فهرست مطالب
Toggleطلب سعادت و نقش دین
انسان ذاتاً خوشبختی و سعادت را برای خود میطلبد و هیچکس خواهان بدبختی نیست. دین نیز برای تأمین سعادت انسان در دنیا و آخرت آمده است. از آنجا که خداوند خالق انسان است، تعریف او از انسان و سعادتش معتبرترین تعریف است. خداوند انسان را موجودی ابدی از دنیا تا آخرت میداند و دین برای تأمین سعادت در هر دو جهان نازل شده است.
شادی و آرامش درونی، نشانه ایمان
بر اساس تعریف خداوند، اگر فردی شادی و آرامش درونی داشته باشد، این نشانه مؤمن بودن اوست، نه شادیهای ناشی از عوامل بیرونی. اگر کسی شاد و آرام نباشد و احساس خوشبختی نکند، باید در ایمان او تردید کرد، زیرا حقیقت دین، شادیبخش و آرامشبخش است.
تأثیر اخلاق بر سعادت ابدی
در جلسات گذشته درباره راههای شاد و آرام بودن صحبت کردیم. در زمینه اخلاق، اگر انسان به تعریف خداوند از خود و اخلاق توجه کند، هرگز به سمت اخلاق بد نمیرود و از آن متنفر میشود. دوری از عصبانیت و پرخاشگری به دلیل آثار سوء آنها در قیامت، خود به خود آرامش میآورد. زندگی انسان شامل تولد، وفات، برزخ، قیامت و حیات ابدی است. چهار مرحله آخر کاملاً به کیفیت زندگی دنیوی انسان وابسته است. کیفیت مهم است، نه کمیت. اگر کیفیت زندگی دنیوی خوب نباشد، در مراحل بعدی نیز از آرامش و شادی خبری نخواهد بود، زیرا کیفیت گذران دنیا تعیینکننده نوع حیات ابدی است. بنابراین، دنیا معادل تمام ابدیت است و نمیتوان عمر را به هر صورتی مصرف و تلف کرد.
دنیا، رحم دوم انسان
رابطه دنیا و آخرت مانند رابطه رحم با دنیاست. همانطور که جنین مراحل کامل شدن را در رحم طی میکند، تمام عملیات حرکت بر روی یک موجود واحد است. دنیا رحم دوم است برای انسان. اجزای اضافی که جنین با خود میآورد، مضر هستند. اولاً، سهم غذایی بخشهای مفید را میگیرند و روند حرکت مختل میشود. دوماً، مسیر طبیعی رشد دچار اختلال میشود. سوماً، بعد از تولد نیز مزاحم متصل هستند و مداوم همراه فرد ایجاد مزاحمت میکنند. در رحم دوم (دنیا) که قصد تولد به آخرت را داریم، جنین روح ماست که دائماً در ارتباطات، انتخابات، افکار و عقاید در حال تحول است. ما هر کاری کنیم، یک باطن یا شاکله یا خلق یا روح ساخته میشود که مجموعهای از افکار، خیالات، ارتباطات، اعتقادات و خوردنیهاست.
اهمیت شناخت آخرت
حضرت علی (ع) فرمودند: انجام هر حرکت نیاز به شناخت دارد. در حرکت به سمت آخرت، ما به طریق اولی نیاز به شناخت داریم. کسی که آخرت را نمیشناسد، هر قدر هم که نماز بخواند، روزه بگیرد، قرآن بخواند یا زیارت برود، نمیتواند حرکت موفقی انجام دهد، زیرا نمیداند کجا میخواهد برود. لذا پیامبر اکرم (ص) فرمودند: خداوند کسی را که عالم به دنیا و جاهل به آخرت است، دشمن میدارد. این یعنی نمیشود آخرت را نشناسی و محبوب خدا بشوی. باید بشناسی و طوری عمل کنیم تا مورد بغض خدا نباشیم. باید در ابتدا آخرت را بشناسیم تا به قول امام صادق (ع): نکند که 60 سال نماز بخواند و یک رکعت آن هم قبول نشود و دینداریاش هم هدر برود. اگر دین خوب جذب نشود، درست است که ما صورتهای مقدس را انجام میدهیم (نماز، روزه، حج، ذکر)، ولی در آخر جزء همان 10 گروهی هستیم که به قول پیامبر (ص) به شکل حیوان محشور میشوند. پس باید سعی کنیم این عبادات برای ما رشد بیاورند و دردسر نشوند. گاهی عبادات ما به حدی به روحیه ما آسیب میرسانند و فاسد میکنند که به جای اینکه باعث رشد طبیعی شود، باعث رشد غیرطبیعی میشود، مثل سر اضافه و مزاحم متصل. همه کسانی که ائمه (ع) را کشتند، دیندار بودند. همه آنها که کربلا آمدند، نمازخوان بودند. برخی تا 50 بار هم حج رفته بودند. کسانی که با امیرالمؤمنین (ع) جنگیدند، هر سه گروه مسلمان بودند و قاری قرآن بودند، ولی آخر هم سر از جهنم درآوردند. اگر شناخت پیدا نکنیم، دینداریمان به جای اینکه به نفعمان باشد، به ضررمان تمام میشود.
