوها، هوس‌ها و دغدغه‌های آدم‌ها یکی نیست. قیمت هر آدمی به دغدغه‌های زندگی‌اش است. اینکه از زندگی چه می‌خواهد، از بودن در فضای عبودی الهی، چند سالی که در دنیاست، واقعاً آرزوها و همت‌هایش چه چیزهایی است؟ کمالات جمادی، کمالات نباتی، کمالات حیوانی است؟ با کدام شاد می‌شود، با کدام غصه می‌خوری؟ یا امور عقلانی، امور علمی است و دغدغه‌هایت است؟ می‌گوید مدرک تحصیلی بالا می‌خواهم بگیرم، دنبال علم هستم. درست است باید از مملکت خودم بیرون بروم و شرایط سختی دارم، ولی می‌روم کارگری می‌کنم، خانه کوچک می‌گیرم، غذای کمتری می‌خورم تا بتوانم به آن مدارج علمی خودم را برسانم. شما دانشمندی سراغ دارید که به مدارج عالی رسیده باشند و با سنگینی رسیده باشند؟ اینها خودشان را سبک کردند تا به عالی‌ترین مدارج رسیدند. آدم سنگین کنکور نمی‌تواند بنشیند؛ یعنی وقتت را سبک کنی، از بسیاری از خواسته‌هایت بگذری و برنامه‌ها را حذف کنی، روزی ۱۵ ساعت درس بخوانی تا بتوانی در کنکور رتبه خوب به دست آوری. نفر اول، دوم، سوم مفتی رتبه نیاورده، سبک بوده؛ یعنی از خیلی از چیزهایش گذشته، تمرکز و همت‌هایش بیشتر بوده تا توانسته اوج بگیرد. رشته‌هایش هم فرق می‌کند.

صبر بر شدائد و همت بلند

انسان باید خودش را سبک کند. اگر برای چیزهایی ناراحت شوی که ناراحت‌کننده نیست و ارزش در مقابل همتی که داری ندارد، خودت را مسخره کردی. «من سئل الله الجنّه و لم یصبر علی الشّدائد فقد الستهزء بنفسه»؛ یک کسی که بهشت را از خدا می‌خواهد، اما صبر ندارد، عصبانی می‌شود، فحش می‌دهد، ناراحت می‌شود، غصه می‌خورد، توهین می‌کند، افسرده می‌شود، این خودش را مسخره کرده. یک کسی که بهشت را می‌خواهد، باید بتواند وقتی سختی‌های زندگی می‌آید، با شادی از کنار سختی رد می‌شود. (الذین اذا اصابتهم مصیبه) چه چیزی باعث می‌شود یک نفر که هر وقت در زندگی‌اش مشکلی پیش می‌آید، با خدا خودش را شاد کند و آرام کند؟ (قالوا انا لله و انا الیه راجعون) با اینکه من مال خدا هستم و پیش خدا می‌روم. همت را نگاه کنید، بالاتر از الله که نداریم. وقتی حواسش هست من قیمتم کمتر از الله نیست، کمتر از لقاءالله، رضای خدا و خوشنودی خدا نیست، چنین آدمی به راحتی در زندگی مچاله نمی‌شود، دلسرد، پشیمان بشود، به پوچی برسد، بترسد. اینطوری نیست، چون جایی را که هدف گرفته بهشت یا بالاتر از بهشت است. امام رضا علیه السلام می‌فرماید: کسی که از خدا بهشت را می‌خواهد، ولی صبر بر سختی‌ها ندارد، خودش را مسخره کرده.

