مهندسی فرهنگی – جلسه 011

متن کامل جلسه

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.
هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) صلوات ختم بفرمایید.

اهمیت مردم در نگاه الهی

بحثمان درباره کشف رابطه وجودی مودتی و آرمانی خودمان با مردم بود. مسئله ناس فوق‌العاده در قرآن و روایات مهم است و جایگاه بسیار باعظمتی را برای خودش دارد و خداوند تبارک و تعالی مردم برایش خیلی مهم هستند، انسان‌ها. تمام نظام خلقت را به خاطر مردم انجام داده و عزیزترین کسانش یعنی انبیاء را برای هدایت مردم فرستاده و از نظر خدا اینکه انبیاء کشته بشوند، اولیاء الهی کشته بشوند تا مردم هدایت بشوند ارزش داشته. اینکه اهل بیت(ع) کشته بشوند تا مردم هدایت بشوند ارزش داشته. اینکه مادرمان فاطمه زهرا آن همه مصائب ببیند، زینب کبری(س)، خاندان اهل بیت(ع) آن همه مصائب ببینند، اولیاء الهی، شهداء اسلام، مراجعی که کم هم نبودند از علما و مراجع شهید شدند و اساساً در طول تاریخ تعداد مراجع و علمایی که کشته شدند حتی در انقلاب اسلامی، روحانیون و طلابی که کشته شدند بیش از سایر رزمندگان بودند. طلبه‌هایی که کشته شدند، شهید شدند، علما، بیش از سپاهی‌ها، ارتشی‌ها، بسیجی‌ها بودند نسبت به جمعیتشان. یعنی اگر نسبت بگیریم در جمعیت ارتش، سپاه، بسیج و نسبت روحانیت، درصدی که در بین روحانیت، علما، به شهادت رسیدند بیشتر است. این همه هزینه، این همه شهید از انبیاء بگیرید (وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ) انبیاء را هم همینطور می‌کشتند و اولیاء الهی، شهدا، صدیقین، علما، مراجع، کشته شدند به خاطر مردم که مردم، توده مردم به هدایت برسند.

آرمان الهی و مهدوی

افق اسلام چیست؟ اینکه (وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ) خداوند می‌خواهد مستضعفین را در زمین وارث قرار بدهد، اراده اینگونه کرده. این آرمان ماست، آرمان الله و آرمان ماست. این آرمان الهی، آرمان مهدوی. در این مسیر ما کارمان با مردم و برای مردم است.

دوست داشتن مردم مانند جان خود

مردم مثل خود ما عزیز هستند. هیچ وقت نباید کسی چیزی را فقط برای خودش بخواهد غیر از مردم. اگر کسی بخواهد یک چیزی جدای از مردم باشد و داشته باشد، این یک خودخواهی است. سعادت، کمال، علم، معرفت، هر چه که نصیبش می‌شود باید برای مردم هم بخواهد. آنچه که برای خود می‌خواهی برای دیگران هم بخواه و آنچه که برای خودت نمی‌پسندی برای دیگران هم نپسند. پس ما باید مردم را دوست داشته باشیم مثل جان خودمان.

مرا عهدی است با جانان
که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را
چو جان خویشتن دارم

و مردم را مثل جان خودمان دوست داشته باشیم و برای آنها هدایت، سعادت، سلامت، دوری از گناه را بخواهیم. وقتی که حضرت می‌فرماید شما حق ندارید خودتان را بهتر از یک نفر ببینید، ما در جامعه همیشه با بهتر از خودمان سروکار داریم. با مردمی بهتر از خودمان. یک کسی به امام صادق(ع) عرض کرد آقا مگر می‌شود اینطوری؟ من مؤمن هستم، ولایت شما را دارم، آن فاسق است، گناه می‌کند. حضرت فرمود تو چه می‌دانی؟ شاید او موفق به توبه شد و تو به انحراف کشیده شدی و شاید خدا او را آمرزید و تو را نیامرزد و بعد داستان سحره را می‌گوید. سحره یک داستان خیلی حیرت‌انگیزی است. داستان سحره فرعون که موسی با کاری که کرد آنها را به خودشان، قرآن خیلی زیبا می‌گوید، به خودشان باز گرداند. یک خود جدیدی را از آنها به خودشان نشان داد. در آن انقلاب در آنها اتفاق افتاد. کسانی که تا چند دقیقه پیش می‌گفتند که فرعون ما را مقرب درگاه خودت قرار بده، گفتند (آمَنَّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسى‏) ایمان آوردیم و بلافاصله فرعون تهدید کرد که شما را به صلیب می‌کشم، دست و پایتان را به خلاف قطع می‌کنم. گفتند هر کاری که می‌خواهی در حق ما انجام بده. تو هر کاری با ما بکنی در همین دنیاست، ارزشی ندارد. هر کاری می‌خواهی بکنی بکن. چند لحظه، ببینید وقتی که انسان به شهود می‌رسد در مورد خودش، به واقعیت می‌رسد، قدرتش از منهای بی‌نهایت تا مثبت بی‌نهایت در آن تغییر می‌کند. در لحظه اتفاق می‌افتد. این ارزش کار برای مردم است. ما باید مردم را صمیمانه دوستشان داشته باشیم. چون اینها همه بندگان خدا هستند، همه روح خدا را دارند، همه روح اهل بیتی را دارند، فرزندان اهل بیت هستند، اهل بیت آنها را دوست دارند.

وحدت امت اسلامی و انسانیت

تقسیم‌بندی‌های اقلیمی هیچ ارزشی در روابط انسانی ندارد. عرب، تُرک، افغانی، اروپایی، آمریکایی، آفریقایی، اینها اعتبارات بی‌ارزش است که دیگران کردند و الا در اسلام ما یک امت داریم، امت واحد. جالب است که کلمه امت از ام می‌آید یعنی ما فرزندان یک حقیقت و یک اصل هستیم و کشوری تقسیم‌بندی نشده. یک کسی که اینجا برایش آنچه که در لبنان، غزه، فلسطین، افغانستان، آفریقا اتفاق می‌افتد برایش مهم نیست، اصلاً انسان نیست. یعنی خودش را واقعاً نمی‌شناسد. این به هیچ وجه دارای روح انسانی نیست حتی اگر ادعا کند که انسان است و مسلمان است. امام فرمود ما غم همه مظلومان عالم را می‌خوریم. باید انسان اینگونه باشد. همه انسان‌ها مثل ما هستند. علی(ع) توصیه می‌کند به مالک که مالک مردم یا در دین با تو برادر هستند و یا در خلق با تو شریک هستند. به مردم احترام بگذار و حقوق مردم را به او تذکر می‌داد.

نگاه الهی به مردم

پس ما باید از چشم خداوند تبارک و تعالی به مردم نگاه بکنیم و از چشم الله آنها را دوست داشته باشیم. خداوند نمی‌خواهد هیچ کدام از بندگانش به جهنم بروند (وَ لا یَرْضى‏ لِعِبادِهِ الْکُفْرَ) خداوند راضی نیست هیچ کدام از بندگانش کافر بشوند و دوست ندارد هیچ کدامشان به جهنم بروند. اهل بیت دوست ندارند هیچ کدام از فرزندانشان به انحراف کشیده بشوند. ولی خب بالاخره چون خداوند خودش در قرآن می‌گوید در جواب کسانی که گفتند (لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَکْنا) اگر خدا می‌خواست ما مشرک نمی‌شدیم، خدا فرمودند حرفتان حرف بی‌دلیلی است. این حرفتان را برایش برهان بیاورید، شما برهان ندارید. خدا می‌گوید اگر به خواست من بود، خدا شما را همه را مؤمن می‌آفرید و یک کاری می‌کرد به زور همه‌تان مؤمن بشوید ولی چون من بنده مختار خلق کردم، دوست ندارم در اختیار بنده‌ام دخالت کنم، به زور او را مسلمان کنم یا او را به زور مؤمن کنم. پس احترام اختیار ما را هم خدا دارد. اگر کسی می‌خواهد جنگ حتی با من را انتخاب بکند، من به آن این اختیار را می‌دهم. حتی اگر بخواهد با من بجنگد به آن قدرت می‌دهم که با من بجنگد. بخواهد انبیاء من را بکشد من مزاحمش نمی‌شوم. بخواهد اولیاء من را بکشد، با دین من مبارزه بکند. جهان دار اختیار است. من اجازه می‌دهم این کار را بکند. چون بنده مختار خلق کردم نه بنده مجبور. لذا می‌فرماید حرف، حرف بی‌دلیلی است. اگر به خواست من خدا بود، من از اول همه‌تان را مثل فرشته‌ها مؤمن خلق می‌کردم اما هدف از خلقت انسان این است که با اختیار خودش مسیر کمال را طی بکند. در حالی که می‌تواند با خدا بجنگد. این اجازه را دارد که با خدا مخالفت بکند. این اجازه را دارد که با انبیاء مخالفت بکند. این اجازه را دارد که انبیاء و اولیاء را بکشد. اگر خودش خواست با مراجعه به خودشناسی و فطرتش مسیر حق را خودش طی بکند و این ارزش است و این بزرگی یک انسان بر سایر موجودات است. رمز برتری انسان این است که انسان کون جامع است. یعنی هستی جامع است. هم حیوانیت دارد، هم شئون گیاهی دارد، هم شئون حیوانی دارد، هم شئون عقلی دارد و هم شئون الهی. در بین اینها باید به شئون الهی‌اش بیشتر احترام بگذارد و آنها را بزرگ کند. این اختیاری است که خدا به بشر داده.

مردم، خود ما هستند

پس مردم فوق‌العاده مهم هستند، فوق‌العاده ارزش دارند. برای همین آن سه مرحله را داریم: با تو در خلق مشترک هستند، شما یک نفر هستید (هو أنت) هر کسی که با آن روبرو هستید خود تو هستی. وقتی خود ما بود در رفتار ما، اخلاق ما، منش ما با طرف مقابل فوق‌العاده فرق ایجاد می‌شود. یعنی ما هیچ وقت نمی‌گوییم یک طرف مقابل داریم که باید منکوبش کنیم، شرش را از سر خودمان کم بکنیم، سرش کلاه بگذاریم، به آن غلبه بکنیم، زیردست خودمان نگهش داریم، تحقیرش بکنیم. این نه، این تفکر تفکر طبیعت‌گراهاست. در تفکر فطرت‌گرایی آن خود تو هستی. وقتی خود تو هستی منت گذاشتن، اذیت کردن، آزار دادن، خودخواهی کردن، تحقیر کردن معنا ندارد. چون هر کدام از این کارها را بکنی در واقع با خود تو کردی و ما چون این نگاه اساساً در جامعه‌مان هنوز جا نیفتاده. تا مانده تا وقتی می‌گوییم جامعه اسلامی در آن زنجیره اسلامی، زنجیره‌ای که بخش بعدی‌مان کار کردیم در این بخش که می‌بینید تشکیل نظام اسلامی، دولت اسلامی، و جامعه اسلامی، در این جامعه مردم همه همدیگر را از نگاه الله نگاه می‌کنند، با این نگاه به همدیگر نگاه می‌کنند.