شناخت اخلاق خوب و بد
برای آنکه دنیا را با کیفیت بگذرانیم، باید آخرت را خوب بشناسیم. این شناخت مهم است، زیرا وقتی آخرت را شناختیم، میتوانیم دنیا را بر اساس آن تنظیم کنیم. کسانی که مسلمان هستند ولی آخرت را نمیشناسند، دنیا را بر اساس دنیا تنظیم میکنند. اولین چیزی که در بحث اخلاق باید بشناسیم، خلقهایی است که اگر با ما متولد شوند، دردسرساز میشوند و مزاحم متصل خواهند بود. معصوم (ع) (حضرت امیر) فرمودند: «رأس العلم التمیز بین الاخلاق و اظهار محمودها و قمع مذمومها». مهمترین شناخت از آخرت این است که انسان قوهای پیدا کند که اخلاقها را خوب بشناسد، خوبها را ظاهر کند و اخلاق ناپسند را سرکوب کند. این یعنی تولد سالم.
عواقب اخلاق بد
اگر انسان واقعاً آخرت را باور کند، ابدیت و حساب و کتاب را، به قدری از اخلاق بد متنفر میشود که حد ندارد، زیرا میداند اگر بماند برایش عقرب و اژدها خواهد شد. در حالی که ما پس از سالها زندگی مثل منکرها زندگی میکنیم و باور نمیکنیم چقدر بداخلاقی، تکبر، خودپسندی و خودرأیی با باطن ما چه میکند. قرآن وقتی عذاب جهنم آنها را توصیف میکند، میفرماید: «لا یلبثون فیها احقابا» (احقاب جمع حقب است و حقب 80 سال است، پس حداقل 240 سال). یعنی کمترین زمان ماندن در جهنم 240 سال است. آیا واقعاً میارزد؟
عمل، عین جزا
ملاصدرا در اسفار (جلد 9، بحث معاد) فرمودهاند: وقتی شما یک اخلاق بد دارید، یک شیطانی میشوید که در دنیا مزاحم شماست و اعصابتان را خرد میکند. آیا با دلشوره و حسادت میتوانید از زندگی لذت ببرید و احساس آرامش کنید؟ با افسردگی و پژمردگی میشود لذت برد؟ نه. در این دنیا (رحم دنیا) اجازه رشد انسانی نمیدهد و بعد از مرگ شیطانی میشود برای جلوگیری از رسیدنت به بهشت. با اژدها و عقربها نمیتوانی بهشت بروی. اینها باطن تو هستند، مثل سر اضافه و دم که نمیشود جدا کنی. اگر هم بشود، خیلی طول میکشد. ما واقعاً مثل کافران زندگی میکنیم. اگر میدانستیم یک بار فحاشی، مسخره کردن دیگران، بیاحترامی به پدر و مادر و بیادبی به دوست چه بلایی به سر آدم میآورد، هرگز انجام نمیدادیم و اینطوری زندگی نمیکردیم.