اوج‌گیری با فقدان‌ها

من همت بلند داشته باشم، ولی هر چیزی بتواند مرا عصبانی کند. اگر قرار باشد برای هر چیزی در زندگی غصه بخوری، یک خانمی برای من نوشته بود: خدا سه فرزند به من داد، یک دختر و دو پسر. پسرهایم در اثر یک بیماری ژنتیکی از دنیا رفتند. مرگ فرزندانم چنان مرا در دامن خدا انداخت و معنویت مرا زیاد کرد که الان بهترین حالت‌های معنوی را دارم. یک دختر دارم و با او هستم، ولی بعضی از اطرافیان من اینطور نبودند، با این حوادث از خدا دور شدند. یک نفر با فقدان می‌تواند اوج بگیرد، چون مبدل را با خودش دارد. یک طلاقی، یک مرگی، یک مریضی سرطانی، یک ورشکستگی، با آن اوج می‌گیرد. این آدم چقدر زیرک است، چون سبک است، دغدغه‌ها و عشقش هم این چیزها نیست، اوجش خیلی زیاد است. وقتی حادثه پیش می‌آید، از این حادثه‌ها استفاده می‌کند. (الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون) به شدت که می‌خورد صبور است، اصلاً ناراحت نیست، می‌تواند با خدا خودش را شاد کند. یک کسی به شدت می‌خورد، به جزع و فزع می‌افتد. به او خبر دهند فلان اتفاق افتاده، دیگر راحت نماز نمی‌خواند، کاملاً معنویت از این آدم می‌رود. این آدم پست همت است. از نظر طبیعت عالی است، از نظر فطرت پست است؛ یعنی اوج فطری پست دارد. این آدم نمی‌تواند اوج بگیرد تا خبری به او برسد. در مسائل دنیایی صدمه به او برسد، اولین چیزی که از دست می‌دهد معنویت، انبساط روحی خانواده آسمانی است. یادش می‌رود چه کسی است، آدم است. حادثه در مسائل بدنی و جنسی برای او اتفاق افتاد، زن بودن، مرد بودن، اما فاجعه در جنبه‌های انسانی خودش را نشان می‌دهد؛ یعنی شخص از همت‌ها و خصوصیات انسانی فاصله می‌گیرد، به افسردگی، پژمردگی می‌افتد. این دیگر اوج ندارد.

همت و ارتباط با خانواده آسمانی

همت یعنی آن چیزی که به آن اهمیت می‌دهیم. ما یک مهم داریم، یک اهمّ داریم. بعضی‌ها چیزهایی که برایشان مهم است، امور پست است. بعضی‌ها امور خیر و خوب است و بعضی‌ها عالی‌ترین همت‌هاست. امام سجاد به خدا عرض کرد: خدایا از میان همت‌ها عالی‌ترین را به من عطا کن. یک کسی که می‌تواند به اوج برود، عالی‌ترین همت‌ها را داشته باشد، چرا باید متوسط بپرد؟ و اگر کسی می‌تواند متوسط بپرد، چرا باید پست بپرد؟ چرا باید ریز، کوچک، گدا و حقیر باشد؟ پس وقتی سخن از ارتباط با خانواده آسمانی می‌کنیم، چه کسانی می‌توانند به این هدف بزنند؟ یعنی به ارتباط با خانواده آسمانی فکر کنند؟ یک کسی را باید هل دهیم. یک کسی اصلاً نمی‌داند خانواده آسمانی دارد. یک کسی می‌داند دارد، اما جزء همت‌ها و اولویت‌های زندگی‌اش نیست. اینها فاجعه است. اما یک کسی می‌داند یک خانواده آسمانی و یک اوج دارد، اصلاً به کمتر از آن فکر نمی‌کند. زیارت عاشورا می‌گوییم (ان یجعلنی فی الدنیا و الاخره) من می‌خواهم در دنیا و آخرت با شما باشم. (ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله) (ان یرزقنی طلب ثارک) یک کسی اهل طلب ثار است؛ یعنی می‌خواهد انتقام متخصص معصوم و خانواده آسمانی‌اش را بگیرد. کینه‌های مقدس دارد؛ یعنی می‌داند خانواده آسمانی، امام زمان یعنی چه. اگر امام زمان باشد چه سودی برای جامعه جهانی دارد. این نسبت به همه عواملی که نمی‌گذارند خانواده آسمانی‌اش ظهور کنند، نمی‌گذارد امام زمان بیاید انسان‌ها را نجات دهد، کینه به دل می‌گیرد. کینه مقدس است، خشم دارد بر همه عواملی که مانع رسیدن انسان‌ها به خانواده آسمانی‌اش هستند. روح جهاد، مبارزه، فداکاری دارد با همه عواملی که نمی‌گذارد ایتام آل محمد به آل محمد برسند.