نمونه‌هایی از ایثار و برادری

بنابراین حضرت فرمود آیا شما اینطوری هستید که وقتی نیاز دارید دست کنید در جیب همدیگر پول بردارید؟ گفت نه، گفت پس شما هنوز به آن رشد شیعی نرسیدید. نیاز دارید که دست کنید جیب برادرت پول برداری و او هم این آزادی را بدهد. چرا زمان دوران دفاع مقدس یک همچین برادری‌هایی در تمام دوران دفاع مقدس بود. که نه نسبت به خودشان بچه‌ها، حتی نسبت به دشمنشان اینطوری بودند که توضیح دادم. دشمنی که برادرش را زده بود، کشته بود، وقتی این دست پیدا می‌کرد به این دشمن او را نمی‌کشد و اگر نیازی داشت نیازش را برطرف می‌کرد. چقدر از این افراد تربیت شدند؟ اینها چند ساله‌شان بوده؟ کدام مکتب تربیت شدند؟ چند سال دوره دیدند؟ بسیار کم، ولی همه آن کمالات را پیدا کرده بودند در کمترین زمان. چرا؟ چون به نفس پاک روح الله و فضای قدسی و رحم قدرتمند مکانی جبهه و دفاع مقدس همه آن تحولاتی که باید اتفاق بیفتد می‌افتاد. صبح بچه‌ها بلند می‌شدند می‌دیدند کفش‌ها واکس زده است. اما کسی نمی‌دانست چه کسی واکس زده. لباس‌ها شسته است اما کسی نمی‌دانست لباس‌ها را چه کسی شسته. برای دویدن در میدان مین از همدیگر سبقت می‌گرفتن. برای خطرناکترین کارها و سخت‌ترین کارها حاضر بودند. اگر کلکی هم قرار بود به همدیگر بزنند در اینجاها به همدیگر کلک می‌زدند که بتوانند سبقت بگیرند. پدر و فرزند دست به یقه می‌شدند سر اینکه کدامشان زودتر کشته بشوند. اینها در کمترین زمان به اینجا رسیدند، به این قدرت‌ها رسیدند که همه کس را مثل خودشان می‌دیدند.

احترام به فقیر و نیازمند

در اینطور جاها دیگر منت گذاشتن در اینطور جاها هیچ وقت ثروتمند وقتی دارد کمک می‌کند به فقیر از موضع بالا به فقیر کمک نمی‌کند بلکه از موضع پایین به فقیر کمک می‌کند. چرا؟ چون فقیر را الله می‌بیند. لذا می‌گوید وقتی پول را به فقیر دادی دستت را ببوس چون دستت به دست خدا خورد. دستت را ببوس چون به دست خدا خورد قبل از اینکه به دست فقیر برسد. دیگر من با حالت ژست بزرگتر، ثروتمند، متمول، آقا، اربابی به کسی نگاه نمی‌کنم. رابطه‌ام با کسی رابطه ارباب و زیردست نیست. فرمود از فقیر تشکر کنید به خاطر اینکه شما را به جایی می‌رساند. آن فقیر سختی کشیده، امتحان خودش را پس می‌دهد. وقتی کسی دارد از شما درخواست می‌کند فرستاده خداست (هو رسول الله السائل رسول الله) درخواست کننده فرستاده خداست. پس (هو رسول الله) فرستاده خداست، فرزند پیامبر هست. باید با آن همانطوری رفتار کنید با احترام، با ادب.

عدالت در روابط زناشویی

اینطوری هست که اگر یک دختری عاشق یک پسری شد رفت به پسر پیشنهاد ازدواج داد تحقیر نمی‌شود در این نگاه. این مرد فردا هم که دعوایش بشود با این زن نمی‌گوید تو آمدی خواستگاری من. اینقدر ناجوانمرد نیست از این حرفها بزند. تو خودت خواستی با من ازدواج بکنی. هیچ وقت در کلام‌ها تحقیر وجود ندارد، نامردی وجود ندارد. هیچ کسی نمی‌خواهد زنش را خرد بکند و له بکند در موقع جر و بحث، نمی‌خواهد مردش را له بکند و خرد بکند. وقتی (هو أنت) هیچ مردی وقتی می‌خواهد از زنش جدا بشود آنقدر فشار نمی‌آورد که مهریه‌اش را ببخشد، دزدی بکند در مهریه. فرمود بدترین دزدی‌ها، بدترین گناهان یکی دزدی مهریه است. به زور یک کاری بکند که زن مهریه نگیرد. نه ما الان با هم توافق نمی‌کنیم این هم حقش است مهریه‌اش است. من اصلاً باید زمانی که زندگی می‌کردیم به آن مهریه‌اش را می‌دادیم. اهل بیت می‌گویند ما قومی هستیم که مهریه همسرمان را همان در موقع ازدواج در زندگی می‌پردازیم. مهریه‌اش است. الان خانه دارم مهریه‌اش را بدهم. ماشین دارم مهریه همسرم بکنم. چون از من طلب دارد باید به آن بدهم نه اینکه حالا آن که نخواسته ما هم بی‌خیال بعد هم می‌میریم بعد هم بچه‌ها می‌افتند به این زن گرفتار. نه این مهریه‌اش را می‌خواهد این جزء بدهی‌ام است، جزء حق الناس است. وصیت هم اگر کسی ندارد الان بدهد. وصیت که می‌کند بنویسد این مهریه همسرم هست. اول باید از ارث من مهریه همسرم پرداخت بشود بعد تقسیم بشود نه اینکه یک کاری بکند که زن مجبور بشود مهریه‌اش را ببخشد. هر چند از آنطرف هم به زن می‌گوید زنی که می‌خواهد با فاطمه زهرا محشور بشود اصلاً حرفی از مهریه نزند و آن را حلال کند به شوهرش که با فاطمه زهرا محشور بشود. این یک مقام بسیار بزرگی است. قضیه دوطرفه است. مرد آن زن بداند خودش را بپردازد و زن هم بلد باشد از این بهترین استفاده جاودانه را بکند.

ملاقات با خدا در خدمت به بندگان

پس در (هو أنت) (هو رسول الله) و بالاتر (هو الله) خدا می‌گوید من مریض شدم چرا به عیادتم نیامدی؟ خدایا تو چه موقع مریض شدی؟ می‌گوید فلان بنده مؤمنم مریض بود و انگار من مریض بودم. شما وقتی که به عیادت می‌روید به عیادت خدا رفتید، به ملاقات خدا رفتید، زائر خدا هستید. وقتی که زائر یک نیازمند و زائر یک بیمار هستید. فرمود اگر کسی به برادرش نیاز نداشته باشد و فقط به خاطر خدا به دیدار برادرش برود، حالا برادر که می‌گوییم خواهر را هم در بر می‌گیرد. خانم‌ها نسبت به خودشان، آقایان نسبت به خودشان. اینکه موضوعیت جنسیت اینجا مطرح نیست. تمام گناهانش آمرزیده می‌شود. خدایا من به خاطر تو فقط با اینکه از این آدم خوشم نمی‌آید، با اینکه این آدم به من بد کرده، با اینکه مشکل داریم، دل‌چرکینی داریم نسبت به این اما چون تو دوست داری من پیش قدم می‌شوم. لذا همیشه در ارتباطات آن کسی که پیش قدم هست، آن که زودتر سلام می‌دهد ۹۹ تا ثواب دارد و آن که جواب می‌دهد یک دانه. آن که همیشه پیش قدم می‌شود در ارتباطات، در خانواده زن پیش قدم می‌شود، مرد پیش قدم می‌شود. آن که پیش قدم می‌شود برای صلح، برای آشتی، برای دوستی، برای محبت او همیشه به خدا نزدیکتر است. این خیلی مهم است. فرمود وقتی دو نفر به همدیگر دست می‌دهد دست خدا در دست یکی از این دو نفر قرار می‌گیرد. سؤال کردند کدامشان؟ فرمود آن کسی که در دلش محبت بیشتری به طرف مقابل دارد. چرا؟ چون مهرورزی یک نزدیک شدن به اسم رحمن و رحیم هست. هر چقدر شما مهرورزی‌تان نسبت به ناس بیشتر می‌شود، دوستی‌تان نسبت به ناس بیشتر می‌شود، تشبه‌تان هم به حق تعالی بیشتر هست، شباهت بیشتری به حق تعالی دارید. هر چند تغافلتان، تجاهلتان، تحملتان، ندید گرفتن‌ها، عفو و مغفرتتان نسبت به بندگان بیشتر می‌شود به الله نزدیکتر می‌شوید. آدم سخت‌جان، آدم کینه‌ای، آدم مریض، آدم تند، آدم تیز اینها از خدا دور هستند. فرمود دورترین قلب‌ها از خدا قلب‌های سخت هستند، قلب‌های خشن هستند. بحث محبت و بحث حب فی الله و بغض فی الله، حب لله و بغض لله اینها با همدیگر فرق دارند. در بحث محبت در معراج توضیح دادیم این بحث را دیگر اینجا تمام می‌کنیم و عزیزان را احاله می‌دهیم به آن مباحث.

مسئولیت ما در قبال هدایت جهانی

حالا که اینطوری هست من باید سعادت و سلامت را برای همه آنها بخواهم. حالا اگر دینی هست باید برای همه مردم بخواهیم. اگر اهل بیت هست باید برای همه مردم بخواهیم. آمریکایی‌ها، اروپائی‌ها، آفریقایی‌ها، کشورهای دیگر حق دارند که با پدر آسمانیشان آشنا بشوند، با اهل بیت آشنا بشوند، با توحید آشنا بشوند. خدا همه اینها را هم برای آنها قرار داده. ما به عنوان کسانی که از این ثروت برخوردار هستیم و ثروتمندترین مردم روی زمین هستیم در ایران این ثروت را خدا به مردم ایران ارزانی کرده. ثروت جاودانه، ثروت ابدی، ثروت گران قیمت. ما به عنوان اشراف، ثروتمند موظفیم به فقرا برسیم. چطور یک ثروتمند در زمینه مالی باید به فکر فقرا باشد (اللهم أغن کل فقیر) فقر فرهنگی خیلی بالاتر هست (لا فَقرَ کَالجَهل) هیچ فقری مثل نادانی نیست. این خیلی فقر بزرگی هست. انسان باید به فکر فقرا باشد، به فکر آنهایی که ندارند باشد و سرمایه‌گذاری کند که آنها برسند و سرمایه‌گذاری کردند. آنهایی که از یک بینش و بصیرتی برخوردار هستند اینها کسانی هستند که در موقع خرج کردن اینگونه خرج می‌کنند. چطور می‌گویند الان بعضی‌ها پولدار هستند می‌روند ناهار می‌دهند، شام می‌دهند، مریض‌خانه درست می‌کنند، یتیم‌خانه درست می‌کنند. برای شب‌ها فضایی درست می‌کنند که بی‌خانمان‌ها استفاده بکنند. آنهایی که ثروتمند فرهنگی هستند نوع خرج کردنشان هم فرهنگی است. آنها مؤسسات فرهنگی می‌زنند، کتاب چاپ می‌کنند، ترجمه می‌کنند به زبان‌های دنیا و ماهواره درست می‌کنند، برنامه‌های ماهواره‌ای درست می‌کنند، فیلم درست می‌کنند، سریال درست می‌کنند. می‌خواهند مردم آگاه بشوند به دینشان. آن هم آن نگاه است که خیلی برتر هست. ثوابش هم با ثواب کارهای شکمی زمین تا آسمان فرق می‌کند. چقدر فرق می‌کند؟ آنقدر که قرآن فرمود هر کس یک نفر را هدایت بکند مثل این هست که همه مردم جهان را هدایت کرده. چون همه یک نفر هستند و یک نفر معادل همه است. امام صادق(ع) فرمود که من هیچ یک از مخلوقات خدا را ندیدم که یک دانه‌اش معادل همه باشد غیر از انسان. لذا باید به همه رسید. همه حق دارند با خانواده آسمانیشان آشنا بشوند. همه حق دارند با اهل بیت آشنا بشوند. اینها یتیم هستند. ما باید به فکر ایتام آل محمد(ع) باشیم. پیامبر فرمود به امیر المؤمنین(ع) که (لَو یَهدِیَ الله بِکَ رَجُلً واحِدً خَیرٌ لَکَ مِنَ الدُّنیا وَ ما فیها) اگر در زندگی تو یک نفر به دست تو هدایت بشود از همه دنیا برتر هست و هر چه که در دنیاست برای تو بهتر است.

