فهرست مطالب
Toggleاعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنهالله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین
دنیا، مزرعه آخرت
دنیایی که تکلیف وفات ما و حیات برزخی ما و قیامت ۵۰ هزار ساله ما و ابدیت را مشخص میکند، سؤال اساسی که اینجا هست این است که چگونه یک دنیای محدود و موقت، زندگی ابدیت ما را معین میکند؟ حال یک گروه ایرانی خدمت حضرت رسول رسیده بودند، حضرت برایشان فارسی صحبت میکرد و از جمله چیزهایی که بهشان گفت همین حدیث را که حضرت فارسی فرمود. حضرت فرمودند: “هر چه بکاری همان را میدروی.” یعنی دنیایی که مساوی است با وفات، عالم برزخ، قیامت ۵۰ هزار ساله و حیات ابدی، باید ببینیم که چه جور مزرعهای هست و ما چند سال اینجا زندگی میکنیم و یک حیات ابدی از اینجا ناشی میشود و نشأت میگیرد.
کسب تخصص برای حیات ابدی
چگونه این توان وجود دارد و این که ما باید چه تخصصهایی را کسب کنیم؟ حالا این که همهچیز تخصصی است، این اطلاعات تخصصی چیها هست؟ چگونه باید تحصیلش کنیم اطلاعات را و از کجا باید تهیه کنیم تا بتوانیم منطبق با شرایط زیستی ابدی بار بیاییم؟ و این سؤال را هم که خانم همسنی یادم انداختند این که در مورد عالم برزخ قرار بود بحث کنیم و کیفیت رابطه آن با دنیا، که من همه اینها را در این بخش که امروز میخواهم بگویم، شروع پاسخگویی به این سؤالهاست.
فرمول رابطه دنیا با ابدیت
یک فرمول خدمتتان باید عرض کنم: فرمول رابطه دنیا با ابدیت. رابطه را که عرض کردیم، حیات دنیای ما ۴ مرحله وفات، عالم برزخ، قیامت و حیات ابدی را میسازد. دنیا مزرعه آخرت است، یعنی هرچه اینجا بکاریم همان را آنجا دریافت میکنیم. پس این درست شد که ما چگونه متولد میشویم و چگونه قیامت ابدی و حیات ابدی را میگذرانیم، بسته به این دارد که دنیا را چه جوری بگذرانیم. بنابراین ما باید گذران دنیا را خوب یاد بگیریم، یعنی باید بدانیم توی دنیا چه جوری عمر و جوانی ایمان را بگذرانیم، چه جوری مصرفش بکنیم تا منجر به تولد سالم و بهرهبرداری خوب در این مراحل بشویم. نکتهای که هست این که ما کل این مرحله را اسمش را گذاشتیم چی به آخرت؟ چه رابطهای بین این دنیا و این آخرت وجود دارد که این میتواند همه این را بسازد؟ میخواهم چند جلسه در رابطه با این صحبت کنیم و فرمول مهمی دارد. اگر برادران و خواهران گرامی خوب فرمول را یاد بگیرند، از مطالعه صدها جلد کتاب بینیاز میشوند، یعنی خیلی راحت میتوانند بسیاری از مسائل انسانشناسی و مسائل دین را خوب با یک فرمول یاد بگیرند، دیگر احتیاج گستردهای به مطالعه خیلی ندارند.
دنیا، رحم دوم آخرت
برای همین خوب دقت کنید که این فرمولی را که من میگویم کامل به این فرمول مسلط شوید. رابطه دنیا میخواهیم بدانیم که دنیا چه طوری میتواند آخرت را بسازد؟ رابطه دنیا به آخرت مثل دنیا است رحم مادر با بیرون. خوب ما مجهولمان در نسبت چیه؟ بله نمیدانیم کجا میخواهیم برویم که دنیا را چه طوری تنظیم بکنیم که کل آخرت را ابدیت را سالم بشویم آن را به دست آوریم. خوب این طرف که دنیا را داریم آن طرف هم رحم، هر دوی آنها شناخته شده است. اگر این را بتوانیم خوب شناسایی بکنیم این نسبت را خوب میفهمیم. حالا خوب دقت کنید.
این را بهتان توضیح بدهم، ببینید ما یک دنیا داریم. این رابطه را میخواهم توضیح بدهم تا آن را بفهمیم تا بعد عالم برزخ را که توضیح میدهم کاملاً نسبتهای عالم برزخ و مصادیقش کاملاً برایتان مفهوم بشود. ببینید دنیا جلوتر هست یا رحم مادر جلوتر است؟ بله – کجا؟
دنیا ما یک دنیا اول داریم که از تولیدات این دنیا بدن هست که در این دنیا اول هست که یک بدن را ایجاد میکند که در این بدن رحم مادر وجود دارد. دنیا بیرون رحم است. رحم کجاست؟ توی دنیا. یعنی با هم رابطه چی دارند؟ رابطه داخلی و خارجی دارند. دنیا که خارج از رحم مادر هست، چیزی را خارج از رحم به رحم میفرستد، بعد در شرایط زیستی رحم او را رشدش میدهد که اول یک سلول تخم است بعد تقسیم میشود. سلولی میشود و بعد تبدیل میشود به یک جنین.
بعد از یک مدت چیه؟ از رحم دوباره برمیگردد. خوب وقتی برمیگردد چه جوری برمیگردد؟ مطابق شرایط زیستی کجا؟ بله دنیا. یعنی دنیا موجود را داخل رحم میفرسته و از رحم مطابق شرایط زیستی خودش تحویل میگیرد. توجه فرمودید که چی شد؟ وقتی بارش میآورد و رشدش میدهد برای ما رشدش میدهد برای خودش رشدش میدهد. حال فرمول را دقت کنید، فرمول مهم است.
فرمول مهم است. پس ما میتوانیم بگوییم که همراه رحم دنیا وجود دارد و (دنیا) رحم که در کجاست؟ یعنی محیط رحم مادر است. درست شد این مراحل را دقت کنید. جنینی که در رحم زندگی میکند، اول این که باید زندگیاش را بتواند در کجا تأمین بکند؟ در عالم رحم. ولی وقتی که دارد رشد میکند برای کجا دارد رشد میکند؟ برای رحم یا برای دنیا؟ برای دنیا دارد رشد میکند. درست شد. دارد خودش را برای اینجا آماده میکند، تربیت میکند خودش را برای مرحله تولد. این هم نسبت را ما برای دنیا به آخرت داریم. آخرت قبل از این که دنیا به وجود بیاید آخرت وجود داشته است.