جهاد برای ارزش‌های متعالی

غربی‌ها این روح جهاد را خشونت می‌گویند، اما اگر خودشان کشورهای زیادی را غارت کنند، با زن‌های باردار رفتار زشت کنند، با نوامیس، با کودکان، بمب‌های با اورانیوم ضعیف شده در عراق بریزند که با چه حجم وسیعی سرطان می‌گیرند و می‌میرند، اسم این توحش، خشونت نیست، اسمش تمدن و دموکراسی است. اما ما اگر برای ارزش‌های متعالی جهاد کردیم، ارزش‌های مقدس، دست به شمشیر برویم، حرف زدیم، خشونت‌طلب، تندرو می‌شویم. زیارت عاشورا برای کسانی که همت‌های متوسط دارند نیست. زیارت عاشورا برای کسانی که همت پست دارند نیست. البته گفتند عیبی ندارد شما برای همت‌های پست‌تان زیارت عاشورا بخوانید، کسی مشکل طبیعی دارد در بخش طبیعی زیارت عاشورا بخواند برطرف شود، اجازه دادند. ولی محتوای زیارت عاشورا مال کسانی نیست که همت‌های پست دارند، همچنین مال کسانی نیست که می‌خواهند آدم‌های خوبی باشند، بلکه نوع درخواست‌ها همت‌های بلند است، افق‌های پروازی عالی و بلند است. یکی از آرزوهای آدم‌های متوسط و کوچک در زیارت عاشورا نیست. زیارت عاشورا آدم را می‌رساند به خانواده آسمانی‌اش در دنیا و آخرت. جای خودش، چون انسان در دنیا به خانواده آسمانی‌اش برسد، آخرت صد در صد هست. مهم این است در دنیا به خانواده آسمانی‌مان برسیم، جزء این خانواده باشیم، با این خانواده زندگی کنیم، با این خانواده نفس بکشیم، مسافرت برویم، درس بخوانیم، تفریح کنیم، عروسی کنیم، غم و شادی داشته باشیم. دنیایمان با خانواده آسمانی‌مان بگذرد. خوب یک کسی که دنیایش با خانواده آسمانی‌اش بگذرد، آخرتش هم با همین خانواده می‌گذرد.

طلب و معرفت

همه این همت را دارند. (قم بعید الهم اذا طلبت) امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: همتت را بعید کن اگر واقعاً طلب داری. پس اگر یکی همتش بلند باشد، باید به طلب برسد، باید بخواهد، طلب داشته باشد. طلب هم دو چیز لازم دارد: معرفت، دوری از گناه. گناه طلب و همت‌ها را پست می‌کند. آلودگی، نافرمانی، رعایت نکردن دستورات الهی آدم را تنبل، بی‌حوصله و پست همت می‌کند. شما هر چقدر بیشتر قیمت دستتان باشد، همتتان هم بالاتر است. آدم باید ته قیمت را بداند. فردا یک نفر به شما می‌گوید من می‌خواهم به شما ده میلیارد تومان هدیه بدهم، برو خوش باش، دنیایت را بساز. تو از یک آدمی که می‌دانی حقی گردنش نداری، ده میلیارد تومان بگیری، چه حسی نسبت به این آدم پیدا می‌کنی؟ ببین اینجا همت چطور می‌شود. بر اساس ده میلیارد تومان انگیزه‌هایت را تنظیم می‌کنی و شغل و نوع اتومبیل، نوع خانه، کار تجاری، کار خیری که می‌خواهی انجام دهی.

زیرکی در سرمایه‌گذاری ابدی

یک آقایی ۷۰، ۸۰ مدرسه ساخته بود، به استاد ما گفته بود: یک ویلا داشتم خیلی دوستش داشتم، دیدم نمی‌توانم از ویلا دل بکنم، سنم هم بالا رفته، دیدم باید با خودم به آخرت ببرم و این کار یک امر خیری است. ببینید چقدر زیرک است. پول دارد، می‌داند با ثروتش چه کار کند. یک کسی صد هزار تومان دارد و ته جهنم می‌رود. یک کسی صد هزار تومان دارد و اوج می‌گیرد. دقت کنید همت‌ها چطوری است. می‌داند با پول، ثروت، آبرو، موقعیت، توانایی باید چه کار کند. همت بلندی است. تا پولی دستش می‌آید، مثل امیرالمؤمنین علیه السلام، تا پول دستش می‌آمد می‌گفت حیف است اینجا مصرفش کنم، بفرستمش برای آخرت. چقدر زیرک است. شما به کسانی که با پول‌هایشان سهام خریدند، سپرده‌گذاری بلند مدت کردند، می‌گویید آدم زیرکی است، داشته سرمایه‌گذاری کرده. یکی سرمایه‌گذاری جاودانه می‌کند، برای ابدیت سرمایه‌گذاری می‌کند. این همتش خیلی بلند است. علاقه تو به این آدمی که ده میلیارد تومان می‌دهد چقدر است؟ چقدر شیفته او می‌شوی؟ چقدر مدیون او می‌شوی و نوع برنامه‌ریزی‌هایی که می‌کنی چقدر است؟ بعداً لو می‌رود که این آدمی که به تو ده میلیارد تومان داده، قرار بوده از جایی صد میلیارد تومان به تو برسد. نود میلیاردش را خودش خورده، گفته حالا ده میلیارد هم به خودش بدهم. این آدم پیش تو یک دفعه چطوری می‌شود؟ نمی‌گوید ده میلیارد به من داده، می‌گوید نود میلیارد مرا خورده. پدرم به او اعتماد کرده، او را وصی و وکیل خودش کرده، او هم به من نگفته و بالا کشیده، حالا دلش سوخته ده میلیاردش را هم به خودم داده. ببینید حالا نوع نگاه چقدر فرق می‌کند. حالا اگر این نود میلیارد از بین برود، برنامه‌ریزی‌ها چطوری است؟ آدم اینطوری آرامش پیدا می‌کند؟ دیگر فکر نمی‌کند ده میلیارد دارد، فکر می‌کند نود میلیارد از دست داده. وقتی صحبت از زیارت عاشورا می‌کنیم، قیمت‌های بلند را می‌گوید. وقتی گفت طلبت هم افزایش پیدا می‌کند، می‌گوید به هر چه که می‌خواهی برسی، یک چیز بالاتری هم وجود دارد، حواست باشد گول نخوری.