ارزش هدایت انسان‌ها

پس در این نگاه ارزش دنیا به این نیست که من ماشین آنچنانی، خانه آنچنانی، زندگی آنچنانی، شغل و تجارت آنچنانی، داشته باشم. ارزش دنیا به این هست که آیا از قِبَلِ من بنده‌ای از کفر به ایمان آمده یا نه. در اثر فعالیت من کسی احیا شده یا نه. یتیمی به خانواده آسمانی‌اش رسیده یا نه. این غیر از کارهای خیریه دیگری است که ما برای ایتام انجام می‌دهیم. آنها خیلی ارزش دارد و باید هم باشد و در جای خودش خیلی محترم است و باید باشد ولی این کار اساساً قابل مقایسه با هیچ کار دیگری نیست. به هیچ وجه نمی‌شود این را با کارهای دیگر یکی کرد. یک کسی بگوید من می‌خواهم پزشک بشوم که بدن مردم را نجات بدهم. حالا این بدنش را هم نجات بدهد ممکن است کافر باشد، فاسق باشد، اصلاً زندگی به دردش نخورد. شما به آن یک زندگی حیوانی می‌دهی اما یک موقع است نه می‌گویی جان مردم را می‌خواهم هدایت کنم و نجات بدهم. مردم را می‌خواهم تا بهشت و بالاتر از بهشت برسانم، همراهی کنم. این خیلی فرق دارد. این محصول این دو تا کار بی‌نهایت با همدیگر فرق می‌کند. لذا کار فرهنگی، درس، طلبگی، تبلیغ، معلمی، اصلاً با هیچ کار دیگری قابل مقایسه نیست. نمی‌شود برایش قیمت گذاشت. در این کار تو با تمام هدف خلقت شریک خدا هستی. شریک خود خدا و همراه خود خدا هستی. شریک اهل بیت هستی. جند الله، حزب الله، و ولی الله شما می‌شوی در این مسیر. سرباز خود خدا، سرباز خود امام زمان، همحزبی خدا و دوست خدا می‌شوی. این نوع کار خیلی متفاوت است.

رابطه آرمانی با مردم و مواجهه با دشمنان

پس از اینطرف که ما آن آرمان جهانی را می‌خواهیم که همه مستضعفین به حکومت برسند. باید کار فرهنگی بکنیم. پس این می‌شود رابطه آرمانی ما با مردم. رابطه سوم رابطه آرمانی که باید مردم را بسیج کرد. باید همه مستضعفان را آگاه کرد. حالا در این مسیر شما با دشمنان روبرو هستید. یک تعداد از انسان‌هایی هستند که نمی‌خواهند بیایند. مثل یک دندانی که در دهان همراهی نمی‌کند باید بکشیش. نه از روی بغض و کینه بلکه از روی مصلحت. جهاد در اسلام به خاطر مصلحت است. کینه شخصی با کسی نداریم. کینه الهی چرا، کینه مقدس داریم که امام فرمود کینه مقدستان را در سینه‌تان حفظ کنید. این کینه مقدس از عشق به الله و عشق به خانواده آسمانی و به مردم ناشی می‌شود. یعنی اگر داری یک کسی را با کینه می‌کشی مرگ بر آمریکا. برای همین برائت و ولایت دو روی یک سکه هستند. کسی که مرگ بر آمریکا نمی‌تواند بگوید ایمانش همه به درد نمی‌خورد. کسی که مرگ بر اسرائیل و مرگ بر انگلیس نمی‌گوید. فرمود تکبیر از نماز ثوابش بالاتر است. کسی که نمی‌تواند برائت داشته باشد در واقع خائن به همه مردم هست. مگر می‌شود با مردم دوست باشیم و دشمنان مردم را و دشمنان هدایت مردم را، دشمنان آخرت و ابدیت مردم را به آنها مرگ برایشان نفرستیم، برائت نگوییم. بیشترین لعن و برائت در خود قرآن است. پیامبر رحمت که در بحث لعن اینها را توضیح دادیم در زیارت عاشورا که پیامبر ما که رحمۀ للعالمین هست بعد از خدا هیچ کس عطوف‌تر و مهربان‌تر از رسول خدا به مردم نیست. رسول خدا کسی است که بعد از آن همه شکنجه‌ای که شد خودش، اصحابش و دیگران وقتی آمد به مکه رسید چه گفت؟ گفت هر کس برود خانه ابوسفیان انگار خانه من رفته. امروز روز رحمت است، روز انتقام نیست. پیغمبر بیشترین احادیث لعن از زبان و ناحیه پیغمبر نقل شده. لعن بخش مهمی از ایمان است. لعن یعنی چی؟ لعن یعنی دور باد. شخصی که در فرهنگش لعن ندارد. مثل کسی است که همه چیز را می‌خورد. شما می‌خواهی بدنت سالم باشد، قوی باشد، می‌گویی این را نمی‌خورم، میل ندارم. یعنی چی؟ یعنی از من باید دور باشد. لعن یعنی این، یعنی دور کردن آنچه که مضر است. دور کردن و فاصله گرفتن از آنچه که مضر است. وقتی می‌گویی مرگ بر آمریکا یعنی (قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ) هرگز آنچه که شما عبادت می‌کنید، بت‌هایی را که شما عبادت می‌کنید، فرهنگ پایینی شما را من عبادت نمی‌کنم. من فقط (إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ) من فقط الله را عبادت می‌کنم. شما همه بت‌پرستید. شما شهوتتان را، پولتان را، منشتان را، حیوانیت و شیطان را عبادت می‌کنید. این چیزهایی که شما عبادت می‌کنید من عبادت نمی‌کنم.

دسته‌بندی دشمنان و جاهلان

مؤمن در مسیر با مانع روبروست. یک عده از چند تا گروه هستند تقسیم کرده در قرآن. بعضی‌ها کافر هستند، بعضی‌ها منافق هستند و مشرک. بعضی‌ها هم مردم عادی هستند که جاهل هستند، مستضعف هستند. نسبت به مستضعفان این بنده خدا باید آگاه بشود ولی نسبت به کافر نه. جنگ همیشگی انسان با منافقین و کفار هست. مؤمن درگیر هست با کسانی که در جبهه خودش هستند اما منافقند، تظاهر می‌کنند به اینکه ایمان دارند. (وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ) اینقدر اینها ناآگاهند به قول قرآن کم‌شعور هستند، بی‌شعور هستند که می‌گویند ما مصلح هستیم. (وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا کَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ کَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لکِنْ لا یَعْلَمُونَ) وقتی به آنها می‌گوییم ایمان بیاورید مثل بقیه مردم مؤمن باشید، می‌گویند اینها که همه سفیه هستند. مردم که اصلاً سواد ندارند. مردم که نمی‌فهمند. اینها عوامند. مردم که اینطوری هستند. اینها که بی‌سوادند. اینها که یک ذره کلاس می‌گذارند مردم را تحقیر می‌کنند. می‌گویند اینها که حالی‌شان نیست. اینها اگر عقلشان می‌رسید نماز می‌خواندند. اینها شعورشان نمی‌رسید دینداری. همه‌اش مردم را تحقیر می‌کنند. می‌گویند ما مثل اینها ایمان بیاوریم؟ ما یکی مثل اینها بشویم؟ (أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ) قرآن می‌گوید اینها خودشان سفیه هستند، خودشان احمق هستند (وَ لکِنْ لا یَعْلَمُونَ) نمی‌فهمند که احمق است، نمی‌فهمند ناآگاه است. ببین قرآن چقدر قشنگ و مؤدب حرف می‌زند. ادب را از خدا آدم باید یاد بگیرید. نمی‌گوید این دروغ می‌گوید، می‌گوید آنها سفیه هستند من عاقلم. خدا نمی‌گوید این دروغ می‌گوید، می‌گوید (وَ لکِنْ لا یَعْلَمُونَ) نمی‌داند، آگاهی ندارد. چی را نمی‌داند؟ خودش را نمی‌شناسد. اگر خودش را بشناسد آنوقت همه چیز را می‌فهمد. واقعاً نسبت به خودش جاهل است. اگر خودش را می‌شناخت این حرف را نمی‌زد. اگر خودش را می‌شناخت نمی‌گفت من مصلح هستم و می‌خواهم اصلاحات انجام بدهم. وقتی به آنها می‌گوییم افساد نکن این گروه منافقین هستند.

انواع کفار و دشمنان

یک گروه کفار هستند. کفار وضعیتشان فرق می‌کند. کافر کسی است که می‌پوشاند. کافر هست یعنی می‌گوید الله نیست، دین نیست، پیغمبر، چه دوغی چه کشکی چه آخرتی چه کسی رفته چه کسی آمده. همین حرفهای اینطوری، عقیده و آرمان را می‌پوشاند. کافر یعنی پوشاننده. این کفار هم به سه دسته تقسیم می‌شوند. دسته اول کسانی هستند که دنبال قدرت هستند. به آنها طاغوت می‌گویند. قدرتمندان، سلاطین، سلطه جهانی، استکبار جهانی، صهیونیست جهانی، امپریالیزم جهانی، اینها چه هستند؟ طاغوت‌ها هستند. دسته دوم کسانی هستند که پولدار و ثروتمند هستند. به آنها ملأ می‌گویند. دسته‌های پشت صحنه، سرمایه‌داری جهانی، پولدارها، سرمایه‌دارهای یک جامعه که همیشه کمترین مصرف را برای جامعه دارند و بیشترین توقع و انتظار و غر و نق را دارند به تعبیر علی(ع) در جامعه. کفاری که فقط با ثروت کار می‌کنند به آنها ملأ می‌گویند. ثروتمندها، پولدارها، سرمایه‌دارها از کفار اینها هستند که در دنیا کم نیستند مثل صهیونیست و یهودی‌های آنچنانی. دسته سوم از کفار به آنها مطرف می‌گویند. اینها لذت‌طلب هستند. گروه‌های هنری‌ها، و بزن و برقص‌ها و موسیقی‌هایشان و فسادهایشان و سِکسِشان و یک گروه اینطوری هستند که اینها فقط در سکس و هنر و خوانندگی و آوازه‌خوانی و موسیقی و انواع سازها و موسیقی‌ها و سبک‌های موسیقی و اینطور چیزها کار می‌کنند. یعنی فسادهای جنسی، فسادهای اخلاقی را توسعه می‌دهند. به اینها مطرف می‌گویند. پس ما با سه گروه کافر روبرو هستیم. در ارتباط با قدرت به آنها طاغوت می‌گویند. در رابطه با ثروت به آنها ملأ می‌گویند و در رابطه با لذت به آنها مطرف می‌گویند.