قوس نزول و صعود
این درس را یادتان هست که برایتان کشیدم؟ اول عوالمی هست و بعد دنیا به وجود میآید. آخرت در دل خودش دنیا را به وجود میآورد. دنیا یک اسم دیگری هم دارد. به قول علامه حسنزاده میفرماید: “دنیا عبارت است از رحم دوم.” خوب در دل آخرت یکی از تجلیهایی که دارد این است که دنیا را درون خودش به وجود میآورد. یک چیزی از آخرت میآید در رحم دوم توسط دنیا. آن چیز چیه؟
از آخرت چی آمده است توی دنیا؟ نفخه الهی، روح. این دمش الهی، نفخه که از خدا است، آن میآید توی دنیا به صورت لاقوه. بعد از مدتی باید طبق فرمولهایی که قبلاً توضیح دادیم مطابق شرایط زیستی کجا بار بیاید؟
آخرت دوباره برمیگردانش به آخرت. حالا خوب دقت کنید این بحثی که کردیم را توضیح بدهم. از دنیا به رحم شد قوس نزول، یعنی آمد. همان که آن جلسه پای تخته کشیدیم. صعودش چی شد؟ یعنی تولد، یعنی بازگشت از رحم به دنیا. بازگشت یک مفهوم بازگشت داشتیم از دنیا به رحم و یکی بازگشت از رحم به دنیا داشتیم. از دنیا به کجا؟ به رحم. این قوس صعود که از آخرت هم همین را داریم. ما اول آخرت را داریم، دنیا به وجود میآید، از آخرت یک قوس نزول داریم میآید توی دنیا و از دنیا برمیگردیم به آخرت. پس میتوانیم این نتیجه را بگیریم اینجا گفتیم که همراه رحم همیشه چی وجود دارد؟ دنیا. دنیا قبل از رحم است و محیط بر رحم است. پس حال ما میتوانیم همین نتیجه را بگیریم که همراه دنیا همیشه آخرت است و آخرت محیط بر دنیا است. این حدیث از پیغمبر است فرمود: “ان مع الدنیا آخره و لا آخره محیطه بالدنیا.” حتماً به درستی که همراه دنیا همیشه آخرت وجود داشته است و آخرت محیط بر دنیا است و دنیا محصول آخرت است. بنابراین قیامت یک اتفاقی نیست که زمانی به وجود بیاید و یک زمانی قیامت شود، چون چیزی به نام آخرت و قیامت قبل از این که دنیا باشد وجود داشته است.
قیامت، لحظه تغییر فهم ما
قیامت لحظه تغییر فهم ما است. وقتی فهم ما عوض میشود، مثل قیامت جنین. جنین که از رحم مادر متولد میشود، همهچیز عوض میشود، شرایط زیستیاش همه کاملاً تغییر میکند. ما هم از دنیا که متولد به آخرت میشویم قیامت است. برای همین پیغمبر میفرماید: “هر کس بمیرد قیامتش برپا میشود.” “من مات فقد مات قیامته.” قیامتش برپا میشود. بنابراین ما باید ببینیم که آخرت هست یا نیست. کسی که در آخرت شک میکند دنیا را نفهمید. قرآن هم در سوره واقعه میفرماید: “و لقد علمتم النشاء الاولی، بگویید فلولا تذکرون.” شما دارید دنیا را میبینید فقط آخرت را نمیفهمید. چقدر آخرت شک میکنید. خوب دقت کنید توضیح بدهم. شما وقتی که آخرت یک جنین در رحم نگاه بکنید.
بیمعنایی زندگی بدون آخرت
از وقتی که نطفه تشکیل میشود تا سلول تخم و یا توده سلولی که میشود جنین، حرکاتی که در رحم هست معنا دار است؟ یا بیمعنا است؟ بله – هیچکدام معنا ندارد. یعنی شما وقتی دارید فقط رحم را میبینید چه معنایی میکنید؟ این دارد مثل دست تشکیل میدهد، پا تشکیل میدهد، چشم تشکیل میدهد، گوش تشکیل میدهد، مغز و سلسله اعصاب به چه دردی در رحم میخورد؟ مگر قرار است توی رحم استفاده بکند؟ بله نه، بیمعنا است. کی معنا دار است؟ زمانی که ما غیر از رحم چی داشته باشیم؟ یک دنیایی باشد که قرار است این ابزاری که این دارد تهیه میکند این به درد کجا بخورد؟
به درد دنیا بخورد وگرنه حرکت عبث است. اگر هر عاقلی به رحم درست نگاه بکند، به سیر تشکیل یک جنین نگاه بکند، میتواند بفهمد که اینجا به درد نمیخورد این کارها مگر این که برای کجا بخواهد؟ برای یک جای دیگری بخواهد. همین طور در رحم دنیا همین طور هست. در رحم دوممان ما الان خیلی از حسهایی را داریم که خیلی از تمناهایی را داریم که هیچکدام در دنیا فایدهای برایش ندارد، عبث است، جواب نمیدهد اصلاً. مثل چی؟ کی میداند؟ خوب مثل آرزوها که آرزوهای ما بینهایت است، در دنیا محدود است و هیچ وقت پاسخگو نیست. بینهایتطلبی فوق عقل یادتان هست گفتیم. بعد از همه مهمتر حال غیر از آرزوهای دیگر چی؟
اصلاً کل زندگی – کل زندگی عبث است. یعنی چی؟ ما اینجا به دنیا بیاییم، بعد بزرگ شویم، بعد ازدواج بکنیم، بعد مثلاً بچهدار شویم، بعد بچهها را بزرگ بکنیم، دخترها را شوهر بدهیم، پسرها را هم زن بدهیم و بعداً هم بمیریم. مگر این حرکت معنا دارد؟ حرکت معنا داری نیست چون صبحانه شام تمام شد. هر روز یک چیزی است که دارد تکرار میشود. خوب این به چه درد ما میخورد؟ مثلاً یک عده جنایت بکنند، یک عده ظلم و یک عده مظلوم – جنگ، کشتار، بعدش چی؟
آخرش چی؟ به چه درد میخورد این حرکت؟ این عبث است دیگر. کی معنا دار هست؟ زمانی که ماورای دنیا یک چیزی وجود داشته باشد، آخرتی باشد که حساب و کتابی باشد، نتیجهها گرفته بشود، محصول زندگی به دست بیاید، آن بینهایتطلبی ما ارضاء بشود، آن آرزوهای ما برآورده بشود. اگر قرار است اینجا نباشد، همه حرکتها در دنیا چی هستش؟ همه عبث و بیهوده است.
خلقت هدفمند انسان
برای همین خداوند این دو آیه را خوب توجه کنید، خیلی تدبر در آیه مهم است. آیه اول: “و لقد علمتم النشاء الاولی.” شما دارید دنیا را میبینید چطور متوجه آخرت نمیشوید؟ مگر میشود دنیایی وجود داشته باشد و آخرتی نباشد؟ آیه دوم میفرماید: “افحسبتم انما خلقناکم و انکم الینا لا ترجعون.” شما گمان کردید که شما را بیهوده و عبث خلق کردیم و شما به سوی ما بازگشت نمیکنید؟ واقعاً عبث است اگر قرار شود بازگشت نباشد، فقط رفتنی باشد و بازگشتی نباشد، عبث است، به درد نمیخورد.
آن موقع ما آمدهایم در دنیا چه کار؟ فقط این که بمیریم. حالا کیفیتش فرق نمیکند، هرجایی بود میمیرم دیگر. این بیهوده میشود تا ببینیم که من بازیگر نیستیم که بازی کرده باشم. شما را برای هدف بالاتری خلقتان کردند. شما را که عبث خلق نکردند. بنابراین بیهوده اینجا نیامدهاید. شما برای مرحله باید خودتان را آماده بکنید، بعد مرحله بعد. اگر شما همین جوری به جنین نگاه بکنیم، البته از باور آخرت میخواهم بگویم که سر از کار خانم همتی هم سؤال کردند. ببینید ما اگر همین جوری به جنین نگاه بکنیم، جنین خودش میتواند یک نطفه بگیرد و پرورش بدهد.