انسان، گروگان عمل خویش
پیامبر (ص) فرمودند: «الانسان مرهون بعمله» (انسان در گرو عملش است). یعنی عملت از تو خارج نیست. شما به محض اینکه کسی را میزنی، بداخلاقی میکنی، فحش میدهی، حسادت میکنی، کسی مورد بدبینی توست، در واقع آن کار را روی خودت انجام میدهی. کارهای ما اعم از خوبی و بدی به خود ما برمیگردد. تو خودت هستی. مجموعه رفتارها، انتخابها و ارتباطها خودت هستی و خودت را شکل میدهد. تو داری کسب میکنی. عمل جنین را میگیرد و میاندازد. بزن و در رو نیست. کسی که کسی را میزند و فرار میکند، او فکر میکند فرار کرده و پلیس او را نمیگیرد، این عمل با اوست. اگر خود را معرفی میکرد، ولو اعدام هم میشد، بهتر بود، دیگر در گروگان آن عمل نبود.
عواقب ظلم و بیاعتقادی
قرآن کریم میفرماید: پسر نوح در اثر معاشرت با افراد بد، به علاوه مادر فاسدی داشت (بیاعتقاد و کافر). نوح بنا به علاقه پدری وقتی کشتی را ساخت، باران میآمد و آب از همه جا هم بیرون میزد. در آن مقطع همه جا آب شد. گفت پسرم سوار شود. گفت سوار نمیشوم، چون به پدر اعتقادی نداشت. میروم بالای کوه. در حین صحبت موجی آمد و پسرش را برد. حضرت نوح (ع) دلش سوخت و گفت خدایا فرزندم. خداوند فرمود: نوح جهالت به خرج نده. در مورد ظالمین از من چنین درخواستی نکن. قرآن: «إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صَالِحٍ» (پسر تو عمل غیر صالح است). انسان برابر است با عمل.
مبارزه با اخلاق بد
پیامبر (ص) فرمودند: بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمیشود. چون خوی درندگی همراه فرد هست، ولو اینکه از دیگران به خاطر اخلاق بدش معذرتخواهی کند. در دنیا انسان باید زور بزند اخلاق بدش را قمع کند. برای همیشه کنار بگذارد. باید عهد کند کنار بگذارد. اگر در انسان بماند و تبدیل به خلق شود و با آن بمیرد، بدبخت است. با حسادت بمیرد، بیچاره است. توبه به این است که برای همیشه کنار بگذارد. غیبت، فحاشی، دروغ، خبرچینی، تکبر… خلق به انسان شکل میدهد. ترک کردن صفات بد شدنی است. خوشاخلاق باید مثل طبیب با بیمار برخورد کند. ابتدا خود را واکسینه میکند که آلوده نشود، وگرنه دست به درمان نمیزند.
جزا، عین عمل است
نتیجه: عمل همان جزاست (جزا نفس عمل است). بنابراین، وقتی از دست کسی ناراحت میشوید و دوست دارید تکهتکهاش کنید، اشتباه میکنید که حرص میخورید، چون باید بدانید نفس عمل او هنگام تولد بر او وارد خواهد شد. مثلاً دستم را محکم به میز میزنم، درد میگیرد، پس جزا و عمل یکی است. به چشم خود بزنم، نابینا میشویم، عمل و جزا یکی است. درس نمیخوانم، بیسوادی و هزار نکبت ناشی از آن با من است. جزا با عمل یکی است. در دنیا هم چنین است. به محض اینکه یک تصمیم نامقدس و غیرشرعی میگیرید، همان لحظه در حال عذاب کشیدن هستید، هم در رحم مزاحم روح است و هم پس از تولد مزاحم متصل است. این تفسیری که خیلیها در سر ما کردند که اگر نماز بخوانید، خدا پاداش میدهد، باید بیرون کرد. خود نماز بهشت است. حضرت میفرمایند: بهشت وادی وسیعی است که قرص آن «سبحان الله» است. یعنی باطن نماز، صورت نماز همان بهشت است. سبحان الله همان درخت است، همانطور که وقتی غیبت میکنی، همان مار و عقربی است که تو را میزند و حضرت میفرمایند: از شدت حرارت نیش این عقرب خود را در مس مذاب میاندازد تا خنک شود. آن مار و عقرب خودتی، نه اینکه اگر حجاب را رعایت کردی، چیزی میدهند و اگر نه، عذاب