جنگ اصلی مسلمانان و مؤمنین

جنگ اصلی مسلمان‌ها و مؤمنین با این دسته‌ها هست. آنها دشمن هستند، عدو هستند. عدو یعنی کسی که به تو تجاوز می‌کند. تجاوز به حریم تو می‌کند. نمی‌خواهد تو آرمان‌ها را نگه داری. نمی‌خواهد تو انسان‌ها را به هدایت جاودانه‌شان برسانی. نمی‌خواهد تو انسان‌ها را به سعادتشان برسانی. نمی‌گذارد که ایتام با پدر اصلیشان و خانواده اصلیشان آشنا بشوند. نمی‌خواهد خودهای عقلی و فوق عقلی مردم رشد بکند و مردم را همیشه اینطوری دوست دارند یعنی حس و لذت، توهم، و وهمیت، خشونت و سکس. الان شما در فیلم‌های غربی نگاه کنید و فرهنگ غرب وقتی آنجا وارد می‌شوید همین را می‌بینید. سکس و خشونت، پول، سرمایه، مصرف، تجملات، خوردن، خوابیدن، اقتصاد، همین مسائل. خبری از عقلانیت‌ها، اخلاق، و فوق اخلاق و عقلانیت نیست. خبری از فوق عقل نیست. خبری از عشق به الله نیست. دینی هم که دارند یک دین شرک‌آمیزی درست کردند دادند دستشان که هیچ خاصیتی ندارد. اگر اخلاقی هم در آنها تعریف شده به خاطر این هست که می‌خواهند تجاوز به خودشان زیاد نشود و یک نظام پلیسی خیلی محکمی را درست کردند که شخص جرأت نمی‌کند چراغ قرمز رد بشود. جرأت نمی‌کند سبقت بگیرد. چون قوانین فوق‌العاده آهنین و سخت است. مثل ما نیست که متأسفانه جرم را آمدیم بهایش را در کشورمان کم کردیم. آنجا در بعضی از کشورها که من بودم شما بعد از سه بار جرم برای همیشه از رانندگی تا آخر عمر محروم می‌شوید. بعد از سه بار جرم برای همیشه می‌گویند این شهروند شهروند مضری هست. اینقدر قوانینشان خشن است. اگر اینطوری باشد کسی جرأت نمی‌کند. می‌گوید من سه تا جرم داشته باشم سه بار در پرونده‌ام برود. لذا مجبور است رعایت بکند.

برخورد با کفار و ائمه کفر

پس ما با اینها طرف هستیم. اینها را هر چقدر ما می‌توانیم باید همانطور که خدا نگاه می‌کند، پیغمبر به کفار نگاه می‌کرد. باید بیاییم خیلی از اینها از کفار افراد مستضعف هستند. مردم و توده کفار افراد مستضعف هستند. ما نباید نسبت به اینها کینه داشته باشیم. قرآن فقط کینه یک گروه را می‌گوید در دل داشته باشید. آنهایی که اتمام حجت به آنها شده و ائمه کفر هستند (فَقاتِلُوا أَئِمَّهَ الْکُفْرِ) امامان کفر هستند. یعنی این (صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَرْجِعُونَ) اصلاً این دیگر برنمی‌گردد. این امکان ندارد برگردد. این تمام هویت خودش را در مخالفت با دین و با الله می‌بیند و الا ما کسانی داشتیم از علما، از علمای وهابی، از کشیش‌های بسیار تند علیه شیعه، علیه اسلام که با چند تا برخورد علمای ما شیعه شدند. با چند تا برخورد خوب، با چند تا بحث، بیایید با هم صحبت بکنیم. چرا با هم بجنگیم؟ بنشینیم با هم گفتگو بکنیم. وقتی زبان گفتگو باز است جنگ چیست؟ فحش و توهین چه معنا دارد؟ با هم صحبت می‌کنیم. اینطوری شده کسانی که بسیار علیه اسلام کار کردند، علیه شیعه کار کردند بعد از چند تا برخورد مسلمان شدند، شیعه شدند. شما نگاه کنید الان روز به روز چقدر پیروان مذاهب دیگر دارند مسلمان می‌شوند. یک زمانی کافر بودند. نباید با اینها انسان خشن، بی‌ادبانه، بی‌اخلاق برخورد بکند. باید اینها را دوست داشته باشید و به آنها فرصت بدهید خودشان با خودشان آشنا بشوند.

کوتاهی ما در تبلیغ دین

و اساساً همان که عرض کردم باطل در جایی رشد پیدا می‌کند که حق کوتاه آمده باشد. اگر ما الان در دنیا این همه کافر داریم، اگر در دنیا این همه یتیم داریم که نسبت به اصل خودشان یتیم هستند، اینها به خاطر ضعف‌های ماست. به خاطر کوتاهی است که ما در حق اهل بیت کردیم، در حق امام زمان کردیم. ما وظیفه‌مان بوده که خودمان را جهادی بار بیاوریم. یک لشکر فرهنگی بشویم و در دل دشمن نفوذ بکنیم که راه‌ها همین است. یعنی مهمترین راهی که شما می‌توانید ایتام را با اهل بیت آشنا بکنید این هست که بروید در آنها نفوذ بکنید و تبلیغ بکنید. قبلاً این سفرهای تبلیغی بود الان کمتر هست. الان شما با اینترنت هم می‌توانید نفوذ بکنید. یک سایت قدرتمند بزنید. یک کار ترجمه قوی بکنید. یک فیلم قوی، یک کلیپ قوی، یک کار قوی انسان تأثیر دارد. ما الان یکی از شاگردهایمان که یکی از بچه‌های مؤسسه است. آنجاست در خود آمریکا می‌گفت اینجا چند تا بچه مسلمان یک کلیپ قشنگ از زندگی پیغمبر می‌سازند، نمایش می‌دهند، می‌رود روی سایت، ده‌ها و صدها و هزاران نفر می‌آیند مسلمان می‌شوند. حتی یک آهنگ خوب، یک آهنگ مناسبی که آن شرعیت و انسانیت انسان را بتواند تحریک بکند. یک شعر خوب، غربی‌ها خیلی آنهایی که مسلمان می‌شوند مثل ما بخصوص سنی‌هایشان در فقه آنها این چیزها نیست که این حرام است این حلال است اینطوری نیستند. لذا می‌بینی یک خواننده می‌آید یک خواننده اهل سنت می‌آید مثل سامی یوسف ده‌ها آهنگ شعر با مضمون عالی با آهنگ خوب می‌سازد، مطرب هم نیست. اصلاً هم واقعاً اینها حرام نیست. مناسب مجالس لهو و لعب اصلاً نیست. اینها را نمی‌شود در مجالس فساد به قول حضرت آیت الله جوادی آملی می‌گفت موسیقی‌ای حرام است که مناسب مجلس، کلمه‌ای که ایشان به کار برده کلمه خیلی عجیب و تندی هست. تبهکاران، مناسب مجلس تبهکاران باشد. هر موسیقی که ما نمی‌توانیم بگوییم حرام است. این موسیقی الان می‌تواند فطرت طرف را تحریک بکند. این موسیقی این آهنگ وقتی نواخته می‌شود، زده می‌شود، این فیلم این کلیپ شخص را اشکش را در می‌آورد با آن مضمون زیبایی که هست. تمام عقل و فوق عقل آن را تکان می‌دهد. عشق او را بالا می‌آورد، برتری می‌دهد. این خیلی ارزش دارد. ما در جبهه هنر باختیم. هنوز عقب هستیم. بله موسیقی که مناسب مجلس لهو و لعب است. موسیقی که می‌خواهد توهمات و تخیلات را فقط تحریک بکند. آن هم حیوانی‌اش را از نوع حیوانی‌اش. ما تخیلات و توهمات عقلانی و فوق عقلانی داریم. اگر یک موسیقی بتواند آن قسمت را، من همیشه گفتم ما به تعداد شئون خودمان موسیقی داریم. ما برای عقلانیت موسیقی داریم، برای فوق عقل موسیقی داریم. باید نواخته بشود. باید آنهایی که اهلش هستند نُت‌هایش را بسازند، سازش را بتوانند بزنند. بعد از انقلاب الحمد لله رشد زیادی کرده. موسیقی‌های فطری تأثیرات خیلی زیادی هم گذاشته. اینها که مناسب چهار تا آدم مفسد و تبهکار می‌خواهند جمع شوند دور هم بزنند و برقصند اینطوری نیست. آن سازها و آن موسیقی‌ها و آن مجالس اساساً مشخص هست که حرمتش چطوری هست. قطعاً هم حرام است چون غفلت‌زاست. چون انسان را از خودش خارج می‌کند. انسان را از حقیقت خودش، از هدف زندگی‌اش، از اخلاق، از تقوا، جدا می‌کند. موسیقی‌های آنطوری قطعاً حرام است. نه موسیقی‌های آنطوری رفیقش هم حرام است. ما چرا گیر دادیم به موسیقی، خوراکی‌اش هم حرام است. هر خوراکی‌ای که انسان را از اخلاق جدا کند حرام است. شراب مگر حرام نیست؟ هر چیزی که ضرر داشته باشد. بادمجان برای بعضی‌ها حرام است نباید بخوری. گوجه نباید بخورد. سرخ‌کردنی نباید بخورد. هر چیزی که با ساختار انسان سازگاری نداشته باشد حرام است. موسیقی هم اگر سازگار نباشد و انسان را به غفلت بکشاند حرام است. ولی موسیقی‌ای که به غفلت نمی‌آورد، سر ذوق می‌آورد، انسان را شاد هم بکند چه اشکال دارد. مگر شادی در اسلام حرام است؟ چه کسی گفته اگر کسی خوشش آمد حرام است؟ خوشش بیاید می‌خواهد لذت ببرد. مگر شما پیاز می‌خوری خوشت نمی‌آید؟ سیر می‌خوری خوشت نمی‌آید؟ مگر شما کباب می‌خوری از آن لذت نمی‌بری؟ چه کسی گفته لذت بردن حرام است؟ لذت که حرام نیست. لذت فقط باید از نوع حلال باشد. یعنی با ساختار انسان مضر و ناسازگار نباشد. لذا امام(س) و مقام معظم رهبری فرمودند موسیقی مشترک است. بعضی از موسیقی‌ها خوب است. بعضی‌ها حلال است. بعضی‌ها حرام است. آلات مشترکه ما داریم. بعضی از آلات از آنها استفاده مشترک می‌شود کرد. بعضی‌ها نه. در فیلم، در تئاتر در کتاب در رمان، الحمد لله در این سال‌ها دارد تحولات خوبی اتفاق می‌افتد. ولی باز هنوز ما در این جهت عقب هستیم که بیاییم آن مضامین عالی را، مضامین عالی دینی، مضامین عالی انسان‌شناسی را در قالب سریال‌ها، رمان‌ها، فیلم، کلیپ، و موسیقی‌ها تولید بکنید. شعرها تولید بشود و آن تحولات را ایجاد بکند. یک خانمی از شاگردهای من که در آمریکا بود. می‌گفت من این قطعاتی را که شما به من دادید که من در محل کارم استفاده می‌کردم خیلی از مسیحی‌ها لذت می‌بردند از این مضامین. خیلی خوششان می‌آمد و همین باعث می‌شد توجه به اسلام بکنند و بخواهند اسلام را مطالعه بکنند. حالا الان من ندارم نمی‌دانم اگر فرصت بود شاید احمد آقا داشته باشد. بخش موسیقی‌های آمریکایی که راجع به زندگینامه پیغمبر. اگر کسی الان همراهش هست حتماً بین جلسات نگاه بکنید راجع به اخلاق پیغمبر یک کلیپ ساختند با یک آهنگ خوب اصلاً انسان را متحول می‌کند. انسان نگاه می‌کند که پیغمبر خلقش اینطوری بوده اخلاقش اینطوری بوده.