وابستگی دنیا به آخرت
این توانش را از کجا میآورد؟ یعنی یعنی توی رحم مادر قوه مستقلی وجود ندارد که یک جنین را بچه کامل بکند. وابسته است به کجا؟ بله نیروی رحم از کجا میآید؟ نیروی رحم از دمش دائم و رابطه مستقیم با دنیا است. اگر دنیا نباشد رحمی هم وجود ندارد. حالا وقتی که شما به دنیا نگاه بکنید، میلیاردها کهکشان و منظومه و ستاره و سیاره دارد میگردد. انرژی دنیا از کجا دارد تأمین میشود؟ حرکت دنیا که دارد اداره میشود. ما فقط میدانیم که یک منظومه غولپیکری دارد به نام منظومه شمسی دارد میگردد در کهکشان راه شیری و کهکشان راه شیری دارد اداره میشود. هزارها کهکشانها و از این کیهانها وجود دارد. اینها با چه حسابی دارد میگردد؟
نیروی جاذبهای که وجود دارد، زمین این از کجا آمده است؟ رابطهای که تمام سیارات با نظم خاصی “کل فی فلک یسبحون” و کدام در مدارهای خاص شب و روز، تابستان، زمستان، بهار و پاییز دارد تنظیم میشود. این همه حرکات میزان از کجا دارد میآید؟ انرژی رشد یک دانه برای این که بشود این دانه درخت بشود از کجا دارد میآید؟ رشد یک جنین در رحم مادر از کجا دارد میآید؟ این برای این است که دقت کنید که این دنیا یک عالم مادی است، ما که نیرویی ندارد، شعور ندارد، توان نظم دادن ندارد. آنکه دارد این نظم را میدهد باید حتماً چی باشد؟
دنیا باید خودش وابسته به کجا باشد؟ به جایی که باید این را تأمین بکند. “و لقد علمتم النشاء الاولی فلولا تذکرون.” شما دارید خودتان میبینید چه جوری میتوانید بگویید این اداره میشود؟ از کجا اداره میشود؟ خودش که نمیتواند این کار را بکند. ماده بیشعور که نمیتواند اداره بکند. ماده ضعیف. پس برای همین خیلی راحت ما میتوانیم بفهمیم که از نظر فلسفی و عقلی که وقتی ما دنیا میبینیم ماورای دنیا چی وجود دارد؟ آخرت وجود دارد که انرژی کل دنیا را دارد تأمین میکند. تمام توان دنیا را دارد تأمین میکند برای ما. پس این نسبت وجود دارد. اول آخرت هست، آخرت دنیا را به وجود میآورد و دنیا چی را به وجود میآورد؟ رحم مادر را به وجود میآورد. یعنی از بالا باید نگاه بکنیم نه از پایین. قبلاً آخرتی هست که دنیا بتواند باشد، دنیایی هست تا چی بتواند وجود داشته باشد؟ رحم مادر وجود داشته باشد. نسبتهایش را هم که خدمتتان عرض کردم. سپس اولین بحثی را که امروز در موردش بحث کردیم و خیلی هم مهم است.
فهم رابطه وجودی عوالم
فهم درست رابطه وجودی عوالم با همدیگر است. پس عوالم چه جوری هستند؟ پیچ در پیچ هستند. اول یک آخرتی هست، این آخرت و بعد در دل خودش چی به وجود آمده؟ در دل خودش دنیا را به وجود میآورد. این هم دنیا و دنیا چی را درون خودش به وجود میآورد؟ دنیا هم رحم مادر را به وجود میآورد. خوب خود آخرت از کجا به وجود آمده است؟ خود آخرت هم خود خداوند تبارک و تعالی خلقش کرده است و دارد ادارهاش میکند.
رب العالمین “له الاخره و الاولی.” هم آخرت و هم دنیا مال خداست. پس این مجموعه را رب العالمین دارد اداره میکند. خوب حال پس اینجا توضیح دادم که رابطه وجودی این عوالم با هم چه شکلی است. وقتی میگوییم عالم برزخ یا عالم قبر، یعنی عالمی که میلیاردها برابر بزرگتر از دنیا است و عصاره و فشرده و چکیدهاش شده است عالم دنیا با این عظمتی که میبینید. پس دارد در درون خودش به عنوان یک رحم دارد این جنین دنیا را چکار میکند؟ دارد همین دنیا را ادارهاش میکند، میگرداند. قوهاش از کجا میآید؟ از آخرت میآید. خوب حالا به این نسبت توجه بفرمائید.
آمادگی برای شرایط زیستی آخرت
مطلب مهمی را میخواهم خدمتتان عرض کنم. گفتیم اگر به حرکات یک جنین که در رحم مادر دارد ما توجه کنیم، حرکات یک جنین در رحم مادر همه اشان بیمعنا هستند مگر این که چی وجود داشته باشد؟ دنیایی وجود داشته باشد. جنین وقتی که از دنیا به رحم میآید مدتی وقت احتیاج دارد تا برای شرایط زیستی کجا خودش را آماده کند؟ برای شرایط زیستی دنیا خودش را آماده کند. پس تحت دو تا قانون خودش را باید آماده کند. یکی قانون رحم تا چی؟ بتواند زندگیاش را در رحم چکار کند؟ حفظ کند، اداره کند و دیگر این که خودش را بتواند برای دنیا چکار کند؟ خودش را برای قوانین حاکم بر دنیا خودش را تربیت کند. برای طول موجش چشم بیاورد، برای فرکانسش گوش بیاورد و برای هوایش دستگاه تنفس بیاورد برای بهرهبرداری. ولی این نسبت رحم با دنیا را نگاه کنید.
دنیا چند برابر رحم است؟ میتوانیم همین جوری ریاضی بگوییم؟ بله هیچ کس جز خدا همچین اندازهای را نمیداند. خوب حالا اگر به جنین بگویند که تو میخواهی متولد بشوی به جایی که میلیاردها میلیاردها بزرگتر از جنین مادر هست، میتواند بفهمد؟ بله نمیتواند بفهمد. بفهمد غذای تو اینجا فقط خون هست ولی وقتی که میآیی در دنیا هزاران نوع مواد غذایی میخوری، میتوانی درکش بکنی که یعنی چی؟ بله این کی میفهمد؟ زمانی که چی به دنیا وارد میشود؟ یعنی متولد بشود. فقط نکته مهمی است که من اصرار دارم شما روی آن خیلی توجه کنید.
ریاضیات پیچیده خلقت
این هست که ریاضیات حرکت جنین و فرمولها و اندازههای بینهایت دقیق و ظریف هست. توجه فرمودید؟ بینهایت ظریف و دقیق است. شما نگاه بکنید ۱۶۰ هزار میلیارد سلول روی هم دیگر در رحم چیده میشود تا بشود یک بدن کامل. درست شد. این بدن کامل قرار است ساخته بشود. این ۱۶۰ هزار سلول، آنهایی که درس خواندند میدانند یک سلول یک کارخانه است برای خودش، اجزای زیادی دارد. شماها اگر صدها جلد کتاب در باره اجزای سلول بخوانید نمیتوانید باز از سلول را کامل بشناسید. خوب طبق این ریاضیات وقتی مادر غذا میخورد، از دنیا غذایی وارد عالم رحم میشود. غذا یک چیز ثابت میآید اما وقتی که میخواهد تبدیل بشود طبق یک سری فرمولهای پیچیدهای شکل میگیرد.