میکنند. آن عذاب باطن همان رعایت نکردنه. باطن نماز نخواندنته، باطن بیمحبت و بیعاطفگی. اگر چنین کور به دنیا بیاید، نه خدا چنین کرده و نه دنیا. این کوری یعنی وسیله مورد نیاز این دنیا نیامده. قرآن کریم میفرماید: هر کس در دنیا کور باشد، در آخرت هم کور محشور خواهد شد (کور قلبی و عقلی و دلی، نه کور چشمی). پس عذاب را خدا خلق نمیکند. خداوند نور و خورشید را خلق کرده، سایه در کنارش به وجود میآید. کوه را خلق کرده و دره در کنارش به وجود میآید. سایه جایی است که جلوی نور مانع ایجاد شده. پس سایه، جهنم، عذاب، ظلمت، تاریکی خودتی، هر جا که مانع شوی در برابر دستورات خداوند. در برابر نورانی شدن میشوند مریضی. پس ما خودمان عذاب و جهنم هستیم. بزرگان فرمودند: جهنم در نفس است، نه نفس در جهنم. بهشت در نفس است، نه نفس در بهشت. ما تصور میکنیم ما در جهنم قرار خواهیم گرفت، در حالی که آنچه ما به عنوان جهنم از آن میکشیم، خودمان هستیم، در حالی که نمیتوانیم از بهشت لذت ببریم. مثل جنینی که چشم ندارد و نمیتواند از طول موج لذت ببرد. نداشتن سیستم مناسب فرکانس برای کوری است. نداشتن سیستم مناسب با فرکانس برای او ناشنوایی میآورد و آزارش میدهد.
فرمولهای انسانشناسی قرآن
آیه (1): «إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» (فقط جزا داده میشوید همان که میکردید). آیه (2): «لَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» (نمیگوید جزای عملتان است، میگوید فقط جزا داده میشود همان که میکردید، یعنی خود عمل جزاتان است. خود عمل به سراغ شما میآید). هیچکس مثل قرآن اینطور فرمولهای انسانشناسی را به ما نشان نمیدهد. یک عالم باید 30-40 سال درس بخواند تا به این فرمولها برسد. اینها معجزات علمی قرآن است. وقتی اینها را برای اساتید روانشناسی دانشگاه میگفتم، کسانی که 10-20 سال کار روانشناسی کرده بودند، نمیتوانستند سر جایشان بنشینند و میآمدند و احادیث را میخواستند که برایشان بنویسم و میگفتند من 20 سال کار کردم به یکی از این فرمولها رسیدم و اینجا 100 تا در فرمایش معصومین (ع) ردیف شده. اگر ما اینها را جدی بگیریم، از هزار دانشمند، دانشمندتریم. این فرمولهایی که از ابتدای بحث به شما دادهام، در پیشرفتهترین دانشگاهها به یک میلیونیم آنها هم نرسیدهاند. اینها معجزات کلام هستند. «إِنَّمَا بَغْیُکُمْ عَلَى أَنْفُسِکُمْ» (فقط ظلم شما علیه شماست). خداوند میفرماید من شما را طوری خلق کردهام که نمیتوانید فرار کنید. «وَلَا یُمْکِنُ الْفِرَارُ مِنْ حُکُومَتِکَ». کسانی که فکر میکنند میتوانند با کفر ورزیدن ما را بگذارند و سبقت بگیرند، نمیتوانند. اگر من مشروب بخورم، مواد مخدر استفاده کنم، در وهله اول چه کسی گرفتار میشود؟ دقت کنید آنچه که میدانید گناه است و بمیرید برای شما عذاب است. عاشقانه آن را در آغوش نگیرید. آنچه که میدانید خلقی بد است، صنعتی که بد است، لجبازی نکن. امام صادق (ع) میفرمایند: لجبازی در یک گناه برای کسی که همه کارهایش درست است، اصرار بر آن یک گناه مثل سوراخی است که تمام اعمال از آن میریزد (سوراخ در ثوابدانی)، مثل سوراخی در سر که باعث میشود بریزد. بنابراین میفرماید اگر خودتان میدانید در آن عمل سهلانگاری و بیحوصلگی و تنبلی میکنید، با همان مبارزه کنید و کنار بگذارید. آخر هم، شما را نابود خواهد کرد. با خدا لج نکنید. قمع و سرکوب کنید. «الحمد لله رب العالمین».