خودشناسی، راهی برای قیام جهانی

پس ما چون آن آرمان مهدوی را داریم باید تبلیغ بکنیم و کار فرهنگی انجام بدهیم. مردم باید با قرآن با الله در درجه اول با خودشان آشنا بشوند. با حقیقت خودشان. هر کس که با حقیقت خودش آشنا شد الله را می‌شناسد (من عرف نفسه فقد عرف ربه) پس کار فرهنگی و تبلیغی ما در سراسر جهان خودشناسی است. در خودشناسی است که شما می‌توانید قیام درست بکنید. انسان وقتی خودش را شناخت توقعش از خودش دیگر بالا می‌رود از زندگی‌اش. می‌گوید این زندگی حیوانی دیگر به درد من نمی‌خورد. من خیلی بد زندگی کردم. من خیلی پایین و سطحی زندگی کردم. من فقط از زندگی یک شوهر می‌دیدم و با چهار تا بچه و یک خانه و زندگی و مادر شدن، از زندگی یک زن می‌دیدم و یک خانه و زندگی و یک شغلی و کاری و پدر شدن، یک ماشین داشتن و یک تجارت و حالا یک چهار رکعت نماز هم کنارش می‌خواندم. نمازی که در همان بخش حیوانی بیشتر من را تثبیت می‌کرد. می‌فهمد که سرش کلاه رفته.

مفهوم عدالت و ظلم در انسان‌شناسی

حتی یک نکته خیلی مهم که من باید به شما بگویم این هست که ما مفهوم عدالت و ظلم در انسان‌شناسی فرق می‌کند. در انسان‌شناسی حتی اگر الان حکومت اسلامی هست امام دارد می‌گوید دولت اسلامی هست. مثلاً این دولت، می‌گوید اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی اسلام نباشد خائن و خطرساز است. هر چند به مردم خدمت بکند. یعنی در بخش‌های پایینی خدمت بکند. مفهوم ظلم فرق می‌کند. مفهوم خیانت و خطرسازی در انسان‌شناسی فرق می‌کند. اگر شما جلوی رسیدن یک کس را به پدر آسمانی‌اش و امام زمان بگیرید خیانت کردید. ولو در حکومت اسلامی هم دارید برایشان مسجد می‌سازید. دارید به آنها خدمات می‌دهید. رفاهشان را دارید فراهم می‌کنید ولی کافی نیست. چون حق مردم این هست که به امام زمانشان برسند. حق مردم این هست که معلم بزرگ امام زمان داشته باشند. مفهوم ظلم هم تغییر می‌کند. یعنی تحولات جامعه‌شناسی فوق‌العاده زیادی در تحولات سیاسی، اقتصادی، جامعه‌شناسی، روانشناسی، فوق‌العاده زیاد در انسان‌شناسی اتفاق می‌افتد. وقتی انسان شناخته می‌شود. انسان را شما می‌شناسانید. شخص دیگر مفهوم ظلم را می‌فهمد. می‌گوید در خارج از کشور شما بروید این را جا بیاندازید. اگر جا انداختید مردم دیگر با حکومتشان دیگر نمی‌توانند کنار بیایند. مردم با امرایشان کنار نمی‌آیند. مردم با نظامشان کنار نمی‌آیند. این زمینه قیام را فراهم می‌کند. زمینه شورش، انقلاب و نهضت‌ها را فراهم می‌کند. شما وقتی اسلام ناب را شناختید مردم با حکومت‌های ضعیفشان دیگر نمی‌توانند کنار بیایند. لازم نیست ما برویم بجنگیم و فحش بدهیم به این و آن و دعوا و درگیری راه بیاندازیم. شما یک کار فرهنگی خوب در مردم انجام بدهید در هر جایی در دنیا مردم خودشان می‌فهمد که باید چکار بکنند.

نمونه‌ای از تأثیر کار فرهنگی

ما در کشورهای آمریکای لاتین بعضی از شخصیت‌های ما روی بعضی از رؤسای جمهور و سفرا و وزرا کار کردند. حالا من کتابش را هم می‌آورم حضرت آیت الله موسوی لاری(ره) که یک موقع من از آنها سؤال کردم. الان نه بیست و خورده‌ای سال پیش، گفتم شما تا حالا چند نفر را هدایت کردید؟ چند نفر مخاطب دارید؟ اینقدر این مرد گمنام، مظلوم، بااخلاص، بی‌سروصدا و بی‌حاشیه بود که نگو. اینقدر این مرد بی‌حاشیه بود که وقتی برای ارشاد قم یک کتابچه چاپ کرده بود مراکز فرهنگی قم، مؤسسات فرهنگی، مؤسسه ایشان در آن نبود. گفتم چند نفر؟ گفت ده میلیون نفر. یک روحانی، یک روحانی عاشق، تنها، با یکی دو سه تا طلبه که آمده بودند ساعتی با آن کار می‌کردند. این ۲۵ زبان دنیا کتاب‌هایش را به همه جای دنیا رایگان فرستاد. ثروتمندان، پولدارهای شیعه، تجار خوب شیعه، که به قول علی(ع) ثروتمندان یک امت یکی از چهار رکن یک کشور هستند، چهار رکن یک جامعه هستند. این ثروتمندان آمدند پولشان را اینجا گذاشتند. آقا تمام این کتاب‌ها را به زبان‌های مختلف دنیا رایگان می‌فرستاد (وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْواجاً) خیلی از دوستان با من آمدند در آن مرکز، من بردمشان از نزدیک دیدند. چه سفرا، چه وزرا، چه وکلا، چه شاهزاده‌ها، چه اساتید دانشگاه چقدر دانشجو. خیلی جمعیت وحشتناکی را ایشان با کتاب‌هایش متحول کرد. چند تا از کتاب‌هایش رفته بود در زندان‌های آمریکا. این زندانی‌ها گروه کثیری از آنها مسلمان شده بودند. در زندان‌های آمریکا، به همدیگر داده بودند این کتاب‌ها را خوانده بودند بعد نوشته بودند ما الان تعداد زیادی از زندانی‌ها دیگر وقتی فهمیدیم اسلام را شناختیم گوشت خوک نمی‌خوریم، مشروب نمی‌خوریم و چون رژیم غذایی زندان آلوده است ما روزه می‌گیریم. شش ماه است که ما روزه گرفتیم. شیر، بیسکویت و میوه استفاده می‌کنیم که اینها اینقدر زیاد بود. ایشان گفت وقتی من دعوت شدم آمریکا یکی از جاهایی که من را دعوت کردند همین جا بود که آنقدر زیاد شده بود که رژیم آنجا مجبور شده بود برای اینها ذبح اسلامی بیاورد. دیده بود اینها حاضر نیستند بخورند و حاضرند به خاطر دینشان جانشان را هم بگذارند. برایشان رژیم غذایی اسلامی ترتیب داده بودند.

اهمیت فرهنگ در کنار آمادگی نظامی

یک نفر آدم نشسته دارد کار می‌کند. ما اصلاً نیازی به جنگ کردن‌های آنطوری نداریم. از نظر نظامی بله باید آماده باشیم. دشمن اینطوری نیست که ادب داشته باشد، حرمت‌ها را نگه دارد. دشمن به ما حمله نظامی می‌کند. تروریسم، تحریم، حمله نظامی می‌کند. قبلاً کرده. هشت سال به ما تحمیل کردند. زورشان نرسید که ادامه بدهند و الا نابود می‌کردند. الان در سوریه چکار می‌کنند؟ در افغانستان و عراق مگر نیروی نظامی نبردند؟ جاهای دیگر مگر نمی‌برند؟ استکبار زمانی عقب می‌نشیند و حاضر است مذاکره کند که زورش نرسد که حمله نظامی بکند. اگر بتواند حمله نظامی بکند. اصلاً مذاکره نمی‌کند و اگر بتواند حمله نظامی بکند به هیچ وجه کنار نمی‌آید. زمانی کنار می‌کشد که دیگر زورش نمی‌رسد. می‌گوید خب حالا بنشین با هم حرف بزنیم. ما از این جهت باید خودمان را قوی بکنیم و قوی هم می‌کنیم انشاء الله و الحمد لله قوی هستیم. همیشه هم باید بسیج و بسیجی‌های ما تقویت بشوند. مهمترین راهی که نگذاریم کار به خشونت بکشد تقویت بسیج و بسیجیان است. این سر جای خودش تقویت نظامی است. اما آن مسئله مهم و تیر آخر را چه کسی باید بزند؟ همیشه رزمنده حقیقی و پشت صحنه چه کسی است؟ فرهنگ هست. اهل فرهنگ است که باید تیر را شلیک بکنند. آنها باید صدور انقلاب بکنند. فرهنگ را صادر بکنند. بنابراین باز کار دست چه کسی است؟ کار دست مبلغین است. دست نویسنده‌هاست. دست طلاب است. دست اهل فرهنگ است. دست اهل زبان است. دست اهل هنر است. اینها باید کار را انجام بدهند و آن تحول اساسی را ایجاد کنند که در این مسئله ما خیلی ضعیف هستیم.