یعنی مثلاً این توده سلولی که در هم است، این توده سلولی همه موادش یکی است، یکنواخت هم هست، یک جنس هم دارد ولی وقتی تقسیم میشود یک تعدادیاش میشود استخوان، یک تعدادیاش میشوند مغز و یک عده میشوند اعصاب، یک عده میشوند چشم – دست – پا – همه با هم دیگر فرق میکنند. یعنی این چه جوری است که یک ماده ثابت و هم شکل میتواند تنظیم بشود برای قسمتهای مختلف بدن و بدن را بسازد؟ ریاضیات این را هیچ کس نمیتواند بفهمد، نه فهمیدند و نه میتوانند بفهمند. این جوری نیست که شما فکر میکنید علم یک روزی پیشرفت میکند و میتواند این ریاضیات را بفهمد. این ریاضیات چیزی نیست که بشر تحمل داشته باشد که چه جوری این توده سلولی انسان از یک آب گندیده انسان کامل ساخته میشود یا از آب نجس گندیدهای انسان کامل تشکیل میشود. چه جوری از موضوع حیوانی بدهیم به یک دانه و یک ذره بهش آن هم بدهیم مدفوع انسان یا مدفوع حیوانی.
بعد از این سیب در بیاید، از این میوه در بیاید، از این گلهای مختلف در بیاید. یک همچین چیزی میشود. این ریاضیات فوقالعاده پیچیده است. این ریاضیات دست خود انسان نیست. یعنی هیچ مادهای این ریاضیات را آگاهی نداره. هیچ پدری این ریاضیات را آگاهی ندارد و جنین هم این ریاضیات را نسبت بهش آگاهی ندارد. فقط باید چکار بکنیم؟ باید تسلیم مقرراتی که آن را تبدیل به یک انسانی که آن را میتواند سالم به دنیا متولد بشویم باشد. وقتی جنین سالم تسلیم شرایط زیستی دنیا باشد، تولدش هم چیه؟
انواع تولد و شرایط زیستی ثابت دنیا
تولدش هم تولد سالم است. خوب تولدها ۵ تا است. انواع تولدها ۵ نوع تولد ما از کجا داریم؟ از رحم به دنیا داریم. ۱- تولد سالم ۲- تولد ناقص ۳- تولد بیمار ۴- تولد ضعیف ۵- تولد سالم قوی. خوب سؤال – کی میداند که چه چیزی باعث میشود که ما ۵ نوع تولد داشته باشیم؟ ببینید شما نگاه کنید وقتی شما منتظر هستید که یک نوزاد متولد بشود، همه ما میتوانیم بفهمیم که این بچه سالم است یا سالم نیست. یعنی از سالم یک تعریفی در ذهن ما است، مشخص است، تعریف شده است. ولی وقتی که یک بچه دو تا سر دارد و به دنیا میآید، دو تا صورت دارد، ۵ تا سر دارد به دنیا میآید یا اصلاً دست و پا ندارد و دم دارد یا این که فقط یک چشم دارد، این وقتی به دنیا میآید میگوییم این تولد چی نیست؟
سالم نیست. وقتی دست و پا ندارد میگوییم ناقص است. وقتی استخوانش کج است میگوییم بیمار است. پس تعریف شده است. حالا سؤال من را جواب بدهید. چه چیزی باعث میشود که ما ۵ نوع تولد داشته باشیم؟ یعنی چه چیزی عامل تقسیم تولدها هست؟ نه علت را نمیخواهم بگویم. الگو چیه؟ بله – نه – یعنی بالاخره که اسم تقسیم میآید مثل کلمه چند قسم است؟ اسم و فعل و حرف. یعنی اینها در چه چیزی با هم مشترکاند؟ در کلمه بودن. یک مبنا دارد. چون وقتی که میگوییم تولدها ۵ تا است بر اساس چه چیزی ما میگوییم یکیاش سالم است یکیاش ناقص است؟ الگوی سالم چیه؟
ببینید خودم جواب بدهم: شرایط زیستی ثابت دنیا است. ما در دنیا چی داریم؟ شرایط زیستی ثابت داریم. شرایط زیستی ثابت چیه؟ یعنی وقتی که شما میخواهید تنفس بکنید قلبت باید با ما چی باشد؟ یک رابطهای از نظر ریاضی داشته باشد، تنظیم باشد. و الان که من نمیتوانم نفس بکشم و سختم میشود نفس کشیدن، هوا اشکال دارد یا سینه من؟ سینه من. وقتی من نمیتوانم نور را ببینم، اشکال را تشخیص بدهم، رنگها را ببینم، مشکل از کجاست؟
مشکل از چشم من است. وقتی من نمیتوانم صداها را بشنوم و تشخیص بدهم، مشکل از چیه؟ از گوشی است. پس یک چیزی بیرون وجود دارد که ریاضی است کاملاً و تعریف شده است. اگر گوشی من با آن تنظیم باشد میشنوم. چشمم با آن تنظیم شد میبینم. دستگاه تنفس و ریه من با آن تنظیم شد من تنفس میتوانم بکشم، میتوانم تنفس بکنم. بنابراین شرایط زیستی ثابت دنیا این میآید همه تولدها را معنا دار میکند. اگر بخواهیم مبارک باشد. ولی اگر بگویند این ۲ تا سر دارد، آخی – چرا این دو تا سر دارد؟ ۵ تا سر دارد؟ ۲ تا صورت دارد؟ دست ندارد؟ همگی تعجب میکنیم، میگوییم چرا؟
این را هم میدانیم که باید دست میداشت، پا میداشت. پا که ندارد تعجب دارد. چرا؟ چون شرایط زیستی ثابت دنیا میطلبد که بچه دو تا دست داشته باشد، دو تا چشم داشته باشد، پا داشته باشد. این بچه را میگوییم سالم است. بتواند خودش را برای شرایط زیستی سالم دنیا خودش را تطبیق بدهد. پس ما یک شرایط زیستی ثابت داریم که میزان ما است و همه جنینهایی که از رحم در میآیند با چی سنجیده میشوند؟ با این شرایط زیستی ثابت سنجیده میشوند و به ۵ نوع تولد تقسیم میشوند. خوب تولد سالم تعریفش چیه؟ این هست که جنین خودش را برای شرایط زیستی ثابت و برای بهرهبرداری از همه امکانات بینهایتی که در دنیا هست خودش را آماده کرده است. میتواند بهرهبرداری کند. حکمش چیه و این که تا وقتی که در دنیا است قادر به بهرهبرداری هست. تولد ناقص چیه؟ این هست که جنین در یک یا چند عضو اصلی منطبق با شرایط زیستی ثابت دنیا خودش را تربیت نکرده است و خودش را بار نیاورده است و آن امکانات لازم را با خودش نیاورده است. چشم را نیاورده است، گوش را نیاورده است، دست را نیاورده است، پا را نیاورده است. حکمش چیه؟ حکمش این است که تا وقتی در دنیا زندگی میکند از عدم تطبیق با شرایط زیستی ثابت دنیا رنج میبرد. توجه فرمودید؟ از این که چشم ندارد، گوش ندارد، پا ندارد، دست ندارد رنج میبرد. نمیتواند کارهایش را بکند. بیمار چیه؟
بیمار این هست که جنین اصول و لوازم کافی را برای شرایط زیستی دنیا با خودش آورده است ولی یک یا چند نارسایی قابل درمان و معالجه با خودش میآورد. مثلاً استخوانش کج است، یرقان هم دارد، درست است، دو تا انگشتش هم بهم چسبیده است. این ۳ تا بیماری – خوب وقتی این میخواهد بیاید ملحق بشود به بچههای سالم که نمیتواند ملحق بشود به بچههای سالم. باید چکارش کرد؟ باید درمانش بکنیم. بسته به ۳ عامل نوع بیماری، شدت بیماری و تعداد بیماری باید چی را تحمل بکند؟
باید رنج درمان را تحمل بکند. باید رنج درمان را تحمل بکند. وقتی بیمار متولد میشود مثلاً استخوانش را میشکنند، صاف میکنند، گچ میگیرند، ۶ ماه توی گچ میماند و بعد سالم میشود. این انگشتش که به هم چسبیده است با یک عمل جراحی چکارش بکنند؟ بازش بکنند. یرقانش را هم دارو میدهند، خوب میشود. ولی بالاخره این نسبت به این ۳ تا بیماری که آمده است و شدت بیماری باید چکار بکند؟ رنج درمان را تحمل بکند. بیمارستان یعنی نمیتواند برود خانه، باید برود بیمارستان. در جایی که راحت است در آغوش مادر نمیرود.