فریب‌خوردگان دنیا و سهم آخرت

یک روایتی برایتان بخوانم از وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام است، می‌فرماید: «مل مغرور الذی ظفر من الدنیا باعلا همته کالاخره الذی ظفر من الاخره بادنی سهمته»؛ هرگز این دو نفر با هم برابر نیستند. کلمه مغرور را می‌آورد. مغرور یعنی فریب‌خورده. مثل کسی که ده میلیارد را به او دادند، ظاهراً خیلی موفق است، ولی در واقع گول خورده. ده میلیارد گرفته، ولی نود میلیارد را از دست داده. می‌گوید هیچ وقت به فریب‌خورده‌ای که در دنیا به عالی‌ترین آرزوهایش رسیده، مثل کسی نیست که در آخرت به کمترین سهمش رسیده. یعنی شما در دنیا بزرگترین آرزویی که به آن می‌رسی چیست؟ بزرگترین شیفتگی، بزرگترین شهوت، بزرگترین دغدغه، بزرگترین کمالی که در دنیا می‌توانید به آن برسید چیست؟ پادشاهی، بالاترین مقام، شهرت، قدرت. در تاریخ نگاه کنید، بالاترین لذت‌ها، ثروت‌ها. از حضرت سلیمان بالاتر که نداریم، نبوده، نیست و نخواهد بود. حضرت سلیمان چه چیزی کم داشت؟ غیر از انسان‌ها، جن‌ها هم در استخدامش بودند، زبان پرندگان را می‌دانست، همه چیز داشت، چیزی نبود که نداشته باشد.

دعوت اهل بیت به مقامات عالی

چقدر قشنگ پدر آسمانی ما هوای ما را دارد. پدر دغدغه بچه‌اش را دارد. نباید بچه‌هایش پست باشند، کوچک باشند. دوست ندارد بچه‌هایش از خودش دور باشند، حتی دوست ندارد از مقام خودش پایین‌تر باشند. حضرت علی علیه السلام دوست ندارد ما به بهشت برویم، ولی از خودش پایین‌تر باشیم. می‌گوید شما در دنیا می‌توانید کار کنید که با من هم‌درجه باشید. پس پایین نپرید. یک پدری که در دنیا عالی‌ترین تحصیلات، عالی‌ترین مقامات را دارد، دوست دارد بچه‌هایش مثل خودش باشند، حتی از خودش بالاتر باشند. حالا حضرت دغدغه دارد، به ما می‌گوید بچه‌ها حواس‌تان باشد، اگر در دنیا فکر می‌کنید به عالی‌ترین درجات برسید، از پایین‌ترین سهم آخرتی‌تان حتماً کمتر است، بی‌نهایت فاصله دارد. بالاترین لذات، امکانات دنیایی که می‌خواهی به آن برسی، از کوچکترین بهره آخرتی تو بی‌نهایت کمتر است. پس مواظب باش همتت را چه چیزی قرار می‌دهی. با تصمیمات، انتخابات، ارتباطات، رفتارها و افکارت را با چه چیزی تنظیم می‌کنی؟ می‌خواهی چه کسی شوی؟ چه کسانی در زندگی‌ات الگوی تو هستند؟ وقتی فکر می‌کنی، می‌گویی من دوست دارم مثل چه کسی شوم؟ به چه چیزی، به کجا برسم؟ عکس چه کسی را در خانه می‌زنید؟ در صفحه تلفن همراهت، رایانه‌ات، دیوار خانه‌ات، نوع عکس‌ها، آرزوها، دغدغه‌هایت معلوم است چه کاره هستی و قیمتت چقدر است. وقتی بحث خانواده آسمانی می‌کنیم، یعنی شما باید بدانید الگوها باید چه کسانی باشند.