تجربه آیت الله مصباح و اولیاء خدا در حج

خدا رحمت کند یکی از فضلا آیت الله مصباح می‌فرمود. فرمود ایشان برای من تعریف کردند که به رحمت خدا رفت. می‌گفت من در مسجد منا در یکی از چادرهای منا در حج حالم یکدفعه منقلب شد. زدم بیرون آمدم همینطوری که حالم منقلب بود. یکدفعه یکی این چادرها توجهم را جلب کرد. در را باز کردم رفتم دیدم آقا امام زمان(ع) نشسته در چادر و دارد با هندی‌ها هندی حرف می‌زند. با پاکستانی‌ها پاکستانی حرف می‌زند. با انگلیسی‌ها انگلیسی حرف می‌زند. دارد با همه صحبت می‌کند اینطوری. یک عالم آدم‌های مختلف ریختند دورش دارند از آن سؤال می‌کنند. بعد گفت تا چشمش به من خورد گفت چرا نمی‌روید زبان یاد بگیرید؟ چرا شما کوتاهی می‌کنید که این همه ایتام را بیایید شما دین را به آنها معرفی کنید و به قول یکی از اولیاء خدا می‌گفت من حضرت را که در حج دیدم. گفت به مسئولین جمهوری اسلامی بگویید تا کی می‌خواهند یک مشت کور و کَر را بفرستند بیایند مکه و اینجا این همه انسان میلیون‌ها انسان فرصت هست که هدایت بشوند و شما چرا کاری نمی‌کنید. دیگر از آن سال که همان اوائل انقلاب بود. بعثه امام و الان هم بعثه مقام معظم رهبری خیلی قوی‌تر صدها مبلغ را به زبان‌های مختلف دنیا آموزش می‌دهند و ایام حج آنجا می‌فرستند که با حجاج ارتباط برقرار کنند. کار بسیار قشنگ و خوبی است و خیلی هم تحولات عظیمی را ایجاد کرده. همان بحث بیداری اسلامی از همان کنگره حج بسیار تغذیه شده و فرصت‌های خیلی مناسبی بود.

عشق به مردم تا ابدیت

پس ما عاشق مردم هستیم اما به بلندای ابدیت. باید مردم را به بلندای ابدیت عاشقشان باشیم و دوستشان داشته باشیم و فقط دنیا و رفاه را برایشان نخواهیم. بهشت را هم برایشان بخواهیم. لذا باید برای اینها کار بکنیم اگر بخواهیم به آن هدفمان، هدف اصلیمان و هدف نهاییمان برسیم. پس ما کشف رابطه با مردم را هم به اختصار توضیح دادیم و در ساعت بعدمان که انشاء الله می‌خواهم یک مرور و جمع‌بندی نسبت به این قسمت از بحثمان انشاء الله انجام بدهیم.

خلاصه

خدمت به مردم، موجب رضایت الهی است

از نظر خدای تبارک و تعالی مسئله «مردم» فوقالعاده مهم است و جایگاه بسیار باعظمتی دارد. چون نظام خلقت، یک نظام حق است و بخاطر مردم است. خداوند عزیزترین بندگانش؛ یعنی انبیاء و اهل بیت (ع) را برای هدایت مردم قرار داده است.

«مردم» مثل خود حقیقیمان، عزیز هستند. هیچ وقت نباید چیزی را فقط برای خود بخواهید. اگر کسی جدای از مردم چیزی بخواهد یا داشته باشد، این نشانه ی «خودخواهی» است. باید سعادت، کمال، معرفت و… هر چه که نصیب مان می شود برای مردم هم خواست. معصوم ع فرمود : «آنچه که برای خود می خواهی، برای دیگران هم بخواه؛ و آنچه که برای خودت نمی پسندی، برای دیگران هم نپسند». پس ما باید مردم را مثل جان دوست داشته باشیم.

اینکه مادرمان فاطمه زهرا (س)، زینب کبری (س) و خاندان اهل بیت (ع) آن همه مصائب دیدند، و اساساً در طول تاریخ، تعداد مراجع و علمایی که کشته شدند، به ویژه در انقلاب اسلامی، روحانیون و طلابی که کشته شدند، بیش از سایر رزمندگان اسلام بودند. این ها به آن دلیل است که افق اسلام همان این آیه است که یم فرماید:«وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ؛ و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرو دست‏ شده بودند، منت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم و ايشان را وارث [زمين] كنيم». ( قصص/آیه 5) این همان آرمان الهی و مهدوی است که در مسیر انجام وظائف باید با مردم و برای مردم باشد.
شخصی به امام صادق (ع) عرض کرد: آقا مگر میشود مؤمنی ولایت شما را قبول داشته باشد، ولی فاسق باشد و گناه هم بکند؟ حضرت فرمود: تو چه می دانی شاید او موفق به توبه شد و تو به انحراف کشیده شدی؛ و شاید خدا او را بیامرزد و تو را نیامرزد و بعد داستان «سحره» را می گوید.
سحره، داستان حیرتانگیزی است که حضرت موسی (ع) کاری کرد که آنها را به خودشان برگرداند. یک خود جدیدی را از آنها به خودشان نشان داد و انقلابی در آنها اتفاق افتاد.

«سحره» ساحرانی بودند که تا چند دقیقه پیش می گفتند که ای فرعون! ما را مقرب درگاه خودت قرار بده، گفتند: «آمَنَّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسى‏؛ به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم» (طه/ 70) . بلافاصله فرعون تهدید کرد که شما را به صلیب می کشم و دست و پایتان را به خلاف قطع می کنم. گفتند هر کاری که می خواهی با ما انجام بده. تو هر کاری با ما بکنی ،در همین دنیاست و تحمل آن آسان است.  وقتی که انسان به شهود و به واقعیت می رسد، قدرتش از منهای بی نهایت تا مثبت بی نهایت تغییر می کند. این در لحظه اتفاق می افتد و این ارزش کار برای مردم است.

در اسلام ما یک امت واحد داریم. جالب است که کلمه امت از «ام» می آید، یعنی ما فرزندان یک حقیقت و یک اصل هستیم و کشوری تقسیمبندی نشده است.

ما باید مردم را صمیمانه دوستشان داشته باشیم. چون همه بندگان خدا هستند. همه روح الهی دارند، فرزندان اهل بیت هستند. تقسیمبندی های اقلیمی هیچ ارزشی در روابط انسانی ندارد.

کسی که برایش لبنان، غزه، فلسطین، افغانستان و … مهم نیست. اصلاً انسان نیست، یعنی خودش را واقعاً نمی شناسد. این به هیچ وجه دارای روح انسانی نیست، حتی اگر ادعا کند انسان و مسلمان است.

حضرت علی (ع) به مالک توصیه می کند: مالک مردم یا در دین با تو برادر هستند و یا در خلق با تو شریک هستند. به مردم احترام 

بگذار». حقوق مردم را به او تذکر می داد. پس ما باید از چشم خداوند تبارک و تعالی به مردم نگاه کنیم و از چشم الله، آنها را دوست 

داشته باشیم. 

خداوند نمی خواهد هیچ کدام از بندگانش به جهنم بروند: «وَ لا يَرْضى‏ لِعِبادِهِ الْكُفْرَ؛ خداوند راضی نیست هیچ کدام از بندگانش کافر بشوند» (سوره زمر/آیه7) او دوست ندارد هیچ کدام از بندگانش به جهنم بروند.

رمز برتری انسان بر سایر موجودات این است که او «کون جامع» است، یعنی هستی جامع. با وجود اینکه انسان هم شئون گیاهی دارد؛ هم شئون حیوانی دارد؛ هم شئون عقلی دارد و هم شئون الهی، در بین اینها باید به شئون الهیاش بیشتر احترام بگذارد و آن شان را بیشتر رشد دهد و بزرگ کند. این اختیاری است که خدا به بشر داده است. پس مردم فوقالعاده مهم و با ارزش هستند.
یکی از شیعیان امیرالمومنین (ع) به حضرت گفت: آقا ما آماده ایم: جانمان در خدمت شماست، بیایید قیام کنیم. حضرت فرمودند: آیا شما باهم این طور هستید که وقتی نیاز دارید، دست کنید در جیب همدیگر و پول بردارید؟ گفت: نه. فرمود: پس شما هنوز به آن رشد شیعی نرسیده اید. 

فعالان فرهنگی وظیفه آماده سازی حکومت جهانی را دارند

وقتی انسان خودش را بشناسد، انتظار از خود و زندگیاش ببیشتر شده و به خود می‌گوید: این زندگی حیوانی به درد من نمیخورد؛ تا به حال خیلی سطح پایین و نازل زندگی کرده ام. من از زندگی فقط یک همسر میدیدم و چند بچه و خانه و زندگی و مادر یا پدر شدن و یا ماشین داشتن و تجارت؛ و چند رکعت نماز هم کنارش می خواندم؛ آن هم نمازی که بخش حیوانیت را بیشتر تثبیت می کرد.

نکته خیلی مهم این که مفهوم عدالت و ظلم در انسانشناسی با هم فرق می کند. امام خمینی ره میگوید: «دولت اسلامی اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی اسلام نباشد، خائن و خطرساز است؛ هر چند که به مردم خدمت کند». یعنی در بخشهای پایینی (حسی، خیالی، وهمی و عقلی) خدمت کند. 

اگر مسئولی مانع رسیدن مردم به پدر آسمانی و امام زمانش باشد، خیانت کرده است، حتی اگرمسجد بسازد، و سایرخدمات را  بدهد و برای مردم رفاه فراهم کند.  اسلام خدمات رفاهی بدون کار برای امام زمان ع را  کافی نمی داند، چون حق مردم این است که به امام زمانشان برسند؛ حق مردم این است که امام زمان را داشته باشند. لذا وقتی مردم اسلام ناب را شناختند، دیگر با حکومتهای ضعیفشان نمیتوانند کنار بیایند.
لازم نیست ما برویم بجنگیم و فحش بدهیم به این و آن و دعوا و درگیری راه بیاندازیم. وقتی کار فرهنگی خوب برای مردم در هر جای دنیا که باشند انجام شود، مردم قدر آن را می دانند. پس اصلاً نیازی به جنگ نظامی نداریم؛ هر چند که از نظر نظامی باید آماده باشیم. 

خیلی از توده های مردم کفار، افراد مستضعفی هستند. ما نباید نسبت به آنان کینه داشته باشیم. قرآن فقط کینه یک گروه را میپذیرد که در دل داشته باشیم؛ آنهایی که اتمام حجت با آنها شده و ائمه کفر هستند. قرآن درمورد آنان می فرماید: «فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ= پس با امامان کفر بجنگید». (توبه/آیه 12) یعنی باید با کسانی که تمام هویت خودشان را در مخالفت با دین و الله می بینند، باید مبارزه کرد. 

اما با کسانی همچون علمای وهابی یا کشیشهای مسیحی، درجایی که باب گفتگو باز است، نباید جنگید. حتی باید برخوردهای تند آنان علیه شیعه و اسلام  را تحمل کرد. زیرا برخی از آنان با چند برخورد درست وعلمی توسط علمای ما شیعه شده اند.
وقتی زبان گفتگو باز است، جنگ چیست. فحش و توهین چه معنایی دارد. با صحبت و گفتگو می توان خیلی از افراد را به اسلام دعوت کرد.