میرود بیمارستان، رنج میکشد و درد میکشد چند ماه تا بتواند ملحق بشود به بچههای سالم. ضعیف چیه؟ ضعیف هم تولدی است که جنین ابزار لازم را آورده است ولی دچار چی هست؟ دچار ناتوانی و ضعف است. این جنین را باز میبرند توی بیمارستان ولی باز هم نمیتواند به بچههای سالم ملحق بشود. در بیمارستان در دستگاه تقویتش میکنند، بعد از یک مدت ملحق میشود به بچههای سالم. سالم قوی هم مشخص است. سالم توی جنینهایی هستند که از بقیه جنینهای معمولی در یک یا چند جهت برتری دارند. مثل هوشی خیلی بالایی دارد، مثل نوابغ، یک قدرت بدنی فوقالعاده را دارد یا یک زیبایی فوقالعادهای دارد یا مثلاً یک کمال بیشتر دارد. این باعث میشود که این بچههایی که سالم قوی هستند در بهرهبرداری از شرایط زیستی ثابت دنیا از بقیه بیشتر باشند و سبقت بگیرند. هم بهتر و هم بیشتر میتوانند بهرهبرداری بکنند. خوب حالا سؤال، بچهای که ناقص متولد میشود، بیمار متولد میشود، ضعیف متولد میشود، آیا شرایط زیستی ثابت دنیا رنجآور است، به درد دارد برای جنین یا نه؟
نه به طور طبیعی. ولی اگر سالم متولد نشود نه. حالا اگر ناقص متولد بشود چه چیزی باعث میشود که این دردش بیاید؟ رنج برد از کوری، دردش بگیرد، اذیت بشود از ناشنوایی، اذیت بشود. نه جنبه روانی ندارد که سالمها را میبیند. منطبق نشدن یعنی این عدم تطبیق نشدن با شرایط زیستی دنیا است که اذیت میکند وگرنه شرایط زیستی ثابت دنیا آزاردهنده نیست. عدم تطبیق آزاردهنده است. ما نمیتوانیم به یک بچهای که کر و لال هست بگوییم که همه افرادی که در کنار تو هستند همه کر و لال هستند، تو فکر میکنی که مریض هستی. آن خودش به زودی میفهمد که در این دنیا و درک میکند که باید یک صدایی باشد. متوجه میشود که صدا باید باشد. اگر نباشد مریض است.
رنج میبرد. میفهمد که میتواند با ارتباط کلامی میخواهد حرف بزند ولی نمیتواند ارتباط برقرار کند، رنج میبرد. وقتی که کور متولد میشود، به دنیا میآید، میفهمد که یک اشیایی هست که وقتی راه میرود پایش به آن گیر میکند، گرفتاری دارد، چی دارد. خوب نمیتواند این را درک میکند. این رنج از کجاست؟ رنج از دنیا یا از خودش است؟ از خودش است. پس رنج را با خودش میبرد. عدم تطبیق را با خودش میبرد. کسی اذیتش نمیکند. خود عدم تطبیق اذیتکننده است. حالا وقتی که از رحم دوم یعنی دنیا میخواهید متولد به آخرت بشوید.
تجربه آخرت و بهشت
این ۵ نوع تولد را ما داریم. یعنی چی؟ یعنی ما که میخواهیم برویم در شرایط زیستی آخرت، شرایط زیستی آخرت دهها میلیارد برابر بزرگتر از دنیا است. درست شد. ما باید برای شرایط آنجا خودمان را در شرایط زیستی رحم مادر تربیت کنیم. پس باید تحت چند تا قانون زندگی کنیم؟ دو تا قانون. یک قانون برای این که بتوانیم زندگیامان را در دنیا تأمین کنیم و نگه داریم و یک قانون برای وقتی که متولد شدیم و وفاتمان رسید. وفات یعنی تولد. سوت پایان را زدند و گفتند که متولد به آنجا شدید. من ابزار کافی برای شرایطی که میلیاردها برابر بزرگتر از اینجاست داشته باشیم. نگاه کنید که یک غذای آنجا ۱۵۰ هزار نوع مزه دارد. یک نوع خوراکش ۱۵۰ هزار مزه را الان من درک نمیکنم. مثل اگر به جنین بگویی که در رحم مادر خون میخورد.
به جای خون وقتی متولد به دنیا میشوی غذا میخوری، جنین درک درستی ندارد. به جنین بگویی که قرار است بعداً که شما بروی توی دنیایی که میلیاردها میلیارد برابر بهتر از رحم است، فهم درستی ندارد. ما هم نمیفهمیم که آخرت یعنی چی؟ خدا هم در قرآن وقتی که بهشت را تشبیه کرده است، بعد از این تشبیه میگوید: “فلا تعلم نفس من قره اعین ما اخفی لهم من قره اعین.” هیچ کس نمیداند که هم چشم روشنیهایی برای انسان مخفی شده است.
یعنی هست اما الان مخفی هستند. مثل دنیا و رحم است که الان دنیا وجود دارد. ولی جنینهایی که در رحمهای مادرشان هستند، آن درکی ما از دنیا داریم میبینیم، آنها این درک را ندارند. هست ولی برای آنها مخفی شده است. وجود دارد و ما داریم زندگی میکنیم ولی آن توی رحم نمیتواند بفهمد که ما هستیم، میلیاردها انسان هستند و این عظمت هست، درکی ندارد. ولی ما که به این دنیا آمدهایم و متولد شدیم الان میفهمیم یعنی چی؟ تا متولد نشوی فهمی نداریم، نمیتوانیم بفهمیم. حال وقتی که ما میخواهیم به بهشت برویم، اول این که خداوند این همه راجع به بهشت صحبت کرده است. ما فکر میکنیم که وقتی میگوید بهشت یک چیزی مثل شمال ما است یا مثلاً مثل سوئیس میماند.