اهل بیت، الگوهای برتر

من از همه سؤال می‌کنم، حتی از برادران اهل سنت، مسیحیان، یهودیان که اهل بیت را می‌شناسند، مسیحیانی که کتاب‌های زیادی در وصف اهل بیت، می‌خواهم بگویم در دنیا انسان‌هایی بزرگتر، شریف‌تر، کامل‌تر از اهل بیت می‌شناسید؟ وجود دارد؟ به اهل سنت می‌گویم شما در کتاب‌های خودتان نگاه کنید، به قرآن نگاه کنید، آیا در کتاب‌های حدیثی خودتان انسان‌هایی برتر از اهل بیت، در قرآن انسان‌هایی برتر از اهل بیت وجود دارند یا ندارند؟ چرا ما خودمان را از اهل بیت محروم می‌کنیم؟ چرا ما خودمان را از خانواده آسمانی‌مان محروم می‌کنیم؟ چرا ما را به مقام خودشان دعوت می‌کنند، ما اینقدر بی‌حال و بی‌رغبت و بی‌توجه هستیم؟ این روایت یک توضیح لطیفی دارد، می‌گذاریم برای جلسه آینده توضیح بدهم که بالاترین همت و درجه بهشت بی‌نهایت کمتر از کمترین سهم یک انسان در بهشت و آخرت است، در حالی که صحبت ما از بهشت نیست، از خانواده آسمانی است؛ یعنی آن موقع بهشت هست، بالاتر از بهشت هست، در سلطنت و احاطه بر حاکمیت در بهشت هست. اهل بیت ما را به اینجا دعوت می‌کنند.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

خلاصه

جملات ناب

  • ارزش هر انسان به اندازه چیزی است که به آن اهمیت می‌دهد و بیشترین عشق و علاقه را نسبت به آن دارد.

  • همت‌های انسان‌ها می‌تواند از امور حسی و مادی تا امور فوق عقلانی و معنوی متغیر باشد.

  • هرچه انسان خود را از تعلقات مادی و سنگینی‌های دنیوی رها کند، توان پرواز و حرکت معنوی‌اش بیشتر می‌شود.

  • همت بلند به معنای آن است که آرزوها و دغدغه‌های انسان از مدارج عالی و فوق عقلانی باشد، نه امور پست و دنیوی.

  • کسانی که همت بلند دارند، نه تنها خودشان به کمک اهل بیت نجات پیدا می‌کنند، بلکه خودشان نیز در کنار اهل بیت، اهل شفاعت و کمک به دیگران می‌شوند.

  • قیمت و ارزش واقعی انسان‌ها را می‌توان از آنچه که آن‌ها را شاد یا غمگین می‌کند، و از حساسیت‌ها و دغدغه‌هایشان شناخت.

  • بهترین همت‌ها آن‌هایی هستند که عالی‌ترین و دورترین افق‌ها را نشانه می‌گیرند، یعنی به امور جاودانه و الهی تعلق دارند.

  • انسان باید همواره تلاش کند تا خود را از “اضافه وزن”های دنیایی و روحی سبک کند تا بتواند به اوج‌های معنوی پرواز کند.

  • کسی که بهشت را از خدا می‌خواهد، اما در برابر سختی‌ها صبر ندارد و زودرنج است، در واقع خود را مسخره کرده است.

  • افراد زیرک حتی از فقدان‌ها، مشکلات و شرایط سخت زندگی به عنوان فرصتی برای اوج‌گیری و نزدیک شدن به خدا استفاده می‌کنند.

  • همت بلند و طلب حقیقی، نیازمند معرفت و دوری از گناه است، زیرا گناه همت‌ها را پست و انسان را تنبل می‌کند.

  • هیچ‌گاه کسی که در دنیا به عالی‌ترین آرزوهایش رسیده، با کسی که در آخرت به کمترین سهمش دست یافته، برابر نیست؛ زیرا لذات دنیوی در برابر بهره‌های اخروی بی‌نهایت ناچیزند.

  • اهل بیت (علیهم السلام) ما را به مقامات عالی دعوت می‌کنند و نمی‌خواهند که ما حتی از مقام خودشان پایین‌تر باشیم.

  • الگوهای زندگی ما باید کسانی باشند که ما را به سمت کمال، شرافت و ارتباط با خانواده آسمانی‌مان سوق دهند.

  • زیارت عاشورا برای کسانی است که همت‌های بلند و افق‌های پروازی عالی دارند و به کمتر از همراهی با خانواده آسمانی در دنیا و آخرت نمی‌اندیشند.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه
راویان گفتاوردهای این جلسه