این روزها شاهد آن هستیم که بسیاری از پیروان مذاهب دیگر به اسلام روی می آورند. نباید با این ها خشن، بیادبانه و برخلاف اخلاق اسلامی برخورد کرد؛ بلکه باید آنها را دوست داشت و به آنها فرصت داد تا با خودحقیقی شان آشنا شوند.
وظیفه ما این است که خودمان را جهادی بار بیاوریم. یک لشکر فرهنگی شویم و در دل دشمن نفوذ کنیم.  یعنی مهمترین راهی که شما میتوانید ایتام جهان را با اهل بیت آشنا کنید، این است که در دل آنها نفوذ کنید و اسلام را تبلیغ کنید؛ از طریق اینترنت با آنان ارتباط بگیرید و نفوذ کنید، کار ترجمه قوی کنید، فیلم قوی، کلیپ قوی یا یک کار قوی که تأثیرگذار باشد. حتی با یک آهنگ مناسب میتوان انسانیت انسان را تحریک کرد و خیلیها را مسلمان کرد.

از طرفی مهمترین راهی که نباید کار به خشونت برسد، تقویت بسیج و بسیجیان است. این خود تقویت نظامی است، اما آن مسئله مهم و تیر آخر را باید فرهنگ و اهل فرهنگ بزنند که باید تیر فرهنگی را شلیک کنند. آنها باید انقلاب و فرهنگ را صادر کنند. بنابراین کار دست مبلغان و نویسندههاست، دست طلاب است، دست اهل فرهنگ است، دست اهل زبان است، دست اهل هنر و شعر است. اینها باید کار را انجام بدهند و آن تحول اساسی را ایجاد کنند که در این مسئله ما خیلی ضعیف هستیم. 

پس ما عاشق مردم هستیم، اما باید مردم را به بلندای ابدیت دوست داشته باشیم و فقط دنیا و رفاه را برایشان نخواهیم، بهشت را هم بخواهیم.

«برائت و لعن مشرکین و کفار» نیمی از ایمان است

پیامبر ما رحمۀ للعالمین است. هیچ کس عطوفتر و مهربان تر از رسول خدا به مردم نیست؛ اما بیشترین احادیث پیغمبر در باب لعن است. «لعن» بخش مهمی از ایمان است. لعن یعنی دور باد. شخصی که در اسلامش لعن ندارد؛ مثل کسی است که همه چیز را می‌خورد. وقتی که می خواهی بدنت سالم و قوی باشد، هر چیزی را نمی خوری و می گویی میل ندارم. یعنی دور کردن و فاصله گرفتن از آنچه که مضر است.

بیشترین لعن و برائت در خود قرآن است. وقتی می گویی «مرگ بر آمریکا» یعنی «قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُون، لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ؛ بگو ای کافران! هرگز آنچه که شما عبادت می کنید، من نمی پرستم»، یعنی من فقط «إِيَّاكَ نَعْبُدُ= من فقط تو را عبادت می کنم». در حالیکه شما حیوانیت و شیطان را عبادت می کنید. 

کسی که برائت از دشمن نداشته باشد، در واقع خائن به همه مردم است. مگر می شود با مردم دوست باشیم، اما اعلام مرگ و برائت از دشمن مردم نکنیم. 

قرآن دسته بندی های مختلفی از انواع مردم دارد؛ بعضی ها کافرند، بعضی ها منافق و مشرک، برخی هم مردم عادی که جاهل و مستضعف اند.

مؤمن در مسیرخود به سوی الله، با موانع زیادی روبروست. او باید نسبت به مستضعفان آگاه شود ولی نسبت به کافر نه. مؤمن درگیر است با کسانی که در جبهه خودی هستند، اما منافق تظاهر می کند به این که ایمان دارد.

«وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ؛ و چون به ایشان گفته می شود مانند مردم ایمان بیاورید، می گویند: آیا مانند سفیهان ایمان بیاوریم؟ آگاه باش که خود ایشان سفیه اند اما نمیدانند» ( بقره/آیه 13) 

این که قرآن می فرماید اینها خودشان سفیه و احمق هستند، یعنی خودشان را نمی شناسند. این گروه منافقین هستند. 

 گروه دوم، کفار هستند. یعنی کسی است که حق را میپوشاند. این کفار هم به سه دسته تقسیم میشوند: 

دسته اول کسانی هستند که دنبال قدرت اند که به آنها طاغوت می گویند. قدرتمندان، سلاطین، سلطه جهانی، استکبار جهانی، صهیونیسم جهانی، امپریالیزم جهانی، اینها طاغوت ها هستند.

دسته دوم؛ پولدارها و ثروتمند هستند که به آنان «ملأ» میگویند. دست های پشت صحنه ی سرمایهداری جهانی، پولدارها، سرمایهدارهای یک جامعه که همیشه کمترین تولید را برای جامعه دارند و بیشترین توقع و انتظار و غور و نق را دارند. به تعبیر علی (ع) در جامعه، کفاری که فقط با ثروت کار می کنند، به آنها «ملأ» می گویند و این ها در دنیا کم نیستند؛ مثل صهیونیستها.

 دسته سوم کفاری که به آنها «مطرف» می گویند. اینها لذتطلب هستند. گروه های به اصطلاح هنری که اهل بزن و برقص و موسیقی ها و فسادهای آن چنانی هستند. به این ها که فسادهای جنسی و اخلاقی را رواج میدهند، «مطرف» گفته میشود.
جنگ اصلی مسلمانان و مؤمنین با این سه گروه است که دشمن اصلی میباشند.

«عدو» یعنی کسی که تجاوز به حریم می کند. یعنی اجازه نمی دهد تو آرمان ها را نگه داری و انسانها را هدایت کنی تا به سعادتشان برسند، و از همه مهمتر با پدر اصلی و خانواده اصلی شان آشنا شوند. 

موسیقی که فطرت را تحریک می کند، حلال است

هر موسیقی را نمیتوان گفت حرام است. چون برخی از موسیقی ها میتواند فطرت انسان را تحریک کند. گاهی یک موسیقی، فیلم یا کلیپ ؛ با مضامینی زیبا، چنان  اشکآور و اثرگذار می شود که تمام عقل و فوق عقل را تکان میدهد و عشق را بالا میبرد. 

ما در جبهه هنر هنوز خیلی عقب هستیم. موسیقی که مناسب مجلس لهو و لعب است، موسیقی که میخواهد فقط توهمات و تخیلات حیوانی را تحریک کند، حرام است.

ما به تعداد شئون وجودی خود، حتی برای عقلانیت و فوق عقل موسیقی داریم. باید کسانی که اهلش هستند، بتوانند نُتها و ساز های فطری را شناسایی و آنها را ترویج کنند. بعد از انقلاب، موسیقیهای فطری رشد زیادی داشته و تأثیرات زیادی هم داشته که به آنها موسیقی فاخر می گویند.

موسیقیهایی که آدمهای مفسد و تبهکار به دور هم جمع شوند و بزنند و برقصند، قطعاً حرام است؛ چون غفلتزاست و انسان را از خودش، هدف زندگیاش، اخلاق و تقوا خارج می‌کند. 

موسیقیهایی که سازگار با انسان نباشد و فرد را به غفلت بکشاند، حرام است. اما آن موسیقی که نه تنها غفلت نمیآورد، بلکه انسان را بر سر ذوق می‌آورد و شاد میکند، اشکالی ندارد. 

چه کسی گفته «لذت بردن» حرام است! لذت، حرام نیست، فقط باید از نوع حلال باشد. یعنی مضر و ناسازگار با ساختار وجودی انسان نباشد. لذا امام (س) و مقام معظم رهبری فرمودند: موسیقی مشترک است. بعضی از موسیقیها خوب است، بعضیها حلال و بعضیها حرام است. پس جزء «آلات مشترکه» میباشد. 

اما فرهنگ و فیلم های غربی پر است از خشونت، سرمایه، تجملات و … و خبری از عقلانیت و اخلاق در آن نیست؛ خبری از فوق عقل در آن نیست؛ خبری از عشق به الله درآن نیست. دینی هم که دارند یک دین شرکآمیزی است. اگر اخلاقی هم در آنها تعریف شده، بخاطر این است که میخواهند تجاور به خودشان زیاد نشود و نظام پلیسی خیلی محکمی را درست کرده اند که شخص جرأت نکند از چراغ قرمز رد بشود، جرأت نکند سبقت بگیرد. چون قوانین فوقالعاده آهنین و سختی دارند. لذا مردم مجبورند آنها را رعایت کنند. پس ما با اینها طرف هستیم. اینها را هر چقدر ما میتوانیم باید همانطور که خدا نگاه میکند، پیغمبر به کفار نگاه می‌کرد، ما هم ببینیم و تا آنجائی که میشود مضامین عالی دینی و انسانشناسی را در قالب سریالها، رمان ها، فیلم، کلیپ و موسیقیها تولید کنیم تا تحول صورت بگیرد. پس با آرمان مهدوی باید تبلیغ کنیم و کار فرهنگی انجام بدهیم. 

مردم باید در درجه اول با حقیقت خودشان  و بعد با قرآن آشنا شوند تا الله را بشناسد «مَنْ عَرَفَ نفسَه، فقد عَرَفَ ربَّه». مهمترین کار فرهنگی و تبلیغی در سراسر جهان، «خودشناسی» است.

هدایت یک نفر برابر با هدایت کل مردم است 

هر چقدر شما مهرورزیتان نسبت به ناس بیشتر شود، دوستیتان نسبت به ناس بیشتر می شود و تشبه شما به حق تعالی بیشتر خواهد شد. آدم های سخت، کینهای و تند مزاج از خدا دور هستند. لذا من باید سعادت و سلامت را برای همه مردم بخواهم.  دین و اهل بیت (ع) را باید برای همه مردم بخواهیم. آمریکایی ها، اروپائی ها، آفریقایی ها، کشورهای دیگر حق دارند که با اهل بیت که پدر آسمانی آنان هستند، آشنا شوند. خدا اهل بیت ع را برای همه مردم قرار داده است. بنابراین ما به عنوان پیروان اهل بیت  ع و کسانی که از این ثروت برخوردار هستیم و به همین دلیل ثروتمندترین مردم روی زمین هستیم، موظفیم به فقرا رسیدگی کنیم.
امام علی (ع) فرمودند: «لا فَقرَ کَالجَهل؛ هیچ فقری مثل نادانی نیست». فقر فرهنگی خیلی بدتر از سایر فقرهاست. انسان باید به فکر فقرا باشد، به فکر آنهایی که ندارند، باشد و سرمایهگذاری کند تا به آنها هم برسد.
باید مثل بعضی پولدارها باشیم که خوب خرج می کنند؛  ناهار می دهند، شام می دهند، شب ها فضا و امکانی را درست می کنند که بی‌خانمان ها استفاده کنند. به همین ترتیب کسانی که ثروتمند فرهنگی هستند بایدبدانند که نوع خرج کردنشان هم فرهنگی است؛ آنها مؤسسات فرهنگی می زنند، کتاب چاپ می کنند، به زبان های دنیا ترجمه می کنند و برنامههای ماهوارهای درست می کنند، فیلم درست می کنند و…. می خواهند مردم به دین شان آگاه شوند. این کار های فرهنگی، برتر از تلاشهایی است که ثروتمندان فقط به شکم مردم می رسند؛ ثوابش هم با ثواب کارهای شکمی فرق می کند. چنانچه قرآن می فرماید: «مَنْ قَتَلَ نَفْسًا … فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَ مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا= هر کس یک نفر را بکشد،انگار همه مردم را کشته و اگر یک نفر را زنده (هدایت)  کند مثل این است که همه مردم جهان را هدایت کرده است» (مایده ۳۲). دلیل این امر آن است که «همه یک نفر هستند و یک نفر معادل همه است».
امام صادق (ع) فرمود: «من هیچ یک از مخلوقات خدا را ندیدم که یکی از آنها معادل همه باشد، بجز انسان». لذا باید کمک کنیم تا همه مردم را با خانواده آسمانیشان آشنا کنیم. چون همه حق دارند با اهل بیت آشنا شوند. آنها یتیم هستند و ما باید به فکر ایتام آل محمد (ع) باشیم.