و درختهایش یک ذره بلندتر هستند و میوههایش مثلاً لکی ندارند. مثلاً این موسیقیهایی که اینجا هست آنجا یک ذره قویترش هست یا مثلاً میگویند شراب – شراب بهشتی یعنی چی؟ برای این که ما در رحم هستیم و نمیتوانیم بفهمیم. میگوید فقط اگر عطر بهشتی به مشام یک انسان برسد، به قدری آن عطر قدرت دارد که انسان را میکشد و یا هیچ انسانی تحمل این را ندارد که زیبایی بهشت را در دنیا ببیند. شما یک بچهای را که تازه متولد شده است (در رحم که هیچی) متولد شده است، شما اگر بهش کله پاچه بدی چه اتفاق برایش میافتد؟ میمیرد. پسته بده، فندق بده. مگر پسته و فندق و جگر و کله و پاچه چیز بدی است؟ ولی این درک درستی ندارد و نمیتواند جذبش کند. آن فقط شیر مادر میخورد همین – ما وقتی که میگویند یک غذایی ۱۵۰ هزار مزه دارد، ذائقه خیلی قدرت میخواهد. کسی که میرود به بهشت باید روح خیلی قدرت داشته باشد که ما موسیقی را درک کنیم. شدت زیبایی موسیقیهای بهشت به قدری زیاد است که توان میخواهد. خداوند یک نمونه از موسیقیهای آنجا را در دنیا آورده بود. یادتان هست چی بودش؟ حضرت داوود علیه السلام. حضرت داوود علیه السلام وقتی میخوانده است همه حیواناتی که با هم دشمن بودند دشمنیاشان را از دست میدادند.
چنان ماتمی شدند در این صدا. در حدیث هم داریم که فرمودند: “رهبر خوانندههای در بهشت حضرت داوود علیه السلام هست.” آن صدای داوودی خیلی مهم است. کسی میخواهد تحملش بکند. بعد میگفتند حضرت داوود وقتی میخواسته است بنشیند بخواند که آدمهای لطیف نمیتوانستند نزدیکش بنشینند. آدمهای زمخت اول مینشستند، آن لطیفها آخر مینشستند که صدا بهشان کم برسد. بعد هم چند تا از این آدمهای یغور را که میگذاشتند پیشش که وقتی خودش چون خودش زودتر از بقیه حالش خراب میشد بعد به هوشش میآوردند. حال شما نگاه کنید که ما چه میفهمیم که نوا یعنی چه؟ صدا یعنی چی؟ اینها باید درک بشود. ما میخواهیم برویم در برزخ، در ملکوتی که دنیا فقط برایش رحم است.
خدا رحمت کند یکی از دوستانم را که وقتی شهید شد، شهید زینعلی، یک روحانی داشتیم در گردان به نام حاج صادقی، آن هم بعداً شهید شد. میگفت: “بچهها من دیشب زینعلی را خواب دیدم. بهش گفتم زینعلی شهید شدی چه جوری بود؟ گفت مثل این که از یک طویله در آمدم فقط از توی طویله درآمدم و به جای رفتم که بسیار خوب است.”
این هم که در تلویزیون نشان میدهد تجربههای مردن و برگشتن را که الان دارد تلویزیون پخش میکند، خارجیها، ایرانیها بدون استثناء خوبهایشان میگویند چیه؟ میگویند: “به محض این که این اتفاق افتاد برایمان و رفتیم آنجا – آنجا فقط یک دریایی از نور میدیدیم.” همه میگویند نور آرام و لذتبخش بسیار با بهجت و سرور – بدهایشان هم که رفته بودند میگفتند ما چی دیدیم؟ یک دریایی از آتش که آدمها تویش بودند و نعره میزدند و خود ما هم که آنجا بودیم داد میزدیم و دردهای زیادی داشتیم، صداهای بسیار وحشتناک و هولناک. همینها را تعریف میکنند، مصاحبه کردند که در تلویزیون خودشان دارند تعریف میکنند.
رعایت حدود الهی برای تولد سالم
رفتند دیدند اینها را. خوب پس یک چیز است. ما باید طبق یک ریاضیات پیچیده خاصی از دنیا به سمت آخرت برویم تا بتوانیم برای شرایط زیستی که میلیاردها برابر بزرگتر از دنیا است خودمان را آماده بکنیم. این دیگر دل ما نیست که مثلاً بگویم من هر چقدر که دلم خواست زندگی میکنم. نمیشود. بلکه باید عددها و ریاضیات کاملاً چی بشود؟ رعایت شود. هر جنینی علت این که ما تولد ناقص و بیمار و ضعیف داریم این هست که هر جنینی سالم متولد نمیشود. جنین این جوری نیست که اگر تحت هر قانون رشد قرار گرفت بعداً سالم بیاید. نه – شکل ابرو – مژه، پلکها – عدسی – قرنیه – رنگ – بینی. الان شما نگاه کنید کسی که متولد شده است هیکل آدم را دارد و همه چیزهایش هم تکمیل است ولی میگوید که این آدم طبیعی نیست مثلاً منگول است. میگوید این چی شده است؟
این در کروموزوم ۴۰ و چندماش یک اتفاقی افتاده است. حالا کروموزوم چقدر حرفها دارد. این منگول شده است که وقتی بهم میخورد دیگر آن نتیجهای که باید بگیری نمیگیری. باید آن عددها را رعایت بکنی. خداوند تبارک و تعالی در حرکت جنین به دنیا میلیاردها فرمول پیچیده قرار داده است. عدد هستند، ریاضیاند که یک توده سلولی طبق میلیاردها فرمول ریاضی تبدیل به یک بدن میشود و ۱۶۰ هزار میلیارد سلول چیده میشوند یک بدن کامل به وجود میآید که سلسله اعصاب یک آدم ۵ دور دور کره زمین میچرخد مال یک آدم است. این خیلی پیچیده است.
کیه که درکش بکند؟ حال قرار است ما از حرکت در دنیایمان برویم شبیه خدا بشویم. درست شد. چون گفتیم که ما قبلاً از آخرت آمدهایم. ما الان که در دنیا هستیم قبلاً غالب در یک روح گفتیم که اصلاً ما قبلاً چی بودیم؟ گفتیم که ما قبلاً مثل اعلی بودیم، قلم بودیم، عقل بودیم، نور محمد بودیم صلی الله علیه و آله و سلم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
یک چیز بودیم. حالا الان که آمدهایم اینجا در رحم میخواهیم برگردیم همان بشویم. شوخی نیست این حالت. این را خوب دقت بکنید. نباید مسخرهبازی در آورد که فکر کنیم که هر جوری ما زندگی کردیم آخر سالم به بهشت میرویم. مگر همچین چیزی میشود؟ ما برای همچین چیزی را نداریم چه برسد به انسان که قرار است انسان کامل بشود برود به آخرت و ابدیت. باید فرمولهای ریاضی را برای تبدیل شدن به وجودی که میتواند از همه بهشت استفاده بکند و از فوق بهشت هم استفاده بکند باید آن فرمولها را رعایت بکنیم. این فرمولها را ندارند. در قرآن اسمش را گذاشته است چی؟
گذاشته است حدود – حدود یعنی حد و اندازه. ریاضیات است همه اش. “ان الله جعل لکل شیء قدرا حدا.” برای هر چیزی اسمش را چیز میشود گذاشت. هر چیزی که چیز هست اندازه دارد. هیچ چیزی را شما در دنیا نمیتوانید پیدا کنید که بوتهای باشد. همه چیز در دنیا تا الکترون و نوترونش را که میبینید حساب شده است. همه چیز در دنیا حساب دارد، دقیق – محاسبات دقیق ریاضی هست. تعداد الکترونهای عالم مشخص است. تعداد پروتونهای عالم مشخص است. تعداد اتمهای عالم مشخص است. تعداد مولکولها مشخص است. چینش آنها مشخص است.