پیامبر به امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «لَو یَهدِیَ الله بِکَ رَجُلً واحِدً،خَیرٌ لَکَ مِنَ الدُّنیا وَ ما فیها؛ اگر در زندگی تو یک نفر به دست تو هدایت بشود از همه دنیا برتر است و هر چه که در دنیاست برای تو بهتر است».
پس ارزش دنیا به این نیست که من ماشین آن چنانی، خانه آن چنانی، زندگی آن چنانی، شغل و تجارت آن چنانی، داشته باشم. بلکه ارزش دنیا به این است که آیا از طرف من، بندهای از کفر به ایمان آمده یا نه؛  در اثر فعالیت من، کسی احیا شده یا نه؛ یتیمی به خانواده آسمانیاش رسیده یا نه؛ این غیر از کارهای خیریه دیگری است که ما برای ایتام انجام می دهیم. هر چند آنها خیلی ارزش دارد و باید هم باشد و در جای خودش خیلی محترم است، ولی کار فرهنگی اساساً قابل مقایسه با هیچ کار دیگری نیست. به هیچ وجه نمی شود. 

بنابراین، کار فرهنگی، درس، طلبگی، تبلیغ، معلمی، اصلاً با هیچ کار دیگری قابل مقایسه نیست. نمی شود برایش قیمت گذاشت. انسان در این کار با تمام هدف خلقت شریک خدا و همراه خود خدا می شود. در این مسیر جندالله می شود. سرباز خدا و امام زمان (ع) می شود. این نوع کارها خیلی متفاوت است. پس برای رسیدن به آرمان جهانی باید کار فرهنگی کنیم. 

جملات ناب

  1. خداوند تمام نظام خلقت را به خاطر مردم آفریده و عزیزترین کسانش، یعنی انبیاء، را برای هدایت مردم فرستاده است.

  2. از نظر خداوند، کشته شدن انبیاء، اولیاء الهی و اهل بیت (ع) برای هدایت مردم ارزش داشته است.

  3. آرمان الهی و مهدوی این است که مستضعفین در زمین وارث قرار گیرند و کار ما با مردم و برای مردم است.

  4. مردم مانند جان ما عزیز هستند؛ هرگز نباید چیزی را فقط برای خودمان بخواهیم، بلکه سعادت، کمال، علم و معرفت را برای دیگران نیز آرزو کنیم.

  5. آنچه برای خود می‌پسندی، برای دیگران هم بپسند و آنچه برای خود نمی‌پسندی، برای دیگران هم نپسند.

  6. ما باید مردم را مثل جان خودمان دوست داشته باشیم و برای آنها هدایت، سعادت، سلامت و دوری از گناه را بخواهیم.

  7. هیچ‌گاه خود را بهتر از دیگری نبینید؛ شاید او موفق به توبه شود و شما به انحراف کشیده شوید.

  8. وقتی انسان به شهود و واقعیت وجودی خود می‌رسد، قدرتش از منهای بی‌نهایت تا مثبت بی‌نهایت تغییر می‌کند.

  9. تقسیم‌بندی‌های اقلیمی (عرب، ترک، افغانی، اروپایی و…) هیچ ارزشی در روابط انسانی ندارد؛ ما یک امت واحد هستیم.

  10. کسی که نسبت به آنچه در لبنان، غزه، فلسطین، افغانستان و آفریقا اتفاق می‌افتد بی‌تفاوت است، انسان نیست و روح انسانی ندارد.

  11. امام علی (ع) به مالک اشتر توصیه می‌کند که مردم یا در دین با تو برادرند و یا در خلقت با تو شریک؛ به آنها احترام بگذار.

  12. خداوند نمی‌خواهد هیچ‌یک از بندگانش کافر شوند یا به جهنم بروند؛ اهل بیت نیز دوست ندارند فرزندانشان به انحراف کشیده شوند.

  13. هدف از خلقت انسان این است که با اختیار خودش مسیر کمال را طی کند، حتی اگر این اختیار به او اجازه جنگ با خدا را بدهد.

  14. رمز برتری انسان این است که “کون جامع” است؛ یعنی هم شئون حیوانی، هم عقلی و هم الهی دارد و باید به شئون الهی خود بیشتر احترام بگذارد.

  15. در تفکر فطرت‌گرایی، هر کسی که با او روبرو می‌شوید، “خود تو” هستی؛ بنابراین منت گذاشتن، اذیت کردن یا تحقیر کردن معنا ندارد.

  16. در جامعه اسلامی، مردم همه یکدیگر را از نگاه خداوند می‌بینند و با این نگاه به یکدیگر محبت می‌کنند.

  17. در دوران دفاع مقدس، رزمندگان نه تنها نسبت به خودشان، بلکه حتی نسبت به دشمنانشان نیز برادری و ایثار داشتند.

  18. وقتی پول به فقیر می‌دهید، دستتان را ببوسید، چون دستتان به دست خدا خورده است.

  19. از فقیر تشکر کنید، زیرا او شما را به جایی می‌رساند و درخواست‌کننده، فرستاده خداست.

  20. اگر کسی بدون نیاز و فقط به خاطر خدا به دیدار برادرش برود، تمام گناهانش آمرزیده می‌شود.

  21. آنکه همیشه در ارتباطات پیش‌قدم می‌شود، برای صلح، آشتی و دوستی، به خدا نزدیک‌تر است.

  22. هر چقدر مهرورزی و دوستی شما نسبت به مردم بیشتر شود، شباهتتان به حق تعالی نیز بیشتر می‌شود.

  23. دورترین قلب‌ها از خدا، قلب‌های سخت و خشن هستند.

  24. ما به عنوان ثروتمندترین مردم روی زمین (از نظر فرهنگی و معنوی)، موظفیم به فقرا (فرهنگی) رسیدگی کنیم.

  25. هیچ فقری مانند نادانی نیست؛ فقر فرهنگی بسیار بزرگ‌تر از فقر مالی است.

  26. هر کس یک نفر را هدایت کند، مثل این است که همه مردم جهان را هدایت کرده است، زیرا همه یک نفر هستند و یک نفر معادل همه است.

  27. ارزش دنیا به این نیست که من زندگی مادی آنچنانی داشته باشم، بلکه به این است که آیا از طریق من بنده‌ای از کفر به ایمان آمده یا نه.

  28. کار فرهنگی، درس، طلبگی، تبلیغ و معلمی با هیچ کار دیگری قابل مقایسه نیست؛ در این کار با تمام هدف خلقت شریک خدا هستید.

  29. جهاد در اسلام به خاطر مصلحت است، نه کینه شخصی؛ کینه مقدس از عشق به الله و مردم ناشی می‌شود.

  30. برائت و ولایت دو روی یک سکه‌اند؛ کسی که نمی‌تواند برائت داشته باشد، در واقع خائن به همه مردم است.

  31. لعن یعنی دور کردن آنچه مضر است و فاصله گرفتن از آن؛ یعنی “مرگ بر آمریکا” به معنای نفی بت‌های مادی و شهوانی آنهاست.

  32. جنگ همیشگی انسان با منافقین و کفار است، اما نسبت به مستضعفان و جاهلان باید آگاهی‌بخشی کرد.

  33. قرآن می‌گوید منافقین خودشان سفیه و احمق هستند، اما نمی‌فهمند که احمق‌اند.

  34. کافر کسی است که حقیقت را می‌پوشاند و به سه دسته طاغوت (قدرت‌طلب)، ملأ (ثروتمند) و مطرف (لذت‌طلب) تقسیم می‌شود.

  35. ما نباید نسبت به توده مردم و مستضعفین کفار کینه داشته باشیم، بلکه باید به آنها فرصت دهیم تا با خودشان آشنا شوند.

  36. باطل در جایی رشد می‌کند که حق کوتاه آمده باشد؛ ضعف‌های ما باعث شده این همه کافر و یتیم (معنوی) در دنیا وجود داشته باشد.

  37. مهمترین راه آشنا کردن ایتام آل محمد (ع) با اهل بیت، نفوذ فرهنگی و تبلیغ از طریق ابزارهای نوین است.

  38. یک کلیپ زیبا از زندگی پیامبر یا یک آهنگ خوب با مضمون عالی می‌تواند هزاران نفر را مسلمان کند.

  39. موسیقی حرام، موسیقی‌ای است که مناسب مجالس تبهکاران و غفلت‌زاست و انسان را از حقیقت خود دور می‌کند.

  40. موسیقی‌ای که فطرت را تحریک کند، انسان را به ذوق بیاورد و شاد کند، اشکالی ندارد؛ لذت بردن حلال، حرام نیست.

  41. کار فرهنگی و تبلیغی ما در سراسر جهان، “خودشناسی” است؛ هر کس با حقیقت خود آشنا شود، خدا را می‌شناسد.

  42. وقتی انسان خودش را شناخت، توقعش از زندگی بالا می‌رود و دیگر زندگی حیوانی برایش کافی نیست.

  43. اگر جلوی رسیدن کسی به پدر آسمانی‌اش و امام زمان (عج) را بگیرید، خیانت کرده‌اید، حتی اگر در حکومت اسلامی به او خدمت کنید.

  44. وقتی مردم اسلام ناب را بشناسند، دیگر با حکومت‌های ضعیفشان کنار نمی‌آیند و این زمینه قیام و انقلاب را فراهم می‌کند.

  45. ما عاشق مردم هستیم، اما به بلندای ابدیت؛ باید مردم را به بلندای ابدیت دوست داشته باشیم و بهشت را هم برایشان بخواهیم.

فراداده ها

جایگاه در
درختواره انسان‌شناسی
شخصیت ‌های محوری این جلسه