فرمولهای تبدیلشان مشخص است. هیچ چیزی شما ندارید که اندازه نداشته باشد. برای همین چیزی به اسم این که دلم میخواهد، دل به خواهم است، خوشم میآید، خوشم نمیآید نداریم. جنین نمیتواند بگوید من خوشم نمیآید این کارها را کنم ولی میخواهم سالم متولد بشوم. اگر میخواهید سالم متولد بشوید باید طبق فرمول حرکت تولد چی بروی جلو؟
سالم. و الا یا ناقص یا بیمار یا ضعیف متولد میشوی. باید حتماً طبق فرمول بروید جلو و سالم متولد بشوید. بهشت جای کشکی که نیست. شوخی که قرار است ما آنجا متولد بشویم. وقتی قرار است به آنجا متولد بشویم باید برای شرایط زیستی بهشت خودت را تربیت کنی که به محض این که گفتند آقا سرطانی پیش آمد، سکتهای پیش آمد، تصادفی پیش آمد و به هر دلیلی که ما کنده شدیم و به آنجا رفتیم سالم برویم. این که در دعا داریم: “اللهم اخرجنی من الدنیا سالماً.” من را سالم خارج کن. خود قرآن هم میفرماید: “یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم.” روزی که نه مال و نه فرزند و نه هیچ چیز دیگری به درد ما نمیخوره مگر روح سالم – روح سالم یعنی در رحم دنیا روح سالم داشته باشیم. آن موقع که ما آمدهایم از بالا توی دنیا که بدن نبودیم. اینجا که روح یک مثل اعلی بود به چی تعلق گرفت؟
دنیا مساوی شد با رحم. وقتی آمدیم اینجا به بدن تعلق گرفتیم. بدن چیه؟ بدن همانند ناف یا همان جفت هست که روح را در رحم دنیا نگه میدارد تا بتواند در ارتباط با رحم خودش را مطابق با کجا تربیت بکند؟ به شکل چی در بیاورد؟ به شکل پیامبر در بیاورد، شبیه او بشود. به شکل امیرالمؤمنین در بیاورد (مثل اعلی نمونه عالی) به شکل خدا در بیاورد. پس ما اینجا بدن، همسر، فرزندان، رشته تحصیلی، خانهامان، غذاهایی که میخوریم، دیدنیهایمان، شنیدنیهایمان، افکارمان، پولمان، ابزارمان، همه جزو لوازم رحم هستند. هیچکدام ما نیستیم. ما فقط یک جنین هستیم.
که از طریق بدن فقط با این ابزار چی داریم؟ ارتباط داریم. حال این ارتباط یا منجر به تولد سالم میشود یا اشتباه برقرار میکنیم و حدود ارتباطات را نمیدانیم و شکل بچه خوب از کار در میآید. پیغمبر فرمود: “امت من به صورت ۱۰ حیوان محشور میشوند.” یعنی چی؟ یعنی اینها قرار بودهاست که شبیه آدم بشوند، شبیه پیغمبر بشوند ولی شبیه چی در آمدند؟ شبیه حیوانات درآمدند. یعنی از توی رحم دنیا تولد سالم نداشتند. میخواستیم آدم بشویم حالا شده است بوزینه، شده است خوک. بعضیها ترکیبی – در روایت داریم بعضیها به صورت ترکیب چند حیوان متولد میشوند. چرا؟ چون آن جوری که باید روح را به شکل بهشت در نیاوردند که بتواند از بهشت استفاده بکند.
شادی و آرامش، نشانه حرکت صحیح
پس این ریاضیات دارد. این را خوب دقت بکنید. شما باید طبق یک ریاضیاتی شبیه به بهشت بشوی، شبیه پیغمبر بشوی، شبیه خدا بشوی تا بتوانی بهرهبرداری بکنیم و بتوانیم خوشبخت بشویم. اگر آن ریاضیات را رعایت بکنی در دنیا هم شاد و خوشبخت هستی. جلسه گذشته خدمتتان عرض کردم کسی که میتواند خودش را مطابق با شرایط زیستی آخرت بار بیاورد حتماً در دنیا هم آرام است و هم شاد است.
علامت این که یک نفر حرکت درست جنینی در رحم دنیا دارد این است که به میزان این حرکت هر چقدر رشد میکند به مقدار شادی و آرامش او اضافه میشود. یک کسی چقدر سالم است؟ به میزانی که آرامش و شادی داشته باشد. یک کسی چقدر مؤمن است؟ چقدر شبیه خدا است؟ شاد و آرام باشد. چون خدا همیشه شاد و آرام است. اول بذاته خداوند است که همیشه در بهجت و شادی است. آرام هم هست. اضطراب خدا را بر نمیدارد. حی قیوم است. پیغمبر هم همین جوری است. بنابراین اگر ما بخواهیم بفهمیم که حرکتمان از دنیا به سمت ابدیت درست است باید بفهمیم که الان چقدر توانستهایم شاد و آرام باشیم و این فرمولهای شادی و آرامش را چقدر توانستهایم رعایت بکنیم. حال جلسات بعد راجع به شادی و آرامش خدمتتان عرض خواهم کرد که چه جوری ما میتوانیم شاد و آرام باشیم.
البته نیاز هم نیست که شما معطل من بشوید. همین که این سی دی دشمنشناسی است و ۲، ۳ تا سی دی است گوش بکنید. فرمولهایی که شما بتوانید همیشه خودتان را شاد و آرام نگه دارید گفتیم اینجا – حالا دوباره ما بیاییم شما را بگیریم میتوانیم به مسائل دیگری بپردازیم. آنجا توضیح دادهایم که ما چه جوری شاد باشیم، چه جوری اضطراب ما را نگیرد، چه جوری غصهدار نباشیم. کسی که غمگین است قطعاً مسیر را درست نرفته است که غمگین است. کسی که مضطرب هست مسیر را درست نرفته است که مضطرب هست. الا و طبق فرمول خدا کسی که در رحم دنیا درست عمل میکند هم ترس و اضطراب نداشته باشد و همیشه شاد باشد. این علامت درست است. پس به میزان مکه و کربلا و مدینه، به ریش و سبیل و انگشتر نیست. بسته به این است که چقدر توانستهای این حقیقتی را که قرآن میگوید به دست بیاوری که “لا خوف علیهم و لا هم یحزنون.” نه ترس و نه حزن – والا کسانی هستند که ۶۰ سال نماز میخوانند به قول امام صادق ولی چون طبق ریاضیات بهشتی نیست نمازهایشان اضطرابشان بیشتر میشود. روزه میگیرند ولی فایده ندارد. حج میروند ولی به جایی نمیرسد. چون این خوراک نمیآید برود این جنین را بسازد که حالا من انشالله عکسها را بیاورم میبینید که جنینی داریم که به طور مثال رشد کرده است، کار شده است توی رحم ولی وقتی متولد میشود نه دست دارد نه پا دارد نه سر دارد نه چشم دارد و نه هیچی. فقط یک تکه گوشت متولد شده است. هیچ شباهتی به آدم ندارد. یا بعضیها متولد شدهاند دست و پا دارند سر ندارد. سر دارد دست و پا ندارد. پا ندارد دم دارد. بعد عرض کنم خدمتتان که صورت دارد فقط یک چشم در صورت است و هیچ چیز دیگری نیست نه لب است نه بینی است. پس کار شده است و زحمت هم کشیده شده است.
ولی بیهوده است چون طبق ریاضیات دنیا نیست. چون طبق شرایط زیستی دنیا نیست. مهم این است که ما یاد بگیریم که چه جوری خودمان را طبق ریاضیات بهشت تربیت کنیم. به محض این که اینجا سوت پایان را زدند، هر لحظه هم ممکن است که بزنند، به محض این که سوت پایان را زدند راحت باشم، شیرین بروم، شاد و آرام بروم. این یادتان نرود عزیزان من دقت بکنید. ببینید ما غیر از پدر و مادرهای طبیعیامان پدر و مادرهایی را داریم که مربوط به روح ما هستند.
پدر و مادران روحانی ما
پدر و مادرهای طبیعی ما فقط بدن را به ما در دنیا دادند. آن نفخه که آمده است یک پدر دیگر دارد. آن کیه؟ پدرمان به پیامبر، امیرالمؤمنین، فاطمه زهرا سلام الله علیها. آنها در بیرون از رحم دنیا با دلشوره زیاد خیلی منتظرند تولد ما هستند. توجه فرمودید که چه طوری شد.
منتظر تولد سالم ما هستند. ما اگر تعلق عاطفی هم یک بار داشته باشیم، یک مقدار محبت داشته باشیم به اصل و ریشه خودمان باید به احترام پدر و مادرهایمان یک کاری کنیم که آنها بعداً گریه نکنند، غصهدار نشوند به خاطر تولد ما. توجه فرمودید؟ چون در روایت داریم همه پدرها منتظرند که مادر چه میزاید و مادر هم منتظر هستند که ببینند بچهاشان چیه؟ امیرالمؤمنین منتظر است که ببیند فرمود: “هر کس بمیرد من را میبیند.” یعنی منتظرم که ببینم بچهام چه جوری به دنیا آمده است. بنابراین به احترام و عشق پدر و مادرهایتان، به عشق پدر و مادرهایمان باید سعی بکنیم که آنها رو سفید کنیم.
و آنها را شادشان کنیم. آنها دوست ندارند که ما غیر سالم متولد. بنابراین اگر دوستشان دارید، اگر بهشان پیوند دارید، اگر بهشان تعلق دارید، بیمهری نکنید نه به خودتان و نه به آنها. دقت میکنید؟ دست از بد زندگی کردن باید بردارید. دست از کیلویی زندگی کردن باید بردارید. دست از بینظم زندگی کردن باید بردارید. دست از غیر قانونی زندگی کردن باید بردارید. دست از غیر قانونی کردن باید بردارید.
این فرمولها را باید بهش احترام بگذارید. به فرمولها و قوانین و حدود الهی باید احترام بگذارید و بروید جلو و دیگر چرا مقاومت میکنید؟ چرا لجبازی بکنیم؟ این حدود را، اندازهها و ریاضیات را رعایت بکنید تا خوشبخت متولد بشوید. یک کمی دستکاریاش بکنید میبینید که منگول شدید. یک ذره دستکاریاش بکنید کر و کور میشوی. یک ذره دستکاریاش میکنی لال به دنیا میآید. یک ذره دستکاریاش میکنی به قول پیغمبر به صورت آن ۱۰ حیوان محشور میشوی. ما باید متولد بشویم و سالم. این سالمسازی فرمول دارد و فرمولهایش را انشالله جلسه بعد هم میخواهم بگویم. شما طبق چه فرمولهایی این سلامت را تحصیل میکنید؟ عددهایش کجاست؟
ریاضیاتش کجاست؟ باید همه را رعایتش بکنی. ما آدم هستیم و نیامدهایم که بوتهای زندگی بکنیم. هر کسی هر جور دلش خواست هرچی خورد، هر چی شنید، هر جوری زندگی کرد، هر چیزی را دید، هر ارتباطی را برقرار کرد. این جوری نمیشود. اگر قرار بود این جوری باشد پس همه جنینها سالم متولد میشدند ولی همه جنینها سالم متولد نمیشدند. خیلی چیها هست که برای جنین حرام است. اگر بروی سراغش سالم متولد نمیشود. بنابراین مهمترین چیزی که من به شما عرض میکنم این هست که یک مقدار فکر بکنیم که ما نباید بد زندگی کنیم، بیسلیقه زندگی بکنیم، بیبرنامه زندگی بکنیم.
درست شد که چه جوری شد؟ بدون آگاهی زندگی بکنیم. اینها بد است. صرف مسلمان بودن، شیعه بودن، علاقه به پیغمبر و خدا دانستن برای این که سالم متولد بشویم کافی نیست. باید فرمول و مسیر را طی بکنیم و مقررات را رعایت بکنیم تا شبیه بشویم. این هم خوب است. علاقه به خوشبخت بودن، علاقه به ابدیت – ولی طبق کدام فرمول میخواهی بیایی؟ میگوید امت من است ولی خوک متولد شده است. توجه فرمودید چه جوری شد؟ امت من است ولی به صورت سگ متولد میشود. چرا؟ چون رعایت نکرده است فرمولها – برای همین مسئله اصلی در زندگی شماها مهمترین مسئله در زندگی شما مثل مهمترین دغدغه یک جنین باشد. جنین بزرگترین دغدغهاش چیه؟
این است که سالم – روز تولد – بعد راحت است هر وقت متولد شد شد بیاید – شما باید بزرگترین دغدغه زندگی انسان که خیلی برایتان باید مهم باشد لحظه تولدتان باشد – چون جشن میگیرند آنجا بد است وقتی که آنها میخواهند بیایند با شادی جشن بگیرند. نگاه کنید یک پدر زحمت کشیده است، مادر زحمت کشیده است. مادر زحمت کشیده است بعد از ۹ ماه در بیمارستان میگویند که بچه شما یک پا ندارد، دو تا دست ندارد، کور است. خوب این مادر چه حسی بهش دست میدهد؟ بله دیگر قرار است سیسمونی گرفتیم، جشن گرفتیم، همه قرار است الان بیایند. حال یکدفعه خورد تو ذوق همه. خوب این کار را نکنید. چقدر بیسلیقگی است که آدم این کار را بکند. تو که میدانی انبیاء آنجا منتظرت هستند، خدا منتظرت است، فاطمه زهرا منتظرت است، پدرت پیغمبر و امیرالمؤمنین منتظرت است.
خوب دیگر بد نکن. بیادبی نکن. کیلویی زندگی نکن. قانونمند باش. مؤدب باش. فرمولها را رعایت بکن. طبق همین فرمولها برو انشالله سالم متولد بشوی. حیف نیست واقعاً ما بد زندگی بکنیم. ان شاء الله جلسه بعد که البته هفته بعد من نیستم به مناسبت یک بحثی در رابطه با محدودیت و اینها باید بروم دانشگاه اصفهان. آنجا هستم. دو هفته بعد انشالله خدمتتان خواهیم بود ولی باید یک چیزهایی را تغییر بدهیم و ساعتها را باید تغییر بدهیم و ساعتمان را ان شاء الله جلسه را ۴ شروع میکنیم و بعد برنامه سال تحصیلی را که من باید قم باشم و شاید مجبور بشویم روز را تغییر بدهیم.
ولی تصمیم را الان نمیتوانیم بگیریم. میگذاریم برای دو هفته بعد انشالله با همدیگر یک تصمیمی بگیریم که کی باشد بهتر باشد. پس ما دو هفته انشالله خدمتتان خواهیم بود و بقیه مباحث بماند برای جلسات آینده.
یک سی دی است تا قبل از آمدن ماه شعبان گوش بدهید. سی دی ما و امام زمان که حتماً به دردتان خواهد خورد تا بتوانیم به وظایف خودمان بیشتر پی ببریم.
والحمد الله رب العالمین وصل الله علی محمد و آله الطاهرین .